چالش های ائتلاف راهبردی ترکیه با عربستان

نویسنده: حسین مفیدی احمدی. |

در روزهای اخیر این سئوال که آیا ترکیه در ائتلاف کشورهای عرب سنی با محوریت عربستان برای مقابله با ایران و همچنین واکنش به تحولات یمن، حضور خواهد یافت و یا در صورت حضور، آیا این تصمیم از نظر تحلیل گران تصمیمی راهبردی خواهد بود و یا تاکتیکی. البته عناصری چون نگرانی ترکیه از گسترش نفوذ ایران در منطقه؛  تلاش ترکیه برای نزدیک کردن عربستان به سیاست های منطقه ای این کشور و استفاده از فرصت های اقتصادی همراهی تاکتیکی با این ائتلاف قابل چشم پوشی نیست. با این وجود مهمترین ملزومات ائتلاف راهبردی ترکیه با عربستان، یعنی وجود گفتمانی مشترک و دیدگاهی امنیتی شده نسبت به کشور اصلی ائتلاف رقیب یعنی ایران فراهم نیست. در ضمن به علل مختلف، در آینده شاهد ارتقاء همگرایی و همکاری ایران و ترکیه برای مدیریت بحران های منطقه خاورمیانه خواهیم بود.

 

دیدگاه نسبتا پرطرفداری وجود دارد که معتقد است با توجه به وحشت ترکیه از نفوذ در حال تزاید ایران شیعی در کشورهای منطقه، ائتلاف راهبردی ترکیه با عربستان و کشورهای عضو ائتلاف سنی برای تحدید نفوذ ایران متحقق خواهد شد. مسئله ای که به افزایش منازعه ایران و ترکیه خواهد انجامید. این دیدگاه البته ظاهرا با اظهار نظرهای سرزنش آمیز و بی سابقه رئیس جمهور ترکیه و دیگر مقامات ترک آن هم دقیقا در آستانه سفر اردوغان به تهران در خصوص آنچه که مداخله ایران در امور داخلی کشورهای منطقه خوانده شد، تقویت نیز شده است. 

 

دیدگاه پرطرفدار دیگری نیز معتقد است ایران و ترکیه در مسائل منطقه ای واگرا بوده و خواهند بود و تنها این روابط اقتصادی با اهمیت دو کشور است که از اتحاد کامل ترکیه و عربستان جلوگیری کرده و خواهد کرد. با این وجود به نظر می رسد به دلایل مختلف، همراهی ترکیه با عربستان تاکتیکی خواهد بود و در آینده ارتقاء همگرایی و همکاری ایران و ترکیه برای مدیریت بحران های منطقه دور از انتظار نیست.

 

مهمترین عنصر در احتمال همراهی تاکتیکی ترکیه با ائئلاف به رهبری عربستان را باید در نگرانی ترکیه در خصوص نفوذ فزاینده ایران و گروه های شیعی در منطقه جستجو کنیم. این نگرانی ترکیه ریشه در لایه هویتی متاثر از اسلام سنی این کشور دارد. در ضمن ایران و ترکیه در خصوص نهادهای مناسب نظم جدید منطقه ای بعد از تحولات موسوم به بهار عربی با هم اختلافاتی جدی دارند. 

 

عنصر واجد اهمیت دیگر وجود چشم اندازهای نگران کننده اخیر در حوزه اقتصاد ترکیه است که این کشور را ناگزیر می سازد از سرمایه های مالی عربستان و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس برای رونق بخشی مجدد به اقتصاد خود استفاده کند. به عنوان مثال بر اساس داده های اخیر بانک مرکزی ترکیه، حجم بدهی های بخش خصوصی ترکیه به میزان قابل توجهی افزایش یافته است و بر اساس داده های اتاق صنعت ترکیه، منابع مالی خارجی مورد نیاز ترکیه  به 220 میلیارد دلار رسیده است. هدف دیگر ترکیه در همراهی تاکتیکی با عربستان را باید در تلاش ترکیه برای تغییر سیاست های ضد اخوانی عربستان و همراه کردن آن کشور با راهبرد های خود در سوریه از جمله ایجاد منطقه پرواز ممنوع جستجو کرد. 

 

با وجود نکات فوق، برای حضور راهبردی و بقاء حضور یک کشور در یک ائتلاف، به چیزی فراتر از نگرانی مشترک و یا منافع تاکتیکی کوتاه مدت نیاز است. به نظر می رسد مهمترین ملزومات ائتلاف راهبردی ترکیه با عربستان، یعنی وجود گفتمانی مشترک با این کشور و دیدگاه امنیتی شده ترکیه نسبت به کشور اصلی ائتلاف رقیب، یعنی ایران فراهم نیست.

 

تضادهای گفتمانی ترکیه با عربستان بیشتر به تفسیر از اسلام و نحوه مدیریت بحران های منطقه ای باز می گردد. در حوزه تفسیر از اسلام، بعد اسلامی هویت ترکیه رویکردی نسبتا منعطف دارد و حامل سنتهای صوفیانه و اخلاق سکولار است و از این منظر با هویت اسلامی با رویکردهای کمتر منعطف و بیشتر سلفی عربستان سازگاری زیادی ندارد.

 

در حوزه مدیریت بحران های منطقه ای نیز شاهد آن بودیم که حزب حاکم بر ترکیه بعد از مواجهه با پیچیدگی های تحولات موسوم به بهار عربی تا حدودی از سیاست های میانجی گرانه و دیپلماتیک پیشین خود فاصله گرفت. با این وجود، به جهت درونی شدن برخی از هنجار های اروپایی، سنت برجستگی ابزارهای دیپلماتیک برای مدیریت بحران های منطقه ای  همچنان در ترکیه قدرتمند است. 

 

مسئله قابل تامل دیگر در این حوزه اهمیت حفظ مرزهای سیاسی منطقه و جلوگیری از تبدیل کشورهای منطقه به دولت های مضمحل شده برای ترکیه است. ترکیه کمک به رئیس جمهور قانونی یمن را نیز در راستای جلوگیری از فروپاشی نظام دولت- ملت در این کشور و تبدیل آن به دولتی مضمحل شده می داند که بستر ساز قدرت گیری گروه های جهادی اسلامی در آن می شود. 

 

البته نکته ای که باید مورد توجه مقامات ترکیه قرار گیرد آن است که حمایت لفظی از عملیات نظامی در یمن نیز علاوه بر تضعیف نظام مدیریت بحران منطقه ای، به صورت مستقیم و غیر مستقیم آتش اختلاف ها و تضاد های مذهبی در منطقه را فزونی خواهد داد و ممکن است به شکست راهبرد کلان ترکیه در خصوص درگیر نشدن در نبرد های فرقه ای منطقه شود.

 

اختلافات گفتمانی ترکیه و عربستان در خصوص مدیریت بحران های منطقه ای در نحوه مواجهه این دو کشور با مسئله هسته ای ایران نیز هویدا بود. همانگونه که تلاش ترکیه برای میانجی گری میان ایران کشورهای 1+5 بویژه در سالهای میانی این مذاکرات ثابت کرد، ترکیه علاقمند به بازگشت ایران به مناسبات بین المللی است حال آنکه سیاست عربستان در مواجهه با برنامه هسته ای ایران از همان ابتدا بر منطق موازنه قوا و بر پایه بازدارندگی استوار بوده است.

 

مسئله قابل توجه دیگر آن است که به ویژه بعد از روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه، شاهد روند امنیتی زدایی در روابط ایران و ترکیه بوده ایم. روندی که احتمالا با روی کار آمدن دولت عملگرای آقای روحانی در ایران تشدید شده است. به عنوان مثال روند امنیتی زدایی از روابط دوجانبه سبب گردید با وجود تفاسیر و واکنش های متعارض ایران و ترکیه به تحولات موسوم به بهار عربی به ویژه در مورد تحولات سوریه، تنش در روابط ایران و ترکیه به سطح غیر قابل کنترلی نرسد. از سوی دیگر آنچه که به نبرد شیعه و سنی در منطقه فروکاسته می شود تا حدود زیادی مقوله ای امنیتی و روان شناختی متاثر از روابط تاریخی اعراب و ایران است که در مورد روابط ایران و ترکیه کمتر مصداق می یابد.

 

مسئله واجد اهمیت دیگر ابعاد ژئواکونومیک و ژئواستراتژیک اهمیت ایران برای ترکیه است. به اعتقاد مقامات ترک، تحولات مربوط به مذاکرات هسته ای ایران و قدرت های اصلی نظام بین الملل و با احتمال زیاد توافق نهایی ایران با این قدرت ها، زمینه ساز فرصت های جدید اقتصادی برای ترکیه در بازار ایران، استفاده از خاک ایران برای صادرات کالاهای تولیدی ترکیه به ویژه به منطقه آسیای مرکزی و برجسته تر شدن نقش ترکیه به عنوان هاب انرژی با ورود احتمالی و پرحجم ایران به بازارهای انرژی بین المللی به ویژه در حوزه گاز خواهد بود.

 

در ضمن مقامات ترکیه توافق نهایی ایران و گروه 1+5 را در راستای بازگشت ایران به عرصه بین الملل و همراهی بیشتر این کشور با نظم هنجاری نظام بین الملل تفسیر می کنند. نظمی که ترکیه خود را بازیگری مهم در حفظ آن می داند. در این چارچوب به نظر می رسد علیرغم وجود نظام های حکمرانی متفاوت ایران و ترکیه و وجود تفاسیر متفاوت آن ها از پویش های منطقه ای و جهانی، با خروج گام به گام آمریکا از منطقه خاورمیانه، همگرایی بیشتر ایران و ترکیه برای مدیریت بحران های منطقه خاورمیانه قابل انتظار باشد.



نویسنده

حسین مفیدی احمدی

 دکتر حسین مفیدی احمدی پژوهشگر ارشد مهمان در پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه است. وی فارغ التحصیل مقطع دکتری در رشته روابط بین الملل از دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران می باشد. حوزه مطالعاتی دکتر مفیدی مطالعات ترکیه شناسی و مسائل خاورمیانه است.