اهداف بریتانیا از همکاری امنیتی – دفاعی با چین

نویسنده: جلیل  بیات. |

 بریتانیا با توجه به خروج از اتحادیه اروپا به دنبال آن است که تصویر خود را به عنوان یک قدرت جهانی احیا کند. از این رو، حضور این کشور در منطقه خلیج فارس و همچنین آسیا – پاسیفیک و همکاری نظامی با کشورهایی همچون چین می تواند در این راستا تحلیل شود. 


 روابط بریتانیا و چین از دسامبر 2013 شروع به تغییر کرده است. یعنی زمانی که دیوید کامرون، نخست وزیر وقت بریتانیا، به همراه شش تن از وزرای خود و 120 نفر از نمایندگان شرکت های قدرتمند کسب و کار بریتانیا شامل مدیران اجرائی رولز رویس، BP، رویال داچ شل، بارکلی، HSBC، گلاکسو، ویرجین و غیره به چین سفر کرد. 


کامرون در این سفر از استقبال بریتانیا از سرمایه گذاران چینی خبر داد و گفت: من امروز خجالت نمی کشم که چین در حال سرمایه گذاری در انرژی هسته ای بریتانیا و یا دارای سهام در فرودگاه هیترو، یا آب رودخانه تیمز و یا فرودگاه منچستر است. چراکه من فکر می کنم این امر یک نشانه مثبت از قدرت اقتصادی ما است و به همین دلیل به سرمایه گذاران چینی خوش آمد می گوییم. در ماه سپتامبر 2014 نیز جورج آزبورن وزیر خزانه داری بریتانیا در جریان سفر به چین از ظهور یک دهه طلایی در رابطه چین و بریتانیا خبر داد.

 
همکاری انگلستان و چین در زمینه های مختلفی رو به گسترش است که از آن جمله می توان به موارد ذیل اشاره کرد: نخست، همکاری در زمینه انرژی هسته ای به طوری که قرار است چین به همراه فرانسه اقدام به ساخت یک نیروگاه هسته ای در انگلستان کنند. 


دوم، همکاری در زمینه ارتباطات ریلی به طوری که اخیرا در راستای طرح احیای جاده ابریشم اولین قطار باربری از چین به مقصد انگلستان حرکت نمود. 


 سوم، همکاری در زمینه ارتباطات مخابراتی: هوآوی، یک شرکت ارتباطات زیرساخت چینی است که از نظر سازمان های امنیتی ایالات متحده یک تهدید بالقوه برای امنیت ملی و یک کانال برای جاسوسی به زبان چینی است؛ اما در حال حاضر تامین کننده اصلی خطوط مخابراتی بریتانیا به شمار می رود. 


چهارم، مشاوره و آموزش: انگلستان به چین درباره آموزش برخی از نیروهای حافظ صلح آن کمک می کند و مشاوران متعددی در زمینه های مختلف به عنوان امور مالی، مدیریت زیرساخت ها، آموزش عالی، و مهندسی عمران به چین ارسال کرده است.

 
اما در دو سال اخیر همکاری های انگلستان و چین به حوزه امنیتی – دفاعی نیز گسترش یافته است. در 20 ژانویه 2015 وزیر دفاع چین و رئیس ستاد نیروی دریایی بریتانیا برای ارتقاء روابط بین ارتش های دو کشور با یکدیگر دیدار کردند. وزیر دفاع چین از رویکرد نوآورانه و تعمیق سطح همکاری برای افزایش روابط نظامی میان دو کشور صحبت کرد و رئیس ستاد نیروی دریایی سلطنتی بریتانیا گفت: مبادلات و همکاری بین دو نیروی دریایی برای افزایش درک متقابل و اعتماد مفید است. وی از آمادگی بریتانیا برای تعمیق همکاری های نظامی مشترک با ارتش چین برای مبارزه با تروریسم و کمک به حفظ صلح جهانی خبر داد. 


در 12 آگوست 2015 فیلیپ هاموند وزیر خارجه وقت انگلستان نیز در سفر به چین با یانگ جیچی مشاور ویژه امور خارجی وزارت خارجه چین درباره مسائل امنیتی بین‌المللی و نیز همکاری بین المللی در حوزه‌های مختلف گفتگو کرد.


این دیدارها بالاخره به نخستین گفتگوی امنیتی بلندپایه چین و انگلستان میان منگ جیان‌ جو دبیر دفتر سیاسی و حقوقی کمیته مرکزی حزب کمونیست چین و مارک گرانت مشاور امنیت ملی نخست وزیر بریتانیا در 13 ژوئن 2016 در پکن منتهی شد. در بیانیه پایانی این گفتگو مبارزه با جرایم سایبری و موضوعات وابسته با توسل به مکانیزم گفتگوهای امنیتی پکن-لندن که در راستای تبادل اطلاعات بین دو کشور صورت می گیرد، از موارد مورد توافق در این گفتگو خوانده شد. 


از سوی دیگر طرفین برای ایجاد سازو کاری که ضامن امنیت شهروندان، هیات های دیپلماتیک و منافع اقتصادی آنها در خارج از کشور باشد نیز به اتفاق نظر رسیدند. همچنین تلاش برای حصول توافق بر سر دغدغه های مشترک از جمله سوریه، عراق، افغانستان و برخی دیگر از مسائل جهانی و منطقه ای از موارد قید شده در  توافق پکن – لندن بود. 


همچنین دومین گفتگوی امنیتی بلندپایه چین و انگلستان میان دبیر دفتر سیاسی و حقوقی کمیته مرکزی حزب کمونیست چین و مشاور امنیت ملی نخست وزیر انگلستان در 17 فوریه 2017 در لندن برگزار شد. در این دیدار دو طرف درباره مبارزه با تروریسم، امنیت سایبری، مبارزه با جرایم سازماندهی شده و موضوعات دیگر به بحث و مشورت پرداخته و پیرامون مساله امنیت بین المللی و منطقه ای و مبارزه با تهدیدات تروریستی، مبارزه با قاچاق انسان، تقلب مخابراتی، جرایم مالی و غیره به توافق رسیدند. طرفین توافق کردند دور بعدی مذاکرات در پکن حدود یک سال بعد انجام شود. 


اگرچه یکی از موضوعات موردنظر در گفتگوهای امنیتی سطح بالا میان انگلستان و چین موضوع بحران های منطقه خاورمیانه و از جمله بحران سوریه بوده اما باید توجه داشت توافق صورت گرفته در این باره عمدتا معطوف به رعایت و اجرای قطعنامه های شورای امنیت می شود (که قبلا هر دو کشور به آنها رای مثبت داده اند) و فاقد طرح جدید یا همکاری خاص میان دو کشور است. در قطعنامه های مشترک صادره دو کشور درباره سوریه نیز آنها عموما به موضوع مبارزه با تروریسم، وضعیت انسانی در سوریه و لزوم کمک های فوری از سوی سازمان ملل و پایان دادن به درد و رنج مردم سوریه و غیره تاکید می کنند. 


از سوی دیگر با توجه به تجربه ای که تاکنون از چین وجود دارد بعید به نظر می رسد این کشور در موضوعاتی که نوعی دوقطبی میان آمریکا و متحدان آن از یکسو و روسیه از سوی دیگر شکل می گیرد موضعی آشکار گرفته و در یک سمت قرار بگیرد. به خصوص آنکه بحران سوریه برای چین از اهمیتی استراتژیک برخوردار نیست و نقش آفرینی این کشور به دلیل جهانی بودن بحران و جهانی بودن نقش چین به واسطه حضور در شورای امنیت سازمان ملل است. بنابراین همکاری انگلستان و چین در بحران سوریه به همان قطعنامه های شورای امنیت متوقف خواهد ماند. 


بر این اساس، به نظر می رسد اکنون انگلستان به تدریج به بهترین دوست غربی چین تبدیل می شود. انگلستان اولین کشور اروپایی بود که به بانک سرمایه گذاری زیرساخت آسیا که با حمایت چین راه اندازی شده است پیوست و راه را برای استرالیا، فرانسه، آلمان، ایتالیا، کره جنوبی، و دیگر متحدان نزدیک آمریکا برای پیوستن به این بانک و تهدید موسسات مالی غربی مانند بانک جهانی باز کرد. 


درباره اهداف بریتانیا از گسترش روابط با چین و به خصوص در زمینه امنیتی و دفاعی می توان سه دلیل آورد. نخست، کسب منافع اقتصادی؛ بریتانیا در حال حاضر یک ذینفع بزرگ از رشد اقتصادی چین در سه دهه گذشته محسوب می شود و ادامه رابطه با چین در جهت منافع ملی بریتانیا است. چین به دومین شریک وارداتی بریتانیا پس آمریکا تبدیل شده است. در پنج سال اخیر انگلستان به بزرگ ترین کشور در اروپا برای سرمایه گذاری مستقیم خارجی چین تبدیل شده است و بسیاری از بانک های چینی اجازه تاسیس شعبه در لندن را پیدا کرده اند. از سوی دیگر منطقه آسیا و اقیانوس آرام سرزمینی وسیع با کشورهای متعدد و 60 درصد از جمعیت جهان است که حجم اقتصادی و تجاری آن برابر با نیمی از کل جهان می شود. لذا حضور در این منطقه یک موقعیت استراتژیک مهم در جهان محسوب می شود. در سال های اخیر، توسعه منطقه آسیا و اقیانوس آرام به طور فزاینده ای توجهات را به خود جلب کرده است و آن را به پویاترین و با قدرت بالقوه در جهان تبدیل کرده است. از این منظر بریتانیا با قدرت نمایی و نیز بازی با کارت کسب و کار و همکاری های اقتصادی و تجاری، در تلاش برای به دست آوردن منافع بزرگتر در منطقه آسیا و اقیانوس آرام است. 


دوم، حفظ ثبات و امنیت جهانی، برخی این دیدگاه را مطرح کرده اند که هدف بریتانیا از افزایش همکاری های امنیتی و دفاعی با چین نوعی ایجاد ارتباط میان آمریکا و چین است. در واقع اگر در گذشته بریتانیا به عنوان یک رابط بین آمریکا و اروپا خدمت کرده است، لندن قصد دارد در حال حاضر چنین نقشی را در رابطه با چین و آمریکا ایفا کند. لذا با توجه به ارتباط بریتانیا با آمریکا، اگر وضعیت امنیتی در آسیا و اقیانوسیه و به خصوص در دریای جنوبی چین رو به وخامت بگذارد، احتمالا بریتانیا می تواند آمریکا و چین را پای میز مذاکره بیاورد و بدین طریق مانع از افزایش تنش در سطح منطقه و جهان شود. 


سوم، ارتقای پرستیژ سیاسی و ظاهر شدن به عنوان بازیگری موثر در سطح اول بین المللی: به نظر مقامات بریتانیا، مشارکت بیشتر در امور آسیا و اقیانوسیه قبل از خروج از اتحادیه اروپا، به خصوص یک نمایش از قابلیت و نگهداری از حضور نظامی، نه تنها منافع این کشور همچون رابطه ویژه آمریکا و بریتانیا را تحکیم می کند، بلکه می تواند همچنین از آن برای ساخت تصویر یک "قدرت جهانی" استفاده کرد. منطقه آسیا و اقیانوس آرام به عنوان منطقه ای که شاهد سریع ترین رشد و توسعه در جهان امروز بوده می تواند سنگ محک درستی برای آزمون نفوذ قدرت های بزرگ محسوب شود. لذا گسترش نفوذ در آسیا و اقیانوسیه به خصوص در زمینه های نظامی، وسوسه ای قوی برای قدرت های قدیمی همچون انگلستان است. 


بنابراین با توجه به موارد مطرح شده می توان این نتیجه را گرفت که از اهداف مهم انگلیس از همکاری با چین در ابعاد مختلف احیای تصویر این کشور به عنوان یک قدرت جهانی به خصوص با توجه به خروج از اتحادیه اروپا است.

 



نویسنده

جلیل بیات

جلیل بیات پژوهشگر مهمان در پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه است. وی دانشجوی دکتری رشته روابط بین الملل در دانشگاه تربیت مدرس می باشد. حوزه مطالعاتی آقای بیات مسائل خاورمیانه و سیاست خارجی قدرت های بزرگ می باشد.