افغانستان آمريكا زده

نوع مطلب: مقاله

 

 

 تاريخ سياسي معاصر افغانستان، سيماي مكشوف از ايدئولوژي «سوسياليسم» شرقي (روسي) و سراب سرمايه‌داري غربي (آمريكا) است. ابتدا به زور اسلحه اين كشور را اشغال و طبقه وابسته به مسكو را در آن حاكم كرد كه با باورهاي ديني و فرهنگي مردم افغانستان در تضاد بود، ليكن اتحاد جماهير شوروي فرو پاشيد و در اولين گام، رهبران روسيه جديد مجبور به خروج از افغانستان شدند. ديري نپاييد كه حاكميت سوسياليستي شرقي(روسي) در افغانستان سرنگون شد و از درون جنگي داخلي و خونبار، افغانستان تحويل «طالبان» به رهبري «ملاعمر» شد. فاجعه دوران حاكميت طالبان در يك كلمه يادآور تفكر خوارج در تاريخ اسلام است كه سيطره ترور را در سراسر كشور رسميت بخشيد. اين سيطره چنان فراگير شد كه فقر و آوارگي و تضاد قومي و مذهبي را براي مردم افغانستان به ارمغان آورد.

 

در مرحله بعد (آمريكا) با پيام «دمكراسي و رفاه» به افغانستان لشكركشي نظامي كرد و از هوا و زمين كشور را به اشغال خود درآورد. اكنون نزديك به 19 سال است كه افغانستان در اشغال و گروگان آمريكاست. در اين مدت طولاني فقر، آوارگي، تضاد بي‌رحمانه طبقاتي و فاجعه ناامني سراسري محصول اشغال آمريكا در افغانستان است. ترامپ در دوران مبارزه انتخاباتي، افغانستان را نمونه‌اي از فاجعه سياست احمقانه كاخ سفيد و رؤساي جمهوري آن ناميد. او به مردم آمريكا گفت، ببينيد ما در افغانستان ميلياردها دلار هزينه كرديم، جان بسياري از آمريكايي‌ها در اين كشور از دست رفت؛ در حالي كه محصول آن جز شكست همه‌جانبه براي ما نبوده است. اكنون بعد از هفت دور مذاكره با طالبان كه مديريت آن را يك افغاني آمريكايي (زلماي خليل‌زاد) از سوي ترامپ به عهده دارد. آمريكا مي‌خواهد، همچون روسيه از افغانستان فرار كند و كشور را تحويل طالباني دهد كه زماني رؤساي جمهوري آمريكا مي‌گفتند، طالبان و القاعده دو تشكل تروريستي در هم تنيده‌اند كه اولي را «ملاعمر» و دومي را «بن‌لادن» رهبري مي‌كند.

 

در سال 2001، هنگامي كه افغانستان به اشغال نظامي آمريكا درآمد، در تهران برخي از نويسندگان سياسي نوشتند كه افغانستان از سوي آمريكا «نجات» يافته است. آمريكا در همسايگي ديوار به ديوار شرقي ايران از آن كشوري نمونه مي‌سازد، تا در برابر انقلاب و جمهوري اسلامي ايران، نمونه بزرگ ديگري از امارات (دوبي) سربرآورد كه سرمايه‌داري و تجارت آزاد از افغانستان كشوري «آباد و آزاد»  خواهد ‌ساخت. اين خيال‌پردازي را سراب سرمايه‌داري غربي (آمريكا) در اذهان بسياري جاي داده بود تا در مقابله با پيروزي انقلاب و جمهوري اسلامي كه گرفتار جنگي همه‌جانبه با صدام با حمايت همه‌جانبه آمريكا و شيوخ حاكم در جنوب خليج‌فارس بود، بستر نويدبخش كشورسازي مدرن در افغانستان از سوي آمريكا را نشان دهد و تجارت آزاد از افغانستان كشوري «آباد و آزاد»  خواهد ‌ساخت. اين خيال‌پردازي را سراب سرمايه‌داري غربي (آمريكا) در اذهان بسياري جاي داده بود تا در مقابله با پيروزي انقلاب و جمهوري اسلامي كه گرفتار جنگي همه‌جانبه با صدام با حمايت همه‌جانبه آمريكا و شيوخ حاكم در جنوب خليج‌فارس بود، بستر نويدبخش كشورسازي مدرن در افغانستان از سوي آمريكا را نشان دهد. اما امروز به روايت همه مراكز اقتصاد سنجي در غرب از جمله صندوق بين‌المللي پول، افغانستان در پايين‌ترين سطح رشد اقتصادي و بالاترين ميزان بيكاري و فقر قرار گرفته است. روزي نيست كه اخبار انفجار، ترور و كشتار اين كشور در صدر گزارش‌هاي رسانه‌ها نباشد كه طالبان يا داعش مسئوليت آن را به عهده مي‌گيرند. در حالي كه آمريكايي‌ها در پايگاه‌هاي نظامي خود در داخل افغانستان مستقرند و اين كودك،‌جوان و پير، زن و مرد افغاني هستند كه قرباني سياست و مديريت آمريكايي‌ها در اين كشورند! شدت و فراگيري تروريسم در افغانستان همزمان با اجراي طرح ترامپ در گفتگو با طالبان در قطر چنان خبرساز شده است كه چند نويسنده در مطبوعات اروپايي نوشته‌اند: هر كشوري كه در اشغال و در سلطه مديريت آمريكاست دو وي‍ژگي بارز دارد؛ ترور و فقرزدگي.

 

از شاخص‌هاي ديگر براي افغانستان آمريكازده بعد از دو دهه اشغال نظامي، گسترش پديده اعتياد و تجارت موادمخدر به‌ويژه ترياك است كه اروپايي‌ها از رشد فزاينده آن خود را گرفتار در بحران بزرگ مي‌بينند. آمارهاي منتشر‌شده از داخل افغانستان و ‌همچنين تجارت قاچاق مواد مخدر از اين كشور بسوي كشورهاي اروپايي نشانه‌هاي فاجعه‌بار دارد. در كنار اين آمارها، جامعه افغانستان دچار چنان شكاف طبقاتي شده است كه اقليت سرمايه‌دار بسيار مرفه در كنار اكثريت مردم فقرزده، بيكاري همراه با آينده‌اي نامعلوم به شدت خودنمايي مي‌كند، آن هم در شرايطي كه ناامني فراگير هم طاعوني براي افغانستان شده است.

 

هدف از نگارش این مقاله بررسي آماري و ارائه ارقام از شرايط كنوني دولت‌ ـ جامعه افغانستان نيست، اما مفيد خواهد بود به چند آماري كه از سوي مراكز رسمي بين‌المللي درباره افغانستان ارائه شده است، توجه كنيد؛

 

الف: طبق گزارش «AP»، نرخ رشد بيكاري درافغانستان بين سال‌هاي 2010 تا 2018 ميلادي، معادل 40درصد از كل جمعيت كشور است. اين رقم در سال 2019 رقمي بالاتر از 54درصد را نشان مي‌دهد! در حالي كه وزارت مهاجرين افغانستان اعلام كرده است،‌7ميليون نفر از شهروندان افغاني به خارج از كشور مهاجرت كرده‌اند.

 

اگرچه اين آمار رسمي است ليكن آمارهاي غير رسمي رقمي بسيار بالاتر از آن را نشان مي‌دهد.

 

ب:‌ مؤسسه صلح و اقتصاد بين‌المللي در سيدني استراليا، نيويورك، لاهه و مكزيكوسيتي در گزارش سالانه خود افغانستان را بعد از سوريه، ناامن‌ترين كشور در جهان ناميده‌اند.

 

پ: در حالي كه 5درصد از جمعيت افغانستان، 40درصد ثروت را در اين كشور در انحصار دارند، اغلب مردم براي درآمد روزي يك يا دو دلار تلاش مي‌كنند و روزگار مي‌گذرانند.

 

ت: تركيب جمعيتي افغانستان شامل 60درصد جوانان و 40درصد سالخوردگان از حدود 30ميليون جمعيت است. برآورد شده است تا 50 سال آينده، جمعيت افغانستان به 80 ميليون نفر مي‌رسد.

 

ج: 100درصد تأمين بودجه نظامي افغانستان از سوي دولت‌هاي خارجي، به‌خصوص آمريكاست؛ در حالي كه مصارف سالانه دولت حدود 7 ميليارد دلار برآورد شده است.

 

چ: 92درصد توليد گندم داخلي است و از سوي كشاورزان افغاني انجام مي‌شود. 80درصد جمعيت كشاورز و دامدارند.

 

هـ: به روايت «يورنيوز» از سال 2017 تا 2019،‌ توليد موادمخدر به‌خصوص كشت خشخاش و توليد ترياك، 87درصد

افزايش داشته است. امسال 328هزار هكتار به كشت و توليد خشخاش (ترياك) اختصاص دارد.

 

افغانستان كشوري است كه ديرينه‌ترين پيوستگي تاريخي و فرهنگي با ايران دارد، افغانستان تنها كشور همسايه ما نيست كه بخشي از تعريف ايران تاريخي و كهن است. متأسفانه ما در رسانه‌هاي خود در سال‌هاي اخير به افغانستان آمريكازده، به‌صورت كشوري فراموش شده نگاه مي‌‌كنيم و فقط به انعكاس خبري محدود از فجايع تروريستي آن هم در صدا و سيما و كمتر در مطبوعات مي‌پردازيم. كشتار و تخريبي كه در اين روزها در افغانستان انجام مي‌پذيرد به‌صورت اخبار و گزارش عادي درآمده است. نمي‌دانم مجامع بين‌المللي دفاع از حقوق بشر در كجاي آن قرار دارند.دست‌هاي ترامپ آغشته به خون هزاران افغاني شده است كه همچنان قرباني اشغال نظامي و امنيتي از سوي آمريكا هستند. اين سوگنامه و جنايت‌هاي ضدبشري در افغانستان آمريكازده، همچنان ادامه دارد.

 

 


نویسنده

ابوالقاسم قاسم‌زاده

ابوالقاسم قاسم‌زاده