دکتر زکیه یزدان‌شناس استادیار روابط بین‌الملل دانشگاه تهران

جنگ رمضان و باز تعریف نقش چین در نظم منطقه ای و بین المللی

نوع مطلب: مقاله

 

 

جنگی که در نهم اسفند ماه سال گذشته با حمله مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران آغاز شد، نه تنها نظم منطقه‌ای در خاورمیانه، بلکه نظم بین‌‌المللی و نقش قدرت‌های جهانی را هم دستخوش تحول کرد. اگر چه چین جزء طرف‌های درگیر در این جنگ نبود، اما این جنگ جایگاه و نقش پکن را به عنوان دومین قدرت اقتصادی جهان و شریک راهبردی ایران متاثر کرده است.

چین از همان ابتدا حملات آمریکا و اسرائیل به ایران را به شدت محکوم کرد. وانگ یی، وزیر خارجه چین دو روز پس از آغاز جنگ حملات آمریکا و اسرائیل به ایران و ترور رهبر یک کشورمستقل را آن هم در میانه مذاکرات ایران و امریکا کاملا غیرقابل قبول و خلاف حقوق بین‌الملل خواند. رئیس‌جمهور شی نیز در بیانیه‌ای مشترک با پوتین این حملات را محکوم کرده و آن را تخطی از حقوق بین‌الملل و هنجارهای روابط بین‌الملل و بر هم زننده ثبات در خاورمیانه معرفی کرد. موضع صریح رهبران چین، پکن را هم اکنون در جایگاه مدافع نظم بین‌المللی جهانی و مقابل واشنگتن به عنوان بر‌هم‌زننده هنجارهای بین‌المللی قرار داده است؛ موضعی که جایگاه سیاسی چین را در سیاست بین‌الملل ارتقا داده و می‌تواند آن را به شریکی قابل اعتمادتر برای بسیاری از کشورها و به ویژه کشورهای جنوب جهانی تبدیل کند.

حمایت دیپلماتیک چین از ایران در دوران جنگ تنها به موضع‌گیری‌های سیاسی محدود نماند؛ در فروردین امسال، بحرین پیش‌نویس قطعنامه‌ای را به شورای امنیت ارائه کرد که در آن در واکنش به محدودیت‌های اعمال‌شده از سوی ایران بر رفت‌وآمد کشتی‌ها در تنگه هرمز از کشورها خواسته می‌شد برای بازگشایی تنگه با توسل به تمامی ابزارهای لازم (از جمله ابزار نظامی) اقدام کنند تا هرگونه مانع بر سر راه آزادی ناوبری بین‌المللی برطرف شود. چین این بار نیز در حمایت از ایران این قطعنامه را وتو کرد. فو چانگ، سفیر چین در سازمان ملل تاکید کرد که این قطعنامه نتوانسته تصویر بزرگتر این درگیری و تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران را ببیند و ریشه‌های بنیادین بحران حاضر را نادیده انگاشته است. بدین ترتیب چین بار دیگر در قاموس یک بازیگر بین المللی مسئول در صحنه جهانی ظاهر شد که با استفاده از جایگاه خود در سازمان‌های بین‌المللی به محکومیت اقدام آمریکا و اسرائیل علیه ایران پرداخت و اجازه نداد اقدامات دفاعی ایران نامشروع قلمداد شود.

در حالی که جنگ آمریکا علیه ایران نتوانست ترامپ را به اهداف اعلامی خود نزدیک کند، اما معادلات بین‌المللی را به شکل قابل توجهی به ضرر آمریکا دستخوش تحول کرد. بنا بر گزارش مرکز مطالعات راهبردی بین المللی، آمریکا طی این جنگ حدود نیمی از مهمات راهبردی خود را مصرف کرده است. به طور مثال، آمریکا در این جنگ حدود 1000 موشک تاماهاک، برابر یک سوم موجودی این موشک‌ها را شلیک کرده که جایگزینی آن بیش از 47 ماه به طول می‌انجامد. همچنین آمریکا بین 190 تا 290 موشک مربوط به سامانه پدافندی ضد موشکی تاد را مصرف کرده که جایگزینی آن بالغ بر 53 ماه زمان نیاز دارد. کاهش ذخایر مربوط به 7 نوع از مهمات حیاتی می‌تواند تاثیری قابل توجه بر کاهش توانایی آمریکا در جنگ‌های احتمالی آتی از جمله درگیری های احتمالی با چین در دریای چین جنوبی و یا بر سر تایوان بگذارد.

این جنگ همچنین زمینه را برای بازتعریف نقش چین در منطقه خاورمیانه و به طور ویژه در خلیج فارس فراهم آورده است. عرصه جنگ بار دیگر به کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس نشان داد که هم‌پیمانی امنیتی با آمریکا نه تنها نمی‌تواند امنیت آنها را تامین کند، بلکه می‌تواند امنیت آنها را به شکل قابل توجهی در معرض خطر قرار دهد. این فضا کشورهای شورای همکاری خلیج فارس را به سوی تنوع‌بخشی هر چه بیشتر به مناسبات امنیتی و اقتصادی خود سوق می‌دهد؛ فرصتی که پکن از آن بهره‌برداری خواهد کرد تا بتواند ضمن پیشبرد منافع خود، نفوذ دیپلماتیک و سیاسی خود را در منطقه افزایش دهد.

احیای روابط دیپلماتیک، سیاسی و اقتصادی میان ایران و همسایگان جنوبی از مهم‌ترین اقداماتی است که آینده نظم در منطقه را تعریف می کند. پکن شریک راهبردی عمده کشورهای دو طرف خلیج فارس است و برقراری ثبات و بهبود روابط میان همسایگان از مهمترین موضوعاتی است که منافع چین را در خلیج‌فارس تعریف می‌کند. در همین راستا رئیس جمهور شی در دیدار با محمد بن‌ زاید در پکن اعلام کرد که چین از کشورهای منطقه در ساخت « خانه‌ای مشترک برای همسایگی خوب» حمایت می‌کند تا «آنها بتوانند آینده و سرنوشت خود را در دستان خود بگیرند». مواضع رئیس جمهور چین حاکی از تمایل این کشور به کاهش نقش امنیتی و نظامی آمریکا در منطقه خلیج فارس است؛ هر چند این موضع نباید با تمایل چین به حضور نظامی پکن در منطقه اشتباه گرفته شود. همانطور که در سال 2023 چین توانست با ابتکار دیپلماتیک به احیای پیوندهای دیپلماتیک ریاض و تهران بپردازد، هم اکنون نیز این کشور می‌تواند با تکیه بر انگاره‌های ابتکار امنیت جهانی چین (Global Security Initiative) به بهبود روابط دوجانبه میان ایران و کشورهای خلیج فارس و یا به شکل‌گیری ترتیبات چندجانبه در قالب نشست‌های ایران، شورای همکاری خلیج فارس و چین کمک کند.

هم اکنون چین مهم‌ترین خریدار نفت ایران است. طبق داده‌های کپلر، بیش از 90 درصد نفت ایران در سال 2025 به چین فروخته شده است. در خلال سفر ترامپ به چین در ماه می و دیدار وی با رئیس جمهور چین، شی جین‌پینگ تصریح کرد که پکن به خرید نفت از ایران ادامه خواهد داد. به گفته رئیس جمهور آمریکا، یکی از مباحث مطرح شده در این دیدار رفع تحریم آن دسته از پالایشگاه چینی بوده است که اقدام به خرید نفت از ایران می‌کنند. کاخ سفید در بیانیه‌ای که پس از سفر ترامپ به چین منتشر کرد مدعی شد که «دو طرف توافق کردند که تنگه هرمز باید برای حمایت از جریان آزاد انرژی باز بماند»، هر چند منابع چینی از انتشار چنین مواضعی در مقطع پس از این سفر خودداری کردند. با این وجود، شی جین‌پینگ در تماس تلفنی با محمد بن سلمان ولیعهد عربستان سعودی صراحتًا از بازگشایی تنگه هرمز دفاع و اعلام کرد: «تنگه هرمز باید برای کشتیرانی عادی باز بماند و این منفعت مشترک کشورهای منطقه و جامعه بین‌المللی است».

چین در سال‌های اخیر به‌طور جدی به سیاست تنوع بخشی به منابع انرژی روی آورده و توانسته سهم سوخت‌های فسیلی را در سبد انرژی مصرفی خود به حدود ۲۷ درصد کاهش دهد. پکن همچنین تلاش کرده با اجرای همین سیاست، وابستگی خود به کشورهای صادرکننده انرژی را کاهش دهد. با این حال، تا پیش از جنگ، چین همچنان حدود ۵۶ درصد از انرژی فسیلی وارداتی خود را از کشورهای خلیج فارس تأمین می‌کرد. از این رو، وابستگی به انرژی خلیج فارس یکی از عوامل مهمی است که می‌تواند موضع چین در قبال تنگه هرمز را توضیح دهد.

اگرچه چین در طول جنگ و پس از آن بارها حملات علیه ایران را محکوم کرده است، اما در عین حال خواستار تعیین تکلیف سریع وضعیت امنیتی تنگه هرمز بوده است. این رویکرد در تأکید مقامات چینی بر ضرورت برقراری آتش‌بس پایدار در منطقه نیز بازتاب یافته است.

نکته مهم دیگر، روابط اقتصادی و تجاری گسترده چین با کشورهای عربی جنوب خلیج فارس است. چین پس از سال ۲۰۱۳ و در پی معرفی ابتکار کمربندراه، سرمایه‌گذاری‌های قابل توجهی در بنادر و مناطق صنعتی برخی کشورهای خلیج فارس، به‌ویژه امارات متحده عربی و عربستان سعودی انجام داده است. راهبرد کلان پکن در منطقه، یعنی مصون‌سازی راهبردی و حفظ روابط دوستانه با همه طرف‌ها، ایجاب می‌کند که چین با در نظر گرفتن منافع شرکای عرب خود از تداوم وضعیت امنیتی پرتنش در تنگه هرمز حمایت نکند. در مجموع، به نظر می‌رسد چین بیش از هر چیز به دنبال ثبات و ایجاد شرایط پایدار برای عبور و مرور دریایی در تنگه هرمز است. در همین راستا، احتمالاً پکن با ترتیبات جدید پیشنهادی ایران و عمان درباره اخذ هزینه خدمات دریانوردی ایمن در تنگه هرمز نیز موافق خواهد بود.

علاوه بر این جنگ اخیر بیش از هر چیز تاب‌آوری ساختاری و نهادی ایران را در معرض آزمونی کم‌سابقه قرار داد. ایران توانست در یک نبرد چهل‌روزه در برابر بزرگ‌ترین قدرت نظامی جهان ایستادگی کند و با وجود از دست دادن برخی از مهم‌ترین فرماندهان سیاسی و نظامی، انسجام نظام سیاسی خود را حفظ کند. در این دوره، سیستم فرماندهی و کنترل نیز بدون اختلال جدی به کار خود ادامه داد و توانست عملیات‌ها را به‌صورت منظم هدایت کند. این تجربه، برای بسیاری از بازیگران خارجی از جمله چین به‌ عنوان نمونه‌ای عملی از ظرفیت تاب‌آوری ایران تلقی می‌شود.

در سوی دیگر، چین نیز طی سال‌های اخیر به‌عنوان اصلی‌ترین رقیب ژئوپلتیکی ایالات متحده با مجموعه‌ای از فشارهای فزاینده مواجه بوده است. تحریم‌های هدفمند، جنگ تجاری، تعرفه‌های سنگین، محدودیت‌های فناوری و تلاش‌های واشنگتن برای مهار زنجیره‌های تأمین چین باعث شده است که تقویت تاب‌آوری ملی به یکی از محورهای اصلی سیاست‌گذاری پکن در سال‌های آینده تبدیل شود. این موضوع در پانزدهمین برنامه پنج ساله چین که به تازگی در کنگره ملی چین تصویب شده نیز مورد تاکید قرار گرفته است. در چنین زمینه‌ای، پرسش کلیدی این است که ایران چه نقشی می‌تواند در افزایش تاب‌آوری چین ایفا کند؟ ایران یکی از معدود کشورهایی است که در برابر فشارهای چندلایه آمریکا دوام آورده و توانسته ساختار حکمرانی خود را حفظ کند. همچنین، ایران در موقعیتی ژئوپلتیکی قرار دارد که می‌تواند مسیرهای جایگزین انرژی، ترانزیت و اتصال منطقه‌ای را برای چین تقویت کند. بنابراین، آینده روابط چین و ایران تا حد زیادی به این بستگی دارد که پکن چگونه تاب‌آوری ایران را به‌عنوان یک دارایی راهبردی ارزیابی می‌کند و تا چه اندازه این تاب‌آوری را قابل استفاده یا قابل ادغام در راهبرد کلان خود می‌داند؟

1.دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد
2.پیام هایی که حاوی تهمت یا بی احترامی به اشخاص باشد منتشر نخواهد شد
3.پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد