آرشیو

تعداد 962

سخنرانی دكتر كیهان برزگر در کنفرانس «مجمع امنیتی خاورمیانه» چین

مزایای چندجانبه‌گرایی منطقه‌ای

نویسنده: کیهان برزگر  |   ۱۰ آذر ۱۳۹۸

دکتر کیهان برزگر، استاد روابط بین‌الملل و رئیس پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه در کنفرانس «مجمع امنیتی خاورمیانه» وزارت خارجه چین و در پنلی مربوط به مزایای چندجانبه‌گرایی منطقه‌ای سخنرانی کرد.

ارزیابی "ابتکار صلح هرمز"

نویسنده: کیهان برزگر  |   ۲۰ آبان ۱۳۹۸

هدف اصلی ارائه طرح «ابتکار صلح هرمز» تاکید بر این نکته است که ایران نیز همانند دیگران از افزایش تنش در منطقه نگران بوده و در تلاش برای سازگار کردن منافع ژئوپلتیک منطقه‌ای و بین‌المللی است.

خیز روسیه به شرق برای مدیریت سیاست جهانی

نویسنده: کیهان برزگر  |   ۲۰ مهر ۱۳۹۸

شانزدهمین نشست سالیانه كلوپ والدای روسیه با عنوان«طلوع شرق و نظم سیاسی جهانی» از تاریخ 30 سپتامبر تا سوم اكتبر 2019 در شهر سوچی برگزار شد. عنوان اصلی و عناوین نشست های تخصصی این كنفرانس سالیانه نشان از توجه ویژه روس ها به اهمیت فزاینده شرق در معادلات اقتصادی و سیاسی جهان بوده است.

چگونه جنگ یمن پرستیژ سعودی‌ها را به چالش كشید

نویسنده: سيدعلی نجات  |   ۱۴ مهر ۱۳۹۸

بارزترین نتیجه جنگ علیه یمن شکسته شدن هیبت نظامی عربستان سعودی است، بطوریكه هم اکنون سعودی‌ها به دنبال یک گریز‌گاه آبرومندانه هستند تا این هیبت بیش از پیش شکسته نشود.

كالبد شكافی یك انتخابات

نویسنده: ابوالقاسم قاسم‌زاده  |   ۲ مهر ۱۳۹۸

آشكارترین نشانه از نتیجه نهایی انتخابات کنست، بن‌بست سیاسی، اجتماعی در اسرائیل است؛ این انتخابات نشان داد كه تضاد سیاسی، اجتماعی ـ فرهنگی و البته فساد اقتصادی در داخل اسرائیل به حد بحران رسیده است.

چرا آیت‌الله خامنه‌ای راه مذاکره با آمریکا را بست؟

نویسنده: کیهان برزگر  |   ۱ مهر ۱۳۹۸

آیت‌الله خامنه‌ای روابط جاری ایران - آمریکا را در قالب «نه جنگ، نه مذاکره» تعریف کرده است. هدف از این سیاست، در کنار تاکید بر تهدید ناپذیر بودن ایران یا مقاومت در برابر سیاست "فشار حداکثری" ترامپ و متحدانش، ایجاد وحدت در رویکرد سیاست خارجی کشور و اقناع جریان‌های سیاسی داخلی کشور در مورد بی‌فایده بودن هرگونه مذاکره با آمریکا در شرایط نابرابر سیاسی بوده است.

ارتباطات در بحران

نویسنده: علی رستمی  |   ۱۰ شهریور ۱۳۹۸

امروزه در فرآیند حرکتی جامعه، همواره مسائل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی به دلیل اثرگذاری بر یکدیگر به شکلی هماهنگ حرکت ميکنند. اما پيچيدگیهای موجود در هر يك از اين مقولات نشان می‌دهد که به رغم همسو بودن آنها، در هر بخش مسائل و مشکلات داخلی و خارجي همواره يكجانبه و بطور فردي مثبت يا منفي نیستند و بنابراین امروزه حتی در سطح داخلی نيز مسايل اين مقولات و متغیر­های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، در ورای خواست‌ها وكنترل‌هاي داخلی منعکس می‌شود زیرا امروزه مقدم بر بحران و مدیریت‌‌های آن در داخل، دیدگاه­‌های تازه­‌ای در سطح جهانی شکل‌گرفته است که از آن تحت عنوان « ارتباطات دربحران» نام برده مي‌شود  و مفهوم ناشي از ان اين مطلب است كه بحران‌ها نمي توانند در سطح داخلي باقي بمانند ومشكل  را نمي توان در اين سطح مديريت و حل كرد .گسترش شبكه هاي ارتباطي اجتماعي و تنوع آنها در يك بحران اجتماعي خود زاينده ارتباطات در بحران است كه همواره مسايل را به سطحي جهاني مي‌کشاند.

افغانستان آمريكا زده

نویسنده: ابوالقاسم قاسم‌زاده  |   ۱۳ مرداد ۱۳۹۸

 تاريخ سياسي  تاريخ سياسي معاصر افغانستان، سيماي مكشوف از ايدئولوژي «سوسياليسم» شرقي (روسي) و سراب سرمايه‌داري غربي (آمريكا) است. ابتدا به زور اسلحه اين كشور را اشغال و طبقه وابسته به مسكو را در آن حاكم كرد كه با باورهاي ديني و فرهنگي مردم افغانستان در تضاد بود، ليكن اتحاد جماهير شوروي فرو پاشيد و در اولين گام، رهبران روسيه جديد مجبور به خروج از افغانستان شدند. ديري نپاييد كه حاكميت سوسياليستي شرقي(روسي) در افغانستان سرنگون شد و از درون جنگي داخلي و خونبار، افغانستان تحويل «طالبان» به رهبري «ملاعمر» شد. فاجعه دوران حاكميت طالبان در يك كلمه يادآور تفكر خوارج در تاريخ اسلام است كه سيطره ترور را در سراسر كشور رسميت بخشيد. اين سيطره چنان فراگير شد كه فقر و آوارگي و تضاد قومي و مذهبي را براي مردم افغانستان به ارمغان آورد.افغانستان، سيماي مكشوف از ايدئولوژي «سوسياليسم» شرقي (روسي) و سراب سرمايه‌داري غربي (آمريكا) است. ابتدا به زور اسلحه اين كشور را اشغال و طبقه وابسته به مسكو را در آن حاكم كرد كه با باورهاي ديني و فرهنگي مردم افغانستان در تضاد بود، ليكن اتحاد جماهير شوروي فرو پاشيد و در اولين گام، رهبران روسيه جديد مجبور به خروج از افغانستان شدند. ديري نپاييد كه حاكميت سوسياليستي شرقي(روسي) در افغانستان سرنگون شد و از درون جنگي داخلي و خونبار، افغانستان تحويل «طالبان» به رهبري «ملاعمر» شد. فاجعه دوران حاكميت طالبان در يك كلمه يادآور تفكر خوارج در تاريخ اسلام است كه سيطره ترور را در سراسر كشور رسميت بخشيد. اين سيطره چنان فراگير شد كه فقر و آوارگي و تضاد قومي و مذهبي را براي مردم افغانستان به ارمغان آورد.