دکتر سیدحسین موسوی رئیس مرکز پژوهشهای علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه
پیمان مکه و الگوهای امنیت منطقه ای
رهبران عربستان، ترکیه و پاکستان روز جمعه ۷ اوت ۲۰۲۶ در مکه پایه های یک پیمان دفاعی مشترک را ریختند. در بیانیه اولیه کنفرانس سران آمده است که حمله به هر عضو پیمان، حمله به اعضاء دیگر تلقی میشود. با آنکه هنوز جزئیات زیادی درباره این توافق و اهداف آن ارائه نشده است، اما تاکید بر بازدارندگی مشترک و همکاری دفاعی پیشرفته عنوان شده است. در عین حال تاکنون سندی که سازوکار این توافق را مشخص کند، ارائه نشده است؛ زیرا در در صورتی که توافق بخواهد الزام حقوقی بیابد ، نیازمند تصویب آن در پارلمانهای این کشورها ست. درحالیکه گزارشی در این باره هم منتشر نشده است. بنابراین زود است که گفته شود این توافق یک پیمان تمام عیار دفاعی است. درشرایط موجود گفته می شود که این پیمان به مسائل پیچیده هند و پاکستان و یا چالشهای ترکیه در مدیترانه شرقی، سوریه، عراق، یونان، قبرس و رقابتهای این کشور با رژیم اسرائیل مربوط نمیشود. بر این اساس، به نظر میرسد ثقل این توافق بر حمایت و دفاع از عربستان مبتنی است.در تحلیل چرایی این پیمان، برخی آن را پاسخ درمقابل فشارهای آمریکا برای عادی سازی روابط با اسرائیل در چارچوب پیمان ابراهیم دانسته اند و برخی نیز آن را حاصل توافقی در آنکارا در حاشیه اجلاس ناتو برای واسپاری امنیت منطقه به کشورهای هم پیمان آمریکا برای مهار قدرت ایران تلقی کرده اند. به نظر میرسد این توافق بیشتر به گسترش همکاریهای سه کشور در حوزه صنایع دفاعی، آموزش نظامی، سرمایهگذاری تسلیحاتی، تبادل اطلاعاتی و نظایر آن توجه دارد تا ایجاد یک پیمان تهاجمی. با توجه به آنکه همین توافق در سال 2015به صورت دوجانبه بین عربستان و پاکستان وجود داشته است، پیوستن ترکیه به آن ، این فرض را تقویت میکند که یک معماری امنیتی با چراغ سبز آمریکا، عمدتاً برای دفاع از عربستان و ساختارهای حیاتی این کشور به ویژه در برابر رویاروییهای خلیج فارس و دریای سرخ، مرزهای عراق در شمال عربستان و مرزهای یمن در جنوب، در حال شکلگیری است.
همچنین به نظر میرسد آمریکا پس از یک دوره زورآزمایی با ایران، اکنون ترجیح میدهد بار جنگهای احتمالی منطقهای را که هر چند وقوع آن ضعیف ولی ممکن است فاجعه بار باشد، بر دوش همپیمانان منطقهای خود نظیر ترکیه، پاکستان و عربستان از یک سو و رژیم اسرائیل از سوی دیگر قرار خواهد داد. آمریکا پس از آنکه از تهدیدات خود به انجام حملات بزرگ به زیرساختهای ایران نتیجهای نگرفت، اکنون به نظر میرسد درصدد است با تشویق کشورهای با قدرت متوسط در منطقه به انجام تعهدات جمعی و با اتخاذ ترتیبات جدید امنیت منطقهای، خود را از پیامدهای ناشی از جنگهای بزرگ در غرب آسیا برهاند و شاید از این طریق فرصتی برای تمرکز برای پرداختن به موضوع چین به دست آورد.به نظر میرسد پیمان مکه درصدد است آرایش جدیدی از توازن قوا و الگوی امنیت منطقهای را به نمایش بگذارد. این الگو افزون بر آنکه با الگوی امنیت منطقهای مورد نظر ایران در رقابت است، برای رژیم اسرائیل هم باعث نگرانی میشود؛ زیرا این رژیم با درکی که از قدرت اسلام سیاسی در منطقه دارد، باید درکنار اسلام شیعی ، نگران قرائتهای اسلام سیاسی اهل سنت نیز باشد. تجربه حماس و جنبش اخوانالمسلمین و افراطگرایی سلفی به اسرائیل آموخته است که نمیتواند به آینده این توافقات خوشبین باشد؛ به ویژه آنکه اسرائیل رقابت و گاه خصومت جدی ترکیه با اسرائیل را در شرق مدیترانه و سوریه و همچنین همکاریهای دفاعی-امنیتی ترکیه با دیگر کشورهای منطقه را نوعی تغییر در موازنه قوا به ضرر خود ارزیابی میکند.
از سوی دیگر، توافق سهجانبه عربستان با ترکیه و پاکستان به نوعی اقدامی برای ترمیم شکست بازدارندگی عربستان و دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس تلقی می شود تا از این طریق خلائی را که در نتیجه شکست راهبردی آمریکا در دفاع از تأسیسات حیاتی و انرژی در خلیج فارس ایجاد شده است، تا حدودی جبران کند؛ تأسیساتی که امروزه بیدفاعی آن بیش از پیش آشکار شده است. پیمان مکه همچنین به گونهای زدن میخ بر تابوت پیمان ابراهیم نیز تلقی میشود؛ زیرا قرار بود که با پیوستن اسرائیل در ترتیبات امنیتی و اقتصادی منطقه، راه عادیسازی روابط کشورهای اسلامی و عربی با اسرائیل هموار شود، اما جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران آشکار کرد که اسرائیل اساساً انگیزه و تمایلی برای دفاع از کشورهای حاشیه خلیج فارس و کشورهای مورد نظر ترامپ برای پیوستن به پیمان ابراهیم ندارد و به نظر می رسد حتی مقابله به مثل ایران هم در صورت بروز جنگ و از بین رفتن زیرساختهای حیاتی این کشورها برای آمریکا اهمیتی ندارد.
احتمالا اکنون برای عربستان آشکار شده است که پیوستن به پیمان ابراهیم و عادیسازی روابط با اسرائیل، نه فقط آوردهای ندارد، بلکه هزینهها و خطر آن به مراتب بالاتر است. اما سؤال مهمتر آن است که آیا پیمان جدید مکه میتواند بالقوه و یا بالفعل برای ایران نگرانکننده باشد؟ پاسخ این سؤال به چگونگی روابط ایران و عربستان بستگی دارد؛ زیرا گمان نمیرود دو کشور پاکستان و ترکیه، روابط دوستانه و همسایگی خود با ایران را وجهالمصالحه چنین پیمانی قرار دهند. عربستان نیز به نظر نمیرسد آماده افزایش تنش با ایران باشد. اما نباید فراموش کرد که ایران با متحدان منطقهای خود چون حزبالله، انصارالله و گروههای عراقی و نیز حماس در یک پیمان منطقهای قرار دارد و حمله به این گروهها را حمله به خود تلقی میکند. اتفاقاً در شرایط موجود گروههای عراقی و یمنی هم ، نیز همچنان درگیر تنش با عربستان هستند.
نتیجه حاصل نشان می دهد که در شرایط فعلی گفتگوهای راهبردی می تواند کمهزینهتر از رویارویی نظامی میباشد و گمان میرود هر سه کشور عضو پیمان در صورت افزایش تنش، رفتارهای تهاجمی را انتخاب نخواهند کرد. این کشورها احتمالاً با بهرهگیری از اهرمهای سیاسی و اقتصادی و یا مقابله به مثل از طریق گروههای نیابتی ممکن است واکنش نشان دهند و محتملترین سناریو در چنین فرضی، فراخوانی برای کاهش تنش و تشویق به گفتگو خواهد بود؛ زیرا ممکن است بازدارندگی مورد نظر پیمان مکه از شکست عربستان جلوگیری کند، اما ثبات پایدار را برای عربستان محقق نخواهد کرد.
از سوی دیگر، به نظر میرسد پس از شکست راهبردی آمریکا و اسرائیل در جنگ با ایران، ظاهراً جمهوری اسلامی ایران تمایلی به ورود به ائتلافها و پیمانهای منطقهای با محوریت دیگر کشورها و یا آمریکا ندارد. الگوی امنیت منطقهای ایران درونزا و خوداتکاست. به عبارت بهتر، ایران پس از پیروزیهای راهبردی تلاش میکند قدرت خود را به عنوان یک واقعیت انکارناپذیر در منطقه تثبیت کند. لذا گمان میرود الگوی ایران برای بازسازی امنیت منطقهای، تفاوت ریشهای با پیمان مکه و یا پیمان ابراهیم خواهد داشت. اما آیا ایران برای ایجاد یک نظام امنیتی جدید حداقل در حوزه خلیج فارس، قصد اعتمادسازی با این کشورها را دارد یا پیمان مکه را به عنوان مدل امنیتی رقیب در مقابل خود و متحدانش تعریف میکند؟ احتمال عمده این که پاسخ این سؤال به چگونگی پیشرفت مذاکرات و تفاهمنامه بستگی خواهد داشت .
عربستان سعودی همچنان تکلیف خود را با ایران روشن نکرده است به عبارتی آیا گمان میکند که چتر امنیتی پیمان مکه میتواند به افزایش توان بازدارندگی این کشور منجر شود؟ آیا تنوع در منابع امنیتی و ایجاد شبکههای مشارکتی میتواند به ارتقا بازدارندگی این کشور کمک کند؟ آیا این کشور انتظار دارد دو کشور پاکستان و ترکیه در صورت افزایش تنش، بیشتر در وضعیت تهاجمی در دفاع از عربستان قرار گیرند؟ به نظر نمیرسد چنین پیمانی به دلایل پیش گفته ظرفیت اقدامات هجومی را داشته باشد. در حال حاضر، توافق مکه میتواند شروعی برای امنیت منطقهای متنوعتر قلمداد شود و ممکن است صرفاً به عنوان یک تعهد سیاسی برای بازدارندگی باقی بماند و هرگز به یک اتحاد نظامی تمامعیار تبدیل نشود.
نویسنده
سید حسین موسوی (رئیس مرکز پژوهش های علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه)
سید حسین موسوی رئیس مرکز پژوهش های علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه است. حوزه مطالعاتی آقای موسوی مسائل خاورمیانه می باشد.