چشمانداز نظم منطقهای پس از خروج آمریکا
سید حسین موسوی، رئیس مرکز پژوهشهای علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه
ارزیابی بیش از سه دهه حضور نظامی آمریکا در غرب آسیا اکنون حاکی از آن است که دیگر این حضور به ارتقا، امنیت منطقه، ثبات و صلح خاورمیانه نه تنها کمک نمیکند، بلکه باعث افزایش تنشها و جنگهای بیشتر در منطقه خواهد شد. شاید زمان آن فرا رسیده باشد که به این حضور پایان داده شود. در ششم آگوست ۲۰۲۶ در مجله فارین افرز مقالهای به قلم مایکل فاکس، از مقامات سابق در دولت بایدن منتشر شد که حاکی از آن بود که حضور آمریکا به ارتقاء امنیت کمکی نمیکند و حتی وجود آنها در کشورهای میزبان نیروهای آمریکایی و همچنین پایگاههای نظامی و تاسیسات حیاتی آن در منطقه را به هدفی هزینهبر و مستقیم تبدیل کرده است. او می نویسد: «هزینه مداخله آمریکا پس از 11 سپتامبر تقریبا 8 تریلیون دلار بوده است، در سول سالیان در جنگهای خاورمیانه ۳ میلیون آمریکایی شرکت داشتهاند، در آن 15 هزار پرسنل نظامی و پیمانکار آمریکایی کشته شده و 1.8 میلیون نفر نیز دچار معلولیتهای مختلف شدهاند. در عین حال مردم در منطقه هم بهای سنگینی پرداختهاند و در این راه بیش از ۹۴۰ هزار نفر کشته دادهاند، همچنین میلیونها نفر نیز به دلیل هرج و مرجهای ناشی از این مداخلات به اشکال مختلف جان خود را از دست دادهاند و بیش از 3۸ میلیون نفر آواره شدهاند. این نویسنده دولتهای متوالی در آمریکا را برای این اوضاع خواستار خروج کامل نیروهای آمریکایی از خاورمیانه پس از پایان جنگ با ایران میباشد.
فاکس استدلال میکند که جنگ اخیر با ایران ثابت میکند که حضور نظامی آمریکا به خاطر محافظت از متحدان واشینگتن در خلیجفارس نیست، بنابراین سپس پیشنهاد میدهد ترتیبات امنیت منطقهای باید به رهبری خود کشورهای منطقه تأمی شود. سوال مطرح از سوی تحلیلگران غربی آن است که در صورتی که خروج آمریکا و نیروهای نظامی آن از منطقه خلیجفارس تأمین شود، دورنمای وجود یک خلاء راهبردی چگونه پر خواهد شد. بدیهی است پاسخ این سوال برای ایالات متحده آمریکا نسبتاٌ دشوار است زیرا اکنون خلیجفارس در میانه جنگی قرار دارد که چشماندازهای قبلی را تضعیف کرده و آینده را در ابهام قرار داده است. بدیهی است در این دوره گذار آشفته نه فقط آمریکا بلکه همه کشورهای منطقه را با چالش دوگانهای روبهرو کرده است. باید میان مقابله با ریسکهای ناپایدار فعلی و افزایش تنش و یا ایجاد فرصتهای دیپلماتیک برای وضعیت باثباتتر و کاهش تنش یک انتخاب صورت گیرد.
در هر حال نظم پیشین در حال فروپاشی است، اما نظم جدیدی هم بهعنوان جایگزین همچنان دور از دسترس است. خاورمیانه در حال گسست از نظمی است که دههها تحت سلطه آمریکا بوده است. بنابراین فروپاشی این نظم تنها کمتر از یک دهه است که آغاز شده و پس از طوفان اقصی در 7 اکتبر 2023 سرعت بیشتری یافته است و حتی در جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران شکست نظم آمریکایی بهخوبی آشکار شده است. اکنون نشانههای این گسست را میتوان در خروج آمریکا از عراق و شاید بهعنوان آغازی برای کاهش حضور نظامی آمریکا در همه منطقه مشاهده کرد. جالبترین جنبه این گسست را میتوان در عدم واکنش آمریکا نسبت به حملات انصارالله به تأسيات نفتی آرامکو و حملات به لولههای نفت عربستان دانست؛ حملاتی که به صورت موقت بخش مهمی از تولید نفت عربستان را مختل کرده است.
عربستان چندین بار کوشید که از آمریکا کمک بگیرد، اما ترامپ پای توافق خود با انصارالله ایستاد و عنوان کرد «آنان به ما حمله نمیکنند و ما هم به آنها حمله نمیکنیم».
پیامدهای 7 اکتبر اگرچه به سقوط بشار اسد در سوریه، تضعیف حزبالله در لبنان و کشتار غزه منجر شد، اما رشد روزافزون جنبش انصارالله و تغیير معادلات در دریای سرخ و سلطه آنان بر بابالمندب حاکی از تغییر در نظم منطقه بود.
فروپاشی نظم منطقهای با تهاجم اسرائیل به سوریه و لبنان و غزه و اینک کرانه غربی که به اشغال بخشهایی از این سرزمینها منجر شده است از یکسو، و تغییر شکل موازنه قدرت از سوی ایران با کنترل تنگه هرمز و برهم ریختن اقتصاد جهانی و بازار انرژی از سوی دیگر، گسستها و شکافهای عمیقتری را در نظم رو به زوال منطقه ایجاد کرده است. همچنین کشورهای حاشیه خلیجفارس که با بهرهمندی از نظم آمریکایی در حال ایجاد بخشهای نوظهور در فناوری، هوش مصنوعی و ایجاد پروژههای بلندپروازانه و به رخ کشیدن توان اقتصادی-سیاسی خود بودند و قصد داشتند خلیجفارس را به مرکز ثقل توسعه خاورمیانه بدل کنند، به یکباره فرو پاشیده است.
آینده پایگاهها و تاسیسات نظامی آمریکا در منطقه از همه نامشخصتر است و برخی تحلیلگران میگویند ایالات متحده آمریکا در حال ارزیابی هزینه-فایده این حضور نظامی است و در این مورد منطقیترین راه برای آنها عقبنشینی کامل نظامی از غرب آسیا تلقی میشود.
کشورهای منطقه بهویژه کشورهای حاشیه خلیجفارس اکنون بیشتر از همیشه به این ضرورت رسیدهاند که باید در جستجوی یک سیستم امنیتی باثبات منطقهای باشند زیرا تجربه جنگ نشان داد که آمریکا و همپیمانش اسرائیل، اساساً انگیزه و تمایلی برای دفاع از کشورهای حاشیه خلیجفارس ندارند. تمایل اسرائیل آن است که همچنان آمریکا را در مسائل خاورمیانه و در حمایت از خود درگیر نگه دارد تا بتواند همچنان در توازن قوای منطقهای دست بالا را داشته باشد، با وجود آنکه عربستان تلاش کرد تا در مقابل پیمان ابراهیم، پیمان مکه را ایجاد کند و با کمک ترکیه و پاکستان و در غیاب حضور آمریکا چارچوبی را برای نظم جدید در منطقه پایهگذاری کند، زیرا آنان گمان میکردند با پیوستن مصر، این پیمان قویتر نیز خواهد شد و حتی برخی از این کشورها پیشنهاد پیوستن ایران را نیز مطرح کردند تا به قول خودشان ایران را از یک منبع تهدید به یک شریک در امنیت منطقه تبدیل کنند.
افزون بر کشورهای مزبور، سوریه و عراق با تلاش برای ایجاد زیرساختهای لازم برای توسعه خطوط لوله انرژی و گذرراههای بینالمللی بهعنوان حلقه ارتباطی خشکی پایه میان آسیا و اروپا باشند. از همه این تحرکات برای ورود به نظم جدید پسا آمریکایی دو نکته روشن را استنباط کرد؛ اول آنکه توانایی بازیگران منطقهای به نحو چشمگیری افزایش پیدا کرده و دیگر آنکه نظم آینده نوظهور دیگر تکقطبی نخواهد بود. همچنین به نظر میرسد قدرتهای استعماری غربی کارآمدی خود را تا میزان قابل توجهی بهعنوان ابرقدرت در شکلدهی به نظم آتی از دست دادهاند و از این پس این قدرتهای متوسط منطقهای، خواه دولتی و خواه مقاومتی، هستند که نظام جدید را شکل میدهند. قدرتهای بزرگ کارآیی خود را در ارتباط با فناوریهای نوین نظامی تا حدودی از دست دادهاند و در مقابل شگفتیسازی و ابتکارات نظامی قدرتهایی نظیر ایران متوقف شدهاند.
به نظر میرسد برخی کشورها نظیر ترکیه با قدرت نظامی متعارف و نیز رژیم اسرائیل بهعنوان یک ارتش با قدرت هوایی از یکسو و ایران بهعنوان عمده بازیگر اصلی جنگهای نامتقارن و همپیمانانش از سوی دیگر در پی افزایش تواناییهای خود برای اعمال نفوذ و قدرت در یک نظام جدید باشند. بنابراین به نظر میرسد نظم پیشین در حال فروپاشی است و آینده نشان خواهد داد که سمت و سوی نظم جدید چگونه خواهد بود.
نویسنده
سید حسین موسوی (رئیس مرکز پژوهش های علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه)
سید حسین موسوی رئیس مرکز پژوهش های علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه است. حوزه مطالعاتی آقای موسوی مسائل خاورمیانه می باشد.