ویدا یاقوتی کارشناس مسائل پاکستان و افغانستان

اهداف پاکستان از میانجیگری صلح بین ایران و آمریکا

نوع مطلب: مقاله

تحولات سال‌های اخیر نشان داده است که میانجی‌گری در منازعات و بحران‌های بین‌المللی، بیش از آنکه تلاشی برای کاهش تنش یا تسهیل گفت‌وگو میان طرف‌های درگیر باشد، بازتابی از محاسبات پیچیده بازیگران میانجی در محیط امنیتی و ژئوپلیتیکی پیرامون آنان است. در این چارچوب، کنش پاکستان در جهت ایفای نقش میان ایران و ایالات متحده را نمی‌توان به یک ابتکار دیپلماتیک مقطعی یا محدود فروکاست. این نقش حاصل برهم‌کنش مجموعه‌ای از ملاحظات امنیتی، ضرورت‌های سیاست خارجی، دینامیک‌های رقابت منطقه‌ای و محاسبات اقتصادی بلندمدت است؛ امری که تحلیل آن را ناگزیر به فراتر رفتن از نمودهای ظاهری دیپلماسی و تمرکز بر منطق‌ و محاسبات راهبردی می‌سازد. جایگاه جغرافیایی پاکستان در مجاورت ایران، پیوندهای تاریخی و فرهنگی با جهان اسلام و همچنین روابط متغیر آن با ایالات متحده، شرایطی را پدید آورده است که اسلام‌آباد بتواند خود را به‌عنوان یکی از بازیگران بالقوه مؤثر در کاهش شکاف‌های ارتباطی میان تهران و واشنگتن معرفی کند.

پیوندهای جغرافیایی و امنیتی میان ایران و پاکستان موجب شده است که فراز و فرود روابط تهران و واشنگتن در محاسبات راهبردی اسلام‌آباد جایگاهی ویژه پیدا کند. هرگاه تنش میان دو طرف افزایش یافته، نگرانی‌ها درباره تأثیرات سرریزگونه بحران بر محیط امنیتی پاکستان نیز تشدید شده است؛ نگرانی‌هایی که ریشه در آسیب‌پذیری برخی مناطق مرزی، تحرک شبکه‌های فراملی و ظرفیت محدود دولت برای کنترل تمامی پیامدهای ناشی از بی‌ثباتی‌های منطقه‌ای دارد. در چنین بستری، کاهش تنش میان ایران و ایالات متحده با الزامات امنیتی پاکستان پیوندی مستقیم پیدا می‌کند و به بخشی از تلاش این کشور برای صیانت از ثبات داخلی و کنترل مخاطرات ناشی از محیط پیرامونی بدل می‌شود. بلوچستان در این میان نمونه‌ای گویا از تلاقی امنیت داخلی و تحولات ژئوپلیتیکی منطقه‌ای است؛ جایی که هرگونه دگرگونی در موازنه‌های امنیتی پیرامون ایران می‌تواند بازتابی فراتر از مرزهای ملی داشته باشد.

با این حال، محدود کردن انگیزه‌های پاکستان به ملاحظات امنیتی، تصویری ناقص از ابعاد این میانجی‌گری ارائه می‌دهد. در سطحی کلان‌تر، اسلام‌آباد در تلاش است جایگاه خود را در معماری در حال تحول منطقه‌ای بازتعریف کند. پاکستان در دهه‌های گذشته غالباً در چارچوب مسائل امنیتی و مبارزه با تروریسم مورد توجه قدرت‌های بزرگ قرار گرفته است؛ در حالی که تحولات جدید منطقه‌ای فرصت‌هایی را برای ایفای نقش‌های دیپلماتیک و سیاسی گسترده‌تر فراهم ساخته است. ایفای نقش در یکی از پیچیده‌ترین پرونده‌های سیاست بین‌الملل، این امکان را برای پاکستان فراهم می‌کند تا ظرفیت‌های خود را به‌عنوان یک بازیگر مسئول و برخوردار از توان تعامل با طرف‌های متعارض به نمایش بگذارد. از این منظر، میانجی‌گری نه فقط ابزاری برای تأثیرگذاری بر یک بحران خاص، بلکه تلاشی برای ارتقای سرمایه دیپلماتیک و افزایش اعتبار بین‌المللی این کشور تلقی می‌شود.

پس از موضوع امنیت ملی و مدیریت مخاطرات پیرامونی آن، نقش‌آفرینی پاکستان در چارچوب راهبرد موازنه‌گرایانه پاکستان در سیاست خارجی نیز باید مورد توجه قرار داد. ساختار روابط خارجی اسلام‌آباد طی سال‌های اخیر بیش از هر زمان دیگری متکثر و چندلایه شده است. روابط راهبردی با چین، همکاری‌های اقتصادی و نظامی با کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به ویژه عربستان، تعاملات امنیتی با ایالات متحده و ضرورت حفظ روابط باثبات با ایران، پاکستان را در موقعیتی قرار داده است که اجتناب از جانبداری آشکار در رقابت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی به یکی از اصول بنیادین سیاست خارجی آن تبدیل شود. بنابراین، بخشی از نگرانی پاکستان به الزامات با شرکای عرب خود بازمی­گردد. چراکه، تشدید رویارویی و گسترش جنگ به کشورهای حوزه خلیج فارس فشارهایی را از جانب شرکای سنتی پاکستان همچون عربستان در چارچوب پیمان دفاعی برای همسویی بیشتر ایجاد خواهد کرد. به این ترتیب،  ایفای نقش میانجی این امکان را فراهم می‌سازد که پاکستان ضمن حفظ روابط خود با بازیگران مختلف، از تبدیل شدن به بخشی از یک آرایش تقابلی جلوگیری کند. در چنین شرایطی، میانجی‌گری بیش از آنکه نشانه نفوذ گسترده پاکستان بر طرف‌های منازعه باشد، ابزاری برای حفظ انعطاف‌پذیری راهبردی و افزایش قدرت مانور دیپلماتیک آن به شمار می‌رود.

ابعادکمتر مورد توجه این موضوع به ملاحظات ژئواکونومیک بازمی‌گردد. موقعیت جغرافیایی پاکستان و سرمایه‌گذاری‌های گسترده در زیرساخت‌های ترانزیتی، این کشور را به یکی از بازیگران مهم در پروژه‌های اتصال منطقه‌ای تبدیل کرده است. از این منظر، تداوم تقابل میان ایران و غرب نه تنها موجب محدود شدن ظرفیت‌های اقتصادی منطقه می‌شود، بلکه امکان شکل‌گیری مسیرهای جدید همکاری در حوزه انرژی، حمل‌ونقل و تجارت را نیز کاهش می‌دهد. پاکستان به‌خوبی آگاه است که هرگونه کاهش تنش میان تهران و واشنگتن می‌تواند زمینه را برای بازآرایی بخشی از مناسبات اقتصادی منطقه فراهم سازد. بنابراین، حمایت از روندهای تنش‌زدا با چشم‌اندازهای اقتصادی بلندمدت این کشور نیز پیوندی مستقیم دارد؛ چشم‌اندازهایی که در آن، اتصال جغرافیایی جنوب آسیا به غرب آسیا و آسیای مرکزی از اهمیت فزاینده‌ای برخوردار است. با وجود این ملاحظات، ارزیابی واقع‌بینانه از ظرفیت‌های پاکستان مستلزم پرهیز از اغراق در میزان نفوذ این کشور بر تصمیمات راهبردی تهران و واشنگتن است. واقعیت آن است که عوامل تعیین‌کننده در روابط ایران و ایالات متحده عمدتاً در سطحی فراتر از توان تأثیرگذاری بازیگران میانجی قرار دارند و به محاسبات کلان امنیتی، سیاسی و ایدئولوژیک دو طرف وابسته‌اند. در نتیجه، ارزش پاکستان بیش از آنکه در توانایی تغییر جهت‌گیری‌های بنیادین دو کشور باشد، در فراهم ساختن بسترهای ارتباطی، انتقال پیام‌ها و کاهش هزینه‌های سیاسی تعاملات غیرمستقیم نهفته است. همین ویژگی موجب شده است که اسلام‌آباد در مقاطع مختلف بتواند نقش تسهیل‌کننده را ایفا کند، بی‌آنکه لزوماً به بازیگری تعیین‌کننده در نتایج نهایی مذاکرات تبدیل شود.

میانجی‌گری پاکستان میان ایران و ایالات متحده را باید در پیوند با مجموعه‌ای از اهداف امنیتی، سیاسی و اقتصادی تحلیل کرد. این نقش‌آفرینی نه صرفاً تلاشی برای کاهش تنش میان دو بازیگر مهم نظام بین‌الملل، بلکه بخشی از راهبرد گسترده‌تر اسلام‌آباد برای مدیریت محیط امنیتی پیرامون، ارتقای جایگاه بین‌المللی، حفظ موازنه در روابط خارجی و بهره‌گیری از فرصت‌های ناشی از تحولات ژئوپلیتیکی منطقه است. از این رو، هرگونه تحلیل که این میانجی‌گری را صرفاً در سطح دیپلماسی رسمی یا حسن نیت سیاسی محدود کند، از درک منطق عمیق‌تری که رفتار پاکستان را شکل می‌دهد باز خواهد ماند؛ منطقی که در آن، میانجی‌گری نه یک هدف مستقل، بلکه ابزاری برای تأمین منافع بلندمدت ملی در محیطی پیچیده و متحول است.

 


نویسنده

ویدا یاقوتی (مدیرگروه افپاک)

ویدا یاقوتی، پژوهشگر مهمان مرکز پژوهش های علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه در گروه اقتصاد سیاسی تحریم و مدیر گروه افپاک می باشد. وی دانش آموخته مقطع دکتری در رشته علوم سیاسی،گرایش مسائل ایران دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران است. حوزه مطالعاتی خانم یاقوتی مسایل افغانستان، پاکستان و اقتصاد سیاسی تحریم است. او عضو پیوسته گروه اقتصاد سیاسی کشور های خاورمیانه و گروه بررسی جامعه و سیاست خارجی افپاک است.