تحریم نفتی ایران یا تهدید امنیت انرژی جهان؟

تحریم خرید نفت ایران توسط اتحادیه اروپا تهدیدی جدی برای اقتصاد و امنیت انرژی جهان است. هدف اصلی این اقدام تغییر سیاست هسته ای ایران و حفظ توازن قدرت در منطقه با ابزار هایی مثل تهدید به زور و تحریم می باشد. اما با توجه به تسریع روند جهانی شدن اقتصاد و افزایش وابستگی متقابل بین تولید كنندگان و مصرف كنندگان انرژی و ظهور بازیگران جدید تاثیرگذار در معادلات سیاسی و اقتصادی جهان، دنیا وارد پارادایم جدیدی شده است. به طوری که دیگر راه حل های مورد نظر برای حل چالش های قرن بیستم برای چالش های قرن بیست و یكم كارایی لازم را ندارد.
 

اعمال تحریم های اقتصادی علیه ایران برای رسیدن به اهداف سیاسی و حفظ توازن قدرت در منطقه خلیج فارس از آغازین روزهای انقلاب اسلامی در سال 1357 شروع شد. اما این سومین بار است كه در طول تاریخ یك صد و پنج ساله صنعت نفت در ایران، نفت خام این كشور تحریم می شود. اولین تحریم خرید نفت خام از سوی شركت نفتی بریتیش پترولیوم در زمان ملی شدن صنعت نفت ایران صورت گرفت. دومین تحریم نفتی نیز در آغاز انقلاب، زمانی كه آمریكا خرید نفت ایران را تحریم كرد به وقوع پیوست. اما در هر دو مورد ایران توانست در مدت زمان كوتاهی بازار های جدیدی را برای نفت خام خود پیدا كند. در واقع این تحریم ها در تداوم حیات اقتصادی این كشور تاثیر چندانی نداشت اما با افزایش ناگهانی قیمت ها باعث نوسان بازار های نفت شد. 
 

تحریم های اخیر اتحادیه اروپا مبنی بر توقف خرید نفت از ایران در شرایطی اعلام شده كه پارادایم متفاوتی نسبت به قرن بیستم بر فضای سیاسی و اقتصادی جهان حاكم است. توسعه اقتصادی در كشورهای در حال توسعه آسیایی و ظهور آن ها به عنوان بازیگران جدید و قدرتمند در معادلات سیاسی و اقتصادی جهان و همچنین افزایش وابستگی متقابل بین كشورهای تولید كننده و مصرف كننده با محوریت انرژی و تسری آن به بخش های دیگر اقتصادی و سیاسی و امنیتی و نهایتاً پیچیده تر شدن شرایط بازار های جهانی نفت نسبت به گذشته باعث شده كه دیگر ابزار های اعمال فشار مثل تحریم و تهدید به زور برای حل چالش ها و منازعات سیاسی كارایی گذشته را نداشته باشد. به بیان دیگر بازار های تقاضای انرژی صرفا در اختیار قدرت های اقتصادی بزرگ مثل آمریكا و اتحادیه اروپا نیست و بازار های بزرگ دیگری مثل بازار های آسیایی می توانند امنیت تقاضای تولید كنندگان بزرگ نفت خام را تأمین كنند. 
 

نكته مهم دیگر، شرایط نامطلوب اقتصاد جهان به ویژه بحران بدهی ها در اتحادیه اروپا است كه با وجود تلاش های فراوان هنوز راه حل بلند مدتی برای برون رفت از آن ارائه نشده است و راه حل های ارائه شده موجود آثار كوتاه مدت و مقطعی داشته اند. با توجه به این موضوع افزایش قیمت های نفت در اثر هر گونه اختلال در عرضه كشورهای تولید كننده می تواند تاثیر بسیار منفی بر رشد اقتصادی این كشورها داشته باشد. 
 

علاوه براین، اتحادیه اروپا برای اجرایی كردن تحریم ها و پیدا كردن جایگزین مناسب یك فرصت شش ماهه تعیین كرده است. در واکنش به این اقدام، نمایندگان مجلس شورای اسلامی طرح تحریم صادرات نفت به اروپا را قرار است در دستور كار خود قرار دهند.  در صورت تصویب این طرح در مجلس و با توجه به شرایط اقتصادی در اروپا و نبود جایگزین مناسب برای نفت ایران پیش بینی می شود قیمت های نفت به بالاترین میزان خود افزایش یابد.
 

شرایط حاكم بر بازار های نفت نیز فشار رو به بالایی را بر قیمت های نفت وارد می كند. تا كنون هیچ گاه تنش های ژئوپلیتیكی تا این حد بازار های نفت را متاثر نكرده است. همچنین، نگرانی های موجود در مورد توسعه بهار عربی به كشورهای تولید كننده عمده نفت خام مثل عربستان سعودی، افزایش تنش و درگیری در نیجریه و سودان و اعمال تحریم ها بر علیه ایران فشار روانی بازار ها را افزایش داده است.
 

علاوه براین، بازار های نفت در شرایط كنتانگو قرار دارند. یعنی قیمت های حال در سطحی كمتر از آینده ارزیابی می شوند. در چنین شرایطی پالایشگران اقدام به ذخیره سازی می كنند تا بدین وسیله ضمن كسب سود ناشی از تفاوت قیمت های پایین فعلی و قیمت های بالای آینده بتوانند هزینه های مربوط به ذخیره سازی را كاملاً پوشش دهند. اما شرایط كنتانگوی فعلی تا حدودی متفاوت از آنچه كه در گذشته تجربه شده می باشد. چون مشكلات مالی و كمبود بودجه شرایط را پیچیده تر كرده است. 
 

هر چند در حال حاضر میزان عرضه و تقاضای نفت خام در بازار های جهانی در حالت تعادل قرار دارد، اما ظرفیت مازاد تولید محدودی در بازارها وجود دارد و هرگونه اختلال در عرضه نفت خام حتی اگر با ذخیره سازی های استراتژیك نفتی و یا كاهش تقاضا در پی ركود اقتصاد جهانی جبران شود، فشار های روانی موجود در بازار باعث افزایش قیمت های نفت خواهد شد. 
 

همچنین، ابهامات جدی در مورد میزان واقعی ظرفیت مازاد تولید تولید كنندگان اوپك و غیر اوپك وجود دارد كه بر نگرانی های موجود می افزاید. بر اساس آخرین گزارش ها، ظرفیت مازاد تولید عربستان سعودی بیشتر از حد واقعی اعلام شده و حتی اگر این مقدار 2 میلیون بشكه در روز نیز با خوش بینی پذیرفته شود شامل نفت خام سنگین و ترشی می باشد كه تداوم تولید ندارد و حداكثر تا سه ماه می توان به آن اتكا كرد. 
 

جدای از مباحث اقتصادی و بازارهای به هم پیوسته انرژی، تحریم یك كشور تولید كننده عمده نفت مثل ایران با توجه به موقعیت ژئوپلیتیكی ممتاز این كشور در منطقه خلیج فارس و تسلط آن بر تنگه هرمز به عنوان آبراهه استراتژیكی كه 40 درصد ( بین 14 تا 16 میلیون بشكه در روز) ترانزیت نفت خام جهان از طریق آن صورت می گیرد حتی اگر هیچ نیت یا عزم جدی برای انسداد آن وجود نداشته باشد، باعث افزایش نگرانی های امنیتی در منطقه و نظامی تر شدن خلیج فارس می گردد.  این نگرانی ها از یک سو، هزینه های سیاسی و اقتصادی برقراری امنیت در منطقه را افزایش می دهد و از سوی دیگر، ضریب احتمال تنش و درگیری بین طرفین را،كه در نهایت این موضوع به نفع هیچ كدام از كشورهای منطقه نخواهد بود. 
 

در حقیقت بازار های نفت، بازار های بسیار پیچیده ای هستند و هر گونه اختلال و دستكاری در عوامل بنیادین بازار چه در بعد عرضه و چه در بعد تقاضا امنیت انرژی تمامی بازیگران در این بازار ها از جمله تولید كنندگان و مصرف كنندگان را تهدبد خواهد كرد. در واقع امنیت عرضه و امنیت تقاضا دو روی یك سكه هستند و نمی توان آن ها را از هم جدا تصور كرد.
 

در دنیایی كه وابستگی متقابل بین تولید كنندگان و مصرف كنندگان انرژی روز به روز افزایش می یابد و در شرایطی كه جهانی شدن اقتصاد پارادایم جدیدی را در معادلات سیاسی و اقتصادی جهان ایجاد  و بازیگران جدیدی را وارد عرصه های بین المللی کرده است، دیگر ابزار هایی مثل تحریم و تهدید به زور كارایی گذشته را ندارد. علاوه براین، حذف ایران به عنوان یك قدرت بزرگ منطقه ای و یك تولید كننده بزرگ انرژی كه نقش عمده ای در تامین تقاضای انرژی و امنیت انرژی جهان دارد میسر نیست. 


نویسنده

مریم پاشنگ

 مریم پاشنگ پژوهشگر ارشد مهمان در پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه است، وی فارغ التحصیل مقطع دکتری رشته روابط بین الملل در دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران می باشد. حوزه مطالعاتی خانم پاشنگ مطالعات امنیت انرژی و مسائل خاورمیانه است.