روندها و جریانهای فکری در خاورمیانه

تعداد 76

به مناسبت سوم شهریور 1320 در ایران

مصدق و ژئوپلتیک تاریخی ایران

نویسنده: مهدی فقیه  |   ۲ شهریور ۱۴۰۰

تاریخ معاصر شاهد حوادث و همچنین ظهور شخصیت های تاریخی بوده که در برهه های حساس تاریخی نقش آفرین بوده اند.شاید بتوان یکی از آفات بینش تاریخی خودمان را در دیگاه ثنویت گرا دید که همه چیز را یا سیاه می بیند و یا سپید، بر همین رویه در ارزیابی شخصیت های تاریخی شاهد رویگرد دیو/فرشته هستیم.

همایش

گروه مطالعات سیاست و تمدن ایرانی با همکاری گروه روندهای فکری در خاورمیانه برگزار می کند؛

۱۹ تیر ۱۴۰۰

تاریخ نگاران در فاصله ی میان دوران قدیم و جدید تاریخ ایران، از دوره ای یاد کرده اند که آن را آستانه ی تجدد ایران نامیده اند. دوره ای از بحران و تغییرات پرشتاب که در طی آن زبان سیاسی و اجتماعی و به ویژه مفاهیم بنیادی ، دست خوش تحول و دگردیسی شده اند. دورانی که یکی از اساسی ترین جنبش های فرهنگی ، سیاسی و اجتماعی ایران را در خود جای داده که از آن با عنوان جنبش مشروطه خواهی ملت ایران یاد کرده اند. در این دوران با ورود مفاهیم نوآیین به قلمرو اندیشه ی سیاسی و اجتماعی و تحول در مضمون مفاهیم قدمایی و همزمانی آن با شتاب بی سابقه ی تحولات اجتماعی، تصور چرخنده از زمان تاریخی، جای خود را به دریافت بالنده از آن داد. اگر پیش از آن، انتظارات ایرانیان منطبق با تجربه ی حال و گذشته شان بود، در این دوران با شتاب بی سابقه ی تحولات سیاسی و اجتماعی، تخالفی میان قلمرو تجربه و افق انتظارات پدید آمد و انتظارات بیش از گذشته رو به سوی آینده ای نامعلوم نهاد. با در نظرداشتن چنین تحولی در دریافت از زمان ، مقارن با دوران آستانه ای، مفاهیم سیاسی واجتماعی بنیادی مانند وطن ، مقاومت، انقلاب، آزادی، حق، عدالت، مساوات، حکومت، دولت، قانون وغیره درجامعه ی ایرانی مضمون متفاوتی یافتندکه زمانمندی، ایدئولوژیک ، سیاسی و دموکرات شدن از ویژگی های اساسی آن ها بودند. این مفاهیم را از آن رو بنیادی دانسته اند که حرکت تاریخی جامعه را ثبت و به مثابه شاخص و عاملی برای آن عمل کرده اند. در ژرفای معنایی آن ها، ابهام ، چند لایه گی و انرژی برای تغییرنهفته است و اثرات بلند مدت و دائمی بر روند تحولات سیاسی واجتماعی داشته اند.

گزارش نشست گروه روندها و جریان های فکری در ایران و خاورمیانه: ««ریشه ­های عقلانی و غیرعقلانی سیاست درتفکرسیاسی غرب»»

نویسنده: ​​​​​​​حبیب عشایری  |   ۱۰ خرداد ۱۴۰۰

شناخت ریشه ­های عقلانی و غیرعقلانی سیاست از مسائل اساسی و کلیدی در حوزه فلسفه سیاسی است که متفکران مختلفی در دوره­ های تاریخی مختلف به این موضوع توجه نشان داده­اند. حسب چنین اهمیتی گروه روندهای فکری به عنوان یک گروه مطالعاتی به این موضوع توجه نشان داده و آن را به صورت تخصصی مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار داده است. در این راستا، «ریشه ­های عقلانی و غیرعقلانی سیاست» عنوان نشست تخصصی ­ای است که روز چهارشنبه 29 اردیبهشت ماه 1400 توسط گروه روندها و جریان­ های فکری پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه برگزار گردید

دو استدلال درباره جدایی نظریه و عمل در حوزه سیاست

نویسنده: عارف عبادی  |   ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۰

در متن پیش رو دو استدلال به شکل کلی درباره جدایی حوزه نظریه و عمل در عرضه سیاست را ارائه می‌کنم. استدلال نخست بحثی است معرفت‌شناختی درباب جدایی نسبی نظریه و عمل در عرصه سیاست. استدلال دوم اما بیان یافته‌های علوم‌شناختی است مبنی بر تاثیر منفی «کنش‌گری سیاسی» (Political Activism) بر قوه داوری نظریه‌پردازان سیاسی. از آنجایی که هدف محوری نشست، بررسی دیدگاه‌های متفاوت درباره «کاربست اندیشه سیاسی در عمل» بود، تلاش کردم تا استدلال‌های فوق را در موجزترین شکل ممکن بیان کنم تا فضای بیشتری برای گفتگو فراهم شود.