حضور ناتو در افغانستان؛ موفقیت یا ناکامی؟

ناتو در دستیابی به اهدافش در افغانستان تاکنون موفقیت چندانی کسب نکرده است. در این بین، بازیگران داخلی و خارجی هرکدام به میزانی مانعی در سر راه رسیدن به قسمت عمده­ای از اهداف محسوب می­شوند.

 

نیروهای نظامی آمریکا به همراه نیروی نظامی 11 کشور دیگر -عمدتاً کشورهای عضو ناتو- در سال 2001، تهاجم گسترده‌ای را به افغانستان با شعار مبارزه با تروریسم آغاز کردند که نتیجه آن، سقوط حکومت طالبان در کابل بود. پس از سقوط طالبان و برگزاری اجلاس بن، موافقتنامه‌ای برای تعیین دولت افغانستان به امضاء رسید. براساس موافقتنامه بن، مقرر شد تا زمان تشکیل نیروهای نظامی و امنیتی افغانستان، نیروهایی از طرف سازمان ملل متحد تحت عنوان نیروهای بین‌المللی کمک به امنیت افغانستان (ایساف)، مسؤلیت حفظ امنیت را بر عهده گیرند.

 

در اوت 2003 ، ناتو فرماندهی ایساف را برعهده گرفت. طبق مفاد قطعنامه 1883 شوراي امنيت، ناتو در افغانستان عهده­دار وظایف ذیل گردید: نخست، مشاوره، آموزش و تجهیز نیروهای امنیت ملی افغانستان؛ دوم، تأمین امنیت و ایجاد ثبات در سراسر کشور همراه با نیروهای امنیت ملی افغان، سوم، حمایت از توسعه و بازسازی در افغانستان؛ چهارم، کمک به مقامات افغان برای تقویت نهادهای لازم در جهت ایجاد حکمرانی خوب، حاکمیت قانون، ارتقاء حقوق­بشر و اصلاح نظام دادگستری با کمک تیم­های بازسازی ولایتی، پنجم، مبارزه با مواد مخدر.

 

کشورهای عضو ناتو، به­خصوص آمریکا و انگلیس معتقدند که ناتو دستاوردهای مفیدی برای افغانستان به بار آورده است از جمله: تأمین ثبات، کمک به دولت مرکزی، ایجاد شرایط منجربه بازگشت آوارگان افغانی، آزادی بیان، مقابله با تعصب و تحجر، تقویت مراکز آموزشی و فرهنگی، ورود زنان به صحنه، بازسازی و غیره. در مقابل، آقای کرزای رئیس جمهور افغانستان، کلیت فعالیت­های ناتو در افغانستان را  بی­نتیجه ارزیابی نموده و نیروهای خارجی را مقصر اصلی وضعیت کنونی کشور می­داند. آقای کرزی در 8 اکتبر 2013 اعلام کرد که حضور 10 ساله نیروهای ناتو در افغانستان دستاوردی جز رنج و مشقت نداشته است و بیگانگان مسئول اصلی وضعیت کنونی افغانستان می­باشند. در مقابل، مقامات ناتو سخنان وی را با توجه به حدود 19 هزار زخمی و 3 هزار و 280 نفر کشته از میان سربازان ناتو در افغانستان، بی­انصافی خواندند. برای تبیین میزان انطباق صحبت­های طرفین با واقعیت، بررسی شرایط امروزی افغانستان در چارچوب اهداف مطرح شده ناتو قابل توجه است.

 

 نخست، میزان تحقق هدف مشاوره، آموزش و تجهیز نیروهای امنیت ملی افغانستان توسط ناتو، چندان مطلوب به نظر نمی­رسد. پس از این­که نیروهای مسلح افغانستان به­تدریج تشکیل شدند، تحت آموزش نیروهای ناتو قرار گرفتند. در حال حاضر، تعداد نیروهای امنیتی افغان اعم از ارتش و پلیس به بیش از 350 هزار نفر رسیده است اما علی‌رغم فعالیت­های نیروهای امنیتی افغان، کماکان نابسامانی‌های برهم زننده امنیت، مانند فعالیت طالبان و سایر گروه‌های مخالف دولت، قاچاق مواد مخدر و ... در کشور وجود دارد.مسئوليت آموزش پليس افغانستان، بدواً برعهده نيروهاي آلماني بود. آلماني­ها اظهار داشتند كه فساد دستگاه پليس افغان را دربرگرفته و اين آموزش­ها فايده­اي ندارد. تعدد روش­های آموزشی کشورهای عضو ناتو (انگلیس، آلمان، بلژیک و...) و مشکل بی­سوادی و زبان نیروهای افغان بر مشکلات افزود. از طرف دیگر، حملات بعضی از نیروهای امنیتی افغان به نیروهای خارجی، موسوم به حملات سبز-آبی‌ها نشان از عمق نفوذ تفکرات قومی و طالبانی (نه ملی) حتی در میان نیروهای امنیتی دارد. پارتی­بازی و رشوه­خواری، عامل مهم دیگر در تضعیف نیروهای امنیتی به شمار می­رود.

 

 دوم، تأمین امنیت و ایجاد ثبات در سراسر افغانستان دیگر هدف ناتو بود که به نتایج موردنظر ختم نگردید. در این خصوص دو مؤلفه قابل توجه است. اول، افزایش قدرت و فعالیت طالبان؛ طالبان در حالی به عنوان طرف قدرتمند مذاکره به قطر فراخوانده شدند که هم­زمان با توسل به جنگ، به حفظ اتحاد و یکپارپگی و قدرت­نمایی در کشور اقدام می­نمایند. مولفه بعدی، بی­اعتمادی و عدم مقبولیت دولت مرکزی است؛ وقوع حوادثی نظیر حمله نیروهای ناتو به غیرنظامیان افغان، وقوع انفجارهای متعدد تروریستی، در کنار شرایط وخیم اقتصادی و اجتماعی افغانستان، موجب شده است که مردم وضعیت ناامن کنونی را ناشی از بی­کفایتی حکومت بدانند.

 

سوم، حمایت از توسعه و بازسازی در افغانستان سومین هدف ناتو در افغانستان بود که برخلاف امیدها، نتایج قابل ملاحظه­ای در بر نداشته است. بازسازي دولت افغانستان به کندي پيش رفته است و موجب نارضايتي مردم افغانستان و جامعه جهاني شده است. عدم موفقیت موضوع بازسازي، به دلیل ناتواني خود دولت و ضعف مديريت سياسي- اداري، فساد اداري و ناامني است. البته ناتو نیز بيشتر پول­ها را صرف هزينه­هاي نظامي کرده است، درصورتی­که بازسازي و امنيت دو متغیر جدانشدنی از يکديگر هستند. می­توان گفت این وضعیت از یک طرف، ناشی از قصور ناتو در انجام پروژه­های زیرساختی، بنیانی اقتصادی و از طرف دیگر، ناشی از قصور دولت کابل در استفاده ناصحیح از کمک­ها و عدم کاربرد آن­ها در امور زیربنایی می­باشد. حتی اگر تا چند سال پس از خروج نیروهای خارجی شاهد ارسال کمک­های مالی آن­ها به افغانستان باشیم، اما القاب حکومت ناکام و درجه­­یک در قاچاق و فساد و اختلاس از جمله چالش­ها­یی هستند که پیش­روی پرداخت این کمک­ها به حکومت کابل قرار دارند.

 

 چهارم، ارتقاء حقوق­بشر و اصلاح نظام دادگستری از جمله اهدافی بودند که در عمل، چندان با موفقیت مواجه نبودند. در خصوص "ارتکاب جرائم ضد حقوق­بشر" ناتو معتقد است با حضور در افغانستان، موجب ارتقاء حقوق­بشر در این کشور شده است، اما از طرف دیگر، بعضاً اقدام به كشتار غيرنظاميان افغان، بازداشت و شكنجه­ي افراد غير نظامي، تجاوز به زنان و کودکان افغان، و موارد دیگر  می­نماید که هیچ توجیه حقوق­بشری ندارد.در خصوص "عدم اصلاح نظام دادگستری و فساد اداری" نیز یکی از وظایف محوری ناتو، اصلاح نظام دادگستری افغانستان مطرح شده بود. اما نیروهای ناتو مرتبط با این موضوع، توفیق چندانی در پرورش حقوق­دانان ورزیده برای نظام اجتماعی افغانستان به دست نیاوردند و هنوز تعداد وکلا در این کشور بسیار محدود است. دستگاه قضایی افغانستان، کماکان گرفتار فساد و رشوه­خواری است. موضوع فساد اداری نیز از دیگر معضلات این کشور می­باشد. براساس گزارش سازمان شفافیت بین­الملل، افغانستان به­لحاظ شفافیت همراه با سومالی و کره ­شمالی، در پایین­ترین میزان شفافیت در جهان قرار دارد.

 

پنجم، مبارزه با مواد مخدر از جمله مهم­ترین مسئولیت­هایی بود که ناتو در افغانستان برای خود تعریف کرده بود، اما در عمل نتوانست به موفقیتی در این زمینه دست یابد. تلاش­های ناتو در جهت ویرانی مزارع خشخاش، نه تنها منجر به کاهش تولید مواد مخدر نشد، بلکه خرده کشاورزان افغان را به سمت افراط­گرایان کشاند. با توجه به آمارهای موجود، تولید و قاچاق مواد مخدر در افغانستان نسبت به سال­های آغازین حضور ناتو در این کشور افزایش چشم­گیری داشته است و می­توان گفت که اقتصاد کشور به میزان گستره­ای به تجارت مواد مخدر وابسته است. دلایل مختلفی برای افزایش کشت مواد مخدر در افغانستان وجود دارد که از آن جمله می­توان به: وجود دهکده­هایی با ساکنان فقیر، مشکلات امنیتی، نبود کمک­های لازم به کشاورزان و ناکامی در فراهم آوردن جایگزین خشخاش ذکر کرد. کشت خشخاش بیشتر در نواحی جنوب افغانستان یعنی قندهار و هلمند صورت می پذیرد که طالبان در آن از قدرت بیشتری برخوردارند.

 

با نگاهی گذرا به شرایط امروز افغانستان، مشاهده می­کنیم که اهداف ناتو در این کشور، چندان عملیاتی نگردیده است. این موضوع هم در عوامل داخلی و هم در عوامل خارجی ریشه دارد. عوامل داخلی شامل: قوم­محور بودن جامعه افغانستان، گروه محور بودن ساخت قدرت، بی­کفایتی حکومت، فساد مالی و رشوه­خواری، فساد اداری، پارتی بازی، قاچاق مواد مخدر و فعالیت­های تررویستی طالبان می­شود. عوامل خارجی نیز شامل: عدم تحقق کامل وعده­هاي داده شده، ناتوانی در مبارزه با تولید و قاچاق مواد مخدر،  ناتوانی در مبارزه با قدرت­نمايي مجدد طالبان، عدم جامع­نگري به مقوله امنيت که طبق آن، تمرکز عمده را بر مبارزه نظامی با تروریسم و نه جنبه­های دیگر قرار دادند در حالی­که افغانستان بیش از چکمه­پوش نظامی، به معلم، قاضی، سرمایه­گذاری خارجی، حاکمیت و حکومت قانون نیاز دارد.

 

در مجموع می­توان گفت، ناتو در دستیابی به اهدافش در افغانستان با موفقیت چندانی مواجه نگردید و در این بین، هر دو دسته بازیگر داخلی و خارجی (هرکدام به میزانی) مانعی در سر راه رسیدن به قسمت عمده­ای از اهداف محسوب می­شوند و نباید هرکدام، دیگری را، تنها مقصر این وضعیت معرفی کند. در واقع، این حکومت افغانستان است که می­بایستی با در نظر گرفتن تأمین اصل منافع ملی، تلاش بیشتری برای پیشرفت کشور در همه عرصه­ها می­نمود و با کسب حمایت مردمی و جلب حمایت کشورهای خارجی، گام­های مؤثرتری در این زمینه بر­می­داشت.


نویسنده

زهرا محمودی

زهرا محمودی پژوهشگر مهمان سابق در پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه است. وی فارغ التحصیل مقطع دکتری در رشته روابط بین الملل از دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران می باشد. حوزه مطالعاتی خانم محمودی مطالعات ایران و قدرت های بزرگ، مطالعات سیاست خارجی ایران و مطالعات تروریسم است.