نشست "تجربه‌هاي دكتر عباس ملكي از روابط ايران و آمريكا" برگزار شد

روز چهارشنبه 21 آبان ماه 1393، پژوهشكده مطالعات استراتژيك خاورميانه نشستي را با موضوع "تجربه ‌های دكتر عباس ملكی از روابط ايران و امريكا" با تمركز بر كتاب جديد منتشر شده توسط وی با عنوان "سوءبرداشت‌های ايران و امريكا: يك گفتگو" از انتشارات بلوندبری برگزار كرد. در این نشست، دکتر کیهان برزگر رئیس پژوهشکده، پژوهشگران مقیم و مهمان پژوهشکده شامل دانشجویان دکتری از دانشگاه های مختلف سوالات خود را درباره کتاب مزبور و نیز روابط ایران و آمریکا با نگاهی تاریخی از دکتر عباس ملکی پرسیدند.
 
در ابتدا، کیهان برزگر مدیر نشست به این نکته اشاره کرد که رابطه ایران و آمریکا از لحاظ سنتی، به موضوعی تبدیل شده که با مسائل روزمره مردم نیز به نوعی در ارتباط است و همه چیز به آن ارتباط داده می شود. سپس، وی نخستین سوال خود را درباره کتاب مزبور از دکتر ملکی پرسید؛ هدف از نوشتن این کتاب، دلیل انتخاب عنوان آن، نویسندگان کتاب و بازتاب بین المللی انتشار آن چیست؟ دکتر ملکی در پاسخ به این سوال اظهار کرد که مخاطب این  کتاب، روشنفکران جامعه آمریکا هستند. وی در ارتباط با هدف تدوین کتاب مذکور گفت که در آمریکا برداشتی "مباحثه آمیز" از ایران وجود دارد. بدین معنا که از یک سو، آنها بسیار علاقمندند که ایران را بشناسند و از سوی دیگر، به قدری تصویر ایران مکدر شده که آنها می ترسند. به همین دلیل، بهبود تصویر ایران و انتقال واقعیات آن هدف اصلی برای تدوین این کتاب بوده است. نویسندگان کتاب نیز عبارتند از: جان تیرمن، رابرت جرویس، سید حسین موسویان، استیون میلر، متیو بان، کیهان برزگر، حسین بنایی، رابرت ریردان و عباس ملکی. وی در خصوص تغییر تصویر ایران در سطح بین المللی پس از انتشار کتاب مذکور اظهار کرد که انتشار این کتاب مقارن با سال 2012 بود؛ زمانی که وضعیت روابط دو کشور بد بود و درباره سناریوهای جنگ بحث می شد. ولی پس از این کتاب، نه به دلیل این کتاب، بلکه بنا به دلایل متعدد، روابط و فضای میان دو کشور بسیار تغییر کرد. وی در این باره تاکید کرد که حضور در دانشگاه ها، دبیرستان ها و شبکه ها به منظور بهبود وضعیت ایران در آمریکا ضروری است.
 
دومین سوال رییس پژوهشکده از عباس ملکی درباره تاثیرگذاری تاریخ بر روابط دو کشور و نیز نقش موسسات پژوهشی ـ دانشگاهی در نزدیک کردن آنها بود. عباس ملکی با مروری تاریخی بر روابط دو کشور گفت که شروع روابط ایران با آمریکا از سال 1850 م. و با تاسیس یک دفتر بازرگانی و دریانوردی در بوشهر در دوره امیرکبیر بود. از سال 1850 تا 1953، آمریکا با توجه به کمک های خود به ایران به عنوان نیرویی خوب بود. ولی آمریکایی ها در کودتای 1332 نقش داشتند. از آن زمان تا سال 1357، آمریکا یک قدرت مسلط و ایران تبدیل به یک کشور رانتیر و تحصیلدار می شود. طی این دوره، 35000 نفر نظامی آمریکایی در ایران وجود داشتند و مقر سازمان سیا در تهران بود. در نتیجه، طی این مقطع زمانی است که جریان ضدآمریکایی در ایران نضج گرفته و همچنین، گروه های مسلحانه شکل گرفتند. پس از وقوع انقلاب ایران نیز روابط کشور ما با آنها تقریبا همیشه در حالت تحریم و تنش بوده است.
 
در ادامه، وی در پاسخ به نقش "اتاق های فکر" در روابط دو کشور اظهار کرد که اتاق های فکر در گذشته در ایران وجود داشتند. به عنوان مثال، می توان به مدرسه مدیریت هاروارد اشاره کرد. اما پس از انقلاب وقفه ای ایجاد شد تا اینکه با شروع کار دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی، برقراری ارتباطات با برخی مراکز مطالعاتی شروع شد. این امر دوباره در دوره آقای احمدی نژاد کمرنگ شد؛ به ویژه به دلیل برگزاری کنفرانسی راجع به هولوکاست در دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی. هم اکنون دوباره، ارتباطات برقرار شده است. همچنین، در ارتباط با این سوال، وی به این نکته اشاره کرد که نوعی ارتباط به نام"دیپلماسی میان بازیگران غیردولتی" (Track II Diplomacy) همواره میان ایرانی ها و آمریکایی ها وجود داشته است. بدین معنا که محققان دو کشور همواره با یکدیگر صحبت می کنند.
 
استاد دانشگاه صنعتی شریف در پاسخ به سومین سوال دکتر برزگر درباره آینده روابط ایران و آمریکا، نخست به پنج بخش مهم جامعه آمریکا اشاره کرد. از دیدگاه او، این پنج بخش به ترتیب عبارتند از: دانشگاهیان، رسانه ها، مجلس نمایندگان و مجلس سنا، وال استریت (در معنایی کلی شامل سهامداران، صنایع نظامی، شرکت های نفتی و موسسات علمی) و حکومت (شامل رییس جمهور، وزیر خارجه، وزیر دفاع و ...). سپس، وی اظهار کرد که آخرین بخش، همه آمریکا نیست و چون همه آمریکا نیست، نسبت به آینده کمی نگرانم. به نظر وی، از این پنج بخش، در حال حاضر یک پنجم آن شامل اوباما، جان کری و بیل برنز (دیپلمات برجسته) به فهم درستی از مسائل ایران دست یافته اند و چهار پنجم آن همچنان باقیمانده اند. در خصوص آینده مذاکرات هسته ای نیز وی ضمن اظهار امیدواری به منظور به نتیجه رسیدن مذاکرات گفت که احتمال به نتیجه رسیدن در این دوره یعنی تا 24 نوامبر کمتر از 50 درصد است.
 
چهارمین سوال رییس پژوهشکده درباره تاثیرگذاری پدیده جدید نفت شیل بر سیاست خارجی خاورمیانه ای آمریکا بود. عباس ملکی در پاسخ به این سوال توضیح داد که آمریکا خود دیگر به نفت خاورمیانه متکی نیست، چرا که بیشتر نفت خود را از کانادا، مکزیک و ونزوئلا تامین می کند و در حال حاضر نیز از نفت شیل در حدود سه میلیون بشکه در روز استفاده می کند. همچنین، آمریکا نگران نیست که یک زمانی، نفت عربستان یا ایران به متحدانش مانند ژاپن قطع شود. چون در حال حاضر، بازار عرضه نفت بسیار با قبل تفاوت دارد. از دیدگاه وی، هم اکنون مساله آمریکا در خاورمیانه مساله نفت نیست. سپس، وی اظهار کرد که در مجموع، آمریکایی ها به این نتیجه رسیده اند که دو اقدام را انجام دهند. نخست، حاکم شدن تدریجی نوعی "ویلسونیسم" در برخی مراکز مطالعاتی آنها. بدین معنا که در ذهن بسیاری از آنها این مساله وجود دارد که به چه دلیل اقدامات مختلفی را باید در منطقه خاورمیانه انجام دهند. به عنوان مثال، آنها تاکنون هشت میلیارد دلار برای مبارزه با مواد مخدر در افغانستان هزینه کرده اند، در حالی که هم اکنون کشت مواد مخدر در افغانستان سه برابر شده است. آنها در عراق نیز تاکنون سه تریلیون دلار پول هزینه کرده  اند ولی به نتیجه مورد نظر خود دست نیافته اند. دومین اقدام اوباما اتخاذ "راهبرد منطقه¬ای معطوف به آسیای شرقی" (Pivot to East Asia Regional Strategy)  بوده است. در واقع، آمریکا قصد دارد که به تدریج از خاورمیانه به آسیای شرقی برود و دیگر مانند گذشته، خاورمیانه برای آمریکا به عنوان منافع حیاتی این کشور قلمداد نمی شود.
 
در ادامه، حضار نشست سوالات خود را از دکتر ملکی، پرسیدند. وی ملکی در پاسخ به اولین سوال درباره چرایی وجود عمق نفرت و بدبینی میان دو کشور اظهار کرد که بدین دلیل که دولتی که به دکتر مصدق قول داده بود که به او وام بدهد و به آن کمک کند، نه تنها این کار را نکرد، بلکه بالاخره دولت ملی را سرنگون کرد و بعد، ساواک را برای شاه در ایران تاسیس کرد و مسائلی دیگر. همچنین، در ارتباط با این سوال، وی عنوان کرد که، جریان انقلاب اسلامی ضدآمریکایی یا بر اساس مبارزه با غرب، نبود و نیست. البته، انقلاب اسلامی "نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی" یعنی جریان استقلال را داشت. ولی این استقلال فقط از آمریکا نبود. استاد سیاستگذاری انرژی به سوال دوم که اگر آمریکایی ها از خاورمیانه بروند، آیا آنها منطقه را به دست ایران خواهند داد، پاسخ منفی داد. وی در این باره گفت که آنها سعی می کنند تا به نحوی موازنه را انجام دهند که به نوعی نیروها با یکدیگر توازن داشته باشند. 
 
عباس ملکی در پاسخ به سوال سوم درباره به عهده گرفتن نقش تصویرسازی توسط خود دولت ایران اظهار داشت که دولت نیز می تواند این اقدام را انجام دهد. اما مشغله دولت بسیار زیاد است. به همین دلیل این کار بسیار نیاز به شبکه های اجتماعی دارد. همچنین، وی در پاسخ به این سوال که اگر جمهوری اسلامی با غرب مبارزه نکند، چه اتفاقی خواهد افتاد، گفت که هیچ اتفاقی نخواهد افتاد؛ یعنی اساس این کشور مبارزه با غرب نیست. اتفاقا اساس این کشور همکاری با غرب است. ما یک تمدن هستیم، فرانسوی ها یک فرهنگ، انگلیسی ها یک فرهنگ و آمریکایی ها فرهنگی دیگر هستند. بنابراین، ما به راحتی می توانیم با آنها کار کنیم و جای همکاری نیز زیاد هست.
 
سوال بعدی از معاون اسبق وزارت امور خارجه درباره احتمال روی کار آمدن جمهوری خواهان و در نتیجه، به بن بست رسیدن روند فعلی در روابط ایران و آمریکا بود. در این خصوص، وی اظهار داشت که روی کار آمدن جمهوری خواهان لزوما به این معنا نیست که دست ایران خالی تر بشود، چرا که اغلب جمهوری خواهان بیشتر رئالیست هستند؛ یعنی آنها بیشتر ارزش نفت (نه قیمت نفت)، ارزش ادوات نظامی، ارزش شرکت های بزرگ و روابط با چین را می فهمند. در این باره، وی بر این نکته مهم تاکید کرد که اگر جمهوری خواهان دارند به قدرت می  رسند، ما باید واقعیت کشورمان را به آنها انتقال دهیم. به منظور تاثیرگذاری بر آنها دانشگاه ها و رسانه ها در آمریکا مفید و کمک کننده هستند.
 
استاد دانشگاه صنعتی شریف در پاسخ به ششمین سوال پرسیده شده درباره ضرب الاجل 24 نوامبر مذاکرات هسته ای گفت که از نقطه نظر او، مذاکرات تمدید خواهد شد. همچنین، وی در پاسخ به سوال رییس پژوهشکده در خصوص احتمال جنگ میان دو کشور در صورت تمدید مذاکرات اظهار داشت که احتمال جنگ بسیار کم است. البته، احتمال کمی وجود دارد که مشکلات نیز کاملا حل شوند. 
 
سوال بعدی درباره نقش رسانه ملی در جریان مذاکرات هسته ای بود. از دیدگاه سوال کننده هشتمین پرسش، در مذاکرات اخیری که انجام شد، یک نوع بمب باران خبری در ارتباط با مذاکرات کری و آقای دکتر ظریف انجام شد؛ یعنی نوعی خودزنی علیه خود ایران. استاد دانشگاه شریف در پاسخ به این سوال اظهار داشت که ما باید به این نکته توجه داشته باشیم که رسانه های آن طرف هم خیلی به جهت موافق مذاکرات نمی نویسند. در حالت آرمانی، رسانه ها انعکاس دهنده خواست مردم یک کشور هستند و در حالت واقعی، انعکاس دهنده نظرات مسولان آن کشور. به عنوان مثال، وقتی که نیویورک تایمز مطلبی را می نویسد، آن یا خواسته دولت آمریکا است یا خواسته یکی از بخش های مهم جامعه آمریکا. 
 
سوال بعدی درباره نقش انگلیس در مذاکرات بود. در این باره، عباس ملکی توضیح داد که روابط ایران با انگلستان بسیار دیرپاتر است؛ از دوره آق قویونلوها، دوره صفویان تا کنون. از نقطه نظر او، انگلستان یک مزیت نسبت به آمریکا در رابطه با ایران دارد و آن داشتن سفارتخانه در تهران است که این کشور می خواهد آن را از دست ندهد. یکی از دلایل مهم حفظ این سفارتخانه، انجام نیازهای کنسولی سیصدوپنجاه هزار نفر ایرانی ساکن در انگلستان است. همچنین، از نظر او، اینکه آیا انگلیس مایل است که روابط ما با آمریکا خوب بشود یا نه، این مساله را باید از جانب منافع آنها دید.
 
سپس، یکی از حضار دیدگاه خود را درباره روابط ایران و آمریکا از نقطه نظر نقش "منافع" بازیگران اظهار کرد. بر این اساس منافع بازیگرانی مانند روسیه، کشورهای عربی خلیج فارس و حتی افراد و گروه های موجود در زیرسیستم های ایران و آمریکا در نزدیکی این دو کشور نیست. در این ارتباط، از نقطه نظر دکتر ملکی، ایران شاید تنهاترین کشوری در دنیا باشد که هیچ دوست استراتژیکی ندارد و در مقابل، بسیاری رقبای آن هستند. در این راستا، وی به این نکته مهم اشاره کرد که داشتن رقبا به معنای شوراندن همه علیه خودمان نیست، بلکه با زبان "دیپلماسی" نیز می توان اقدام کرد، حتی با عربستان سعودی. بر این اساس، وی درباره لزوم تلاش برای داشتن روابطی خوب با عربستان سعودی اظهار داشت که عربستان کشور مهمی است. حتی بعد از قضیه کشتار جمعه سیاه حج که منجر به قطع روابط دو کشور شده بود، حضرت امام خمینی بر لزوم برقراری روابط دوباره با این کشور به دلیل "عدم امکان معطل نگذاشتن حج مردم" تاکید کردند. همچنین، از دید او، روابط دو کشور به دلیل مساله "انرژی و ژئوپلیتیک،" هر طور که شده باید درست شود.  
 
دهمین سوال  راجع به نقش ایرانیان مقیم آمریکا و تاثیرگذاری مثبتی که آنها می توانند در آمریکا داشته باشند، بود. استاد سیاستگذاری انرژی در دانشگاه شریف در این رابطه بیان کرد که بهترین کار این است که ما هیچ کاری با ایرانیان خارج از کشور نداشته باشیم. فقط به آنها داده ها و اطلاعات از ایران فرستاده شوند و گاهی اوقات، آنها در رشته های خودشان به ایران دعوت شوند. در این زمینه، وی وب سایت ارزشمند "ایران ریویو"(Iran Review)  را مثال زد. 
 
آخرین سوال درباره چرایی عدم استفاده از فرصت های اقتصادی در سیاست خارجی کشورمان بود. عباس ملکی، استاد دانشگاه در پاسخ به این سوال عنوان کرد که سیاست خارجی ما به اقتصاد نگاه می ¬کند. اما مذاکرات هسته¬ای به قدری وقت دوستان را گرفته که گاهی اوقات موضوعات اقتصادی در اولویت قرار نمی گیرند. در این خصوص، وی گفت که ذهن رئیس نمایندگی باید "اقتصادی" باشد. از این رو، وی بر این نکته مهم تاکید کرد که ما باید در این زمینه کار کنیم. در پایان، معاون اسبق وزارت امور خارجه اظهار داشت که از لحاظ منابع انسانی، وزارت خارجه ما یکی از بهترین وزارت خارجه ها است و کارکنان این وزارتخانه بسیار زحمت می¬کشند و دلسوزانه کار می کنند.
 
در پایان، رییس پژوهشکده بیان کرد که از مجموع بحث های دکتر ملکی سه نکته مهم را می توان استخراج کرد. اول آنکه، به نظر می رسد که در روابط ایران و آمریکا یک نوع واقع گرایی حاکم هست. در واقع، یک نوع واقع گرایی کلاسیک که متکی به قدرت و ساختار آمریکاست و این گونه نیست که نگاه غالب در واشنگتن به راحتی و به نفع ایران شکسته بشود. دوم آنکه، به دلیل مطرح بودن وجود ارزش ها و هویت ها بین دو طرف، زمان نیاز است تا آنها بتوانند اعتمادسازی را انجام دهند. این مساله ما را به این نکته هدایت می کند که اگر مذاکرات هم به نتیجه برسد، روابط ایران و آمریکا مقوله دیگری هست. آخرین و مهم ترین نکته، ضرورت تعامل هست؛ یعنی سرمایه های زیادی میان دو طرف وجود دارد که در طول تاریخ به وجود آمده است. به منظور آنکه دو طرف بتوانند یکدیگر را مدیریت کنند و به همدیگر آسیب نرسانند، واقعا باید تعاملاتی بین آنها باشد. 
 
گزارش: فهیمه قربانی، پژوهشگر در پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه