اقتصاد سیاسی غنیمت در داعش

افزایش قدرت دولت اسلامی شام و عراق، معروف به داعش، به ویژه پس از حمله به موصل و تصرف آن در مدت زمانی محدود، سبب شده این پرسش بیش از پیش مطرح شود که توانایی مالی این گروه که علاوه بر توان تسلیحاتی بالا، و کیفیت تدارکات نظامی، توانسته طی سه سال گذشته حکومت خود بر مناطقی از سوریه و اخیرا عراق را حفظ کند، چگونه تامین می شود؟ مبنا و اساس اقتصاد تروریست های داعش که پس از غارت ۴۲۵ میلیون دلار، به عنوان ثروتمندترین گروه تروریستی جهان شناخته می شود. پارادایم غنیمت است.


گروه های تروریستی می توانند در بلندمدت موفق عمل کنند در صورتی که برنامه مشخص و دقیقی برای هزینه های گزاف عملیات تروریستی و نیز جذب افکار عمومی و  باقی ماندن در قلب های آنان داشته باشند. گروه القاعده که زمانی بیشترین قدرت را در میان گروه های بنیادگری اسلامی داشت، بیشتر متکی به کمک های مالی گروه های خیریه سلفی در کشورهای حوزه خلیج فارس و در مواردی درآمدهای نامشروع گروه های زیرمجموعه خود بود.


هرچند بخشی از درآمد مالی گروه داعش برگرفته از کمک های کشورهای عرب حوزه خلیج فارس و خیریه های مذهبی متعدد این کشورها تلقی شده و به تعاملات بانکی این گروه با برخی از این کشورها اشاره می شود، اما این کمک ها تنها بخش ناچیزی از هزینه های گزاف فعالیت های داعش در نبردهای متعددی است که در آن ها درگیر است. وزارت خزانه داری امریکا با بیان این که نمی توان حدس دقیقی از میزان مخارج روزانه گروه داشت، هزینه های ان را یک تا دو میلیون دلار در روز اعلام کرده است.


در این جا به تمایز دیگر گروه داعش با القاعده می رسیم. اقتصاد القاعده اقتصاد یک کشور نیست و ادعایی در این زمینه نیز ندارد. القاعده تنها وجه سلبی اسلام سیاسی است و می خواهد آن چه را غیرشرعی تشخیص می دهد از میان بردارد؛ اما برای داعش علاوه بر این وجه سلبی ویران کننده، وجه سازنده و اثباتی هم مهم است. داعش علاوه بر نابود ساختن هرآن چه غیراسلامی می داند، به دنبال ساختن آرمانشهر خود نیز هست. برای شکل دادن به این آرمانشهر است که داعش نیازمند نفت عراق می شود و نفت عراق نیز، به اقتصاد وابسته به خود، احتیاج و نیاز به جامعه بیرونی را تحمیل می کند. چرا که اقتصاد نفتی یعنی فروش نفت و فروش نفت نیز نیازمند حداقلی از مشروعیت یابی و یا در پایین ترین سطح، مورد شناسایی قرار گرفتن  است.


از این جهت شاید در نگاه اول اقتصاد داعش بیشتر مشابه گروه طالبان به نظر برسد. هر چند اقتصاد رژیم طالبان مبتنی بر مواد مخدر است و داعش تلاش می کند اقتصاد خود را به چاه های نفت عراق پیوند بزند، اما به نظر می رسد نوع اقتصاد زیرزمینی و غیرقانونی مواد مخدر بیش از درآمد فروش نفت برای گروه های تروریستی مفید خواهد بود. آن جا که فروش نفت در بازار نسبتا شفاف تر نفت، موجب می شود گروهی منفور و تروریستی چون داعش در بلند مدت مورد پذیرش نخواهد بود و به نظر نمی رسد در بلند مدت کشورهای عمده صادرکننده نفت، بتوانند با فروش نفت توسط یک حکومت تهدید کننده منطقه ای کنار بیایند.


برای مثال با وجود آن که در ترکیه که با فاصله ای یک ساعت و نیم از جایی که داعش حکومت می کند، قرار دارد. نفت 7/50 دلاری با قیمتی بسیار پایینتر به ترکیه فروخته می شود. این معامله به صورت علنی و برای مدتی طولانی تداوم نخواهد داشت. نهایتا نیز به دلیل مداخله عنصر سیاسی و مسئله پرستیژ حکومت ترکیه نیز نخواهد توانست برای مدت زیادی نسبت به این خرید و فروش غیرقانونی با حکومتی نامشروع و منفور در سطح بین المللی چشم پوشی کند. این مسئله به همراه حملات هوایی امریکا به آن بخش از تاسیسات نفتی عراق که به دست داعش می افتد سبب می شوند، نفت عراق نتواند برای داعش سرمایه لازم را فراهم آورد.


اما آن چه داعش را متفاوت از سایر گروه های مشابه تروریستی می سازد، تصرف سرزمین هایی وسیع و نسبتا ثروتمند و تلاش برای تشکیل یک دولت-خلافت اسلامی- در آن است. این گروه خود را اینک به عنوان یک دولت محسوب می کند و سرزمین هایی را تصرف کرده و تلاش دارد تا جامعه ای را با عنوان رعایا –و نه شهروندی-  بسازد. به همین دلیل شیوه بدست آوردن ثروت برای این گروه تا اندازه ای متفاوت خواهد بود. برای این گروه مهم ترین اصل و عامل اقتصادی غنیمت است.  غنیمت به عنوان یک کلیدواژه تا آن جا برای این گروه ارزشمند است که گردهم آمدن تعداد زیادی از افراد از ملیت های مختلف حول محور یک هدف را نیز توجیه می کند. مسئله غنیمت، یعنی به دست آوردن ثروت از راه قدرت، آن گونه که از سوی داعش پیگیری می شود بیشتر مشابه شیوه اقتصاد قبیلگی است تا آن چه در قوانین اسلامی آمده است. بر این مبنا، اقتصاد به شدت متاثر از قدرت و نمایش عریان آن است. اقتصادی که با پایان یافتن جنگ، و تمام شدن بساط غنایم، از هم می پاشد.


اما غنیمت در عین حال پاشنه آشیل تشکیل خلافت داعش نیز هست. خلافت اسلامی تا جایی که  تقویت قدرت آن با استفاده از زور و جنگ است و می تواند غنائم زیادی جمع آوری کند، موثر است اما این نمی تواند خلافت ادعایی داعش را در بلندمدت تثبیت کند. داعش اگر می خواهد، خلافت اسلامی و یا دولت عراق و شام باقی بماند نیازمند درآمد اقتصادی ثابتی است که به دلیل عدم تمایل جامعه جهانی برای تعامل با آن بسیار دشوار خواهد بود.


در مجموع می توان اقتصاد گروه داعش را با توجه به بنیان آن که بر واژه غنیمت استوار شده، اقتصادی پرتنش دانست. اقتصادی که تنها در شراط بحران و جنگ می تواند دوام یابد و نمی تواند این گروه را به هدف خود مبنی بر تشکیل یک حکومت برساند. شرایطی که در عین حال، به دلیل ایجاد حجم وسیع دشمنی های بین المللی، خود هزینه هایی سنگین را بر این گروه تحمیل کرده است و نیاز این گروه به منابع مالی قوی را روز به روز جدی تر می سازد.

 


نویسنده

 فائزه قاسمی

فائزه قاسمی پژوهشگر مهمان سابق در پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه است. وی دانشجوی دکتری رشته روابط بین الملل در دانشگاه تهران می باشد. حوزه مطالعاتی خانم قاسمی مطالعات سیاست خارجی ایران، ترکیه شناسی و مسائل خاورمیانه است.