تاثیر روابط ترامپ – پوتین بر معادله ایران و عربستان سعودی

پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده این پرسش را مطرح می کند که سیاست های جدید کاخ سفید در خاورمیانه و به ویژه بحران سوریه چه تاثیری بر روابط میان ایران و عربستان سعودی می گذارد؟
 
تمایل رئیس جمهوری جدید آمریکا برای نزدیکی و بهبود روابط این کشور با روسیه، به ویژه در زمینه حل بحران سوریه می تواند موجب تقویت مواضع ایران در سوریه و در نتیجه نقش منطقه ای ایران شود. این مسئله با اهداف مورد نظر عربستان سعودی بر مبنای مقابله با قدرت ایران همخوانی ندارد.
 
ترامپ معتقد است که آمریکا می تواند با روسیه همکاری های موثری داشته باشد و باید از ایجاد درگیری و دشمنی و نیز ایجاد فضای جنگ سرد جدید با این کشور خودداری کند. این نظر با نظریه زیبیگنیو برژینسکی و توماس گراهام که معتقدند در جهان فعلی ایالات متحده توانایی حل مسائل به تنهایی را ندارد و برای ایجاد ثبات در جهان همکاری روسیه و آمریکا لازم است، انطباق دارد.
 
نمونه بارز این مسئله در مورد سوریه است. ترامپ در جریان مبارزات انتخاباتی خود چندین بار به صراحت اعلام کرده است که با روسیه برای پایان دادن به بحران سوریه همکاری می کند و کمک رسانی به گروه های میانه رو مخالف اسد را قطع می کند.
 
از سوی دیگر از آنجایی که ترامپ مبارزه با داعش و نابودی آن را یکی از اولویت های اصلی سیاست خارجی خود اعلام کرده است، این موضوع شاید بتواند ایالات متحده، روسیه و ایران را به ویژه در بحران سوریه در کنار یکدیگر قرار دهد. در واقع، نزدیکی ترامپ به روسیه به ویژه در زمینه حل بحران سوریه می تواند به طور ناخواسته موجب تقویت موضع ایران در سوریه شود. او در مناظره رياست جمهوري با هيلاري کلینتون گفت: " من اصلا اسد را دوست ندارم اما اسد دارد داعش را می کشد. روسیه دارد داعش را می کشد و ایران هم دارد داعش را می کشد."
 
اما این نوع نگاه رئيس جمهور جديد آمريكا چه تاثیری بر معادله روابط ایران و عربستان سعودی در منطقه خواهد داشت؟ حاکمان عربستان سعودی معتقدند که سیاست های ایالات متحده در دوران اوباما منجر به افزایش قدرت ایران در منطقه شده است و اعتقاد اوباما مبنی بر لزوم مشارکت ایران و عربستان در قدرت منطقه ای، ایران را در پیگیری اهدافش جسورتر کرده است. در واقع سعودی ها نگران این موضوع هستند که توافق هسته ای تهران با غرب (برجام) به انزوای بین المللی این کشور پایان داده و گزینه های استراتژیک بیشتری را در اختیار ایران قرار دهد.
 
در همین راستا عربستان سعودی «دکترین سلمان» را با هدف مهار نفوذ ایران در منطقه و یا حداقل ممانعت از افزایش این نفوذ، به کار گرفته و بسیار امیدوار است با تکیه بر این استراتژی و نیز با بهره‌گیری از تمامی ظرفیت‌های سیاسی، نظامی و اقتصادی، در جهت عملیاتی کردن این دکترین، بتواند با قدرت در حال افزایش ایران مقابله کند. یکی از صحنه های اجرای این دکترین، جنگ سوریه است.
 
با توجه به تلاش ریاض برای مقابله با قدرت و نفوذ ایران در منطقه، سعودي ها از دولت جدید در ایالات متحده انتظار ایفای نقش فعال تری در حمایت از آنها و مقابله با نفوذ فزاينده ایران را دارند. در واقع با توجه به سیاست های سنتی آمریکا در ايجاد توازن قوا در منطقه و جلوگیری از افزايش نفوذ ايران در منطقه از دولت ترامپ هم انتظار می رود که همین رویه را ادامه دهد.
 
از نظر عربستان عدم برکناری بشار اسد در راستای مبارزه با داعش به منزله تقویت قدرت منطقه ای ایران محسوب شده و برای همین معتقد است باید از همه ظرفیت های موجود منطقه ای و نیز همکاری های بین المللی برای سرنگونی دولت سوریه بهره جست. زیرا در غیر این صورت ایران از طریق ابقای بشار اسد حداقل در دوران انتقال دست بالا را نسبت به رقیب اصلی منطقه ای خود یعنی عربستان سعودی در سوریه پیدا می کند.
 
با اين تحولات و علي رغم تمایل ترامپ به روابط نزدیک با روسیه، بنظر مي رسد رقابت منطقه ای میان ایران و عربستان سعودی در منطقه در دوران ترامپ هم کماکان ادامه داشته باشد. چون هرگونه روابط نزديك آمريكا و روسيه در سوريه منجر به تقويت رژيم اسد شده و اين امر بطور غيرمستقيم منجر به تقويت مواضع ايران در سوريه مي شود. اين تحول با سياست هاي سعودي ها كه همچنان خواهان سرنگوني دولت اسد هستند در تضاد قرار مي گيرد.
 


نویسنده

آرمینا آرم

آرمینا آرم پژوهشگر مهمان در پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه است. وی دانشجوی دکتری رشته روابط بین الملل در دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران می باشد. حوزه مطالعاتی خانم آرم مطالعات خلیج فارس، مطالعات امنیت انرژی و مسائل خاورمیانه است.