گروه مطالعاتی ترکیه شناسی

بررسی روابط ترکیه و کشورهای عربی

نشست شنبه 1 اردیبهشت ماه 1397 گروه ترکیه شناسی پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه با همکاری موسسه ی یونس امره با عنوان" بررسی روابط ترکیه و کشورهای عربی" با حضور دکتر زکریا کورشون، مدیر گروه تاریخ دانشکده ادبیات دانشگاه سلطان محمد فاتح، دکتر رضا میرابیان کارشناس ارشد مسایل خاورمیانه و با مدیریت دکتر اسدالله اطهری مدیر گروه ترکیه شناسی برگزار شد بعضی از اعضای گروه ترکیه شناسی و برخی پژوهشگران مهمان و دانشجویان حضور داشتند.

 

در ابتدای نشست، دکتر اطهری ضمن خوشامدگویی به مهمانان نشست بحث خود را با معرفی سخنران نشست آغاز کرد، سپس پروفسور کورشون سخنرانی خودشان را با سپاسگزاری از مدیر موسسه ی یونس امره که شرایط را برای حضور ایشان در این نشست فراهم آورده بودند آغاز کرد. وی با بیان این که زبان ترکی که طبیعتا زبان مادری من است، اما بدون تسلط به زبان ترکی، فارسی و عربی امکان این که فردی در جهان اسلام خود را روشنفکر بنامد وجود نخواهد داشت بحث خود را آغاز کرد.

 

ایشان گفت: به دلایل مختلفی در دوره ی اخیر کشورهای ما به هم نزدیک شدند که این امر بیش از اینکه به دلایل داخلی باشد به دلایل خارجی مربوط است و در نتیجه، این نزدیکی ما را به شناخت بیشتر از همدیگر سوق می دهد. اما این کافی نیست چرا که ما دارای فرهنگ مشترک هستیم و در گذشته دارای تاریخ مشترک بوده ایم، باید صرف نظر از تمام دیدگاه ها و سیاست های روزمره به عنوان افراد دانشگاهی و در چهارچوب آکادمیک، روابط اجتماعی خودمان را گسترش دهیم. در ترکیه نیز نهاد های مختلفی از جمله دانشگاه ما در این زمینه تلاش هایی را انجام می دهد و به ویژه می خواهم بگویم که اگر دانشگاهیان و دانشجوهای ایرانی علاقمند باشند از خدماتی که در ترکیه ارائه می شود بهره ببرند ما آمادگی ارائه ی چنین خدماتی را داشته و همچنین تمایل به استفاده از خدمات مشابهی که در ایران ارائه می شود داریم.

 

در ادامه پروفسورکورشون افزود: موضوع اصلی ما دوره ی بسیار گسترده ای از تاریخ را در بر می گیرد و امکان ارائه ی اطلاعات کافی در این مدت زمان کم وجود ندارد به همین دلیل پس از ارائه یک مقدمه به صورت خلاصه تلاش می کنم که در بخش پرسش و پاسخ مناسبات ترکیه و اعراب را بیشتر شرح دهم، اما باید این را هم اضافه کنم که روابط ترکیه و اعراب مناسبات مستقلی نیستند و در چهارچوب روابط ترکیه با دیگر کشورهای جهان و همچنین ایران باید ارزیابی بشوند و به نوعی باید گفت که موضوع ما امروز روابط خارجی ترکیه با جهان است.

 

اگر بخواهیم روابط ترکیه با اعراب و ایران را در چهارچوب بهار عربی که در سال 2011 اتفاق افتاد و یا بحران سوریه ارزیابی کنیم به اشتباه خواهیم افتاد زیرا این یک پدیده ی گذراست و بعد از مدتی که دوباره روابط به حالت عادی برگردند ما باید به این فکر کنیم که در چه نقطه ای قرار داریم. روابط ترکیه با اعراب در آسیای میانه شروع شد و در حقیقت آن گونه که گفته می شود خیلی هم داوطلبانه نبوده و از دیگر سو روابطی هم که بین ترک ها با امویان وجود داشت دارای مشکلات زیادی بود. یک دوره ی مشخص در روابط تاریخی، روابط عباسیان است که می شود گفت ترکانی که از طریق خاک ایران به قلمرو عباسیان رفته بودند نقش مهمی در انقلابی که در آنجا رخ داد بازی کردند. به طور کلی در مورد روابط میان ترک ها و اعراب می شود به دو یا سه دوره ی مشخص اشاره داشت.

 

یکی از این دوره ها که به نوعی با ایران هم مرتبط می باشد دوره سلجوقیان است و من نام این دوره را می گذارم دوره ی آشنایی، اما در اصطلاح شناسی عرب می گویند دوره ی تسلط. باید بگویم که این دوره خیلی کم مورد بررسی قرار گرفته است و بسیاری از منابع آن دوره هم به زبان فارسی هستند. دوره ی دوم دوران عثمانیان در روابط ترک ها و اعراب است که بسیار طولانی تر از دوران سلجوقیان است. این دوره از روابط با توجه به عقب نشینی ها و همچنین پیشروی هایی که داشت دارای جایگاه بسیار مهمی در روابط ترکان و اعراب است.

 

 اگر نقشه ی امپراتوری عثمانی را با نقشه ی خاورمیانه و آفریقای شمالی امروزین کنارهم قراردهید به یک نقشه مشترک می رسید که پس از سقوط عثمانیان و از دل این قلمروی جغرافیایی دولت های ملی و جدیدی بر پا شدند و این وضعیت موجب ایجاد درک نوینی از روابط میان اعراب و ترک ها شد. زیرا منطقه ای که چهارصد یا پانصد سال از یک مرکز اداره می شد دارای ده ها مرکز سیاسی گوناگون شد و پایتخت هر کدام از این کشورهای عربی که جایگزین استانبول شدند تاریخ جدید خودشان را به نگارش درآوردند.

 

این تاریخ نویسی جدید اثرات روانی بسیار جدی روی روابط متقابل کشورهای این منطقه گذاشت زیرا ترکیه بعد از تاسیس جمهوری و با یک دیدگاه ملی به نگارش تاریخ پرداخت و هرکدام از این مراکز اهمیت پیشین خودشان را از دست دادند. بنابراین شاید از این منظر دوره ی سوم روابط میان ترک ها و اعراب با تاسیس جمهوری ترکیه آغاز شد.

 

بیشتر پژوهشگران روابط بین الملل این دوره را بعد از جنگ سرد و تاسیس ناتو شروع می کنند و دوره ی پیش از آن را نادیده می گیرند و با یادآوری شخصیت غرب گرای آتاتورک می گویند که مصطفی کمال در آن زمان جهان اسلام را نادیده می گرفت اما اگر مقداری روی آن دوره تمرکز کنیم می بینیم که در همان زمان هم تلاش ها برای برپایی و ارتقای روابط ترکیه و اعراب وجود داشت و بعد از تاسیس جمهوری ترکیه و انعقاد عهد نامه ی لوزان تلاش برای حل یک سری مشکلات منطقه ای و از جمله سه مشکل اصلی شروع شد.

 

نخست مشکل موصل با عراق ، دوم مشکل استان هاتای با سوریه و در نهایت مشکل کوه آغری یا به قولی با اسم جدیدش (آرارات) با ایران بود، که دوتا مشکل اخیر با سوریه و ایران حل شد اما موضوع موصل که با فشارهای انگلیسی ها در جامعه ی ملل مطرح شده بود حل نشده باقی ماند. از این جهت می توانیم بگوییم در دوره ی تاسیس جمهوری، سیاست خارجی موفقیت آمیزی پیگیری شد. اما برخی ضرورت ها و فشارهای بین المللی، بحث ممنوعیت برقراری روابط با کشورهای تحت قیمومت و پاره ای تنگناهای دیگر سبب محدودیت روابط می شد. آتاتورک سعی می کرد برای فرار از این محدودیت ها و فشارهای بین المللی ابتدا روابطش را با کشورهایی آغاز کند که اسمی از آن ها در معاهده ی لوزان آورده نشده بود.

 

وی در ادامه افزود: در آستانه ی جنگ جهانی دوم اولویت ترکیه عدم شرکت در جنگ بود و از این نظر ناگزیر بود روابط نزدیک تری با غربی ها برقرار کند و بعد از کنفرانس یالتا به دلیل تهدید ترکیه از سوی شوروی آنکارا تمایل خود را برای پیوستن به ناتو اعلام کرد و این روند طبیعتاً موجب ایجاد یک جزر و مد در سیاست ترکیه شد و موجب گشت که ترکیه به عنوان اولین کشور اسلامی، اسرائیل را به رسمیت بشناسد.

 

این اقدام به نوعی در را برای عضویت ترکیه در ناتو و بهره مندی از چتر امنیتی و گسترش توان نظامی برآمده از آن باز کرد. در آن زمان ترکیه قادر به نوآوری و تحرک در اجرای سیاست خارجی خود نبود و تعیین خط مشی نظامی ترکیه در ناتو این کشور را تحت تاثیر سیاست خارجی آمریکا قرار می داد و همچنین روابط خوب ایران و آمریکا در آن دوره باعث خوب شدن روابط ترکیه و ایران و همچنین ترکیه با سعودی ها شد. در این مرحله همچنین در جریان جنگ ایران و عراق هم ترکیه سعی کرد نسبت به هر دو کشور رفتار یکسان و با فاصله مساوی داشته باشد.

 

 فروپاشی جهان دوقطبی و آغاز دهه ی نود میلادی تلاش ترکیه برای در پیش گرفتن سیاستی فعال و مستقل از ناتو و برقراری روابط با همسایه های خودش را تبدیل به یک ضرورت ساخت و از این منظر سعی داشت که با هیچکدام از همسایگان خودش دچار مشکل نشده و وارد حوزه ی نفوذ همسایگان خودش نیز نشود، اما بعد از سال 2003 این وضعیت تغییر کرد.

 

 ایالات متحده ی آمریکا در سال 2003 برای حمله به عراق می خواست از خاک ترکیه برای انجام عملیات نظامی بهره برداری کند که در جریان رای گیری در مجلس ملی ترکیه جناح مخالف آمریکا موفق شدند با اختلاف بسیار کمی نسبت به جناح طرفدارآمریکا با این طرح مخالفت کنند و در نتیجه اجازه ی استفاده از خاک ترکیه به آمریکا داده نشد و بدین ترتیب ترکیه برای اولین بار با سیاست های آمریکا در منطقه مخالفت کرد و متوجه شد که دیگر زمان تغییر سیاست خارجی پیشین فرا رسیده است. برای این تغییر طبیعتا باید در روابطش با عرب ها و ایرانی ها یک بازنگری اساسی انجام می داد.

 

 در جغرافیای خاورمیانه حکومت هایی که به نوعی نماینده ثبات باشند وجود نداشت و این مساله امکان اجرای یک نقشه ی مشترک را برای ترکیه از بین می برد و مجبور بود تا سیاست های پراکنده را اعمال کند. ایشان در پایان گفت: بیان این مطلب مهم است که بعد از اینکه ترکیه اجرای سیاست های فعال در منطقه را آغاز کرد هرچند یک حزب اسلام گرا در ترکیه بر سر کار بود اما در سیاست خارجی خودش هیچ گاه سیاست های دین گرایانه جایی نداد.

 

در ادامه ی نشست دکتر میرابیان سخن خود را از کشورهای خلیج فارس آغاز کردن و در ابتدا به کشور عربستان پرداخت، ایشان در این زمینه گفت: اکنون درعربستان همه چیز در قالب طرح 2030 دارد اتفاق می افتد و با وجود اینکه در ظاهر این طرح قالب اقتصادی دارد اما زیرپوست آن یک طرح فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، ایدئولوژیکی وجود دارد. اگر دقت کرده باشید هنوز در مورد آرامکو (شرکت ملی نفت عربستان سعودی) تصمیم جدی گرفته نشده است. ابتدا گفته شد که 2015 یا 2016 سهام آن واگذار می شود اما به سال 2017 ، 2018 زمان آن را تغییر دادند و در آخرین صحبتی که داشتند به این نتیجه رسیدند که در سال 2018 بخشی از این سهام فروخته شود.

 

اما درعرض همین یک سال گذشته دست کم پنجاه تصمیم فرهنگی و اجتماعی درعربستان گرفته شده است؛ از بحث رانندگی زنان، سینما، تئاتر، اپرا یا بحث عدم تعطیلی درهنگام نماز واجب که این مقدمه ای است برای این که سازمان امر به معروف به حاشیه برده شود و بسیاری اقدامات دیگر. بنابراین وقتی طرح های اقتصادی 2030 را با طرح های زیر پوستی آن مقایسه می کنیم می بینیم یک به صد است. درواقع تفاوت های زیادی وجود دارد پس معلوم می شود آمریکایی ها به این جمع بندی رسیدند که محمد بن سلمان در مقایسه با محمد بن نایف عنصر بهتری جهت اجرای سند 2030 و دیگر اهداف آمریکا در منطقه است.

 

سه شاخص برجسته را می توان در سیاست های محمد بن سلمان دید. اول وابستگی و پیوستگی و همراهی شدید با آمریکا ، لازمه ی این پیوستگی پیوند با اسراییل و اجرای سیاست های اسراییل است و کارهایی که محمد بن سلمان در عرض شش ماه گذشته انجام داد از دیدار با خاخام ها گرفته تا ملاقات رییس ستاد مشترک ارتش رژیم صهیونیستی و همچنین رئیس شورای امنیت ملی اسراییل که اصلاً در تاریخ عربستان بی سابقه است، همه و همه در همین راستا قابل ارزیابی است. و بدتر از همه هم به رسمیت شناختن حق اسراییل برای داشتن کشور بود. پس اولین نکته در سیاست بن سلمان وابستگی به آمریکا، دوم پیوستگی با اسراییل و سومین نکته هم ایران ستیزی است.

 

ایشان در ادامه ی صحبت های خود راجع به عراق بیان داشتند که سعودی ها تلاش کردند که کشورهای از دست رفته مثل لبنان ، عراق، سوریه را بازگردانند و دو مرتبه احیا کنند. به نظر می رسد که گام های بزرگی را در رابطه با عراق برداشتند و خیلی تلاش می کنند که به عراق برگردند و اولین اقدامشان هم بازگشایی سفارت خانه و کنسولگری در بصره بود که در 1990 هنگام اشغال کویت تعطیل شد و گام بلند تر ازآن که خیلی گستاخانه بود درخواست گشایش کنسولگری در نجف بود که عراقی ها نپذیرفتند و گام بعدی آن ها آمدن به عراق و در خواست ملاقات با آیت الله سیستانی بود که اجازه این ملاقات به آنها داده نشد. بنابراین سعودی ها قدم های جدی برای بحث با عراق برداشتند و تلاش دارند که جای پایی در این کشور داشته باشند.

 

 جالب است که تمام حرف هایی که راجع به سرمایه گذاری و بازسازی در عراق می زنند در دو استان متمرکز است یکی استان الانبار و دومی استان سماوه است که هر دوی آن ها هم مرز با عربستان هستند که یکی سنی نشین و دیگری هم شیعه نشین است و ریاض می کوشد با سرمایه گذاری در این دو منطقه ضمن تامین امنیت خود معادن فسفات آن جا را هم فعال کند.

 

در پایان نشست دکتر اطهری از حضور پرفسور کورشون و دکتر میرابیان درمركز پژوهش های علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه تشکر کرده و نشست با پرسش و پاسخ حاضرین پایان یافت.

 

گزارش: امیر حسین رجبی معمار، دبیر گروه ترکیه شناسی