ابهام در ژئوپلیتیک جدید خاورمیانه

نوع مطلب: مقاله

 

 

نویسنده: دکترشهره پولاب پژوهشگر مهمان و دانش آموخته دکتری رشته جغرافیای سیاسی

 

در روز 15 سپتامبر 2020 توافق نامه های عادی سازی روابط میان اسرائیل و کشورهای امارات متحده عربی و بحرین به میزبانی دونالد ترامپ رئیس جمهور ایالات متحده امریکا در کاخ سفید امضا شد. ترامپ با این گفته که "مردم جهان شاهد ظهور یک خاورمیانه جدید هستند" ابراز امیدواری خود را برای اتفاق های خوب در خاورمیانه بیان داشت. بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل امضای این تفاهم نامه را "نقطه عطف تاریخی" دانسته که در آن امارات و بحرین "پرچمدار پایان درگیری در خاورمیانه" خواهند بود. عبدالله بن زاید آل نهیان وزیر امور خارجه امارات نتیجه این توافق نامه را ایجاد تغییراتی در جهان عنوان کرده که بدون ابتکار عمل ترامپ امکان پذیر نبوده و عبداللطیف بن راشد الزیانی وزیر امور خارجه بحرین نیز آن را "روز تاریخی برای خاورمیانه" قلمداد کرده است.

 

امضای این توافق نامه های صلح بازتاب صد درصد متفاوتی نیز داشته است. در خاورمیانه، ایران توافق عادی سازی روابط این کشورها را به عنوان "خنجری در پشت" همه مسلمانان و "حماقت استراتژیک" که بدون شک محور مقاومت در منطقه را تقویت می کند و ترکیه نیز با تهدید به قطع روابط دیپلماتیک با ابوظبی و فراخواندن سفیر خود، امارات را به دلیل "رفتار ریاکارانه" محکوم کرده اند.

 

روسیه از دیگر منتقدان این معامله دیپلماتیک، تصور صلح پایدار در خاورمیانه را بدون حل و فصل مناقشه اسرائیل و فلسطین یک "اشتباه"  دانسته و از بازیگران منطقه ای و جهانی خواست تا برای حل این مسئله "تلاش های هماهنگ" را افزایش دهند و به عنوان یکی از اعضای دائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد و عضو گروه چهارجانبه میانجی گران بین‌المللی در حل مناقشه خاورمیانه (روسیه، آمریکا، اتحادیه اروپا و سازمان ملل)، آمادگی خود را برای یک کار مشترک در چارچوب مذاکره کنندگان صلح چهار جانبه دیپلماتیک خاورمیانه و با هماهنگی نزدیک با اتحادیه عرب اعلام کرده است. به نظر می رسد واکنش مسکو حاکی از گله مندی جهت کنارگذاشته شدن از جریان جدید صلح در خاورمیانه است، با توجه به این امر که روسیه در خاورمیانه به ویژه از سال 2015 و با ورود به بحران داخلی سوریه نقش بسیار پررنگی در منطقه داشته و همواره تلاش کرده تا به عنوان یک بازیگر صلح جو و میانجی گر شناسایی شود.  

 

اگر بتوان به وعده ترامپ مبنی بر برقراری روابط عادی سیاسی پنج الی شش کشور عرب دیگر با اسرائیل استناد کرد، می توان گفت به هنگامی که دشمنی میان اعراب و اسراییل منجر به همکاری نزدیک شود، همراه با تغییر و جابجایی بازیگران درگروه های رقیب، معادلات منطقه ای در خاورمیانه نیز دچار تغییر خواهد شد و اگر ایران و ترکیه در اردوگاه مقابل این توافق نامه های صلح بتوانند از همسویی استراتژیک روسیه بهره مند شوند، منطقه با نوسانات بیشتری خصوصا در حوزه خلیج فارس روبرو می گردد.

 به این ترتیب که:

در جنوب خلیج فارس اسرائیل به هم پیمانی با کشورهای کوچک این حوزه خیزشی آرام را آغاز نموده که این امکان را فراهم می آورد که در پهنه وسیعتری از مدیترانه به سوی شرق تا خلیج فارس بازیگری نماید. یک ائتلاف جدید با کشورهای کوچک اما ثروتمند حاشیه جنوب خلیج فارس این امکان را برای تل آویو فراهم می کند تا رویایی برای کنترل منطقه داشته باشد. امضای تفاهم نامه صلح رهبران امارات و بحرین و اسرائیل در واشنگتن می تواند آغازی برای تحقق این رویا باشد. اسرائیل در تکاپوی آن ست که با برقراری روابط با کشورهای خلیج فارس انزوای کنونی خود را کاهش دهد و راهی را برای مقابله با فشار فلسطینیان برای مذاکره درباره یک کشور جدید باز نماید. ائتلاف با اعراب و داشتن حمایت آنان می تواند این انزوا را از اسرائیل دور و به فلسطین منتقل نماید. در این راستا موافقت اسرائیل با متوقف کردن الحاق کرانه باختری و دره اردن در جهت کسب حمایت اعراب قابل توجیه است.

 

از نظر کشورهای حاشیه خلیج فارس، اسرائیل یک حائل در برابر کاهش نقش ایالات متحده در منطقه است. برای امارات و بحرین یک دکترین جدید در امنیت ملی درقبال هراس از یک ایران با قدرت نظامی برتر قابل تفسیر خواهد بود که به راحتی این کشورها را به سوی اسرائیل متمایل گرداند که دشمنی با آن از سال 1948 و از زمان استقلال اسرائیل تاکنون ادامه داشته است. هفتاد و دو سال پس از ایجاد رژیم مدرن اسرائیل تعدادی از ملت های عرب و مسلمان در حال رسیدن به این نتیجه هستند که کشور یهود در خاورمیانه ماندنی شده و می بایست مواضع جدید و واضحی در قبال آن اتخاذ نمایند که برقراری روابط دیپلماتیک و تجاری منطقی بر آن خواهد بود. این دیدگاه می تواند راه را برای عادی سازی سازی روابط دیگر کشورهای عرب به غیر از امارات و بحرین باز نماید. ظهور این ائتلاف برای ایالات متحده کاملاً مثبت ارزیابی می شود زیرا در منطقه ای با سلطه ایران، روسیه و یا ترکیه منافع امنیت ملی آمریکا تأمین نمی شود.

 

در شمال خلیج فارس، ایران با حضور و نفوذ در عراق، سوریه، یمن و لبنان نگاه از شرق به سوی مدیترانه دارد.

گفته می شود تلاش های تولید قدرت ایران در سراسر منطقه موجب رانش کشورهای عرب خلیج فارس به سوی اسرائیل جهت جستجوی امنیت بیشتر شده است. در نتیجه همکاری نزدیک اعراب و اسرائیل ایران احساس احاطه شدن بیشتری خواهد داشت زیرا پیوند جغرافیایی دریای سرخ و دریای عرب با خلیج فارس در شبه جزیره عربستان موجب می شود تا پهنه وسیعی از جغرافیای منطقه در اختیار هم پیمانان جدید قرار گیرد.

از زمانی که ایالات متحده تصمیم به سپردن سرنوشت خاورمیانه به دست کشورهای منطقه گرفته، ترکیه و روسیه نیز برای شرایط ناشی از خلا آمریکا در منطقه گام برداشته اند.

 

ترکیه با ایده های نئوعثمانی و با هدف تبدیل شدن به یک بازیگر اصلی در رقابت منطقه ای عملیات نظامی قاطعی را در سوریه، عراق و لیبی انجام داده و این بازیگری را به مدیترانه شرقی کشانده است. ترکیه که از طریق ناتو متحد رسمی ایالات متحده باقی مانده، در اقداماتی بارها روابط دو جانبه با واشنگتن را تیره کرده تا جایی که تصمیم آنکارا برای خرید سیستم دفاع هوایی S-400 روسی ضربه اساسی بدان وارد کرده است. قابل ذکر آن که رابطه تنش زای ترکیه با ایالات متحده و ناتو در سال های گذشته، روابط این کشور با روسیه را به طور قابل توجهی بهبود بخشیده است.

 

روسیه نیز در بازی قدرت و در اتحاد با ایران با ایفای نقش اصلی در هر قطعنامه ای در رابطه با سوریه روابط خود را با اسرائیل و ترکیه -بازیگران دیگر صحنه بحران سوریه- بهبود بخشیده است.

چشم انداز مواضع روسیه پس از اعلام توافق امارات و اسرائیل در ماه آگوست و سپس توافق با بحرین تا حدود زیادی در ابهام مانده و نشان از یک دوگانگی در تصمیم گیری دارد. از یک سو این ائتلاف یک اتفاق آمریکایی است و می تواند سد راه افزایش نقش روسیه در منطقه باشد. در استراتژی امنیت ملی روسیه خاورمیانه منطقه استراتژیکی است که حضور روسیه در آن به عنوان یک قدرت منطقه ای برای مقابله با یک جانبه گرایی ایالات متحده وجلوگیری از نفوذ آن در مناطق آسیای میانه و قفقاز و همچنین مبارزه با گروههای افراطی و تروریستی ضروری است. با در نظر داشتن این استراتژی، پشتیبانی ایالات متحده از عادی سازی روابط اسرائیل با امارات و بحرین موانعی بر سر راه افزایش نقش روسیه در منطقه خواهد بود. بنابراین ضرورت روسی ایجاب می نماید در تضاد با این تفاهم نامه ها قرار گیرد و این دیدگاه سنتی را ابراز دارد که صلح در منطقه بدون توافق اسرائیل و فلسطین امکان پذیر نیست.

 

از سوی دیگر روابط نزدیک روسیه و اسرائیل مانع از جبهه گیری علیه این پیمان صلح بوده و موجب می شود مسکو هم از این ائتلاف استقبال نماید. روابط نزدیک فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و امنیتی با اسرائیل، اهمیت امنیت اسرائیل در سیاست خاورمیانه ای روسیه را تقویت می نماید. ولادیمیر پوتین اولین رئیس جمهور روسیه بود که در سال 2005 از اسرائیل دیدار کرده و از آن زمان بر اساس منافع مشترک و سابقه همکاری طولانی مدت از اسرائیل به عنوان "یک کشور خاص" نام برده است. هر دو کشور دارای منافع مشترکی مانند حفظ ثبات در خاورمیانه، جلوگیری از هر گونه برخورد میان نیروهای نظامی روسیه و اسرائیل در سوریه و یک رویکرد مشابه در ارتباط با گروههای افراط گرا مانند داعش و القاعده هستند.

 

با وجود این دوگانگی، منافع استراتژیک روسیه ایجاب می نماید که گسترش نقش خود را به عنوان یک ناجی صلح و یک بازیگر اصلی در حل و فصل مسائل خاورمیانه در اولویت قرار دهد. تلاش های پوتین برای داشتن استراتژی هایی در رده برنامه ریزی های ایالات متحده و همتایی با واشنگتن راه حل مناسب را برای انتخاب چشم انداز روسیه در قبال ائتلاف اسرائیلی- عربی در اختیار قرار می دهد. از این رو اعلام آمادگی مسکو برای کار مشترک در چارچوب مذاکره کنندگان صلح چهار جانبه دیپلماتیک خاورمیانه و با هماهنگی نزدیک با اتحادیه عرب توجیه می شود.

 

در مجموع این که عزم آمریكا برای کمتر كردن رد پای خود در منطقه، همراه با برهم خوردن تعادل سیاسی در خاورمیانه و شکل گیری ژئوپلیتیك جدید منطقه ای خواهد بود که با تعداد بیشتری از بازیگران و منافع متضاد رقبا می تواند احتمال پویایی های متفاوت منطقه ای را افزایش دهد. در این صورت توافق نامه های کشورهای عربی با اسرائیل لزوما به معنای ورود به دوران صلح در منطقه نبوده و می تواند دارای پتانسیل افزایش تنش ها نیز باشد. پازل توازن میان دو اردوگاه در شمال و جنوب خلیج فارس هنوز کامل نشده و دورنمای آینده با توجه به دوگانگی منافع استراتژیک روسیه مبهم است.

 


نویسنده

شهره پولاب

شهره پولاب پژوهشگر مهمان سابق در پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه است. وی فارغ التحصیل مقطع دکتری در رشته جغرافیای سیاسی از دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران می باشد. حوزه مطالعاتی دکتر پولاب مسائل خاورمیانه و مسائل زنان است. 


1.دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد
2.پیام هایی که حاوی تهمت یا بی احترامی به اشخاص باشد منتشر نخواهد شد
3.پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد