ایران و آمریکای آینده

نوع مطلب: مقاله

 

نویسنده: سهراب انعامی علمداری، پژوهشگر مهمان

 

انتخابات 2020 آمریکا به روزهای سرنوشت ساز خود رسیده، در این دوره نیز ایران به عنوان محور چالشی سیاست خارجی و مناظرات دو رقیب دموکرات و جمهوریخواه یعنی جو بایدن و دونالد ترامپ تبدیل شداست.

 

رویکردهای غالب تبیینی، تحلیلی و اجرایی درحوزه سیاست خارجی امریکا را می توان ترکیبی از واقع گرایی، ژئوپلتیک، نئولیبرالیسم سیاسی و اقتصادی، محافظه کاری و نئومحافظه کاری، ناسیونالیسم و این اواخر ورود رویکردهای مرکانتیلیسم اقتصادی و پوپولیسم دانست. این رویکردها و نظریه ها در قالب کارگزاران و با محوریت نقش در سیاست خارجی ایالات متحده ظهور، بروز و اجرایی می شوند. اگرچه در نگاه بسیاری از ناظران سیاسی آمریکا، سیاست خارجی ترامپ به عنوان یک دگردیسی معنادار در جهت گیری کلان(Comperhensive Shift) اجرایی شد اما به نظر نگارنده، سیاست خارجی چهارساله ترامپ بخشی از روندهای تکمیلی سیاست خارجی در ایالات متحده محسوب می شود.

 

فرید زکریا استاد آمریکایی روابط بین الملل، سیاست خارجی آمریکای ترامپ را «پالئو- محافظه کاری» در ترجمان یک فسلفه سیاسی مبتنی بر ملی گرایی، دولت محدود، سنت گرایی آمریکایی، محدودیت بر مهاجرت و منطقه‌گرایی می‌داند. الگوی رفتاری مرکزی سیاست خارجی دولت ترامپ «سیاست فشار حداکثری» است که در قبال جمهوری اسلامی ایران اجرایی شد.

ادراک ذهنی و مطلوبیت های راهبردی مقام‌های دولت ترامپ در قبال ایران علاوه بر سیاست فشار حداکثری، باقی مانده در جنگ سرد است؛ سیاستی که با نمادها و نشانه‌هایی همچون مهار معنا می‌یابد.

 

اما در دیگر سوی میدان انتخابات 2020، جو بایدن معاون رئیس جمهوری دولت اوباما قرار دارد بایدن سیاست خارجی دولت آینده آمریکا را در یادداشتی تحت عنوان «چرا آمریکا باید دوباره رهبری (جهان) را برعهده بگیرد» در نشریه فارن افرز تشریح کرد. محور سیاست خارجی دولت احتمالی بایدن در قبال ایران بازدارندگی-مهار از طریق اجماع سازی و ائتلاف سازی است. اگرچه بازسازی هرگونه ائتلاف ضدایرانی به مانند دولت اوباما در شرایط کنونی دشوار به نظر می رسد اما سیاست خارجی آمریکا به دلیل دارا بودن مولفه های تداوم و تغییر قادر به بازتنظیم و بازسازی با همه مولفه های پیشینی و کنونی سیاست خارجی خواهد بود.

 

اما پرسش مهم در این میان نوع نگاه هریک از نامزدهای ریاست جمهوری 2020 آمریکا به ایران و سیاست خارجی احتمالی دولت آینده در قبال ایران است.

سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران اساسا در چارچوب شیفت راهبردی تبیین نمی شود و اصول و ادراک راهبردی کارگزاران سیاست خارجی آمریکا درچارچوب راهبرد مهار و محدودسازی معنا می یابد. ترجمان چنین راهبردی درسیاست خارجی ترامپ با سیاست فشار حداکثری اجرایی شد اما سیاست خارجی احتمالی ترامپ در دوره دوم به دلیل ناکامی در حوزه اجماع سازی تلاش جهت مذاکره با ایران را از طریق ترکیب فشار- اجماع خواهد بود.

 

در دیگر سو، اگرچه سیاست خارجی احتمالی دولت بایدن مبتنی بر نقش یابی راهبردی در مقابل ایران است و بازسازی ائتلاف های راهبردی در قبال ایران محور اصلی سیاست خارجی ایالات متحده را تشکیل خواهد داد اما دولت بایدن نیز تلاش می کند تا مولفه هایی از سیاست فشار حداکثری ترامپ همچون حفظ تحریم ها به ویژه تحریم های ثانویه همراه با کاهش وزن راهبردی و ژئوپلتیکی ایران در حوزه های منطقه ای دنبال کند.

 

فرجام می توان تاکید کرد که سیاست خارجی آمریکای آینده ترکیبی از سیاست های پیشینی و سیاست های کنونی دولت آمریکا در اشکال فشار- تحریم-ائتلاف سازی مذاکره همراه با انتظارات و مطلوبیت های راهبردی جدید خواهد بود.

 

 

 


نویسنده

سهراب انعامی علمداری

آقای سهراب انعامی علمداری پژوهشگر مهمان سابق در پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه است. وی دانشجوی دکتری رشته روابط بین الملل در دانشگاه آزاد واحد تهران شمال می باشد. حوزه مطالعاتی آقای انعامی مسائل خاورمیانه و سیاست خارجی ایران می باشد.


1.دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد
2.پیام هایی که حاوی تهمت یا بی احترامی به اشخاص باشد منتشر نخواهد شد
3.پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد