سیاست خاورمیانه ای چین پیش و پس از جنگ 12 روزه

نوع مطلب: مقاله

هما رنجبر؛ کارشناس ارشد روابط بین الملل

مقدمه

در حاشیه اجلاس ماه سپتامبر 2025 سازمان همکاری­های شانگهای، رئیس جمهور ایران با رئیس جمهور چین دیدار کرد. اجلاس اخیر شانگهای و دیدار مقامات ایران و چینی فراتر از همکاری اقتصادی و تحریم­های آمریکایی، تحت تأثیر حمله اسرائیل به ایران و تشدید تنش در خاورمیانه بود. پنجاه روز پس از حمله اسرائیل و آمریکا به ایران، تهران به منظور ارتقاء توان اقتصادی، نظامی و امنیتی خود وارد اجلاس شانگهای شد تا بتواند با ارتقاء روابط با پکن و سایر اعضای پیمان شانگهای توان بازدارندگی خود را در موج دوم احتمالی حملات اسرائیل ارتقاء داده و بهبود ببخشد. در آن سو تل­آویو می کوشد با نسل کشی در غزه، خلع سلاح حزب­الله، حضور نظامی در سوریه و مقابله مستقیم با تهران، نظم جدیدی را در خاورمیانه برپا کند. با توجه به جانبداری آمریکا و اتحادیه اروپا از اسرائیل این سوال پیش می ­آید که آیا روسیه و مهم­تر از آن چین تمایلی جدی برای حمایت و جانبداری از ایران را در دستور کار دارند؟ آیا سیاست خاورمیانه ای پکن در قبال تهران پیش و پس از حمله اسرائیل به ایران تغییر محسوسی داشته است؟ آیا گفتگوهای دو جانبه مقامات ایران در حاشیه اجلاس شانگهای باعث تغییری در سیاست چین در قبال ایران شده است؟ چین تا پیش از حمله اسرائیل به ایران، همواره در سطح دیپلماتیک از حق مسلم ایران برای استفاده از انرژی صلح­ آمیز هسته ­ای حمایت کرده اما همزمان خواهان صلح پایدار در خاورمیانه است. حالا با فعال شدن مکانیسم ماشه علیه ایران و احتمال تشدید تنش میان تل­آویو و تهران، آیا سیاست خاورمیانه چین تغییر خواهد کرد؟ برای پاسخ به این سوالات ابتدا باید مشخص شود که چین پیش از جنگ 12 روزه و پس از آن چه نگاهی به تهران و روابط دو جانبه با ایران داشته است؟ آیا در پس گفتگوهای مقامات ایران و چین در اجلاس اخیر شانگهای، سیاست خاورمیانه ای پکن در قبال ایران تغییری داشته است؟ سیاست چین در قبال ایران ذیل سیاست خاورمیانه ای پکن و مهم­تر از آن تحت تأثیر سیاست آن در رقابت با آمریکا تعریف می­ شود.

نگاه اندیشکده ­های چینی به سیاست پکن در قبال تهران

برای شناخت نگاه چین به ایران و رابطه با تهران پیش از مراجعه به هر تحلیل و سندی باید به تحقیقات و توصیه­ های سیاستگذارانه اندیشکده ­های چینی توجه کرد. مهمترین مراکز مطالعاتی چین عبارتند از مرکز اطلاعات و تحقیقات بین‌المللی معاصر چین (وابسته به وزارت امنیت)، مؤسسه مطالعات بین‌المللی شانگهای (قدیمی ­ترین اندیشکده­ وزارت امور خارجه)، مؤسسه مطالعات بین‌المللی چین (معتبرترین بازوی مشورتی غیر دولتی در دولت)، مؤسسه چارهار (موسسه مطالعاتی غیر دولتی و غیر حزبی در چین) و موسسه توسعه فودان (وابسته به دانشگاه فودان و در فهرست ده اندیشکده تأثیرگذار در چین). در مجموع اندیشکده­ های چینی به دولت موارد زیر را پیشنهاد و توصیه کرده­ اند.

  • برای حفظ ثبات اقتصادی در نقش میانجی­گر وارد شود نه بیشتر
  • اولویت پکن جلوگیری از تشدید تنش با آمریکاست
  • چین با مشارکت در بازسازی خرابی ­های جنگ، سطح نفوذ اقتصادی در ایران را افزایش دهد.
  • پکن باید همزمان با حمایت قاطع دیپلماتیک از تهران، سطح سرمایه­گذاری خود در صنعت و فناوری اسرائیل را افزایش دهد.
  • پکن می­تواند در صورت توافق با تهران، سهم سرمایه­گذاری چین در بنادر ایران را افزایش دهد.
  • پکن باید به تهران در مورد بستن تنگه هرمز هشدار جدی بدهد.
  • پکن باید از تهران بخواهد نیروهای نیابتی مثل حوثی­ها و نقشی که در تشدید تنش در خاورمیانه دارند را مدیریت کند.
  • چین نباید از نقش میانجی­گری و اقدامات دیپلماتیک و سرمایه­گذاری اقتصادی گام را فراتر بگذارد.
  • چین به محض دستیابی ایران به سلاح هسته­ای از تهران فاصله بگیرد.

با توجه به این که این ­ها صرفا توصیه ­ها و پیشنهادات هستند، باید دید آیا چین در عمل هم آن­ها را به کار بسته یا سیاست خاورمیانه پکن در پیش و پس از حمله اسرائیل به ایران تغییر کرده است.

نگاه چین قبل و بعد از حمله ژوئن ۲۰۲۵

بر اساس اطلاعات موجود از اظهارات رسمی، اسناد دیپلماتیک و تحلیل‌های منتشر شده، نگاه چین به روابط با ایران قبل و بعد از حمله اسرائیل تغییر اساسی نکرده است. چین همچنان ایران را به عنوان شریک استراتژیک کلیدی در خاورمیانه می‌بیند و حمایت خود را از حقوق ایران (مانند استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای) حفظ کرده و تغییر رویکرد نداشته است. تغییرات جزئی هم صرفا واکنش­های مقطعی دیپلماتیک بوده تا تغییر سیاست کلی.

چین طبق توافق جامع ۲۵ ساله با ایران، تهران را متحدی مهم در برابر یکجانبه ­گرایی آمریکا و مجموعه غرب می ­داند. به همین منظور تا پیش از حمله اسرائیل به ایران، پکن از حل دیپلماتیک مسئله هسته‌ای ایران حمایت کرده و مخالف تحریم­ های آمریکا و غرب علیه ایران بوده است. به همین منظور برای مقابله با تحریم­ها، همکاری­های اقتصادی (انرژی و تجارت) را افزایش داده است. با آغاز عملیات 7 اکتبر لحن چین نسبت به اسرائیل تندتر شد و تهران تصور کرد که سیاست خاورمیانه ای  چین با ایران همسو شده است. اما این همسویی شامل حمایت نظامی مستقیم در حمله اسرائیل به ایران نشد. چین حمله اسرائیل به ایران در ژوئن 2025 را نقض حاکمیت و تمامیت ارضی ایران خواند و خواستار توقف فوری اقدامات نظامی شد. نماینده چین در سازمان ملل این حملات را محکوم و پکن را به عنوان میانجی صلح معرفی کرد. با تشدید تنش­ها، پکن 3 هزار شهروند خود را از ایران خارج کرد. اما فراتر از حمایت دیپلماتیک اقدامی انجام نداد. پکن صرفا به دنبال این بود که این حمله به جنگی گسترده در خاورمیانه تبدیل نشود. به همین منظور حمایت از تهران محتاطانه‌تر از میانجی­گری سال 2023 میان ایران و عربستان بود. لذا در مجموع باید گفت تغییری در روابط ایران و چین، پیش و پس از حمله اسرائیل به ایران اتفاق نیفتاده و اگر هم تغییر حداقلی رخ داده باشد صرفا به رفتار محتاطانه­تر چین در قبال ایران و تنش­های خاورمیانه مربوط می­شود.

چین پس از حمله اسرائیل و آمریکا به ایران همچنان بر سیاست تعادل و حداکثر حمایت از ایران بدون درگیری مستقیم بسنده کرده است. مثلا صادرات به ایران را افزایش و تجارت با اسرائیل را کاهش داده و در مجموع پس از جنگ دوازده روزه بیشتر از قبل بر ثبات منطقه و اجتناب از دیگری تأکید کرده است. در نتیجه نباید انتظار داشت که چینی­ها در قبال یکی از بازیگران منطقه (اسرائیل یا ایران) چرخشی به سمت حمایت نظامی یا قطع رابطه با غرب را در دستور قرار دهد. مضاف بر این که محکوم کردن حمله اسرائیل به ایران نسبت به گذشته شدت بیشتری داشته به این علت که تل­آویو به دنبال تغییر رژیم در ایران است و این برای چین زیان­بار است.

نگاه چین قبل و بعد از اجلاس شانگهای ۲۰۲۵

پس از حمله اسرائیل به ایران در ماه ژوئن، اجلاس همکاری شانگهای در سپتامبر 2025 برگزار شد. چین پیش از این اجلاس و طبق توافق ۲۵ ساله، ایران را «شریک استراتژیک جامع» معرفی می­کرد. در دیدار پزشکیان و شی جین پینگ در حاشیه اجلاس اخیر شانگهای نیز این عبارت تکرار شد. چین به ایران به چشم شریکی در خاورمیانه نگاه می­کند که در برابر فشارهای آمریکا ایستاده است. دیگر صحبت­های مقامات چینی با مقامات ایرانی نیز ذیل همین عبارت تعریف می­شود. چینی­ها برای رقابت با آمریکا نیازمند انتقال امن انرژی خاورمیانه به چین هستند، لذا هر تنشی میان ایران و اسرائیل آن­ها را نگران می­کند. اما این نگرانی به معنای تغییر سیاست خاورمیانه­ای آن­ها نبوده و نیست. پکن تا به امروز برای مهار تنش­ها و جلوگیری از تشدید تنش­ها در خاورمیانه به مسیرهای دیپلماتیک و همکاری­های اقتصادی بسنده کرده و پس از جنگ دوازده روزه و اجلاس اخیر شانگهای نیز این سیاست را دنبال خواهد کرد. در نتیجه نه حمله اسرائیل به ایران و نه حضور ایران در اجلاس شانگهای باعث تغییر محسوس و معناداری در سیاست خاورمیانه پکن در قبال ایران نخواهد شد. بررسی صحبت­های مقامات چینی پس از اجلاس شانگهای نشان می­دهد که سیاست پکن در قبال ایران تغییر چشم­گیری نداشته و چین همچنان به ایران به عنوان شریک استراتژیک نگاه می‌کند. آن­ها با توجه به شرایط منطقه انگیزه بیشتری برای عملی کردن توافقات قبلی و تقویت همکاری‌های اقتصادی دارند. اما این همکاری­ها به معنای حمایت نظامی آن­ها از ایران در حمله احتمالی بعدی اسرائیل نخواهد بود. البته برخی تحلیل گران نمایش قدرت شی در اجلاس شانگهای را نشانه ای از عزم جدی پکن برای رقابت شفاف تر و تهاجمی تر با آمریکا می دانند اما تعدادی دیگر می گویند چین در عمل همچنان محتاط رفتار می کند و در مقابل ایران نیز چین است.

استدلال­های مخالف و موافق تغییر سیاست چین در قبال ایران

پیش از حمله اسرائیل به ایران، سیاست چرخش به شرق در ایران مطرح بود، اما پس از جنگ دوازده روزه مورد توجه بیشتری قرار گرفت. موافقان مدعی بودند که چین تنها قدرتی است که می­تواند و می­خواهد از ایران در برابر حمله بعدی اسرائیل حمایت کند. مخالفان اما معتقد هستند که چین می­تواند اما نمی­خواهد در حمله احتمالی آتی به ایران از تهران حمایت کند. پرسش استراتژیک این است که آیا چین در لحظه حساس حمله بعدی به عنوان ضامن امنیت جمهوری اسلامی ایران، فراتر از لفاظی­های دیپلماتیک حمایت نظامی خواهد کرد؟ پاسخ موافقان ناظر به اهمیت ژئوپولتیکی ایران ، ذخایر انرژی، واقع شدن در مسیر کریدورهای اقتصادی، سیاست خارجی ضد لیبرال و مقابله با آمریکا است اما مخالفان معتقدند که چین برای هر یک از مزیت­های ایران رقیب و جایگزینی دارد. برای انرژی به سراغ کشورهای عربی حاشیه جنوبی خلیج فارس می­رود، برای بنادر به سراغ پاکستان می­رود، برای کریدورهای اقتصادی به سراغ تجارت امن دریایی با اروپا می­رود و مهم­تر از همه سیاست خارجی ضد آمریکایی ایران با سیاست خارجی چین تفاوت دارد. در جدول زیر دو دسته استدلال خوش­بینانه و بدبینانه مطرح می­شود.

سخن آخر

پس از حمله اسرائیل و آمریکا به ایران، چین با محکوم کردن این حمله آن را نقض آشکار حقوق بین­الملل اعلام کرد. اما در عمل اقدامات محدودی مثل خارج کردن شهروندان چینی (خروج بیش از 3 هزار نفر)، انجام داد و به تهران توصیه کرد که فعالیت نیروهای محور مقاومت را مدیریت کند تا تنش­ها بیشتر از این تشدید نشود. چین در پس حمایت­های دیپلماتیک صرفا به دنبال بهره­برداری اقتصادی بیشتر از فرصت پیش آمده است تا نفوذ اقتصادی خود را در ایران و اسرائیل و در مجموع در خاورمیانه حفظ و در صورت امکان افزایش دهد. مضاف بر این که پکن تشدید تنش در خاورمیانه را به معنای اختلال در انتقال انرژی و زنجیره تأمین می­داند؛ در نتیجه در مواقعی مثل تشدید تنش میان عربستان و ایران به عنوان میانجی به میدان آمد و با مدیریت و در نهایت کاهش تنش­ تهران ـ ریاض، جلوی گسترش این تنش به کل خاورمیانه را گرفت. اما رویارویی نظامی اسرائیل با ایران باعث تشدید نگرانی چینی­ها شده است. آن­ها که تا به امروز (پیش از جنگ 12 روزه) در سایه رویکرد تعادل­گرایی، روابط خود با ایران را برای مقابله با نفوذ آمریکا در خاورمیانه حفظ کرده­اند، باید برای وضعیتی آماده شوند که احتمالا دوباره اسرائیل به ایران حمله کند یا تهران به سلاح هسته­ای دست یابد. پکن به این جمع­بندی رسیده که به محض دستیابی ایران به سلاح هسته­ای باید از تهران فاصله بگیرد. سیاست چین در قبال تهران پیش و پس از حمله اسرائیل به ایران در محورهای زیر خلاصه می­شود.

  • چین حمایت دیپلماتیک و اقتصادی از ایران را ادامه می‌دهد، اما از درگیری نظامی اجتناب می‌ورزد تا منافع استراتژیک خود (مانند امنیت انرژی و ابتکار کمربند و جاده)  را حفظ کند.
  • اولویت چین در ثبات منطقه ای و جلوگیری از تشدید تنش با آمریکا و اسرائیل است. چینی­ها رابطه با تهران را نیز ذیل این سیاست دنبال می­کنند.
  • برخی در حزب کمونیست معتقدند که هزینه تشدید تنش در خاورمیانه به فایده منحرف کردن آمریکا از منطقه هند و اقیانوسیه می­ارزد. اما این رویکرد اصلی سیاست خاورمیانه چین نیست.
  • در نهایت نباید تصور کرد که چین بیشتر از حمایت دیپلماتیک و افزایش سرمایه­گذاری اقدامی انجام خواهد داد.
  • چین ترجیح می دهد همکاری های حساس آن با ایران علنی نشده و باعث ایجاد حساسیت در منطقه و در آمریکا نشود.
  • چین سازوکار روشنی برای خرید نفت ایران تحت شرایط تحریم ایجاد کرده و به احتمال زیاد بعد از مکانیسم ماشه هم آن را حفظ خواهد کرد.

در مجموع باید گفت موانع گسترش همکاری بیشتر از آنکه در پکن باشد در تهران است. انتظارات ایران از چین فراتر از خواست پکن است. حداقل چین در این مرحله نمی تواند یا نمی خواهد این سطح از همکاری را داشته باشد. لذا اعتماد سازی در روابط دو طرف ضروری و البته زمان بر است.