مرزهای بسته، آسمانهای محدود: روایت امنیتیسازی ترکیه به دست اسرائیل
محمد علی قنامی زاده فلاحی؛ عضو گروه یک و پژوهشگر مهمان در گروه مطالعات مسائل افپاک
از هفتم اکتبر ۲۰۲۳، خاورمیانه در حال تجربهی یکی از پرآشوبترین فصول خود است. آن روز که آتش جنگ غزه شعله کشید، تلآویو بیدرنگ انگشت اشاره را به سوی آنکارا نیز گرفت: هشدارهای سفر برای شهروندان اسرائیلی در ترکیه، تماسهای مستقیم برای خروج فوری و در ادامه، روایتسازی از ترکیه بهعنوان صحنهای بالقوه برای فعالیت نیروهای وابسته به ایران. بدینسان خاک ترکیه، ناخواسته و در نخستین لحظهها، به بخشی از نقشهی تهدیدات چندلایه بدل شد. چندی بعد، سازمان اطلاعات ملی ترکیه در استانبول و ازمیر چندین شبکهی مظنون به همکاری با موساد را درهم شکست. این دستگیریها نه فقط تقابل پنهان سرویسهای اطلاعاتی را آشکار کرد، بلکه جایگاه ترکیه را بهعنوان میدان نبرد خاموش تثبیت ساخت. امنیت، دیگر یک دغدغه بیرونی نبود؛ در قلب استانبول و در اتاقهای هتلها و کافهها جریان داشت.
همزمان، روابط دیپلماتیک که پس از سالها تنش و با امیدی شکننده در ۲۰۲۲ ترمیم شده بود، در سراشیبی سقوط افتاد. نوامبر ۲۰۲۳ با فراخواندن سفیر ترکیه از تلآویو، آغاز این لغزش رسمی بود. سپس در آوریل ۲۰۲۴، دولت اردوغان صادرات ۵۴ قلم کالا از فولاد تا سوخت هواپیما، را تعلیق کرد و یک ماه بعد، تصمیمی رادیکالتر گرفت: توقف کامل مبادلات تجاری با اسرائیل. این گذار از تحریم گزینشی به تحریم فراگیر، نقطه عطفی بود؛ چراکه روابط اقتصادی، عملاً به ابزار امنیتی و ژئوپلیتیک بدل شد. اوج این روند نیز در سپتامبر ۲۰۲۵ نمایان شد؛ زمانی که ترکیه حریم هوایی خود را به روی هواپیماهای اسرائیلی بست و یک گام دیگر در امنیتیسازی برداشته شد، اینبار در سطح کنترل فیزیکی جریانها.
در این میان، نبرد ۱۲روزه ایران و اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵ نیز همچون زلزلهای ژئوپلیتیک، برداشتها را تغییر داد. برای نخبگان منطقهای، اسرائیل دیگر صرفاً رقیب نبود؛ به تهدید مستقیم علیه ثبات و مسیرهای ژئواقتصادی کشورها و تهدید وجودی- از جمله ترکیه - بدل شد. از سوی دیگر، حملهی بیسابقهی اسرائیل در دوحه علیه رهبران حماس در سپتامبر همان سال، قاعدهی مصونیت پایتختهای شریک آمریکا را شکست و لرزهای تازه بر پیکره نظم منطقه انداخت. آنکارا نیز ناگزیر این پیام را دریافت: اسرائیل میتواند، اگر لازم بداند، قواعد نانوشته را کنار زند.
در سطح دریایی، ماجرای بابالمندب و حملات حوثیها به خطوط کشتیرانی، به روایت برخی رسانههای اسرائیلی، ابزاری در دست اردوغان تعبیر شد؛ چنانکه روزنامه اسرائیل هیوم حوثیها را «نیروی دریایی غیررسمی اردوغان» نامید. این تحلیل ـ هرچند بهروشنی بار ایدئولوژیک و سیاسی دارد، اما حقیقتی را برجسته میکند: در رقابت کریدورهای منطقهای و راههای تجاری، هر ناامنی دریایی میتواند به نفع پروژههای ژئواکونومیک ترکیه تمام شود و در عین حال به زیان مسیرهای مرتبط با اسرائیل. بدینترتیب، اقتصاد و ژئوپلیتیک بار دیگر در قاب امنیتی دیده شدند.
با وجود همکاریهایی که در مقاطعی میان اسرائیل و ترکیه شکل گرفت، از پروژههای انرژی و گردشگری گرفته تا همافزاییهای امنیتی در دریای مدیترانه، تلآویو هرگز نگاه بدبینانه خود به آنکارا را کنار نگذاشت. پرونده سوریه نقطه کانونی این تضاد بود: اسرائیل، ترکیه را بهدلیل حمایت از گروههای اسلامگرای مخالف اسد و نزدیکی تاکتیکی با هیئة تحریر الشام بهعنوان تهدیدی مینگرد که میتواند موازنه در جبهه شمالی اسرائیل را برهم زند. از منظر تلآویو، آنکارا با بازی دوگانه در سوریه هم مسیرهای ژئواقتصادی را تعقیب میکند و هم در پشت صحنه به گروههایی میدان میدهد که بالقوه میتوانند علیه امنیت اسرائیل عمل کنند.
در سطحی وسیعتر، اسرائیل ترکیه را پس از محور مقاومت شیعی ـ به رهبری ایران و متحدانش در عراق، سوریه و لبنان پرظرفیتترین کشور برای ساخت یک محور مقاومت سنی میداند. پیوند اردوغان با جنبشهای اخوانی، روابطش با حماس، و سرمایهگذاری سیاسی-ایدئولوژیک او بر گفتمان ضداسرائیلی، باعث شده ترکیه بهچشم اسرائیلیها همانند یک نیروی بالقوه برای سازماندهی مقاومت سنی در گسترهای از غزه تا قطر و حتی آفریقای شمالی دیده شود. از این زاویه، ترکیه دیگر تنها یک بازیگر رقیب نیست؛ بلکه جایگاهی بالقوه برای تبدیلشدن به کانونی جدید در صفآرایی منطقهای علیه اسرائیل دارد.
چنین روندی نشان میدهد ترکیه نه به انتخاب خود، که در نتیجهی مجموعهای از درگیریهای مستقیم و غیرمستقیم، بهتدریج امنیتیسازیشده است؛ از خیابانهای استانبول تا آسمان آنکارا و از بندر جیبوتی تا سالنهای مذاکرات دیپلماتیک. اسرائیل در این مسیر، هم عامل محرک بوده و هم روایتساز؛ و ترکیه نیز، میان نقش میدان عملیات و بازیگر فعال، در نوسان است.