قدرت هوشمند

نوع مطلب: مقاله

 

هشت سال از جنگ افغانستان می گذارد. در خلال این مدت، بحثها بیشتر روی استفاده بهینه از قدرت آمریكا و جنگ درعراق و مبارزه تروریست ها و افراطی متمركز بود. در این متن به بررسی قدرت هوشمند و ابزار و لوازم این قدرت پرداخته می شود. بحثه راجع به دولت اوباما هم كشیده شد.

 

كمیسیون قدرت هوشمند در پی جایگزین كردن نگاه وسیع تر به اهداف، استراتژی و نفوذ آمریكا به جای نگاه محدود به جنگ در عراق و مبارزه با تروریسم است. آمریكا با در كنار هم گذاشتن توان نظامی و اقتصادی در كنار قدرت نرم خود، قادر می شود چارچوبی فراهم كند كه با آن به چالشهای عمیق جهانی بپردازد. به این دلیل است كه ایالت متحده باید روی پنج موضوع اساسی و مهم تمركز كند به شرح ذیل می باشد:

 

اتحادها، همكاریها و نهادها: بازسازی این بنیادها برای اینكه به چالشهای جهانی بپردازد؛

توسعه جهانی: ایجاد یك رویكرد واحد باید نقطه آغازین آن بهداشت همگانی باشد؛

دیپلماسی عمومی: بهبود وضعیت دسترسی به دانش و آموزش در سطح بین المللی؛

همگرایی اقتصادی: بیشینه كردن سود تجارت برای تمام مردم جهان؛

تكنولوژی و ابداع و اختراع: پرداختن به تغییرات آب و هوا و ناامنی در حوزه انرژی؛

 

رویكرد قدرت هوشمند مستلزم تغییر در تفكر دولت ایالات متحده راجع به امنیت است. بر طبق این رویكرد آمریكا همیشه دشمنانی خواهد داشت. پس آمریكا نمی تواتد از ابزار نظامی و تهدیدآمیز چشم پوشی كند. از این نظر، تجدید قوای ارتش پس از هشت سال جنگ ضروری است اما توجه به قدرت نرم، آمریكا را قوی تر می كند. دولت آمریكا باید راهی برای افزایش قدرت نرم خود پیدا كند و از دینامیزم های كه ریشه در جامعه مدنی و بخش خصوصی دارند، استفاده كند.


قدرت سخت و قدرت نرم

قدرت، توان تاثیرگذاری بر رفتار دیگران است به گونه ای كه آن نتیجه ای كه شما می خواهید رخ دهد. به لحاظ تاریخی، قدرت با معیارهایی مثل اندازه جمعیت و قلمرو، منابع طبیعی، توان اقتصادی، نیروی انتظامی و ثبات اجتماعی اندازه گیری می شود. قدرت سخت كشورها را قادر می سازد تا از سیاست هویچ و چماق استفاده كنند تا آنچه می خواهند به دست آورند. نافذ بودن هر یك از منابع قدرت وابسته به محیطی است كه قدرت در آن اعمال می شود. منابع قدرت در گذر زمان تغییر می كنند.

 

آمریكا با وجود پیشرفتهای تكنولوژیكی كه دقیق ترین سلاحها خروجی آن است، چندان نمی تواند از استفاده كند چرا كه استفاده از آن موجب افزایش هزینه های سیاسی و اجتماعی برای كشور آمریكا می شود. تكنولوژیهای جوامع مدرن جنگ را آسان تر كرده است. اما به همین میزان هوشیاری سیاسی مردم را افزایش داده است. قدرت نرم توانمندی جذب مردم به جناح خود بدون توسل به اجبار است. مشروعیت، هسته مركزی قدرت نرم است.

اگر مردمی یا ملتی به این باور برسند كه اهداف آمریكا مشروع است، ایالات متحده بدون توسل به تهدید و تطمیع به اهداف خود دست می یابد. همچنین مشروعیت می تواند تضاد و هزینه های استفاده از قدرت سخت را بكاهد. دراین معنا صرفا تقاضا از دیگران برای رعایت ارزشها، منافع و اولویتهای آمریكا جایگزین سیاست چماق و هویچ می شود.همگاری موثر از قدرت نرم جاذبه است و امری ضروری است.


قدرت هوشمند چیست؟

قدرت هوشمند نه از جنس قدرت نرم و نه از جنس قدرت سخت است، بلكه تركیب توانمندی از این دو است. قدرت هوشمند به معنای ایجاد یك استراتژی همگرا، منابع محور و ابزارهای مناسب برای دستیابی به اهداف آمریكا مبتنی بر قدرت سخت و نرم می باشد. قدرت هوشمند رویكردی است كه روی ضرورت نیروی نظامی قدرتمند به همراه سرمایه گذاری كلان در زمینه اتحادها، همكاریها و نهادها در همه سطوح تاكید می كند تا بدین سبب نفوذ آمریكا افزایش و اقدامات آمریكا مشروعیت یابد.

در این معنا، تلاش در جهت امور مثبت برای آمریكا ضروری است چرا كه باعث می شود آمریكا قدرت اش را با منافع و ارزشهای جهانی هماهنگ ببیند. امروزه عناصر این رویرد در سیاست خارجی آمریكا مشهود است اما این عناصر فاقد منطق منسجم و نهادینه است و برای انسجام دادن به این عناصر سه مانع وجود دارد.

 

نخست، سیاست خارجی آمریكا بیش از حد متكی به قدرت سخت است چرا كه قدرت سخت تنها منابع قدرتی است كه مشهودتر ازسایر منافع قدرت آمریكاست. پنتانگون، آموزش دیده ترین و مجهزترین ارتش حكومت فدرال است. اما این نیروی مسلح مجبور است كه خلایی را پر كند. بدین معنا كه آمریكا باید برتری نظامی خود را در اموری مثل بازسازی دولتها و اجتماعات پس از جنگ، حفظ كند.

 

دوم، سیاست خارجی آمریكا هنوز درگیر گسترش ابزار قدرت نرم می باشد. ابزار دیپلماتیك و هم یاری خارجی اغلب در قبال دولتها به كار می روند. دولتها بازیگرانی هستند كه برای كسب قدرت با بازیگران غیردولتی درون مرزهای خود به رقابت مشغولند. دیپلماسی و همیاری خارجی اغلب از بودجه كمی برخوردارند و تا حدی هم بلا استفاده اند.این ابزارها به سبب اینكه فقط در كوتاه مدت توان تاثیرگذاری بر چالشهای بزرگ را دارند، نادیده انگاشته می شوند. برخی از بهترین ابزارهای قدرت نرم كه عملیات بشر دوستانه بوده است توسط آمریكا اعمال شده در سونامی آسیا، كمك به زلزله زدگان پاكستان و… اشاره كرد. از آنجا كه بسیاری از منابع قدرت نرم خارج از حكومت در اختیار بخش خصوصی و جامعه مدنی قرار دارد اعمال قدرت نرم مشكل است.

 

سوم، نهادها و پرسنل سیاست خارجی آمریكا ضعیف و پراكنده می باشند. در سطح دولت آمریكا توان كمی برای موازنه سازی در سطح استراتژیك وجود دارد و بسیاری از ابزارهای در دسترس دولت آمریكا در بین بركراسیها و دستگاههای اداری متعدد پخش شده است. هماهنگی در آمریكا باید هم در سطوح بالا و هم در سطو ح پایین حكومت انجام گیرد و به همین خاطر در شرایط بحرانی از برنامه های بلندمدت صرف نظر می شود. فرهنگ نهادی ناقص مانع عمل مشترك در دستگاه حكومتی آمریكا می شود.

 

ایالات متحده در گذشته از قدرت سخت و نرم در یك دوره زمانی استفاده كرد و با هر یك از دو به یك امر ضروری می پرداخت. آمریكا از قدرت سخت برای بازدارندگی شوروی سابق در خلال جنگ سرد و از قدرت نرم مبتنی بر طرح مارشال برای بازسازی ژاپن و اروپا و ایجاد نهادها و هنجارهایی كه كانون نظام بین المللی هستند استفاده می كرد. اما بافت دنیای امروز، مجموعه ای از چالشها را پیش روی كشورها قرار می دهد. به همین دلیل قدرت آمریكا نیازمند روش جدید فكر كردن است و این روش جدید همان استراتژی قدرت هوشمند است.

 

كمیسیون قدرت هوشمند درباره مؤلفه های استراتژی قدرت هوشمند به پنچ موضوع اشاره می كند. این استراتژی مجموعه ای از سیاستها و خط مشیهاست كه باعث می شود ایالات متحده به وسیله آن با سرمایه گذاری مجدد در زمینه امور مثبت جهانی، امن تر و هوشمندتر شود. مولفه های استراتژیقدرت هوشمند به شرح ذیل می باشد.


اتحادها، همكاریها و نهادها:

بازسازی بنیانها برای پرداختن به چالشهای جهانی اگر چه ایالات متحده در خلال جنگ سرد كاملاً به پیمانها و نهادها اتكا نكرده است. اما رهبران آمریكا متمایل بودند كه پیمانها و نهادها به عنوان سمبل نفوذ ایالات متحده تلقی شود. نهادها و پیمانها ابزارهایی بودند كه به دولت آمریكا كمك می كرد تا با شوروی در سطح و عرصه های گوناگون برخورد كند و از این طریق بتواند ازاتكای بیش از اندازه به قدرت خود بكاهد.

 

با این وجود، در سالهای اخیر تعداد زیادی از آمریكایی ها مانع رویكردهای هنجاری به مسایل جهانی شدند. آنها حقوق بین الملل را به عنوان امری صرفا اخلاقی كه ضمانت اجرای خاصی ندارد تلقی می كردند. آنها همچنین اتحادها را به عنوان امری منسوخ شده و نهادهای بین المللی را به عنوان امری مزاحم تلقی می كنند.

 

بعضی از رهبران آمریكا ترجیح می دادند كه برای رسیدن به اهداف آمریكا به ائتلاف ها متكی باشند به جای اینكه به ساختارهای اتحاد رسمی یا رویكرد چندجانبه كه وابسته به مجازاتهای سازمان ملل است، متكی باشند. با این وجود، در بلند مدت، سرمایه گذاری در زمینه های نهادها و هنجارهای جهانی باعث حفظ ارزشها و منافع و ایده های آمریكایی تا مدتهای مدیدی دیده می شود. اهمیت این سرمایه گذاری زمانی بهتر درك می شود كه بدانیم قدرتهای غیرغربی در حال افزایش باشند.


توسعه جهانی

ایجاد یك رویكرد واحد كه نقطه آغازین آن بهداشت همگانی است. پای بندی و رویكرد ایالات متحده به توسعه جهانی پس از گذشت نیم قرن نامنسجم مانده است. در گذشته سرمایه گذاریهایی در زمینه سیاست توسعه بر حسب منافع آمریكا صورت گرفت كه نمونه مشخص آن طرح مارشال برای بازسازی اروپای پس از جنگ سرد است. دولت اوباما باید در ارزیابیهای مجدد استراتژیكی خود، اصلاحات اخیر نهادها و سازمانها را مدنظر قرار دهد، به ویژه دولت اوباما باید به سه موضوع توسعه كه در آغاز هر دولت جدید خودنمایی می كند توجه كند كه عبارتند از ارتقای سطح مأموریتهای توسعه در چارچوب دولت آمریكا ایجاد رویكردی منسجم تر در زمینه های كمكهای بین المللی آمریكا و افزایش حمایتهای محلی از سیستمهای پرتاب می باشد.


دیپلماسی عمومی

بهبود دسترسی به دانش و آموزش بین المللی دیپلماسی عمومی برای بهبود تصویر آمریكا نزد سایر ملتها ضروری است. هدف دیپلماسی عمومی برقراری ارتباط با مردم كشورهای خارجی است و نه دولتهای آنها. دولتها به طور سنتی از دیپلماسی به منظور تأثیرگذاری بر افراد و گروهها، نهادها و افكار عمومی خارجی با هدف حمایت از منافع ملی خود، استفاده می كنند. دولت اوباما باید منابع بیشتری را به دیپلماسی عمومی اختصاص دهد. دیپلماسی عمومی بیشتر از روابط عمومی می تواند بر اذهان مردم سایر كشورها تاثیر گذارد. دیپلماسی عمومی شامل تبادل ایده ها، مردم واطلاعات از طریق مبادلات فرهنگی و آموزش مشخص به شخص می شود كه اغلب به عنوان دیپلماسی شهروندی نیز از آن یاد می شود.


همگرایی اقتصادی

افزایش سودهای حاصل از تجارت برای تمام مردم دنیا تجارت بین الملل همواره یكی از عناصر اصلی رشد و رفاه اقتصادی ایالات متحده بوده است. اقتصاد ایالات متحده عمیقا به اقتصاد جهانی گره خورده است. همچنین آمریكا احتمالا ملتی است كه بیشترین سود را از تجارت جهانی می برد. اقدامات تعرفه ای و غیرتعرفه ای سایر كشورهای ضعیف تر به لحاظ اقتصادی، آزادسازی بیشتر تجارت جهانی از طریق سازمان جهانی (WTO) یا موافقت نامه های تجاری آزاد سایر كشورها به معنای آن است كه آمریكا كمتر از سایر كشورها ملزم به برداشتن موانع تجارت بین الملل هست و این به جهت اقتصاد بازی است كه آمریكا از آن بهره مند است. در این معنا، آمریكا نباید آنهایی كه با جهانی شدن شغل هایشان را از دست دادند و یا اخراج شدند را فراموش كند.


 
 
تكنولوژی و اختراع و ابداع

پرداختن به تغییرات آب و هوایی و ناامن در حوزه انرژی دولت اوباما باید افزایش امنیت در حوزه انرژی را فراتر از یك شعار سیاسی بداند. تأمین امنیت در حوزه انرژی مستلزم اقدامات و سیاستهای متمركز با هدف تقاضا از طریق بهبود كارایی، متنوع سازی عرضه كنندگان انرژی و گزینه های سوخت، و مدیریت ژئوپولیتیكی مناطق غنی از منابع كه عرضه كنندگان اصلی انرژی به آمریكا هستند، می باشد. دهه آینده تقاضای جهانی انرژی كه با افزایش جمعیت و رشد اقتصادی به شكل و رشد اقتصادی به شكل بی سابقه ای افزایش یابد. بخش بزرگی از این رشد تقاضا در كشورهای در حال توسعه اتفاق می افتد، به خصوص به چین و هند می توان اشاره كرد. تأخیر در سرمایه گذاری در بخش زیرساختها برای عرضه انرژی به آمریكا آسیب می رساند.

 

جهانی كه در آن مجموعه ای از قوانین راجع به انتشار دی اكسید كربن حاكم باشد می توان برای تجارت، امنیت، انرژی رقابت پذیری و رشد اقتصادی، آثار مخربی داشته باشد. اما جهانی كه در آن اجماع جهانی راجع به هزینه ها و بهای گازی دی اكسید كربن وجود دارد می توان شاهد حیات دوباره بخشهای اقتصادی و ایجاد مسیرهای تازه برای رشد اقتصادی آمریكا و سایر بازیگران بود.


جمع بندی

به نظر كمیسیون قدرتمند هوشمند، امروزه فرصتهایی برای رهبران سیاسی آمریكا وجود دارد كه با آن می توانند بین بین الملل گرایی و حمایت از داخل توازن برقرار كنند. آمریكا پس از دو جنگ افغانستان و عراق دریافته است با قدرت نظامی به تنهایی برای تداوم قدرت این كشور كافی نیست. قدرت آمریكا تا حد زیادی از اندازه جمعیت و توان اقتصادی و همچنین قدرت فرهنگی مدنی و رواج اندیشه ها و افكارش ناشی می شود. این چهار مورد از ابعاد ضروری به شمار می آیند. رویكرد قدرت هوشمند، عملگرایانه، خوش بینانه و آمریكایی است. در نظر نای، نظریه پرداز اصلی این نظریه، قدرت هوشمند بهتر می تواند امنیت و ثبات آمریكا را تأمین كند.

جهت ارجاع دانشگاهی:
سید اسدلله اطهری ، "قدرت هوشمند"، پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه، 3 خرداد ماه 1389.


نویسنده

سید اسداله اطهری (ناظر علمی)

سید اسدلله اطهری پژوهشگر ارشد و ناظر علمی گروه تركيه شناسی در پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه است. نامبرده عضو هیئت علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی می باشد. حوزه مطالعاتی دکتر اطهری مطالعات منطقه‌اي خاورميانه، روابط ايران و تركيه و جامعه شناسی سیاسی و اندیشه سیاسی در ایران است.