اقليم بصره: زمينه ها و دشواريهاي ديدگاه وائل عبد اللطيف در مورد خودمختاري بصره

نوع مطلب: مقاله

مقدمه

وائل عبداللطیف، بیش از هفت سال است كه از خودمختاری بصره سخن می گوید. به زعم او اقلیم بصره كه حدود یكصد میلیارد بشكه نفت دارد، نمی تواند تماشاگر توسعه پنهان كردها در شمال و آتش بازی تروریست ها در مركز عراق بماند. مهمترین مشوق عبداللطیف، چشم انداز مبهمی است كه پیش روی بغداد قرار دارد. به عقیده او، تروریست ها پس از عقب نشینی آمریكا از عراق با خیال راحت به ارعاب و تخریب روی آورده، روزگار بغداد را تیره خواهند كرد. ایده عبداللطیف هنگامی تقویت شد كه نوری مالكی اعلام كرد " در صورت تشكیل دولت از سوی وی، قانون مربوط به خودمختاری بصره را امضاء خواهد كرد." گفتنی است شیعیان جنوب عراق كه فقر شدید و بی نظیری را تجربه می كنند، بی صبرانه منتظر گشایش اقتصادی و رونق و رفاه هستند. ذخایر هنگفت نفت سبب شده است حكومت بغداد این منطقه را همواره امنیتی ببیند. هرگاه عناد و لجاجت سنی ها و كردها در عراق فزونی می گیرد، شیعیان، بصورت خودكار به خودمختاری می اندیشند. حال سؤال این است كه "آیا اقلیم بصره می تواند منطقه ای خودمختار را در 550 كیلومتری بغداد تجربه كند؟" آنچه در پی می آید زمینه ها و دشوایهای تحقق ایده عبداللطیف در باب خود مختاری بصره است.

 

زمینه ها و لوازم خودمختاری

برای خودمختار شدن یا خودمختار نامیدن یك منطقه مجموعه ای از لوازم سخت افزاری (مانند عمق استراتژیك، رضایت همسایگان، منابع طبیعی حیاتی، جمعیت زیاد) و نرم افزاری (مانند انگیزۀ جدایی ،  آگاهی و تفاخر به منافع قومی و مذهبی، پیشینه تحركات منطقه ای و ...) ضرورت دارد. با لحاظ این مؤلفه ها می توان گفت كه استقلال و خودمختاری در شمال و جنوب عراق یك معما (Dilemma) است ؛ یعنی تعقیب خودمختاری به جای اینكه به تحصیل آن منتهی شود به تحدید آن منجر می گردد. طرح موضوع خودمختاری بصره، در شرایطی كه چهار شرط مادی مذكور مهیا نباشد ، می تواند سطح كنونی توسعه در این منطقه را به سمت زوال ببرد.
 

اما در حوزه زمینه های فرا مادی، عوامل زیر اهمیت تعیین كننده ای دارند؛

1. حافظه تاریخی انسجام بخش

2. اشتراك مذهبی – نژادی

3. پیشینه تلاش های خود مختاری طلبانه

4. آگاهی جمعی یا سواد سیاسی – اجتماعی
 

اگر مجموعه عوامل مادی، ایده خود مختاری خواهی را تسریع و تشویق می كند، عوامل فرامادی آن را جایگیر (embedded) و مشروع (legitimize) می نماید. از این رو، عوامل مزبور نقش مكمل همدیگر را دارند. تامل در مقدمات هشت گانه مادی و غیر مادی نشان می دهد كه منطقه بصره به منطقه قرمز خاورمیانه بدل می شود و این سرزمین استراتژیك اندك اندك موضوع منازعه و رقابت بین نیروهای مؤثر در عراق می گردد.
 

اگر بخواهیم قدری عینی تر به زمینه خودمختاری منطقه بصره متمركز شویم باید فاكتورهای زیر را دقیق تر بررسی نماییم:
 

1. جمعیت ، وسعت، منابع و وضعیت همسایگان بصره استعداد خودمختاری را به این منطقه می دهد. زیرا اولاً منطقه بصره با جمعیتی بالغ بر چهار میلیون نفر می تواند یكی از كشورهای كم جمعیت و كوچكی باشد كه در حاشیه جنوبی خلیج فارس سر برآورده اند. بصره پس از بغداد و موصل، پرجمعیت ترین استان عراق است كه در 550 كیلومتری بغداد واقع شده است. شهرهای الغرنه، الزبیر و بنادر استراتژیك ام القصر و فاو، از لحاظ منابع نفتی ، كشاورزی و صنعتی، موقعیت مطلوبی دارند. گفتنی است بیش از  80 درصد منابع نفتی عراق در جنوب این كشور، بویژه در استان بصره ، واقع است. منابع نفتی عراق در سال 2009، حدود 115 میلیارد بشكه برآورد شده است. این در حالی است كه طی سی سال اخیر اكتشاف نفت در عراق تقریباً متوقف شده است ، بطوریكه 82 درصد مناطق عراق مورد مطالعات اكتشافی قرار نگرفته است. برآوردهای اولیه نشان می دهد كه عراق  بیشترین ذخایر نفت جهان را دارد و در بعضی منابع از ذخایر 360 میلیارد بشكه ای نفت عراق یاد شده است. از مجموعه 90 میدان نفتی عراق، فقط 75 میدان در بصره واقع شده است. در این میادین فقط 2000 چاه نفت حفر شده است ‍[مقایسه كنید با یك میلیون چاه حفاری شده فقط در منطقه تگزاس!].
 

از لحاظ همجواری با ملل همسو، بصره بهترین وضعیت را دارد. این منطقه با كشورهای ایران و كویت و منطقه بیطرف و خلیج فارس همسایه است. كویتی ها، بی میل نیستند به جای یك عراق قدرتمند، كه بعضا كویت را بخشی از عراق می شمارند، با منطقه حائلی بنام بصره كه بی خطر و بی ادعاست، همسایه باشند. سیاست خاورمیانه ای ایران پیچیده است و به عوامل دیگری نظیر موضوع كردستان و بغداد هم بستگی تام دارد. اما همزمان با پیشرفت خیره كننده استانهای سلیمانیه و اربیل در شمال عراق، ایران به لحاظ استراتژیك، با آبادانی بصره مخالف نیست. ایران بطور اصولی مخالف تمركز سیاسی در بغداد است و بیم دارد فدرالی شدن و سپس استقلال كردستان و بصره در عراق، تمامیت ارضی اين كشور را هم در معرض خطر قرار دهد. در حال حاضر، مهمترین مخالف فدرالیسم در عراق، تركیه و عربستان سعودی هستند. خود مختاری بصره ، به فرض تحقق ، بیش از همه عربستان را آزار می دهد. گسترش حركتهای شیعی در مرزهای شرقی این كشور و وابستگی عربها به عراق و موقعیت ممتاز بصره و مهمتر از همه تحول منطق بازیها به نفع ایران، از دید سعودیها اصلا قابل پذیرش نیست. شاید بتوان اسراییل را مهمترین مشتاق پاره پاره شدن عراق نامید. با فدرالی شدن و تجزیه عراق موانع پیش روی اسراییل، یكی پس از دیگری برچیده می شوند.
 

2. برخلاف موارد سخت افزاری ،‌ استان بصره فاقد پتانسیل های فرا مادی استقلال یا حتی خود مختاری است . درست است كه شیعیان بصره طی سالیان اخیر، فاقد استانداردهای اولیه حیات مدنی بوده اند ، اما علقه ها و پیوندهای مستحكمی وجود دارد كه شیعیان بصره را به شهرهای شمالی این استان (نظیر نجف ،كربلا و حتی بغداد ) گرده زده اند. طرفداران خود مختاری بصره (نظیر عبد اللطیف)، در مرحله اول خواهان تخصیص 20 درصد عایدات نفتی به این منطقه هستند، اما اگر قرار بر خودمختاری و بعدها استقلال باشد و ساكنان بصره مانع انتقال نفت به بقیه مناطق عراق شوند، شیعیان ساكن استانهای دیگر هم، كه تعداد آنها چهار برابر شیعیان بصره است،‌ وضعیتی شبیه عربهای سنی  را پیدا می كنند، چرا كه شهرهای شیعه نشین نجف و كربلا و كوفه و ذیغار و دیاله و.... همگی فقیر و فاقد منابع استراتژیك هستند. علاوه بر این، مولفه های نرم افزاری عمیق تری هستند كه خود مختاری بصره را دشوار می سازند:
 

فقدان یا ضعف رهبری خردمند، نبود ایدئولوژی انسجام بخش، شكافهای متقاطع بین ساكنان بصره، عدم تمایل بازیگران عمده منطقه ( نظیر عربستان، ایران، ایالات متحده ) به پدیداری یك منطقه خود مختار جدید، نداشتن پیشینه و تجربه كشور داری و مبارزه برای استقلال و بطور كلی درگیر شدن نیروهای متعدد و متعارض در عرصه عراق، صورت بندی هر وضعیت جدیدی را به تعداد كثیری از عوامل گره زده است .
 

شیعیان عراق از یاد نبرده اند كه رژیم بعثی صدام تبعیض علیه شیعیان و كردها را به اوج خود رسانده بود. صدام حتی مسیر رودخانه ها را عوض می كرد تا زمینهای كشاورزی شیعیان، شوره زار شود، عراق كنونی كه زمانی بابل معاصر، پروس خاورمیانه یا وارث تمدن بین النهرین خوانده می شد كشور عجایب است. صدام حسین به عنوان یك رهبر عجیب، حدود یك ربع قرن بر كشور عجایب حكمرانی كرد. خاطرات پر مرارات آن سالها اكثریت عراقیها را به تكاپو واداشته است. داستان حكومت صدام بر عراق بی شباهت به ماجرای پیرمرد "ارنست همینگوی" نیست كه ماهی بزرگی صید كرده بود،‌ اما توان به ساحل آوردن آن ماهی را نداشت، پیرمرد تقلا می كرد ، اما كوسه های دریا بیكار نبودند، آنها مدام به صید پیرمرد پنجه می انداختند و هر بار، پاره ای از ماهی پیرمرد نحیف را می ربودند، آخر كار، پیرمرد به ساحل رسید، جایی كه دیگر كوسه ها به او نمی رسیدند، اما پیرمرد موفق شده بود پس از مبارزاتی نفس گیر، تنها اسكلت ماهی را به ساحل بیاورد. صدام حسین یك ربع قرن تكاپوی فراوان به خرج داد. او بحرانهای عراق ( از جمله بحران هویت كردها و بحران مشاركت شیعیان) را به قدری انباشته و تشدید كرد كه اكنون اسكلتی از عراق باقی مانده است. این اسكلت شكوهمند ، یادگار ایده الیسم افراطی صدام حسین است . او همسایگان خود را نشناخت، به آنها حمله كرد و بخشی از توان ملی عراق را از دست داد ، مخالفین داخلی را سلاخی كرد و بدین ترتیب بخش دیگری از توانش را بین برد. نهایتا" در سال 2003، حجم انبوه و انباشته نارساییهای داخلی در كنار تهدایدات فزاینده و فوری خارجی، او را سرنگون ساخت و بعثی ها اسكلت عراق را به دولت جدید سپردند.
 

مطالبه خودمختاری برای بصره، ریشه در یك رنج تاریخی دارد، فشار و شدت این مطالبه در آینده بیشتر هم خواهد شد. عراق از قدیم الایام سه منطقه مطرح داشته است : بغداد، موصل و بصره. ساكنان بصره، امروز خود را با مركز و شمال عراق قیاس می كنند. مدتهاست كه بغداد از تولید فكر و ثروت باز ایستاده و فقط به تكاثر قدرت پرداخته است. زوال مركز در تولید آن دو (ثروت و قدرت)،  ناگزیر حاشیه را به تكاپو می كشد : مثال آن، كردستان در شمال و بصره در جنوب عراق است.


نویسنده

قدیر نصری

قدیر نصری از شهریور 1399 رئیس پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه ، ناظر علمی گروه مفاهیم و متن های اساسی در خاورمیانه شناسی است. وی دانش آموخته اندیشه سیاسی از دانشگاه تربیت مدرس و هم اکنون دانشیار اندیشه سیاسی کاربردی در دانشگاه خوارزمی تهران است.


1.دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد
2.پیام هایی که حاوی تهمت یا بی احترامی به اشخاص باشد منتشر نخواهد شد
3.پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد