افسانه های غرب درباره برنامه هسته ای ایران

از ابتدای طرح موضوع هسته ای ایران در سال 2002، غرب با تناقضی آشکار در نوع برخورد با این برنامه روبه رو بوده است. این تناقض ناشی از فهم نادرست غرب از اهداف، سیاست ها و استراتژی های هسته ای ایران ناشی می شود. فهم نادرست غرب به نوبه خود منجر به اتخاذ سیاست گذاری های غلط از جمله اعمال تحریم ها علیه ایران شده است. موفقیت مذاکرات آینده بین ایران و گروه ١+٥ در استانبول در ژانویه ٢٠١١ منوط به خروج از افسانه های موجود غرب در نوع نگاه به برنامه هسته ای دارد که عبارتند از: 
 

1. هدف برنامه هسته ای ایران دستیابی به تسلیحات اتمی است :

از ابتدای موضوع هسته ای ایران در سال ٢٠٠٢، بحث اصلی غربی ها این بوده که برنامه هسته ای ایران صرفاً یک برنامه حکومتی است که هدف نهایی آن دستیابی به تسلیحات اتمی است. اما نگاهی مقایسه ای به نوع جهت گیری سیاست ها و فعالیت های برنامه هسته ای ایران در دوره های قبل و بعد از انقلاب اسلامی ایران، نشان از شباهت های بسیار سیاست های هسته ای ایران برای دستیابی به یکسری اهداف مشترک دارد. این سیاستها نشان می دهند که برنامه هسته ای ایران، فراتر از دسترسی به انرژی و رشد اقتصادی به مسایل دیگر همچون کسب دانش بومی تکنولوژی هسته ای، یعنی دستیابی به "چرخه مستقل سوخت هسته ای" که مظهر پیشرفت، پرستیژ منطقه ای و جهانی ایران است نیز مربوط می شود. ضمن اینکه برنامه هسته ای به نوعی به مسئله سیاست داخلی و مشروعیت "دولت" در نزد مردم ایران برای پیشبرد روند توسعه و پیشرفت کشور نیز مربوط می شود. به عبارت دیگر، برنامه هسته ای ایران یک مسئله ملی و استراتژیک است.
 

مقایسه تطبیقی این دو دوره به خصوص در سه زمینه حائز اهمیت است: نخست، اعلام برنامه های 20 ساله با هدف دستیابی به 20 هزار مگاوات برق اتمی که در زمان شاه برای دو دوره 1994- 1974 مطرح شد. اخیراً نیز مجلس شورای اسلامی تصویب کرد که دولت ایران 20 سایت اضافی برای کسب 20 هزار مگاوات برق اتمی راه اندازی کند. دوم، طرح سرمایه گذاری ایران برای مشارکت در تهیه "سوخت هسته ای" با کشورهای دیگر. در زمان رژیم شاه توافق هایی با آمریکا و کشورهای اروپایی در این زمینه صورت گرفت. مثلاً ایران قرارداد برای خرید 10 درصد سهام شرکت یورودیف ( یک شرکت مشترک غنی سازی فرانسوی، بلژیکی، اسپانیایی و ایتالیایی، که مقر آن در فرانسه است) به منظور دستیابی به سوخت مستقل اورانیوم غنی شده 3.5 دصد (LEU) برای سوخت برنامه هسته ای ملی و رآکتورهای متعدد مورد نظر تا دهه 1990 امضاء کرد. 
 

در زمان جمهوری اسلامی نیز یکی از اهداف اصلی ایران که در مذاکرات هسته ای از سال های 2003 تاکنون مطرح بوده، بحث تأسیس یک کنسرسیوم مشترک با کشورهای اروپایی یا روسیه برای تأمین سوخت، این بار در داخل خاک ایران بوده است. همچنین نوع موضوع مهم در سیاست ها و قراردادهای ایران آموزش مهندسین و تکنسین های ایرانی برای کسب دانش بومی بوده است. در زمان شاه قراردادهایی با آمریکایی ها و فرانسوی ها بسته شد. از جمله قرارداد با دانشگاه MIT برای آموزش نیروهای ایرانی یا قرارداد با شرکت Eurodif که منجر به آموزش مهندسین ایرانی در آمریکا و فرانسه شد. در زمان جمهوری اسلامی نیز طبق قرارداد با روسیه بسیاری از مهندسین و تکنسین های ایرانی چه در مؤسسات روسی و چه درمحل سایت هسته ای بوشهر موفق به کسب دانش بومی هسته ای شده اند. در واقع نیروهای ایرانی در حال حاضر از امتیاز دستیابی به هر دو دانش غربی و شرقی برخوردارند و یک مدل ملی خود را دنبال می کنند که می تواند در ساخت نیروگاه های آینده ایران به کار گرفته شود. 
 

اما غربی ها علیرغم وقوف به این مسئله، همچنان با هدف تبلیغاتی و تأثیرگذاری بر افکار عمومی جهان بر روی این مسئله جنبه "تسلیحاتی" و تهدیدات یک ایران هسته ای تأکید می کنند. نتیجه چنین امری، عدم درک خواست های واقعی ایران و اتخاذ سیاستگذاری های غلط از جمله تصویب قطعنامه های جدید در شورای امنیت و حتی گزارش های سیاسی از سوی IAEA است. از دیدگاه غرب، هدف نهایی ایران برای دستیابی به تسلیحات اتمی برای حفظ نظام اسلامی است و چون سیستم ایران ایدئولوژیک است و با گروه های مقاومت اسلامی مثل حزب الله و حماس ارتباط دارد، لذا دستیابی به تسلیحات هسته ای خطر انتقال به این گروهها را دارد و این امنیت منطقه ای و جهانی را به خطر می اندازد. محور اصلی چنین بحثی به اهداف و نیات احتمالی ایران در آینده بر می گردد. چنین تفکری نشان می دهد که غرب به فعالیت های هسته ای در جهان، صرفاً با تم " بازدارندگی" و " تسلیحاتی" می نگرد. این در حالی است که نیت خوانی و تفسیر اهداف کشورها از لحاظ حقوق بین الملل ارزشی ندارد و ملاک اصلی باید رفتار و سابقه عملکرد ملت ها و دولت ها باشد. به عنوان مثال، ایران در جنگ با عراق علیرغم دارا بودن تسلیحات شیمیایی و بیولوژیک، مقابله به مثل نکرد چون آن را غیر انسانی و اخلاقی می دانست. همچنین تاکنون متعهد به عدم انتقال آن به گروه های مقاومت و دوست مثل حماس و حزب الله بوده است. همچنین دیدگاه ایران در مقابل با تأکید بر تم " انرژی " و " توسعه پایدار" از فعالیت های هسته ای و ارزش بازدارندگی تسلیحات اتمی قرار دارد. به همین دلیل ایران طرفدار خلع سلاح هسته ای منطقه ای و جهانی است. 
 

 2. اجماع سیاسی در سطح نخبگان تصمیم گیردر مورد چگونگی پیشبرد برنامه هسته ای وجود ندارد: 

این بحث غربی ها با هدف استفاده از شکاف های داخلی برای تضعیف سیاست هسته ای ایران و بالا بردن دست خود در مذاکرات آینده طراحی شده است. وقایع بعد از انتخابات جمهوری اسلامی درایران نیز به نقطه عطفی در خصوص این دیدگاه تبدیل شده است. این بحث بر این محور است که ماهیت برنامه هسته ای ایران از جمله ارتباط آن با مسئله تحریم های بین المللی و برقراری روابط با قدرت های بزرگ به خصوص آمریکا به گونه ای است که پتانسیل ایجاد دو بلوک موافق و مخالف در پیشبرد سیاست های هسته ای فعلی را در خود دارد. از این دیدگاه، اعمال تحریم های جدید و نتایج هزینه ها و فایده های آن تهدیدهای امنیتی، نوعی شکاف در سطح تصمیم گیری ایجاد کرده و موضع دولت احمدی نژاد را ضعیف کرده و در نهایت، تحت فشارها، ایران سیاست هسته ای خود را تغییر می دهد. همچنین تحریم ها، فشارهای اقتصادی را به همراه می آورد و در نهایت تأثیر بر ناکارآمدی اقتصادی و حکمرانی دولت ایران داشته و لذا دولت ایران برای حفظ مشروعیت داخلی، سیاست هسته ای خود را تغییر می دهد. بحث دیگر غربی ها این است که بعد از انتخابات، دولت فعلی ایران، حمایت اکثریت ایرانی ها و گروههای مختلف سیاسی در داخل را ندارد و لذا غرب می تواند بر فشارهای سیاسی خود بیافزاید و دست بالا را در مذاکرات بدست آورد. 
 

در پاسخ، نخست باید گفت که مسئله تهدیدهای امنیتی صورت گرفته از جانب آمریکا و اسراییل به انسجام داخلی و وحدت ملی می افزاید و بر عکس تصور غرب، نوعی اجماع سیاسی در سطح نخبگان و افکار عمومی ایجاد می کند. دوم، ورود به گفتگوهای استراتژیک با قدرت های بزرگ در موضوع هسته ای تابعی از وجود وحدت و یکپارچگی در سطح نخبگان سیاسی حاکم است. از این لحاظ، یک ایران دارای شکاف سیاسی در سطح نخبگان و افکار عمومی همان گونه که تجربه بعد از انتخابات ریاست جمهوری نشان داده، اساساً وارد مذاکره و تصمیم گیری نخواهد شد. همانگونه که در مذاکرات "ژنو-٣" هم آشکار شد زمینه هر نوع گفت و گویی تنها در شرایط بعد از ایجاد "اعتماد سازی" فراهم می شود. سوم، مسایل استراتژیک ملی هم¬چون برنامه هسته ای ایران و روابط با آمریکا در حوزه تصمیم گیری عالی و در سطح نهاد رهبری و شورای عالی امنیت ملی است و از این لحاظ سیاست های دولت هماهنگ با تصمیم گیری کلان و با درنظر گرفتن اهرم های متعادل کننده است. هر چند ساختار تصمیم گیری در ایران پیچیده است اما اهرم های متعادل کننده زیادی هم دارد و بخصوص در موضوعات استراتژیک محدود به منافع یک بخش از نخبگان سیاسی نمی شود. 
 

3. عدم توانایی فنی – تکنولوژیک ایران برای پیشبرد برنامه هسته ای: 

در این زمینه بحث غربی ها بر دو محور استوار است: نخست، ایران در مورد توانایی های تکنولوژیک و فنی خود اغراق می کند و سعی دارد توانایی های خود را بیش از اندازه با اهمیت جلوه دهد. این بحث ابتدا با طرح مسئله عدم کیفیت سانتریفیوژهای ایرانی مطرح شد. سپس بحث عدم دقت موشک های تدافعی ایران و به چالش کشیدن پیشرفت های فضایی و ماهواره ای ایران و همچنین عدم توان ایران در غنی سازی ٢٠ درصد مطرح شد و اینکه ایران دارای ذخایر استراتژیک اورانیوم برای پیشبرد برنامه هسته ای خود نیست. دوم، به چالش کشیدن مشروعیت "چرخه مستقل سوخت هسته ای" ایران است. استدلال غرب این است که چطور ایران که تازه یک نیروگاه اتمی را راه اندازی کرده (نیروگاه بوشهر) و سوخت آن هم بوسیله روسها تامین می شود، پیش تر فعالیت های تولید سوخت اتمی خود را در نیروگاه نظنز افزایش داده است. یا اینکه با راه اندازی نیروگاه بوشهر که سوخت آن بوسیله روسها تامین می شود ایران اساسا دیگر نیازی به سوخت مستقل تولید شده در نطنز ندارد چون عملا نیروگاه دیگری در حال حاضر ندارد. 
 

در پاسخ به بحث اول باید گفت که روز به روز بر پیشرفت و توانایی های تکنولوژیک ایران افزوده می شود. تولید سانترفیوژهای IR-3 وآزمایش سانترفیوژهای نسل جدید IR-4، غنی سازی ٥/٣ درصد، غنی سازی ٢٠ درصد که با اعلام دستیابی به دانش تولید "صفحه سوخت اتمی" برای نیروگاه اتمی تهران توسط دکتر علی اکبر صالحی، ریاست سازمان انرژی اتمی و سرپرست وزارت خارجه، همراه شده است. طبق اعلام دکتر صالحی اکنون دیگر مشخص شده که ایران ذخایر غنی اورانیوم در داخل کشور دارد و توانایی های ایران بر طبق واقعیات موجود است. در پاسخ به بحث دوم باید گفت که دسترسی به سوخت مستقل، مهمتر و استراتژیک تر از داشتن یک نیروگاه است. چون پروسه آن زمان¬بر و پرهزینه تر است. ساختن نیروگاه مدت کمتری زمان می برد و بدون سوخت مستقل هسته ای، سرمایه گذاری های انجام شده برای ساخت نیروگاه عملا از بین می رود. به خصوص اگر اعتمادی هم به تأمین سوخت از سوی دارندگان سوخت هسته ای نباشد. عدم تحویل سوخت به رآکتور تحقیقاتی تهران از سوی دارندگان سوخت یک مثال آشکار است که بر بدبینی ایران می افزاید. نهایتا اینکه طبق برنامه های مصوب مجلس شورای اسلامی، دولت ایران موظف به راه اندازی 10 سایت اتمی دیگر با هدف دستیابی به 20 هزار مگاوات برق اتمی در طی 20 سال آینده است. بنابراین یکی از اهداف کارخانه نطنز تامین سوخت برای رآکتور بوشهر و رآکتورهای تازه تاسیس در آینده خواهد بود.  
 

4. تحریم های جدید و فشارهای سیاسی ایران را وادار به مذاکره خواهد کرد: 

بحث غرب این است که اعمال تحریم های هوشمند و تنبیهی سیاست هسته ای را تغییر خواهد داد و دست غرب را در مذاکرات احتمالی آینده بالا می برد و در نهایت ایران را به میز مذاکرات خواهد کشاند. به عبارت دیگر، اعمال تحریم های جدید برای ادامه دیپلماسی از روش دیگر و از موضع قدرت است و برای تأثیرگذاری این تحریم ها باید در شکل چندجانبه (سازمان ملل) و دو جانبه (کشورها) تداوم یابد. بر این اساس دولت اوباما مصوبه تحریم بنزین توسط کنگره آمریکا را به تصویب رساند. چند کشور دیگر اروپایی و کشورهایی چون استرالیا که اساسا متحدان سنتی آمریکا هستند نیز تحریم های یک جانبه علیه ایران وضع کردند. بعضی از رهبران این کشورها مثل نیکلا سارکوزی، رئیس جمهور فرانسه، بر این اعتقادند که تحریم های سخت اساسا برای جلوگیری از ورود به جنگ احتمالی و به اصطلاح جلوگیری از حمله نظامی اسرائیل است. اکنون هم بعد از مذاکرات "ژنو-3" و در آستانه دور جدیدی از گفتگوها در استانبول در ژانویه 2011 بار دیگر صحبت از تحریم های بیشتر علیه ایران توسط آمریکا می شود. 
 

در پاسخ باید گفت که هیچ گروه سیاسی در ایران اصرار ندارد که تحریم ها تأثیرات منفی بر اقتصاد ایران نخواهند داشت. حتی به گفته دکتر صالحی، تحریم ها روند فعالیت های هسته ای ایران را کند خواهد کرد، اما بحث اصلی این است که تحریم ها برنامه یا سیاست های هسته ای ایران را که اساساً یک مسئله هویتی - ارزشی و راهبردی بوده و جدای از مسائل مربوط به اقتصاد، انرژی و پیشرفت تکنولوژیک به نقش و جایگاه منطقه ای و جهانی ایران بر می گردد و هزینه های مالی و سیاسی زیادی هم تاکنون برای آن صرف شده متوقف یا تغییر نخواهد داد. برعکس، تحریم ها سبب می شود که بی اعتمادی تمامی گروه های سیاسی و مردم به غرب و به خصوص آمریکا افزایش یابد و نتیجه برعکس بر تقویت عملکرد دولت داشته باشد. چون علی رغم ادعاهای غرب مبنی بر اینکه تحریم ها اساسا دولت ایران را هدف قرار می دهند نه مردم باید گفت که آثار این تحریم ها برعکس مستقیماً بر جامعه ایرانی خواهد بود. 
 

بحث دیگر غربی ها این است که فرهنگ سیاسی تصمیم سازان درایران به گونه ای است که تنها در شرایط فشار شدید بین المللی و درک افزایش درجه تهدید بر ایران، مواضع خود را تغییر می دهند. بر همین مبنا بود که تحریم های جدید (قطعنامه ١٩٢٩) با هدف فشار بیشتر بر ایران اتخاذ شد. این طرز تفکر هم ناشی از عدم شناخت غرب از روند تصمیم گیری در ایران است. برعکس تصور غرب، فشار و تحریم بیشتر بر روی یک مسئله ملی و راهبردی و مربوط به منافع و امنیت ملی تمام گروههای سیاسی را بر محور آن موضوع یکدست و یکصدا می کند. به عبارت دیگر، فشار شدید به ایران منجر به پافشاری بیشتر بر پیشبرد برنامه هسته ای می شود. چرا که در فرهنگ سیاسی ایران حفظ استقلال سیاسی و مقاومت در برابر نفوذ بیگانگان با توجه به جایگاه تاریخی و تمدنی ایران از یک سو و بی اعتمادی به اهداف و نیات قدرت های بزرگ از سوی دیگر اهمیت ویژه ای دارد. عکس العمل های نهادهای مختلف و بعضا منتقد دولت آقای احمدی نژاد از جمله مجلس، احزاب، روشنفکران، دانشگاهیان و غیره در حمایت از سیاست "حفظ چرخه مستقل سوخت" بیانگر این امر است. بنابراین استراتژی های غرب در زمینه "تحریم های سخت برای مذاکره" یا به اصطلاح "تحریم برای برقراری صلح" درعمل نا کارآمد بوده و پارادوکسی را در خود دارد چرا که مهمترین موضوع مذاکره یعنی "اعتماد سازی" بین طرفین را از بین می برد و بر پیچیدگی بحران موجود می افزاید. 
 

5. برنامه هسته ای ایران تهدیدی برای امنیت منطقه ای و بین المللی است: 

بحث غرب این است که اتمی شدن ایران به صورت یک بازی دومینو عمل خواهد کرد و کشورهای دیگر منطقه از جمله عربستان سعودی، مصر، ترکیه و غیره را به سوی اتمی شدن و رقابت شدید تسلیحاتی هدایت می کند. همچنین اشاعه تسلیحات اتمی، خطر دسترسی گروه های تروریستی و افراطی به مواد هسته ای را افزایش می دهد و این امر امنیت بین المللی یا شاید بهتر است بگوییم امنیت غرب را به خطر می اندازد. محور قرار دادن موضوع خطر "تروریسم هسته ای" در موضع گیری جدید هسته ای آمریکا (NPR) و سند امنیت ملی آمریکا (2010) از این جمله است. همچنین از این دیدگاه این تحول با توجه به اهمیت استراتژیک منطقه خاورمیانه از لحاظ امنیت انرژی بین المللی و بروز بحران های منطقه ای، امنیت منطقه ای و بین المللی را به خطر می اندازد. 
 

در رد دیدگاه فوق باید گفت که نخست، "اتمی" شدن ایران الزاماً مساوی با "تسلیحاتی" شدن این کشور نیست. برنامه هسته ای ایران اساسا بر محور دستیابی به " انرژی صلح آمیز"هسته ای قرار دارد و ارتباط دادن آن به مفهوم "بازدارندگی" و "تسلیحاتی" یک برنامه هدفمند غربی برای تهدید جلوه دادن برنامه هسته ای ایران برای امنیت جهانی است. دوم، حتی تسلیحاتی شدن برنامه هسته ای ایران الزاماً به معنای اشاعه تسلیحات اتمی در منطقه نیست. به عنوان مثال برنامه تسلیحاتی اسراییل علی¬رغم وجود تخاصم شدید با اعراب در دهه های 1960 و 1970 الزاماً منجر به حرکت عربستان سعودی یا مصر به سوی تسلیحاتی شدن نگردید. سوم، ایران خود، با طرح خلع سلاح جهانی و حمایت از خاورمیانه عاری از سلاح های هسته ای، که خود مبتکر آن در سال ١٩٧٤ بود، عملا در جهت تقویت امنیت منطقه ای پیش می رود. چهارم، پارادوکس اصلی غرب در حفظ امنیت منطقه ای و بین المللی در همکاری های هسته ای آن با کشورهای عربی منطقه است. طبق قراردادهای منعقد شده بین امارات و فرانسه، اولین رآکتور اتمی امارات در سال 2017 در ابوظبی بهره برداری می شود. عربستان سعودی و قطر با کمک آمریکا و دیگران در حال برنامه ریزی نیروگاه های اتمی خود هستند. کویت با کمک ژاپن در حال پیشبرد برنامه هسته ای خود است یا مصر برنامه هسته ای خود را از سر گرفته است. اگر در نظر بگیریم که ریشه حرکت های افراطی و تروریستی به طور عمده در مناطق عربی خاورمیانه است و این فعالیت های اتمی خطر دسترسی آن ها به "مواد هسته ای" بر اساس مفهوم جدید تروریسم هسته ای را افزایش می دهد، پس همکاری غرب با این کشورها، خود امنیت بین المللی را به خطر می اندازد. پنجم، اصولاً پذیرش برنامه صلح آمیز هسته ای ایران از سوی اعراب و کشورهای منطقه به این دلیل است که خود آن ها به دنبال استفاده از انرژی هسته ای هستند. بنابراین به همان اندازه هم برنامه های آنها به اصطلاح خطر حرکت به سوی دسترسی به "چرخه مستقل سوخت اتمی" که مدل ایران است افزایش می دهد. ششم، با نگاه از یک زاویه دیگر برنامه هسته ای ایران از لحاظ امنیت منطقه ای و بین المللی خود یک فرصت است بدین معنی که دانش منطقه به سوی استفاده از انرژی هسته ای، خود زمینه های رقابت سنتی و بروز جنگ ها برای دسترسی به سوخت فسیلی را در منطقه کم می کند و منجر به ثبات منطقه ای می شود. و نهایتاً نگرانی مخالفین مدل ایران در غرب این است که قدرت های بزرگ انحصار حاضر بر بازارسوخت هسته ای را از دست بدهند و این مسئله از لحاظ سیستمیک، اتوریته سنتی قدرت های تسلیحاتی اتمی و دارای حق وتو (حتی روسیه و چین) در شورای امنیت را زیر سؤال می برد. 
 

6. عدم همکاری ایران با جامعه بین المللی و IAEA: 

استدلال اصلی غربی ها این است که غرب تمامی راه های مذاکره با ایران را پیموده، اما ایران سر میز مذاکره نیامده است. از جمله این راه ها عبارتند از: ارائه بسته های پیشنهادی به اصطلاح "سخاوتمندانه" که توسط ایران رد شده اند و آنها ناچار به اتخاذ تحریم های تنبیهی بیشتر شده اند. همچنین به باور غرب، ایران همچنان به عدم همکاری خود با آژانس ادامه می دهد و بر حفظ غنی سازی مستقل اورانیوم تأکید دارد. سایت های جدید از جمله سایت "فردو" را بدون اطلاع به آژانس راه اندازی کرده و به سؤالات مطرح شده آژانس بین المللی انرژی اتمی پاسخ روشن نداده است. نتیجه اینکه جامعه بین المللی همچنان قانع نشده که ایران دارای اهداف صلح آمیز از پیشبرد فعالیت های هسته ای خود است و حتی با گسترش فعالیت های جدید بر بی اعتمادی موجود می افزاید. در نهایت، ایران تمامی درها را به سوی مذاکرات بسته است و این مسئله منجر به انزوای سیاسی و بین المللی ایران گردیده است. 
 

در پاسخ باید گفت که ایران همواره علاقه مند به همکاری با جامعه بین المللی در چارچوب تعیین شده و یافتن یک راه مورد قبول دو طرف بوده است. بسته های پیشنهادی غرب از دیدگاه ایران آن¬قدر ارزش استراتژیک نداشتند تا ایران از کارت استراتژیک " غنی سازی مستقل اورانیوم" دست بردارد. در زمینه همکاری با آژانس نیز، ایران به تمامی سؤالات مطرح شده پاسخ داده و در چارچوب مدالیته با IAEA همکاری کرده است. علاوه براین، میزان بازرسی های آژانس بین المللی از تأسیسات هسته ای ایران بی سابقه بوده و ایران همواره عضو وفادار به مقررات NPT باقی مانده و فعالیت های هسته ای خود را بر مبنای آن قرار داده است. در مورد سایت های هسته ای جدید، ایران طبق قوانین آژانس ملزم به اطلاع به آژانس نیست و تنها در صورت پذیرش " پروتکل الحاقی" است که ایران باید این¬کاررا انجام دهد و ایران نیز این پروتکل را نپذیرفته است. ضمن اینکه ایران اعتماد لازم را به اهداف غرب از توقف غنی سازی اورانیوم ندارد. به عنوان مثال ایران یک بار در گذشته غنی سازی را به مدت 5/2 سال متوقف کرد اما غرب به تعهدات خود عمل نکرد یا در مورد ارسال اورانیوم برای رآکتور تحقیقاتی تهران، غرب حاضر به تحویل سوخت نیست. این در حالی است که طبق NPT کشورهای دارنده سوخت ملزم به همکاری در این زمینه هستند. استدلال ایران این است که کلیت NPT را باید در نظر گرفت نه اینکه غرب بر بعضی از اصول NPT از جمله "عدم اشاعه اتمی"، که خود می تواند منشا تفسیر گسترده و فشار بر کشورها از جمله ایران باشد، تأکید بیشتری داشته باشد. در نهایت، در مورد اتهام بستن تمامی راه ها و عدم مذاکره ایران، امضای "بیانیه تهران" یک قدم بزرگ با هدف اعتمادسازی با غرب بوده که توسط قدرت های بزرگ غربی و از جمله چین و روسیه رد شده است. امضای بیانیه تهران همچنین نشان می دهد که ایران در انزوای سیاسی و بین المللی نیست و کشورهایی همچون برزیل وترکیه و سایر کشورهای گروه عدم تعهد هستند که منطق برنامه هسته ای ایران را قبول دارند. 
 

سرانجام اینکه غرب با پارادوکس حل مسئله هسته ای ایران روبرو است. از یک طرف خواهان اعتمادسازی و پیشبرد مذاکرات است و از طرف دیگر تحریم های جدید را وضع می کند. اعتمادسازی چند جانبه ایران با جامعه بین المللی در چارچوب آژانس بین المللی انجام شده و حال زمان اعتمادسازی دوجانبه بین ایران و گروه ٥+١ رسیده است. مذاکرات آینده در استانبول در ژانویه ٢٠١١ فرصت خوبی است تا قدم های جدی در این زمینه برداشته شود. برنامه هسته ای ایران به نقطه غیر قابل بازگشت رسیده است. تنها راه حل موجود هدایت مذاکرات به یک بازی "برد-برد" است. برای ایران "حفظ چرخه مستقل سوخت" و "تداوم غنی سازی در خاک ایران" یک برد است. برای غرب هم ارائه تضمین های لازم از سوی ایران و اطمینان یافتن از عدم انحراف و تسلیحاتی شدن برنامه اتمی ایران یک برد است. 


نویسنده

کیهان برزگر

کیهان برزگر رئیس پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه است. وی دانشیار روابط بین‌الملل در واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی می‌باشد. حوزه مطالعاتی دکتر برزگر مطالعات سیاست خارجی، مسائل خاورمیانه و خلیج فارس، روابط ایران و آمریکا، و مسائل هسته‌ای ایران است.