نظریه مارپیچ سکوت و نوستالژی قذافیسم در لیبی

براساس نظریه معروف مارپیچ سکوت نوئل نیومن نخبگان جامعه تحت تاثیر فضای سنگینی که رسانه ها می سازند حاضر نیستند اظهار نظر کنند. براساس نظریه مار پیچ سکوت نخبگان و حتی افراد عادی جامعه وقتی دریابند عقاید و افکار آنها در سطح جامعه در اقلیت قرار دارد جرئت اظهار نظر خود را از دست می دهند و حاضر نیستند نظری مخالف آنچه رسانه ها در افکار عمومی ایجاد کرده اند ارائه دهند چرا که مورد استهزاء، انتقاد، تنفر و بی محلی دیگران قرار می گیرند.
 

برخی بر این اعتقادند " که رسانه های غربی در ماجرای لیبی چنین جو و فضایی برای جهانیان پدید آوردند. البته بدون تردید قذافی رهبر خوبی نبود و نیز دیکتاتور بود اما این همه ماجرا نیست. یعنی همه آنچه که رسانه ها لازم دیدند برای ما توصیف و ترسیم کنند دیکتاتور بودن قذافی نبود. آنها خیلی چیزها درباره لیبی را به ما نگفتند تا ما باور کنیم حمله به این کشور درست بود و حرکت مسلحانه داخلی مردم لیبی که خیلی سخت می توان نام انقلاب را روی آن گذاشت کاملا درست و منطقی بوده است."
 

به زعم طرفداران و موافقین قذافی ، در لیبی فقط دیکتاتوری دیده شد و عمده مباحث بر روی رفتارهای غیرمعمول رهبر آن متمرکز گردید، در حالیکه از نظر این عده  در لیبی قذافی اقدامات خوب و پسندیده ای همچون موارد زیر قابل مشاهده بوده است :
 

- دانشجویانی که در رشته های تخصصی آموزش می دیدند از دریافت یک دستمزد معمولی بهره می بردند تا آموزش آنها تمام شود . 
 

- اگر کسی قادر نبود کار پیدا کند دولت تمام حقوق او را تا زمانی که کار دیگری پیدا کند می پرداخت (حقوق دوران بیکاری( 
 

-  آن هنگام که کسی ازدواج می کرد زوج بطور مجانی صاحب یک آپارتمان از سوی دولت می شد. 
 

  - هرکسی می توانست در هرجای دنیا به تحصیل اشتغال پیدا کند در آنصورت دولت 2500 یورو به اضافه هزینه اتومبیل را به او می داد.- 
 

 - اتومبیل ها به قیمت تمام شده کارخانه فروخته می شدند 
 

 - لیبی حتی یک سنت  به هیچ کشوری در دنیا یا دستگاهی بدهکار نبود و هیچ کس در دنیا طلبی از لیبی ندارد. 
 

 - آموزش رایگان برای همه شهروندان مهیا بود 
 

25-  درصد از جمعیت لیبی دارای تحصیلات دانشگاهی هستند. 
 

-  گدا در شهر های این کشور نبود و تا زمانی که بمباران های اخیر آغاز نشده بود بی خانمان و کارتن خواب نیز وجود  نداشت . 
 

-  نان در لیبی پانزده سنت است 
 

مطابق این نظریه " چرا آمریکا و دیگر کشور های سرمایه داری لیبی را دوست  ندارند ؟ 

 

زیرا قذافی تمایلی برای دریافت وام از بنیاد پولی جهانی یا بانک جهانی که از بهره بالا برخوردار است ندارد. در زبان ساده تر لیبی یک کشور مستقل بود! این یکی از دلایلی است که جنگ با لیبی آغاز شده است. 
 

 لیبی تنها کشوری است که تولید نفت می کند ولی پول آنرا نه به دلار آمریکا و نه به یورو دریافت می کند بلکه طلا را جایگزین آن کرده است. این می تواند دیگر کشور های جهان را به ورشکستگی بکشاند زیرا کشور های غربی اغلب ذخیره طلا به اندازه کافی ندارند تا در مقابل پول های بی رویه ای که چاپ می کنند پشتوانه ای باشد.
 

بنابراین اگر اینگونه باشد بایستی بعد از آرام شدن فضا و نشستن گرد و غبار،  مردم لیبی و جوانان آن مغموم باشند که بازیچه دست استعمارگران اروپائی و غربی شده اند و نوستالژی قذافیسم مجددا زنده و قبله آمال جوانانی خواهد شد که تمام بود های خود را به بهای نابودی یک دیکتاتور نابود کرده اند. 
 

اما نکته ای که در این تحلیل ها به  آن توجه نمی شود این است که اولا این اطلاعات و اخبار عمدتا  توسط محافل دولتی و وابسته به آن منتشر شده و برای مظلوم نمائی است. 
 

ثانیا ظواهر شهر و تصاویر ارسالی از رسانه ها این میزان از رفاه را در شهرهای لیبی نشان نمی د هد. 
 

ثالثا تاکید  لیبی بر شیوه خاصی از معامله که بیشتر بیانگر نوعی تهاتر است نه سیستم پیشرفته اقتصادی لذا این رجحان اقتصاد لیبی بر سایر کشورها نیست بلکه مشی انزواگرایانه این کشور را به اثبات می رساند.
 

و مهمتر آنکه خواسته مردم لیبی بیشتر آزادی  است ، اگر به زعم تحلیل ها  وضع اقتصادی مردم آنقدر خوب است  چه جای نگرانی که ملت بعد از چهار  دهه به آزادی دست یابند و مطمئن باشند که در قرن بیست یکم و گسترش سطح آگاهی  و دانش مردم بالاخص جوانان  کسی حسرت بازگشت به دوران قذافی را نخواهد داشت .مطمئنا بخاطر موانع و مشکلات ساختاری تا رسیدن به آزادی واقعی و دموکراسی در لیبی زمان و فاصله زیادی  هست اما همت و اراده ملتی که توانست ریشه های دیکتاتوری را مضمحل کند تاسیس حکومتی آزاد و دموکراتیک با حضور همه اقشار دور از دسترس نخواهد بود. 


نویسنده

سید جواد صالحی

سید جواد صالحی پژوهشگر ارشد و مدير گروه خليج فارس در پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه است. وی عضو هیئت علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه شیراز می باشد. حوزه مطالعاتی دکتر صالحی خاورمیانه و سیاست و حکومت آن و خاورمیانه و نظام بین الملل است.