موضوعات سه گانه انتخاباتی

شرایط اقتصادی در آمریکا به شدت معادلات انتخابات ریاست جمهوری سال آینده را تحت تأثیر خود قرار داده است. با اینهمه، در قلمرو سیاسی قدرت مانور فزونتری  برای رهبران سیاسی وجود دارد و آنان از این امکان برخوردار هستند که با تکیه بر ظرفیت های کلامی، ارزشی، روانشناختی  و تقسیم منابع، به مدیریت واقعیات بپردازند. اما در حیطه موضوعات اقتصادی این توانمندی به شدت کاهش می یابد. هر چند که ابزارهای مالی ، پولی و بودجه نویسی وجود دارد اما در نهایت معادلات اقتصادی بازتاب مؤلفه های اقتصادی  جهانی و عملکرد اقتصادی در داخل است که نه بر طبق میل سیاستمداران بلکه بر اساس منطق خاص خود حرکت می کند و این واقعیتی است که امروزه رئیس جمهور آمریکا با آن مواجه شده است.
 

به نظر می رسد که توانمندیهای او برای مقابله با بحران موجود در جامعه که تمامی اقشار را به نسبت های متفاوت و تمامی حوزه ها را به طرق مختلف در مسیری منفی متأثر ساخته است کاملاً غیر مکفی و ناکارامد می باشند. برای همگان در تمامی گروههای سیاسی محرز است که انتخابات ریاست جمهوری سال 2012 کاملاً تک موضوعی خواهد بود. این بدان معناست که " اکثریت قریب به اتفاق رأی دهندگان " مخصوصاً آنانی که تعلقات ایدئولوژی کمتری دارند در روز  رأی گیری در روز 6 نوامبر سال 2012 با توجه به درکی که از شرایط اقتصادی خود به طور اخص و جامعه بطور اعم دارند جهت رأی خود را تعیین خواهند کرد. با در نظر گرفتن این نکته است که اطمینان خاطری که به انتخاب مجدد باراک اوباما وجود داشت دیگر کاملاً صحنه را ترک کرده است.
 

در عین حال این احتمال وجود دارد که شرایط اقتصادی بهبود یابد و محیط اجتماعی به گونه ای متحول شود که اوباما برای بار دوم نیز پیروز شود. اما تمامی تحلیل ها،  بررسی ها و معادلات اقتصادی که برای کاخ سفید بطور صریح پذیرفته شده است، این نکته می باشد که حتی اگر شرایط رو به بهبودی سوق پیدا کند در زمان انتخابات  یعنی یک سال دیگر در خوشبینانه ترین شکل آن بیکاری بالای هشت درصد خواهد بود.
 

زمانیکه باراک اوباما به قدرت رسید بیکاری بالای هفت درصد بود و اینکه در بهترین شرایط هم این درصد نه تنها کاهش نیافته باشد بلکه بیشتر شده باشد محققاً علامت مثبتی نخواهد بود. اصولاً در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا هر زمان که رأی دهندگان گزینه خود را بر می گزینند در رابطه با سه موضوع  کاملاً مشخص و معین تصمیم می گیرند.
 

در وهله اول مردم به " جیب" خود نگاه می کنند. معیار اول رأی دهنده همانا وضع اقتصادی است. جدا از اینکه رأی دهنده به کدامین طیف سیاسی تعلق دارد قاعدتاً این شرایط اقتصادی است که جهت رأی را تعیین می کند. اگر شرایط اقتصادی بحرانی باشد،  به ضرورت، اقتصاد معیار رأی دادن قرار می گیرد.اگر شرایط اقتصادی " عادی" باشد یعنی رأی دهندگان مشکلی را احساس نکنند معیار رأی دادن به شرط اینکه بحران  در قلمرو سیاست خارجی قرار داشته باشد عوض می شود. یعنی اگر شرایط اقتصادی قابل قبول باشد و مشکلات برای کشور در رابطه با حضور نظامی در سرزمین های خارجی و شکست های سیاسی در قلمرو خارجی باشد رأی دهندگان دغدغه در رابطه با سیاست خارجی را ملاک رأی دادن قرار می دهند.
 

این بدان معناست که آنان با توجه به ارزیابی خود از سیاست خارجی است که به انتخاب فرد رئیس جمهور می پردازند. در صورتیکه شرایط اقتصادی مناسب باشد و دغدغه ای در این رابطه نباشد و در وضعیتی که بحران در سیاست خارجی کشور وجود ندارد و وضعیت متعادل و عادی قلمداد شود رأی دهندگان معیارهای اخلاقی را به صحنه می آورند و آن را برای جهت انتخاب  رأی  خود ملاک قرار می دهند. در این حالت مسائلی از قبیل نظم و قانون، سقط جنین، وضعیت مدارس و اصولاً موضوعات " دو پاره کننده" که قاعدتاً اخلاقی – مذهبی هستند مطرح می شوند.
 

بیل کلینتون در سال 1992به این دلیل پای به کاخ سفید گذاشت که رأی دهندگان با وجود اطلاع از رفتارهای غیر اخلاقی او در دوران فرمانداری در آرکانزس به شدت نگران وضعیت اقتصادی و رکود بودند.
 

ریچارد نیکسون در سال 1968 موفق به شکست دمکرات ها شد چون جنگ ویتنام اعتبار و منابع کشور را به بیراهه برده بود. در سال 1976 جیمی کارتر پیروزی را در آغوش گرفت چرا که مردم نیاز به یک احیاء اخلاقی در جامعه را احساس می کردند. پس در هر دوره انتخاباتی یکی از این سه موضوع اولویت تعیین کننده می یابد و معیار کلیدی می شود. البته این به معنای آن نیست که به موضوعات دیگر توجه نمی شود بلکه این نکته را می رساند که محوریت موضوعی وجود دارد.
 

انتخابات سال 2012 هم از این قاعده مستثنی نیست. رقبای انتخاباتی به تمامی موضوعات متوسل می شوند تا مردم را قانع کنند که به آنها رأی بدهند. این بدان معناست که هر یک از دو کاندیدای دو حزب جمهوریخواه و دمکرات تمامی ضعف های شخصیتی، اخلاقی، ارزشی، خانوادگی، تحصیلی و غیره وغیره..
 

کاندیدای حریف را بزرگنمایی خواهد کرد اما در تحلیل نهایی اکثریت قریب به اتفاق رأی دهندگان با توجه به ارزیابی خود از شرایط اقتصادی است که جهت رأی خود را معین خواهند کرد.


نویسنده

حسین دهشیار (ناظر علمی)

حسین دهشیار پژوهشگر ارشد و ناظر علمی گروه ملاحظات استراتژیک امریکا - خاورمیانه در پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه است. نامبرده عضو هیئت علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی می باشد. حوزه مطالعاتی دکتر دهشیار مسائل خاورمیانه و سیاست خارجی آمریکا است.