ترکیه و سوریه:زمینه ها و عوامل تغیر مواضع

روابط ترکیه و سوریه در دوران حاکمیت حزب عدالت و توسعه به سرعت بهبود یافت و بسیاری از تحلیل گران این تغییرات را در راستای سیاست جدید داود اوغلو در امحاء مشکلات با همسایگان تلقی کردند .عقد قراردادهای تجاری و گسترش روابط دیپلماتیک و مصاحفه ها رجب طیب اردوغان و بشاراسد و توسعه این روابط در حد روابط خانوادگی سبب شد تا کمتر کسی تیرگی و تغییر تمام عیار این روابط را پیش بینی کند. زیرا روابط دو کشور در نتیجه قرارداد تجاری سال 2004 و تمرینات نظامی سه روزه مشترک میان دو کشور در سال 2009 ، لغو روادید برای شهروندان دو کشور در همان سال و نشست مشترک کابینه دو کشور بطور نمادین از جمله مظاهر این بهبود روابط بودند و سخن از انعقاد یک پیمان استراتژیک میان دو کشور مطرح بود .
 

اما وقوع بهار عربی زمینه ای شد تا اندک اندک راه ترکیه  از دولتهای درگیر در بحران عربی جدا شود.درخواست اردوغان از مبارک برای خروج از قدرت و هشدارهای او به دولت های لیبی و سوریه برای قطع اقدامات سرکوبگرانه و نظامی علیه ملتهایشان منجر به تیرگی روابط ترکیه با کشورهای مذکور شد به گونه ای که در لیبی تظاهرات و راهپیمائی هایی علیه رهبران حزب عدالت و توسعه شکل گرفت و نهایتا رهبران حزب عدالت و توسعه خود را حامی ملت و در مقابل حکومت های تونس ،مصر ،لیبی و سوریه معرفی کردند. هر چند دیپلماسی ترکیه در خصوص سوریه نیز در ابتدا معطوف به نوعی خیر خواهی ،مشاوره و در نهایت انذار می شد اما نهایتا دو کشور را در مقابل هم قرار داد و نخبگان سیاسی دو کشور به سرزنش یکدیگر و طرح اتهامات نسبت به دیگری پرداختند.تحلیل گران سیاسی مولفه های این تغییر رویکرد را ناشی از عوامل زیر می دانند: 
 

1)ارزیابی ترکیه از ناتوانی و عدم اراده بشار اسد در انجام اصلاحات 

طی ملاقات های دوجانبه داود اوغلو با مقامات سوریه ، ترکیه تلاش داشت تا بر گزینه اصلاحات در سوریه تاکید کند. آنکارا سعی داشت تا طی ماههای ژوئیه و اگوست، بشار اسد برنامه اصلاحات خود را اعلام  و بر موضوعات مورد نظر ترکیه همچون لغو قانون حکومت اضطراری ،اجازه به مخالفان برای تشکیل احزاب سیاسی و راه اندازی گفتگوی ملی  توجه نماید. اما عدم اقدام عملی از ناحیه دولت سوریه سبب شد تا ترکیه به این نتیجه برسد که اراده ای جدی برای انجام اصلاحات در سوریه وجود ندارد یا در بدترین وضعیت بشاراسد  نفوذ لازم در ساختار سیاسی سوریه برای پیشبرد و متحقق ساختن اهداف مزبور را ندارد.
 

2)سیل پناهندگان و مشکلات  مستقیم آن با دولت ترکیه     

سیل مهاجرین و پناهندگانی که از سوریه گریخته و در مرزهای ترکیه  مستقر شده بودند و مشکلات و درخواست های آنان از نهادها و سازمان های بین المللی باعث شده بود تا دولت اردوغان مستقیما با مشکلات و مسائل آنان آشنا شده و با حساست بالا نسبت به آن واکنش نشان دهد.گزارش های دست اول از مشکلات پناهندگان سبب شد تا اردوغان دولت سوریه را به سبعیت و وحشی گری و غارتگری متهم کند.همین مساله یک جنگ کم شدت تبلیغی میان دو کشور بوجود آورد.
 

3)احساسات عقیدتی اهل تسنن 

خصائص عقیدتی اسلام گرایان سنی حزب حاکم باعث شد تا از اسد فاصله بگیرند.در طول ماه رمضان ،پخش اخبار وشایعات مربوط به کشتار مردم در سوریه توسط نظامیان و نیروهای امنیتی منجر به تحریک افکار عمومی نسبتا محافظه کار ترکیه شد.لذا گروه هایی همچون صندوق کمکهای انسان دوستانه ،سازمان اسلامی غیر دولتی  مسئول پیگیری موضوع غرق شدن کشتی اعزامی به غزه (که توسط رژیم صهیونیستی غرق شده بود )شروع به سازمان دادن تظاهرات و راهپیمایی هایی علیه سوریه کردند.اقدام دولت سوریه برای تصرف شهر حما در آستانه ماه رمضان (اول اگوست) بهانه ای شد تا رهبران حزب عدالت و توسعه و رسانه های وابسته به آنان با نقب زدن تاریخی به اقدامات حافظ اسد در کشتار شهروندان شهر حما افکار عمومی اهل تسنن را شدیدا تهییج کنند.
 

4)تلاش برای مهار نفوذ ایران 

بهار عربی اگرچه در راستای خواسته هایی همچون رهایی ،استقلال ،مقابله با استبداد ،فساد سیاسی و آزادی های مدنی شکل گرفت اما در خصوص الگوهای جانشین ، منافع قدرتهای مداخله گر فرصت ها و تهدیدات ناشی از موقعیت پدیدارشده سوالات و دغدغه هایی جدی مطرح شد.
 

یکی از موضوعات جدی که در ذهن و اندیشه طراحان استراتژیک منطقه خاورمیانه عربی وجود داشت مهار ایران در دوبعد مدل جانشین و همچنین بر هم زدن معادلات استراتژیک آن در منطقه بود.که در خصوص گزینه اول با برجسته سازی الگو و مدل حزب عدالت و توسعه تعقیب می شد و گزینه دوم ایجاد شکاف میان مثلث سوریه ایران و حزب الله در افکار عمومی جهانی و منطقه ای بود و چنین القا می شود که ایران عامل تشجیع سوریه در سرکوب ها و خشونت ها است . 
 

به نظر می رسد که ترکیه صرفنظر از بلند پروازیهای منطقه ای خود در خاورمیانه ،سعی دارد تا معنویات و اهداف غرب در منطقه را نیز تامین کرده تا ضمن ارتقاء منزلت استراتژیک برای این کشور کانون و محور تعقیب منافع و دغدغه های راهبردی هم پیمانان خود نیز باشد.


نویسنده

سید جواد صالحی

سید جواد صالحی پژوهشگر ارشد و مدير گروه خليج فارس در پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه است. وی عضو هیئت علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه شیراز می باشد. حوزه مطالعاتی دکتر صالحی خاورمیانه و سیاست و حکومت آن و خاورمیانه و نظام بین الملل است.