آمریکا و پذیرش واقعیت طالبان

در طول مبارزات انتخاباتی سال 2008 باراک اوباما برای اینکه بتواند در قلمرو سیاست خارجی در برابر کاندیدای جمهوریخواهان که سابقه سالها حضور در صحنه جنگی را دارا بود امتیازی واگذار نکند برخلاف ارزشهای لیبرال خود به قولهای انتخاباتی روی آورد. او اعلام که آمریکا ضرورتی برای حضور در عراق ندارد و تصمیم کاخ سفید برای فرستادن نیرو به این کشور اشتباهی بزرگ باید قلمداد شود. مرکز خطر و اجتماع تروریست ها در افغانستان است و آمریکا می بایستی این جغرافیا را گرانیکای سیاست خارجی خود قرار دهد. بدنبال گام گذاشتن به کاخ سفید نیروهای آمریکایی به سوی افغانستان گسیل شدند و نظامیان آمریکایی در نهایت به بالای یکصد هزار نفر رسیدند. اما از همان آغاز محرز بود که  باراک اوباما اعتقادی به سیاست های طراحی شده ندارد و آن را جنگی بی سرانجام می داند.  او در شرایطی که مداوماً به افزایش نیروها اقدام می کرد اعلام کرد که جدا از اینکه شرایط در افغانستان از نقطه نظر نظامی چه باشد تمامی نیروها تا سال 2014 این کشور را ترک خواهند کرد. 
 

باراک اوباما به گسترش جنگی اقدام کرد که حتی فرماندهان ارشد نظامی حاضر در افغانستان ، مسئولین تصمیم گیرنده در واشنگتن را ناتوان از فهم آن قلمداد ساختند. برکناری ژنرال استنلی مک کریستال به دلیل همین ابراز تردیدها بود. باراک اوباما در شرایطی به افزایش نیروها اقدام کرد که حتی اعتقادی به خوب بودن این جنگ نداشت. زمانیکه تصمیم گیرندگان آمریکایی شروع به صحبت از طالبان خوب و بد، نمودند کاملاً بر جنگ جویان طالبان و رهبران این جنبش در کویته پاکستان معلوم ساخت که واشنگتن درصدد خروج از افغانستان است و خواهان حضور طولانی و تحقق اهداف مطرح کرده نمی باشد. در زمان افزایش نیروها در افغانستان دولتمردان آمریکایی اعلام کردند که هدف آنان در افغانستان جلوگیری از تبدیل کشور به جولانگاه گروههای تروریستی مخالف آمریکا و بالاخص القاعده و در کنار آن جلوگیری از به قدرت رسیدن طالبان است. اما آنچه پر واضح است این واقعیت می باشد که حکومت مرکزی همچنان ناکارآمد و فاقد مشروعیت است و طالبان نیز در سر تا سر مناطق جنوبی افغانستان حضوری گسترده دارد.
 

دربطن این شرایط است که دولت آمریکا اعلام کرده است که درصدد مذاکرات مستقیم با طالبان در کشور قطر می باشد. دولت قطر در راستای منافع آمریکا و هماهنگی قبلی با این کشور به طالبان اجازه داده است تا به گشایش دفتر نمایندگی اقدام کنند. پس از استقرار این دفتر بود که وزارت خارجه آمریکا اعلام کرد که مقدمات برگزاری مذاکرات را فراهم آورده است. خروج قریب الوقوع نیروهای غربی از افغانستان، فساد و ضعف حکومت مرکزی و توانایی جنگ جویان طالبان در تداوم حضور فعال نظامی در گستره کشور مخصوصاً در مناطق پشتون نشین، نشانی از این واقعیت است که هدف آمریکا از مذاکرات در قطر چیزی بیش از پرده پوشی ناکامی در رسیدن به اهداف خود در افغانستان نمی باشد. هدف دولت باراک اوباما این است که خروج از افغانستان را ناشی از توافقات و نه به ضرورت شکست درتحقق اهداف متجلی سازد. طالبان از این روی به مذاکره روی خوشی نشان داده اند که کمترین هزینه ای برای آنان متصور نیست. 
 

هدف اولیه و غایی طالبان از زمان از دست دادن قدرت تلاش برای برگشت به کابل و کسب مجدد اهرم های قدرت بوده است. حال اگر آنان قادر به دستیابی به این خواست از طریق مذاکره باشند پرواضح است که بسیار کم هزینه تر از نبرد نظامی برای آنان خواهد بود. آمریکائیان خواهان مذاکره هستند چون متوجه هستند که حکومت حامد کرزی بیش از آن ناتوان و وابسته به نیروهای خارجی است که بتواند یک چارچوب معقول و منطقی برای اداره کشور فراهم آورد. از سوی دیگر دولت بر این واقعیت تاریخی وقوف دارد که به هیچ روی امکان پیروزی نظامی برای آمریکا متصور نیست جدا از اینکه چه تعداد نیرو برای چه مدت و چه میزان سرمایه به این کار اختصاص داده شود و اینکه دولت پاکستان هیچگاه اقدام جدی بر علیه رهبران طالبان در کویته پاکستان انجام نداده و نخواهد داد. به خاطر وقوف به این نکته بود که آمریکائیان مجبور خواهند شد دیر یا زود از افغانستان خارج شوند احتمال بازگشت دوباره طالبان را به صحنه قدرت مد نظر قرار دهند. طالبان همیشه این باور را داشته اند که آمریکائیان نه از اراده لازم برای جنگیدن در افغانستان برخوردار هستند و نه از ابزار و ادوات و درک لازم و ضروری برای نبرد در این سرزمین برخوردار می باشند. آمریکا دربرابر دشمنانی که مبارزه نامحدود و دائمی را طبیعی و اجتناب ناپذیر قلمداد می سازند و از حمایت داخلی البته در بخش پشتون نشین برخوردار هستند عقب نشینی را به جنگ معطوف به پیروزی ترجیح می دهند. طالبان الگوی تجربه شده در ویتنام را به خوبی کپی برداری کردند هر چند که سابقه تاریخی مردم افغانستان حتی بدون توجه به این الگو هم نتیجه ای جز عقب نشینی را برای آمریکا رقم نمی زند. آمریکائیان واقعیت طالبان را پذیرا شده اند چرا که طالبان گزینه ای جز احتمال پیروزی را برای خود ترسیم نمی سازند.


نویسنده

حسین دهشیار

حسین دهشیار پژوهشگر ارشد و مدير گروه خاورمیانه و قدرت‌های بزرگ در پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه است. وی عضو هیئت علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی  دانشگاه علامه طباطبایی می باشد. حوزه مطالعاتی دکتر دهشیار مسائل خاورمیانه و سیاست خارجی آمریکا است.