میت رامنی و ضرورت بسیج حزبی

تقریباً قطعی به نظر می رسد که میت رامنی در کسوت کاندیدای جمهوریخواهان برای پیروزی در انتخابات عمومی شش نوامبر امسال در برابر باراک اوباما قرار بگیرد. بعد از اینکه نوت گنگریچ با پیروزی خود برای مدت محدودی مبارزه درون حزبی را دو نفره نمود و بعد از "15 دقیقه" شهرت، صحنه را ترک کرد، ریک سنتورم پا به صحنه گذاشت و با پیروزیهای پی در پی در ایالات جنوبی به استثنای جورجیا، این شبهه را بوجود آورد که گریزی از یک رقابت دو نفره بین میت رامنی و او وجود ندارد. اما ناکامیهای انتخاباتی او در ایالات خارج از جنوب بر همگان چه در داخل حزب و چه در بین تحلیل گران سیاسی محرز ساخت که او از کمترین شانس برخوردار است . پیروزیهای سه گانه میت رامنی در مناطق شمالی و استحکام انتخاباتی او در ایالات غرب میانه و شرقی در نهایت صحنه را کاملاً در اختیار او قرار داده است. حال آنچه او با آن روبرو است دیگر رقابت درون حزبی و تلاش برای بدست آوردن کاندیداتوری حزب نمی باشد بلکه این نکته است که چگونه حمایت حزبی را بسیج نماید و آشتی و اتحاد بین جناحهای مختلف حزبی بوجود آورد و شک و تردیدها نسبت به خود را در بدنه حزبی از بین ببرد.
 

 از همان آغاز مبارزات مشخص بود که در بدنه حزب جمهوریخواه نگاه"هر کسی غیر از رامنی" از گستردگی فراوانی برخوردار است. مشخص بود که به دنبال شکست جان مک کین در سال 2008 جمهوریخواهان بالاخص جناح محافظه کار خواهان کاندیدایی با ویژگی های محرزتر و بارزتر ایدئولوژیک می باشند. این اعتقاد در بین بدنه حزبی وجود دارد که میت رامنی یک جمهوریخواه نیست چه رسد به اینکه یک محافظه کار واقعی باشد و آنچه او در پی آن است تنها کسب قدرت به هر وسیله ای است. تلاش او برای کاندیداتوری حزب جمهوریخواه از این روی می باشد که برای او این متحمل ترین و تنها نردبان برای تحقق خواست خود می باشد. عملکرد او در ایالت ماساچوست به عنوان فرماندار و بالاخص قانون بیمه درمانی همگانی که در زمان او وضع شد برای اعضای حزب جمهوریخواه از او تصویری ترسیم می کنند که کمترین شباهتی به یک عنصر حزب ندارد .
 

او برای پیروزی در انتخابات عمومی در درجه اول باید از حمایت و استقبال اعضای حزب بهره مند گردد. او تنها در صورتی می تواند حتی کمترین شانس برای غلبه بر باراک اوباما را داشته باشد که حمایت همه جانبه جناح محافظه کار حزب را کسب کند. بدون حمایت این جناح او را باید یک از پیش بازنده قلمداد ساخت. این دقیقاً مشکل اساسی میت رامنی است. مخالفان انتخاباتی او در طول مبارزات درون حزبی هیچیک از صلابت و گستردگی اعتبار در بین نخبگان حزبی و اکثریت اعضای عادی حزب برخوردار نبودند ولیکن به دلیل شک و تردید موجود به میت رامنی آنها توانستند از پیروزی قاطع و سریع او جلوگیری کنند. پیروزیهای این کاندیداها از قبیل ریک سنتورم و نوت گینگریچ چندان ربطی به توانائی آنان نداشت. آنچه تداوم حضور آنان را برای مدتی طولانی در حیطه مبارزات درون حزبی امکان پذیر نمود ضعف میت رامنی در کسب حمایت محافظه کاران بود. حال که او تلویحاً به عنوان کاندیدای حزب جمهوریخواه نگاه می شود چاره ای جز این ندارد که سعی کند محافظه کاران را به سوی خود جلب کند و اعتماد آنان را بدست آورد. این ضرورت اجتناب ناپذیر است چرا که برای پیروزی نهایی او می بایستی استقبال و شور شرکت کردن در انتخابات را در آنها بوجود آورد و آنان را به سوی صندوقهای رای بکشاند. 
 

ما بزودی شاهد انتخابات خواهیم بود و بنابراین بسیار مهم است که هر دو کاندیدا بتوانند شور انتخاباتی را در پایگاه حزبی خود بوجود آورند و آنها را به سوی صندوقهای رای بکشانند. این بدان معناست که کاندیدایی امکان پیروزی بیشتری دارد که حداقل توانسته باشد حداکثر رای دهندگان حزب خود را به پای صندوقهای رای بکشاند. با توجه به اینکه میت رامنی توانست اعتماد رای دهندگان محافظه کار را در طول مبارزات درون حزبی کسب کند او نیازمند این است که از طریق طراحی سیاستهای مورد پسند آنان و انتخاب معاون رئیس جمهوری که افکار و تفکرات محافظه کارانه داشته باشد حمایت محافظه کاران را برای خود تضمین کند. هیچ کاندیدای جمهوریخواهی نمی تواند به کاخ سفید دست یابد مگر اینکه حمایت همه جانبه جناح محافظه کار حزب را در اختیار داشته باشد. با توجه به اینکه جامعه آمریکایی بسیار قطبی شده است اهمیت این حمایت بیش از همیشه جلوه گر می کند. بنابراین اولین اقدام و سیاست میت رامنی در آغاز مبارزه بین حزبی می بایستی ایجاد انسجام حزبی و جلب نظر و نگاه مثبت محافظه کاران باشد. 
 

آنچه محققاً تاثیر فزاینده در تعیین نتایج انتخابات 6 نوامبر 2012 خواهد داشت میزان توفیق یا شکست میت رامنی در این رابطه است. میت رامنی از موضع ضعف وارد فرایند انتخابات شده است چرا که مخالفت وسیع محافظه کاران را تجربه کرده است. برای اینکه رقابت همترازی را با باراک اوباما به معرض نمایش بگذارند گریزی جز این ندارد که هر چه زودتر این ضعف را از بین ببرد و از بطن این فرایند سرمایه انتخاباتی برای خود پدید آورد.  


نویسنده

حسین دهشیار

حسین دهشیار پژوهشگر ارشد و مدير گروه خاورمیانه و قدرت‌های بزرگ در پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه است. وی عضو هیئت علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی  دانشگاه علامه طباطبایی می باشد. حوزه مطالعاتی دکتر دهشیار مسائل خاورمیانه و سیاست خارجی آمریکا است.