مبارزات درون حزبی و تفرق گرایش اقتصادی

در طول مبارزات درون حزبی، جمهوریخواهان کاندیداهایی را برابر یافتند که دو طیف اصلی حاکم بر حزب را نمایندگی می کردند. از یک سو کاندیداهایی بودند که ارزش های اخلاقی را برجسته می ساختند و از سوی دیگر اهمیت مولفه های اقتصادی مطرح گشته بود. از 1979 تا پایان دوران حضور فرماندار سابق تگزاس در کاخ سفید پرواضح بود که طیف اخلاق گرا در حزب که از نظر جغرافیایی مستقر در جنوب می باشد اهرم های قدرت را در دست دارد. اما با کاندیداتوری جان مک کین در سال 2008 محرز شد که یک تغییر جهت موضوعی در حزب شکل گیری اولیه را تجربه کرده است. به نحوی که کمترین توجه به موضوعات اخلاقی در انتخابات سال 2008 از سوی حزب جمهوریخواه به صحنه آمد.
 

 جان مک کین انتخابات را باخت ولیکن بر همگان محرز بود که علت باخت نه به جهت دوری حزب از موضوعات اخلاقی و سست شدن تفوق اخلاق گرایان بلکه در ناتوانی طیف اقتصادی حزب از ارائه یک برنامه منسجم آینده نگر و رشد محور در انتخابات عمومی بود. سه دهه حاکمیت گرایش های انجیلی- جنوبی در حزب منجر به این گشته بود که خلاقیت و نو آوری در جناح اقتصادی حزب فرصت تجلی نیابد و ایستایی به ارزش غالب در بدنه این طیف تبدیل شود. از آغاز انتخابات درون حزبی سال 2012 بر آگاهان به امور حزبی و انتخاباتی در آمریکا واضح بود که جمهوریخواهان بطور کلی متوجه شده اند که تنها راه دست یابی مجدد به کاخ سفید همانا تاکید بر مولفه ها و مقوله های اقتصادی است و در جامعه پذیرای مباحثات و چارچوب های اخلاقی نمی باشد. با درک این موضوع کاملاً روشن، نکته مورد توافق دیگر این بود که اگر جمهوریخواهان کاندیدایی از ایالات جنوبی را به مبارزات در انتخابات عمومی روانه کنند نتیجه ای جز شکست نخواهند داشت. این بدان معنا نیست که اگر کاندیدایی از خارج از جغرافیای جنوب نامزد حزب شود به پیروزی دست می یابد بلکه بنیان نگر این واقعیت است که هیچ شانسی برای کاندیدایی از ایالات جنوبی وجود ندارد در حالیکه کاندیدایی از ایالات غرب میانه یا شمال از بخت دست یابی به پیروزی و احتمال رسیدن به کاخ سفید برخوردار است. 
 

موضوع مهمی که در سال 2008 آمریکا با آن روبرو بود و دغدغه اصلی رای دهندگان آمریکایی در شرایط کنونی نیز هست موضوعات اقتصادی می باشد. این به خودی خود معین می کند که تنها کاندیداهایی از ضریب قابل قبول برای مبارزه برخوردار هستند که در قلمرو زمینه های اقتصادی به بحث و مباحثه بپردازند. حزب جمهوریخواهان امروزه مواجه با دو طیف همتراز با گرایش اخلاقی و گرایش اقتصادی است که رای دهندگان ایالات جنوبی غالباً حساسیت فزونتری به مقوله های اخلاقی نشان می دهند در حالیکه رای دهندگان ایالات شمالی و غربی حزب تمایل فزونتری به مقوله های اقتصادی را به نمایش می گذارند. در دهه های هشتاد تا اواخر دهه اول قرن بیست و یکم حاکمیت مطلق حزبی در حیطه نفوذ طیف اخلاقی بود اما با اوج گرفتن معضلات مربوط به بخش مسکن در سال 2006 در گستره ایالات متحده آمریکا نفوذ مطلق اخلاق گرایان به سوی نزول حرکت کرد بطوری که هم اینک یک همترازی نسبی بین دو گرایش در داخل حزب پدید آمده است. به طور کلی اگرچه رهبری حزب اینک در ید اختیار طیف معطوف به ارزش های اقتصادی می باشد وی فعالیت حزبی اکثراً دغدغه های اخلاقی را به میان می آورند. با این همه نتایج انتخابات درون حزبی به گونه ای رقم خورد که انتظار می رفت، رهبران حزبی و تشکیلات معطوف به فعالیت های حزبی از همان آغاز مبارزات به صراحت کامل معین کردند که از نظر آنان با توجه به واقعیات انتخاباتی ضرورت دارد که جمهوریخواهان کاندیدایی را به مبارزه با باراک اوباما بفرستند که از جناح اقتصادی حزب باشد. در حالیکه فعالین حزبی بر این باور بودند که نیاز به یک کاندیدای جنبشی از نوع رونالدریگان احساس می شود. فعالین حزبی خواهان انتخاب کاندیدایی بودند که ارزش های کلیدی حزب را به معرض نمایش بگذارند در حالیکه رهبران حزبی خواهان فرستادن کاندیدایی با دیدگاه های اقتصادی حزب به کاخ سفید هستند. آنچه برای آنها اهمیت دارد کسب قدرت است چون کسب قدرت اهرم های تخصیص بودجه را در اختیار آنها قرار می دهد . 
 

فعالیت حزبی که طرفدار "طهارت ارزشی" هستند کمتر توجه به تعیین خط مشی دارند و آرمان گرایانه به موضوع نگاه می کنند. در نهایت با وجود تلاش فراوان فعالین حزبی و شوق و شور بدنه محافظه کار حزب کاندیدایی به نمایندگی از حزب جمهوریخواهان انتخاب شد که دغدغه های اقتصادی را محور مبارزات انتخاباتی خود قرار داده است. کاندیداهای ارزشی محافظه کار هر چند که در ایالات جنوبی به پیروزی های عمده دست یافتند ولیکن در نهایت در برابر اهمیت واقعیات اقتصادی و نیاز به کاندیدای اقتصاد محور تسلیم شدند.


نویسنده

حسین دهشیار

حسین دهشیار پژوهشگر ارشد و مدير گروه خاورمیانه و قدرت‌های بزرگ در پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه است. وی عضو هیئت علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی  دانشگاه علامه طباطبایی می باشد. حوزه مطالعاتی دکتر دهشیار مسائل خاورمیانه و سیاست خارجی آمریکا است.