ارتقاء جایگاه بازیگران طرفدار غرب

واقعیات جدیدی در خاورمیانه در حال شکل گرفتن می باشد. خط کشی های سیاسی و امنیتی متفاوتی در شرف قوام یافتن است. حجم، گستردگی و عمق نفوذ بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای به وضوح به طور فزاینده ای جابجا شده است. جنبش های اجتماعی که بسیاری از کشورهای منطقه را در برگرفت بیش از آنکه منجر به تحولات بنیادی در درون کشورهای خاورمیانه عربی گردند سبب ساز دگرگونی های وسیع در جایگاه کشورهای منطقه گشته اند. تغییرات کیفی ریشه ای در کشورهای منطقه اصولاً قابل رویت نیست و این به منزله تداوم ماهیت حیات پیشین در کنار بزک کردن جنبه های شکلی مناسبات در تمامی اشکال آن می باشد.
 

 اما آنچه به وضوح برجسته کننده دگرگونیهای مهم و قابل توجه می باشد محققاً در روابط بین کشورها است. کمترین تغییر و تحول ساختاری در درون کشورهای عرب خاورمیانه از زمان آتش سوزی جوان دوره گرد میوه فروش تونسی به صحنه آمده است. در حالیکه فزونترین تحول در مناسبات بین کشورهای منطقه خود را نمایان ساخته است. از سویی دیگر شاهد این هستیم که در همین فاصله زمانی حضور وسیع تر قدرتهای بزرگ جهانی در منطقه به یک واقعیت کتمان ناپذیر تبدیل شده است. این کشورها بالاخص بازیگران غربی همیشه در طول سالها در این منطقه به ایفای نقش در جهت برآوردن نیازهای خود پرداخته اند اما تحولات در داخل کشورهای عرب منطقه در طول دو سال اخیر امکان وسیع تری را برای آنها فراهم کرده است که در راستای تحقق امیال خود با هزینه کمترَ اقدام کنند.
 

 این بدان روی است که جابجایی فزاینده تاثیرگذاری در منطقه در بین بازیگران بومی بوجود آمده است. کشورهایی که امروزه نقش مهم تر و نافذتری پیدا کرده اند همگی جزء دوستان و متحدین سنتی غرب به رهبری آمریکا بوده اند. این کشورها اینک به دلایل عدیده در نقش رهبری در منطقه قرار گرفته اند. اینان در موقعیتی قرار گرفته اند که خواست ها و نظراتشان از وزن فزاینده تری در مقام مقایسه با گذشته برخوردار است. برهم خوردن چینه بندیهای سنتی قدرت در بعضی از کشورهای عربی سبب شد که به یکباره معادلات حاکم در رابطه بین کشورهای منطقه درهم فرو بریزد. منازعات داخلی در جغرافیاهای خاصی در جهان عرب منجر به این شد که فضای روانی و مادی منطقه که به دنبال سرنگونی حکومت صدام حسین متحول شده بود بیش از بیش از معادلات مستقر در سه دهه پایان قرن بیستم کاملاً متمایز گردد. این به معنای آن است که رابطه نیروها در بین کشورهای منطقه به شدت تغییر کرده است. ماهیت این تغییرات به گونه ای بوده که بازیگران منطقه ای طرفدار غرب فزونترین بهره را بدست آوردند و جایگاه خود را بسیار برجسته تر ساخته اند، 
 

این واقعیت که بازیگران طرفدار آمریکا در منطقه کمترین هزینه داخلی را در طی این دوسال که بسیاری از کشورهای عرب دچار بحران داخلی بوده اند متحمل شده اند نقش تعیین کننده ای در ارتقای جایگاه منطقه ای آنان داشته است. تداوم ثبات در این کشورها و عدم شکل گیری مخالفت های حکومت برانداز در این کشورها سبب ساز این شده است که این کشورها در شرایط مناسبی برای ایفای نقش رهبری در منطقه قرار بگیرند. تداوم معادلات سنتی قدرت در این جوامع چه از طریق توسل به خشونت و یا صورتهای غیر خشن بوسیله نیروهای حاکم این فرصت را بوجود آورد که در بطن بی ثباتی و آشوب های وسیع اجتماعی در بسیاری از کشورهای منطقه به ایفای نقش وسیع تر در منطقه بپردازند. اینکه دوستان آمریکا در اتحادیه عرب و بطور کلی در منطقه در جایگاه رهبری قرار گرفته اند، فرصت بسیار مناسبی برای آمریکا و دوستان اروپایی این کشور فراهم آورده است که در محیط مساعدتر و دوستانه تری به افزایش نفوذ و تحقق دستاوردهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی بپردازد. آمریکا و دوستان غربی امروزه با هزینه کمتر به دستاوردهای فزونتری در منطقه دست یافته اند و از این امکان برخوردار شده اند که با فشار بیشتر بر بازیگران منطقه ای سیاست خود را اعمال کنند. این امکان حیات یافته است زیرا کشورهای منطقه ای که روابط بسیار حسنه ای با غرب دارند در موضع قدرت بدنبال وقوع جنبش های اجتماعی در کشورهای منطقه جای گرفته اند. جنبش های اجتماعی در کشورهای منطقه که در طی دو سال اخیر فراوان به چشم آمده است بیشترین پی آمد را در زمینه روابط بین کشورهای منطقه به صحنه آورده است. بازیگران منطقه ای متحد غرب به رهبری آمریکا به جایگاه برجسته تر و تاثیرگذاری منطقه ای فزونتری دست یافته اند.


نویسنده

حسین دهشیار

حسین دهشیار پژوهشگر ارشد و مدير گروه خاورمیانه و قدرت‌های بزرگ در پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه است. وی عضو هیئت علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی  دانشگاه علامه طباطبایی می باشد. حوزه مطالعاتی دکتر دهشیار مسائل خاورمیانه و سیاست خارجی آمریکا است.