مذاکره مشکل ساز در مسئله افغانستان

گشودن رسمی دفتر طالبان در دوحه برای مذاکره با ایالات متحده و بطور غیر مستقیم افغانستان بجای تسهیل در کار حل مسئله طالبان، به مشکل جدیدی تبدیل شده است، به نحوی که دولت آمریکا وافغانستان را در روی هم قرار داده و شدت این اختلاف در حدی است که افغانستان به تحریم مذاکرات روی آورده و از فرستادن نماینده به مذاکرات خودداری کرده است. این اختلافات بیشتر از آنجا ناشی میشود که گروه طالبان با نصب جمله "امارت اسلامی افغانستان"  بر سر در دفتر خود در قطر در واقع خواستار آن بوده است که با دورزدن دولت افغانستان در سطح جهانی خود را به عنوان یک دولت معرفی نماید و به عبارتی دیگر از هم اکنون عدم پذیرش و نادیده  گرفتن دولت کرزای در افغانستان را سر لوحه مذاکرات خود با ایالات متحده قرار داده است.
 

 اگر چه دولت امریکا به دلیل اعتراضات و تحریم  دولت افغانستان تاکنون از شروع مذاکره با نمایندگان طالبان خوداری کرده است ، اما سیاستهای آمریکا نشان دهنده نوعی بازی دوگانه و ایجاد شکاف در داخل طالبان و حفظ بخش سیاسی آن در چارچوب مشارکت در حکومت است که دولت کنونی افغانستان نظر مساعد چندانی نسبت به آن ندارد. امریکا در نظر دارد تا سال آینده مسیحی از افغانستان خارج شده و نیروهای رزمی خود را از این کشور خارج سازد و لازم بود تا قبل از این اقدام مسئولیت تامین امنیت به نیروهای افغانستان سپرده شود که این امر اتفاق افتاده است. این کشور با توجه به مسائل و تحولات منطقه ای در خاورمیانه سعی دارد بطور غیرمستقیم طالبان را در صحنه نگاه دارد و وجود آنها را بطور پوشیده به مسائل روسیه و بخش مسلمان نشین آن یعنی چچن و کشور تاجیکستان و حتی چین گره بزند. بنابراین با در پیش گرفتن یک سیاست دو سویه ضمن جدا کردن حساب خود از دولت افغانستان کوشیده است که جداگانه با طالبان به گفتگو بنشیند.
 

 در واقع اگر تلاش امریکا فقط حل مشکل طالبان در افغانستان بود باید این مذاکرات در خود افغانستان و یا به رهبری و هدایت دولت این کشور صورت می گرفت و امریکا نقش دوم و پشتیبان را عهده دار می شد اما امریکا مسئله طالبان را فراتر از افغانستان و در چارچوب موقعیت طالبان در افغانستان و پاکستان ارزیابی می کند. در موقعیت کنونی طالبان در هر دو کشور افغانستان و پاکستان دست به عملیات میزند و به رغم پشتیبانی بخشی از نیروهای امنیتی پاکستان آنها همچنان به مخالفت مسلحانه با دولت پاکستان نیز ادامه می دهند. این دوگانگی ناشی از این امر است که طالبان می تواند در صورت پیروزی در افغانستان یک عمق استراتژیک برای پاکستان ایجاد کند و در عین حال پشتوانه ای باشد برای پاکستان برای مداخله در مسئله کشمیر هند. البته در صورت تغییر شرایط سیاسی در پاکستان دو دولت افغانستان و پاکستان در صورت توافق می توانند خود طرف مذاکره با طالبان باشند، ولی عملیات بخش نظامی طالبان و جلوگیری از قدرت گرفتن بخش سیاسی مانع آن می شود که آنها بتوانند نقش عمده ای در مذاکرات ایفا نمایند.
 

امریکا در سالهای قبل با فشارهای که از طریق عملیات خودسرانه هوائی و صدماتی که در وزیرستان شمالی به پاکستان وارد آورده موجب شده است تا این کشور با نرمش بیشتری با مسئله طالبان برخورد کند و با آزاد کردن طالبهای میانه رو زندانی در پاکستان امتیازاتی را برای رابطه بهتر با افغانستان کسب نماید و در همان حال به ایجاد شکاف میان بخش معتدل و تند رو طالبان دامن بزند. طالبان بویژه بخش سیاسی محور آن نیز بنوبه خود متوجه شده است که به عنوان یک نیروی سیاسی هرگز نخواهد توانست به شرایط قبل از اشغال افغانستان بازگردد و شکافهای سیاسی موجود در میان آنها این بخش از طالبان را به این نتیجه رسانده است که به عنوان یک قوم نمی تواند از شرایط مبارزه مسلحانه با دولت افغانستان سود چندانی به دست آورد.
 

آنچه در دوحه قطر از سوی طالبان به عنوان فرصت استفاده می شود عبارت از یک تبلیغ در سطح جهانی و در همان حال آماده سازی نیروهای طالبان برای گفتگو با امریکا و دولت کرزای است. مسلما دولت افغانستان با در نظر گرفتن چنین شرایطی به رغم اعتراض و تحریم فعلی حتی به طور غیر رسمی در مذاکرات حضور خواهد داشت.  امریکا تلاش دارد با جدا کردن بخش سیاسی محور طالبان از نظامی محوران و رو در رو قراردادن آنها شرایط را به سمت کاهش عملیات سوق دهد و در یک فرایند سهمی از قدرت را همراه با سایر گروه ها و احزاب افغانی در دولت آینده افغانستان در اختیار طالبان قرار دهد.
 

دولت امریکا به دلیل وجود غیر رسمی پیمان استراتژیک با افغانستان و منافع ناشی از استقرار در این کشور مسلماً دولت افغانستان را تنها نخواهد گذاشت. و با حفظ نیروهای آموزشی و اطلاعاتی خود در افغانستان با افزایش کارایی نیروهای افغان از عملیات دولت افغانستان حمایت خواهد کرد. پوشیده حرکت کردن دو کشور در چارچوب پیمان استراتژیک در شرایط جاری بیشتر ناشی از این مسئله است که افغانستان سعی دارد به رغم هماهنگی با ایالات متحده همچنان روابط دوستانه خود را با ایران و پاکستان و همسایگان دیگر در سطح مطلوب نگاه دارد و در همان حال امریکا امیدوار است با پیروزی بخش سیاسی محور طالبان این نیرو را به عنوان یک تهدید دایمی بر سر کشور های پیرامون افغانستان که متمایل به روسیه و چین هستند نگاه دارد.


نویسنده

علی رستمی

علی رستمی پژوهشگر ارشد در پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه است. حوزه مطالعاتی وی مسائل خاورمیانه و مطالعات روابط بین الملل می باشد.