سیاست خارجی ایران در افغانستان بعد از سقوط طالبان

مجله آمریکایی واشنگتن کوارترلی در شماره تابستان 2014 خود مقاله ای از کیهان برزگر استاد روابط بین الملل واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد در مورد "سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران پس از سقوط طالبان در افغانستان" منتشر کرده است. خلاصه این مقاله به شرح زیر است.از زمان سقوط طالبان در افغانستان در سال 2001، جمهوری اسلامی ایران یک سیاست دوسویه را در این کشور دنبال کرده است. از یک سو، خواهان حفظ ثبات و حمایت از دولت مرکزی افغانستان بوده و از سوی دیگر با حضور نیروهای خارجی در این کشور مخالفت کرده است. افغانستان از سه بعد «فرهنگی- تمدنی»، «اقتصادی- توسعه ای» و «سیاسی- امنیتی» جایگاه ویژه ای در تأمین منافع و امنیت ملی ایران دارد. برای ایران، کشور افغانستان نقطه تمرکز استراتژی بزرگ در سیاست «نگاه به شرق» است. این استراتژی خواهان گسترش روابط مبتنی بر ادغام اقتصادی و انرژی بین ایران و کشورهای شرق آسیا به خصوص هند، چین و ژاپن است. به این منظور ایران خواهان ایجاد ثبات در منطقه آسیای جنوبی و مرکزی و در مرکز آن افغانستان به منزله نقطه ورود به کشورهای شرق آسیا است. بر همین مبنا بوده که ایران در طی 13 سال اخیر از تمامی تحولات مربوط به تقویت روند دولت سازی و ایجاد ثبات به خصوص برگزاری انتخابات عمومی در افغانستان حمایت کرده است. 
 
همزمان ایران با حضور نیروهای خارجی به خصوص نیروهای آمریکایی در افغانستان مخالفت کرده و آن را توجیهی برای گسترش جریان افراط گرایی در افغانستان و در سطح گسترده تر منطقه ای در نظر گرفته است. ایران حضور نیروهای آمریکایی در افغانستان را به عنوان بخشی از استراتژی واشنگتن با هدف تثبیت موقعیت استراتژیک خود در منطقه آسیای جنوبی و مرکزی و خلیج فارس به بهای منافع و امنیت ملی ایران در نظر می گیرد. ایران همچنین اعتقاد دارد که سیاست های آمریکا در افغانستان تقاضاهای مشروع ایران از جمله برقراری و تثبیت روابط نزدیک سیاسی و اقتصادی بین دولت های ایران و افغانستان را تضعیف می کند. بر همین مبنا، ایران به انعقاد قرارداد همکاری استراتژیک آمریکا- افغانستان که خود مبنایی برای تنظیم روابط دو کشور پس از خروج نیروهای آمریکایی در سال 2016 می باشد، با یک نگاه انتقادی نگریسته و آن را  برخلاف اصل بیطرفی سنتی افغانستان در منطقه و شروعی برای تضعیف روابط منطقه ای مبتنی بر بی اعتمادی بین همسایگان در نظر می گیرد. فضای حاصل از این قرارداد استراتژیک خود نقش منطقه ای ایران را در حیاط خلوت سیاسی-امنیتی این کشور تضعیف می کند. 
 
با توجه به تحولات منطقه ای در طول یک دهه اخیر، حضور قدرتمند و فعال سیاسی-امنیتی در مرزهای فوری کشور و در حوزه همسایگان به منظور پیشگیری از تهدیدات آینده به عنوان یک اصل ثابت و راهبردی در استراتژی امنیت ملی ایران در آمده است. در این چارچوب، یکی از اهداف اصلی سیاست خارجی ایران درافغانستان پیروی از یک سیاست خارجی مستقل به منظور افزایش «امنیت نسبی» خود در منطقه است. ایران حفظ امنیت در افغانستان را در قالب یک مجموعه به هم پیوسته در آسیای جنوبی، آسیای مرکزی و منطقه خلیج فارس در نظر می گیرد که بر اساس آن ناامنی در یک منطقه به معنای ناامنی برای کل منطقه است. بر این اساس سیاست خارجی ایران در افغانستان پس از خروج نیروهای آمریکایی در 2016  بیشتر بر محور دو مفهوم «رقابت» و «همکاری» با سایر بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای به خصوص پاکستان و آمریکا خواهد بود. این روند و وضعیت سیاستی احتمالا در دوران دولت عمل گرای دکتر روحانی ادامه خواهد یافت مگر اینکه مذاکرات جاری هسته ای بین ایران و گروه 5+1 به یک قرارداد جامع هسته ای برد-برد و متعاقبا بهبود نسبی روابط ایران و آمریکا منجر شود که این خود احتمال همکاری ایران و آمریکا در حل بحران افغانستان و مبارزه با افراط گرایی در شرایط بعد از خروج نیروهای آمریکایی از این کشور را افزایش خواهد داد.
 
منبع: واشنگتن کوارترلی، تابستان 2014
 


نویسنده

کیهان برزگر

کیهان برزگر رئیس سابق پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه است. وی دانشیار روابط بین‌الملل در واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی می‌باشد. حوزه مطالعاتی دکتر برزگر مطالعات سیاست خارجی، مسائل خاورمیانه و خلیج فارس، روابط ایران و آمریکا، و مسائل هسته‌ای ایران است.