مذاكرات هسته ای و هژمونی دولت امريكا

مذاكرات هسته اي جمهوري اسلامي ايران با قدرت هاي بزرگ منشا تحولات مهمي در روابط بين المللي شده است و به نظر مي رسد پيامدهاي توافق همچنان در آرايش قواي جهاني، منطقه اي و درون كشورها تاثيرگذار باقي بماند. پوشيده نيست در صورت عدم دستيابي به اين توافق باشگاه قدرت هاي بزرگ كه با هژموني دولت امريكا اداره مي شود، اگر نگوييم دچار فروپاشي مي شد، اما با چالش بزرگ بر سر تحريم ها روبه رو بود. احتمال بسيار وجود دارد عقب نشيني هاي دولت امريكا در برابر مطالبات هسته اي جمهوري اسلامي ايران و پذيرش حقوق هسته اي كشورمان تا حدود زيادي ناشي از آينده نگري دولتمردان امريكايي نسبت به كم اثر شدن يا از دست دادن سلطه در باشگاه ابرقدرت ها بوده باشد. رييس جمهور امريكا بارها به اين نگراني جدي اشاره كرده و تلويحا گفته است كه ديگر نمي توان تحريم ها را ادامه داد زيرا شركاي ما همراه ما ادامه نخواهند داد. 


    به تعبير ديگر در صورت ادامه تحريم ها، از آنجا كه منافع اتحاديه اروپا، چين و روسيه با تحريم هاي يكجانبه امريكا همسو نبود، نظام تحريم هاي بين المللي شكسته مي شد و امريكا ناگزير نظاره گر نخستين فروپاشي نظم جهاني موجود و سقوط يكباره هژموني خود در اين نظم مي شد. بديهي است حفظ مقام بالادستي در باشگاه ابرقدرت ها مساله اي نبود كه امريكا بتواند به سادگي از كنار آن بگذرد. 


    دستگاه دولت در امريكا در يك آماده باش كامل بيش از دو سال درگير پرونده هسته اي بود و وزير خارجه امريكا كه بايد دايما درگير حال رعاياي خود در سراسر جهان باشد، تقريبا بيشترين عمر كاري خود را براي حل اين پرونده صرف كرد زيرا حيات بين المللي امريكا براي نخستين بار در معرض خطر جدي از دست دادن رهبري جهاني قرار داشت. در اهميت اين هژموني همين بس كه گفته شود، در شوراي امنيت تمامي ١٥ كشور عضو بي هيچ اراده اي قطعنامه هاي پيشين خود را لغو و قطعنامه جديد را بدون حذف يك ويرگول تصويب كردند. 


    لذا اين توانايي تحميل اراده در سطح بين المللي از سوي امريكا مساله اي نبود كه دولت امريكا بتواند آن را به خاطر خواست لابي صهيونيستي يا اعضاي كنگره و سناتورها ناديده بگيرد. 


    باز هم در اهميت اين هژموني كافي است گفته شود همواره از اعضاي ١+٥ صداي واحدي شنيده شد. اگرچه گاهي وزير خارجه روسيه تندي مي كرد يا وزير خارجه فرانسه نقش پليس بد را بازي مي كرد، اما آنچه توسط دولت امريكا اظهار مي شد، پيشاپيش از سوي ديگر قدرت هاي بزرگ پذيرفته شده بود. كتابچه برجام هم توسط همين دولت صفحات آن نگاشته شد. بديهي است كارگروه بزرگي در پشت پرده نگارش متن مقدماتي برجام در داخل دولت امريكا اعم از نخبگان وزارت خارجه، سازمان اطلاعات مركزي و پنتاگون و ديگر فعالان جامعه اطلاعاتي، اقتصادي، سياسي و حتي دانشمندان هسته اي امريكا بودند، در مقابل آنان نيز كاركشتگان هسته اي كشورمان چانه زنان اصلي اين مذاكرات بودند و متن هاي پيشنهادي را جرح و تعديل مي كردند. عقب نشيني هاي ثانيه هاي آخر دولت امريكا درخصوص تعديلات و ويرايش متن پيشنهادي در برابر تيم هسته اي كشورمان افزون بر آنكه ناشي از اراده سياسي دولت امريكا براي حفظ سلطه جهاني خود بود، از درك درست موقعيت شكننده امريكا در جهان از سوي رهبري خردمند و هوشمند كشورمان و همچنين حرفه اي بودن كارگروه ديپلماتيك، حقوقدانان ايراني و دانشمندان هسته اي كشورمان نيز برخوردار بود. اكنون كه سطح چالش توافق برجام از سطح بين المللي به سطوح منطقه اي و داخلي فروكاسته شده است، اتفاق تاريخي مهم ديگري هم در جريان است كه از اهميت بسياري برخوردار است، زيرا براي نخستين بار از تشكيل موجوديت رژيم صهيونيستي، اسراييل طعم شكستي استراتژيك را در صحنه باشگاه قدرت هاي جهاني و در اردوگاه غرب چشيده است و براي نخستين بار شايد در تاريخ روابط اسراييل و امريكا به اين رژيم «نه» گفته شده است. 


    پوشيده نيست كه رژيم اسراييل سال هاست در جهت گيري و هدايت سياست هاي امريكا و اروپا و بلكه در توازن قواي بين المللي نقش قابل توجهي دارد. هرگاه روابط ايران و امريكا به سوي كاهش تنش حركت مي كرد، همواره اين اسراييل بود كه از طريق رايزني هاي داخلي خود در اردوگاه غرب يا بحران آفريني هاي بين المللي و منطقه اي مانع كاهش تشنج مي شد و چنين وانمود كرده بود كه بهبود روابط ايران و امريكا از تل آويو مي گذرد. اگرچه هرگز جمهوري اسلامي ايران اعتمادي به امريكا نداشته است كه بهبود روابط را به صورت جدي در دستور كار قرار دهد، اما هرگاه كه موضوع كاهش خصومت مطرح شده، لابي صهيونيستي موفق عمل كرده است، اما در اين پرونده رايزنان رژيم صهيونيستي در دولت هاي غربي با وجود صرف هزينه هاي بسيار نتوانستند از روند پذيرش توافق در كنگره امريكا جلوگيري كنند. در اين ميان گستردگي آلودگي و فسادي كه رايزنان رژيم صهيونيستي در كشور امريكا در ميان اعضاي كنگره، سناتورها و دو حزب جمهوريخواه و دموكرات ايجاد كرده اند باورنكردني است. به اعتراف محافل غربي ميليون ها دلار تاكنون توسط «ايپك» صرف شده است، بديهي است كه بيشتر اين پول ها به جيب اشخاص و دولتمردان سرازير شده باشد. سخنان سرشار از حقد و كينه قانونگذاران امريكا و نامزدهاي احزاب به ويژه حزب جمهوريخواه عليه جمهوري اسلامي ايران افزون بر آنكه ماهيت و عمق كينه سياستمداران امريكا را عليه كشورمان نشان مي دهد، حاكي از مساله بسيار بزرگ تري است و آن فساد نهادينه شده اي است كه در ساختار حاكميتي امريكا ايجاد شده است، به گونه اي كه حتي رژيم عربستان هم مي تواند نمايندگان كنگره و سناتورها را خريداري كند و نكته جالب توجه آن است همچنان كه سطح تنش ميان ايران و امريكا كاهش مي يابد، عربستان سعودي و اسراييل به يكديگر نزديك تر مي شوند. همكاري نيروي هوايي عربستان با اسراييل در بمباران مناطق مختلف يمن كه از هم اكنون اخبار آن جسته و گريخته شنيده مي شود، از جمله موارد بي شماري است كه در پس پرده روابط عربستان و اسراييل جريان دارد. در هر حال عاقبت و اجراي برجام هرچه باشد، روابط جمهوري اسلامي ايران و امريكا تا زماني كه آلودگي نهادينه در نظام قانونگذاري امريكا وجود داشته باشد، بهبود نخواهد يافت. تصويري كه در موضوع توافق هسته اي از سوي كنگره امريكا ارايه شد، ميزان عميقي از دشمني عليه جمهوري اسلامي ايران را نشان مي دهد كه حتي اگر نسيمي برانگيخته شود و كبوترهاي دموكرات به جاي بازهاي جمهوريخواه بنشينند، باز هم تغييري در كليت رفتار امريكا ايجاد نخواهد شد و هر دو حزب و لابي اسراييل و دشمني با ايران را بر هر چيز ديگري حتي هژموني جهاني امريكا ترجيح خواهند داد. به نظر مي رسد امريكا تمايل دارد همچنان براي ايرانيان شيطان اكبر باقي بماند. 


نویسنده

سید حسین موسوی

سید حسین موسوی رئیس مرکز پژوهش های علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه است. حوزه مطالعاتی دکتر موسوی مسائل خاورمیانه می باشد.