سناریوی تجزیه سوریه

 اگرچه امروزه بحران سوریه به مراحل حساس خود رسیده است اما به دلیل تعدد بازیگران و پیچیدگی این بحران، پیش بینی قطعی و انتخاب یک سناریو به عنوان سناریوی حتمی و قطعی برای آینده بحران این کشور امکان پذیر نیست. یکی از سناریوهای محتمل در بحران سوریه، تجزیه و تقسیم این کشور در قالب طرح فدرالیسم، خود مختاری یا تجزیه کامل است که هریک از بازیگران تأثیر گذار منطقه ای و بین المللی در این بحران، بنا به دلایلی از مدافعان و مخالفان این سناریوی احتمالی هستند.
 
بدیهی است که مرزهای کنونی خاورمیانه میراث تقسیم قدرت انگلیس و فرانسه پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی می باشد. در این تقسیمات به هیچ وجه شرایط اقلیت های قومی و دینی لحاظ نشده است. به نحوی که امروزه در عراق، لبنان و سوریه اقلیت های دینی و نژادی متعددی حضور دارند. در این میان از آنجایی که جنگ داخلی سوریه با بروز ابعاد هویتی همراه شده است این گزینه محتمل است که سوریه در آینده به چند بخش کوچک تر تقسیم شود.
 
از بازیگران بین المللی حامی این طرح، آمریکا و هم پیمانان غربی آن می باشند. در واقع، همچنان که حمله آمریکا به عراق بحث و گفت و گو بر سر فدرالیسم و تجزیه عراق را یک گزینه مناسب برای استقرار و آینده آن می دانست، در پرونده بحران سوریه نیز مسئله تجزیه و تقسیم این کشور همواره یکی از گزینه های مطرح شده می باشد.
 
اخیرا نیز مرکز «راند کورپوریشن» آمریکا اشاره ای به یک طرح پیشنهادی برای فدرالی کردن سوریه، براساس اراضی تحت کنترل دولت سوریه و گروه های اسلام گرای افراطی، داشته است. طرحی که این مرکز جزئیاتی از آن را منتشر کرده است، پیشنهاد ‌می‌کند که نظام فدرال در سوریه با حضور نیروهای کلاه آبی سازمان ملل، متشکل از آمریکا و هم پیمانانش، تشکیل شود. بر اساس این طرح، منطقه غرب سوریه در دست دولت سوریه خواهد بود، در حالی که مناطق شرقی واقع نزدیک مرزهای عراق تحت کنترل نیروهای بین المللی حافظ صلح به رهبری آمریکا و هم پیمانانش خواهد بود.
 
پیرامون پیامدهای سناریوی تقسیم و تجزیه سوریه به چند کشور کوچک به منظور پایان دادن به جنگ، می توان گفت که این طرح بیش از همه در راستای منافع رژیم اسرائيل خواهد بود. در حقیقت، یکی از طرح های ایده آل اسرائیل در مناطق بحرانی خاورمیانه، تجزیه کشورها و تشکیل مناطق مستقل کوچک تر است تا این رژیم علاوه بر رفع خطر کشورهای قدرتمند، شانس برقراری روابط با مناطق کوچک تر را نیز داشته باشد.
 
از زمان شکل گیری بحران سوریه، رژیم اسرائیل یکی از طرفداران تقسیم سوریه به چند کشور مختلف بوده است. منافع راهبردی اسرائیل در تقسیم سوریه را می توان در موارد زیر خلاصه نمود: تضعیف محور مقاومت، تضعیف ایران و حزب الله لبنان، تسری اختلافات ناشی از تقسیم سوریه به لبنان و مهیا شدن فرصت نفوذ و دخالت در سوریه و لبنان، پایان دادن به پرونده ارتفاعات جولان به نفع خود و در نهایت ایجاد کشورهای کوچک و ضعیف که توان رویارویی و تهدید این رژيم را نخواهند داشت.
 
در صورتی که طرح تجزیه طلبی منطقه که مورد نظر رژیم اسرائیل است از سوریه کلید بخورد، بدون شک خطر «تجزیه طلبی»، دیگر کشورهای همسایه سوریه را نیز تهدید خواهد کرد. در این میان، مواضع رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه در قبال استقلال کردها کاملاً واضح و آشکار است. اردوغان که وجود کردها را تهدید جدی در برابر قدرت خود می بیند، تاکنون از هیچ تلاشی برای سرکوب آنها چه در ترکیه و چه در سوریه و عراق فروگذاری نکرده است.
 
 ترکیه به عنوان یکی از حامیان اصلی گروه های اپوزیسیون و نیروهای سکولار و اسلام گرای مسلح در سوریه تاکنون بارها نشان داده است که به جز استقلال و خودمختاری کردهای سوریه، با هر طرحی که موجب افزایش هرج و مرج در این کشور شود، موافق خواهد بود. در واقع مقامات آنکارا، استقلال کردها را به مثابه قدرت یافتن آن ها تلقی می کنند؛ قدرتی که ممکن است که دیگر قادر به ایستادن در مقابلش نباشند. ورود ارتش ترکیه در قالب عملیات موسوم به «سپر فرات» به داخل قلمرو سوریه که با هدف جلوگیری از پیشروی کردها در امتداد مرزهای مشترک سوریه و ترکیه صورت گرفت نیز در همین راستا قابل تحلیل و ارزیابی است.
 
عربستان سعودی از دیگر کشورهای مخالف تقسیم و تجزیه سوریه است. در حقیقت ریاض خواستار سوریه ای یکپارچه اما بدون بشار اسد است تا بتواند به وسیله یک نظام همراستا با سیاست های خود در منطقه، موازنه قدرت منطقه ای را به نفع خود تغییر دهد. به زعم مقامات سعودی تقسیم سوریه و تشکیل دولت علوی در سواحل مدیترانه، موجب شکل گیری یک منطقه نفوذ و پایگاه دائم و استراتژیک برای ایران خواهد بود؛ از همین رو با تقسیم سوریه مخالف هستند. علاوه بر عربستان سعودی برخی از کشورهای عرب نیز از بیم تکرار و تبدیل مدل سوریه به کشورهای خود در سال‌های آتی با تجزیه سوریه مخالفت کرده اند.
 
جمهوری اسلامی ایران نیز مخالفت خود را با هر گونه طرح و سناریوی تقسیم و تجزیه سوریه اعلام نموده است. تهران از ابتدای شکل گیری بحران در سوریه از وحدت و تمامیت ارضی این کشور حمایت کرده و اعلام کرده است با هر طرحی که منجر به تجزیه سوریه شود به شدت مخالفت می کند. در حقیقت، مقامات ایرانی تجزیه سوریه را خطری جدی برای تمامی منطقه می دانند به همین جهت با این طرح مخالف هستند.
 
به طور کلی می توان گفت که هدف اصلی از پیگیری و اجرای طرح تجزیه سوریه، قطع ارتباط جمهوری اسلامی ایران و لبنان و در نتیجه منزوی کردن حزب الله و تضعیف آن است که این اقدام در وهله اول در جهت خدمت به منافع راهبردی اسرائیل و آمریکا می باشد.


نویسنده

سيدعلی نجات

سیدعلی نجات پژوهشگر مهمان در پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه است. وی دانش‌آموخته مطالعات منطقه‌ای، گرایش خاورمیانه و شمال آفریقا از دانشگاه علامه طباطبایی می‌باشد. حوزه مطالعاتی آقای نجات مسائل خاورمیانه و جریان‌های اسلامی است.