گروه مطالعاتی کشمکش و همکاری در خاورمیانه

اسلام و جهانی شدن در خاورمیانه

روز چهاشنبه 25 مرداد ماه 1396 نشست «اسلام و جهانی شدن در خاورمیانه» گروه کشمکش و همکاری در خاورمیانه، پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه با حضور پژوهشگران مهمان، دانشجویان دکتری و کارشناسی ارشد از دانشگاه های مختلف و تنی چند از فعالان عرصه مطبوعات برگزار شد. سخنران این نشست جناب آقای دکتر محمدرضا دهشیری، دانشیار علوم سیاسی دانشکده روابط بین الملل وزارت خارجه بودند که به بیان نظرات خود پرداختند.

 

در ابتدای این مراسم سید محسن مصطفوی دبیر گروه کشمکش و همکاری که مدیریت نشست را برعهده داشتند ، ضمن خوش آمد گویی به حضار، به معرفی کتاب ((اسلام و جهانی شدن)) آخرین کتاب منتشر شده از دکتر دهشیری که عنوان و موضوع نشست نیز با توجه این کتاب انتخاب شده بود، پرداخت.

 

کتاب اسلام و جهانی شدن که در بهمن ماه 1395 ، توسط انتشارات علمی و فرهنگی به انتشار رسیده شامل یازده فصل و 339 صفحه میباشد و مجموعه مقالاتی است از دو کتاب «اسلام و جهانی شدن»، که این کتاب شامل مقالاتی است در چهار جلد که در سال 2004 توسط انتشارات راتلج منتشر شده و کتاب «پسااسلام گرایی، چهره های در حال تغییر اسلام سیاسی» منتشر شده به سال 2013 توسط انتشارات دانشگاه آکسفورد، که ده فصل کتاب دکتر دهشیری از کتاب اول ترجمه شده و فصل آخر آن متعلق به کتاب دوم و مقاله ای از آقای آصف بیات است.

 

با معرفی کتاب میلاد مصطفوی با سوالی از جناب دکتر دهشیری تقاضا کردند که وارد بحث شوند که ، با توجه به تفاوت بین جهانی شدن (Globalization ) و جهانی سازی (Globalism)، این کتاب بیشتر کدامیک از این دو تعریف در برمیگیرد و وضعیت خاورمیانه را با توجه به آن چگونه میبند؟ (جهانی شدن وجهه مثبت و جهانی سازی وجهه منفی و انتقال ارزش ها و هنجارها و یکسان سازی)

 

دکتر دهشیری در پاسخ به این سوال از جهانی شدن به عنوان یک فرایند و جهانی سازی را به عنوان یک پروژه نام بردند و ضمن اشاره به ساختار منطقه خاورمیانه که یک ساختار بسته است و دلیل آن را منطقه گرایی بسته در منطقه خاورمیانه میدانستند ، اگر جهانی شدن به یک عنوان فرایند و پروسه در این منطقه وارد شود با پدیده چند جهانی شده مواجه خواهیم شد که در منطقه خاورمیانه شاهد تحقق یک جهانی شدن خاص این منطقه خواهیم بود.

 

ولی اگر جهانی سازی به عنوان یک پروژه وارد منطقه خاورمیانه شود با یک رویکرد تقابلی روبرو خواهیم شد ، که به نظر میرسد به دلیل عدم تعاملات فرامنطقه ای در خاورمیانه و بسته بودن خاورمیانه بیشتر در این منطقه با رویکرد تقابلی مواجه هستیم.

 

نکته بعدی که دکتر دهشیری به آن اشاره نمودند نوع اسلامی است که در خاورمیانه با آن مواجه هستیم، اگر اسلام ، اسلام شمول گرایانه باشد یعنی اسلامی که دنبال یکپارچی جهان است، باورهای قومی را نفی میکند و خارج از مرزبندهای جغرافیای حقیقت شریعت را تبیین مینماید و رویکرد فراملی و نگرش وحدت گرایانه دارد، این اسلام با جهانی شدن به عنوان یک فرایند برخورد خواهد کرد و اما اگر با اسلام انحصارگرایانه روبرو باشیم که بیشتر بر باورهای قومی و قبیله ای و محلی و تمایزات هویتی تاکید میکند با رویکردی تقابلی و تدافعی با جهان سرمایه داری و غرب روبرو خواهیم شد و این تفکر جهانی شدن را در واقع به معنای پروژه و جهانی سازی میبیند و آن را به معنای تثبیت مرکزیت قدرت غرب قلمداد میکند و با ایجاد شکاف بین دارالسلام و دارالکفر ، یک واکنش رادیکال از خود نشان میدهد ، بنابراین تقابل اسلام و خاورمیانه با جهانی شدن متاثر از دو مساله منطقه گرایی بسته در خاورمیانه و اسلام انحصارگرایانه است، که بیشتر در کشورهای عرب منطقه خاورمیانه نمود پیدا میکند که منجر به رویکرد تقابلی به جای رویکرد تعاملی با پدیده جهانی شدن در خاورمیانه است.

 

در ادامه مصطفوی با اشاره به سه نوع اسلام ( سنتی _ تجددگرایانه _ بنیادگرا ) که در کتاب به آن اشاره شده است و اینکه شاهد هر سه نوع آن در منطقه خاورمیانه هستیم از دکتر دهشیری در مورد اینکه کدام شکل از این برداشتها از اسلام در خاورمیانه امروز ، به عنوان رویکرد اصلی مطرح است سوال نمودند؟

 

دکتر دهشیری درجواب این سوال به این نکته اشاره نمودند که این سه نوع از اسلام در خاورمیانه نیز خود به شقوق مختلف تقسیم میشوند در مورد اسلام سنتی ، میتوان به اسلام سلفی سنتی اشاره کرد که بیشتر بر آموزه های وهابیت استوار است که معتقد بر عقل ستیزی، رادیکالیسم در روش، حجیت صدر اسلام و بازگشت به سَلف صالح ، نفی شفاعت و یک رویکرد نقد گرایانه از اسلام است، رویکرد دیگری که از اسلام سنتی میتوان نام برد ، اسلام تشیع است که نوعی از اسلام فقاهتی است، از رویکردهای تجدید گرایانه میتوان به سلفی اصلاحی و یا نو سلفی نام برد که مظهر آن اخوان المسلمین است، که هدف آن نفی جاهلیت و ایجاد حکومت اسلامی و تاکید بر یک جمعیت پیشتاز برای نوزایی اسلامی است و رویکرد اخلاقی و محافظه کار را دنبال میکند ، نوعی دیگر از اسلام تجدد گرایانه ، نگرش شیعی بر اساس اسلام سیاسی مبتنی بر مردم سالاری دینی با رویکرد دموکراتیک و مسالمت گرا است که این تلقی از اسلام سیاسی در کتاب قبله عالم (the center of univers) گراهم فولر نیز مورد توجه قرار گرفته و از به عنوان یک رویکرد اسلامی دموکراتیک نام برده است.

 

رویکرد دیگری از اسلام تجدد گرایانه ، اسلام گرایی تمدنی است که در زبان عربی به «الاسلام الحَضاری» معروف است که رویکردی میان رو و خرد گرا و اسلام رحمانی است و برخی آن را به عنوان پسااسلام گرایی یاد میکند.

 

اسلام گرایی سکولار نیز نوعی دیگر از اسلام تجددگرایانه است که در کشورهای همانند ترکیه به عنوان رویکرد حاکمیت دنبال میشود.

 

در مورد اسلام بنیادگرا دکتر دهشیری اشاره نمودند که این رویکرد بیشتر از تفکر سلفی گری نشات میگیرد که ریشه های آن اندیشه های ابن تیمیه بر میگرد، که چندین مدل سلفی گری در این رویکرد مشاهده میشود یکی سلفی جهادی که مظهر آن القاعده میباشد که تفسیر رادیکال از شریعت به عمل میاورد، یکی دیگر سلفی تکفیری میباشد که مظهر آن داعش است که شیعه را دشمن نزدیک و غرب را دشمن دور قلمداد میکند.

 

بنابراین مجموعه ای از قرائتها از اسلام در خاورمیانه مشغول نقش آفرینی است و چیزی که به عنوان تهدید در خاورمیانه مورد توجه قرار گرفته است، اسلام بنیادگراست، که مظهر آن داعش است که باعث به وجود آمدن مشکلات عدیده در منطقه خاورمیانه شده است.

 

در ادامه مصطفوی سوال دیگری مطرح نمود که تفاوت اسلام در ایران و اسلام شیعه با سایر در قرائتها از اسلام در خاورمیانه در چیست که در کتاب نیز در مقاله های مختلف به این تفاوت اشاره شده است؟

 

دکتر دهشیری در پاسخ به این سوال به موضوع اشاره کردند که اسلام واقعی در ایران با آنچه که در منطقه و دنیا از آن تلقی میشود متفاوت است، اسلام در ایران معتقد به پیوند دین و مدرنیته است و با مظاهر مدرنیته تعارضی ندارد، و چیزی که ملاک است که مبادا به سمت استحاله فرهنگی پیش رود وگرنه فناوری نوین اطلاعاتی و ابزارهای نوین ارتباطی همواره مورد توجه بودند، دکتر دهشیری در اینجا به نکته ای اشاره کردند و آن تمایز بین مدرنیته (modernite ) و مدرنیسم ( modernism) بود، اسلام در ایران طرفدار مدرنیته ولی مخالف مدرنیسم است ، مدرنیسم به معنای یک ایدئولوژی که در آن مظاهر چون فردگرایی، سکولاریسم، اثبات گرایی، تجربه گرایی، ماتریالیسم، اومانیسم و تاکید بر خِرد خود بنیاد و ... مورد توجه قرار میدهد در حالی مدرنیته فقط یه روش است فارغ از بنیادهای ایدئولوژیک آن، بنابراین ویژگی های که اسلام ایرانی دارد که توانسته بین دین و مدرنیته پیوند برقرار کند، در حالی که اسلام سکولار تلاش کرده بین اسلام و مدرنیسم پیوند برقرار کند که نتیجه آن اسلام سکولار بوده است، اسلام بنیاد گرا نیز کلا در مقابل مدرنیته قرار دارد و بنابراین این نوع قرائت از اسلام که توانسته با مدرنیته تعامل برقرار کند و مرزبندهای خود را نیز با مدرنیسم مشخص نماید یک نوع اسلام میانه و قرائت جدیدی است که جمهوری اسلامی آن را ارایه کرده است.

 

سوال بعدی که میلاد مصطفوی در ادامه جلسه مطرح کرد، در این باره بود که بسیاری از کشورها در خاورمیانه دچار مدرنیزاسیون شده اند در حالی که به مدرنیته ورود نکردند و برای مشکلات مدرن خود به دنبال راه حل های سنتی میگردند ، و مساله بعدی در خاورمیانه «خاص شدن امر عام» میباشد و از دکتر دهشیری در این باره سوال نمودند؟

 

دکتر دهشیری در این باره پاسخ دادند که: خاص شدن امر عام به این معنی که یک امر مدرن با ورود به جامعه ای با ویژگی و اقتضات بومی همخوانی پیدا میکند به عنوان مثال دموکراسی به عنوان یک امر عام در خاورمیانه با ویژگی بومی تلفیق پیدا کرده و ماحصل آن دموکراسی اسلامی است ،یا مثال دیگر مک دونالد به عنوان یک برند جهانی و یک امر عام با ورود به جوامع اسلامی به مک دونالد حلال تغییر نام میدهد و نوعی دیگر از خاص شدن امر عام است و مثال دیگری چون روشنفکری دینی، جامعه مدنی دینی، وما به جای اینکه کلا رویکرد وارداتی به مفاهیم غربی داشته باشیم ، رویکردی سازگارانه و بومی شده با این مفاهیم داشته ایم.

 

سوال بعدی که مصطفوی در ادامه جلسه مطرح نمود، این بود که در درون اسلام نیز نوعی جهان گرایی و امت واحده وجود دارد، تفاوت ها و شباهت های این جهان گرایی اسلامی و فرایند جهانی شدن در چه مواردی میباشد؟

 

دکتر دهشیری در پاسخ به سوال اشاره کردند که آنچه در اسلام به عنوان جهان گرایی مطرح است یک رویکرد جهان شمول و عام گرایانه است و بی مرز است، در جهانی شدن نیز شاهد فرسایش حاکمیتها و کم رنگ شدن مرزها هستیم و رویکرد عام گرایانه اسلام نیز همین ویژگی را داراست، ولی تفاوتی که وجود دارد در این است که در اسلام در پی ترویج اندیشه های الهی و اخلاقی است و یک رویکرد اصلاح مدار است ، در صورتی جهانی شدن یک رویکرد منفعت طلبانه است و هدف آن است با کم رنگ شدن مرزها، امکان فروش و صادارات محصولات غربی بیشتر شود و راحت تر اندیشه های غربی به جوامع دیگر رسوخ کند و به طور کلی تمایز در نوع نگاه بین این دو رویکرد وجود دارد، جهانگرایی در اسلام تلاش دارد که نوعی اخلاق مبتنی بر دوستی و همزیستی و اخوت را ترویح دهد و در حالی تفکر غربی تفکر منفعت جویانه است و مضافا اینکه اندیشه غربی در ظاهر به دنبال فرایند جهانی شدن است ولی در واقع پروژه ای است که با تولید اطلاعات به دنبال توسعه نظام سرمایه داری است و به نوعی یک رویکرد ایدئولوژی است در حالی که رویکرد اسلام یک رویکرد تمدنی است تفاوت بین رویکرد ایدئولوژیک و تمدنی در این است که رویکرد ایدئولوژیک بیشتر به دنبال مقاصد سیاسی است، در حالی که رویکرد تمدنی کلیه ابعاد را مورد توجه قرار میدهد ( سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، اخلاقی...)

 

سوال بعدی که مصطفوی با دکتر دهشیری مطرح نمود، اشاره به یکی از فصل های کتاب با نام هلال اسلامی بود و از دکتر دهشیری در مورد هلال اسلامی و ویژگی و همچنین تفاوت آن با هلال شیعه ای سوال نمود و همچنین در ادامه این سوال ، از دکتر دهشیری در مورد یکی دیگر فصل های کتاب با نام «پسا اسلام گرایی» و ویژگی های آن و توجه ویژه ای که این فصل از کتاب به ایران نموده بود پرسش خود را مطرح کرد ؟

 

درباره با بحث هلال اسلامی دکتر دهشیری عنوان کردند که ، نماد مسلمان هلال میباشد و از این نماد به گونه های مختلف استفاده میشود مانند هلال احمر، هلال اسلامی به کارکرد ژئوپلتیکی اسلام اشاره میکند که اندیشه های خود نشر میدهد و به عنوان یک بازیگر جدید در روابط بین الملل مطرح شده است، ولی هلال شیعی واژه ای است که با هدف شیعه هراسی توسط ملک عبدالله پادشاه اردن در سال 2004 مطرح شد که جوامع اهل سنت را بر علیه شیعیان برانگیزد با این عنوان که تشیع به دنبال توسعه طلبی در خاورمیانه جهان اسلام میباشند، بنابراین هلال اسلامی بیانگریک واقعیت میباشد و هلال شیعی یک نوع تبلیغ منفی علیه شیعیان است.

 

درباره پسا اسلام گرایی که آقای آصف بیات در مقاله خود درباره آن صحبت کرده است ، در واقع در مورد اسلامی صحبت کرده است که در مقابل اسلام رادیکال و افراطی قرار گرفته است ، اسلام رادیکالی که بیشتر رویکرد تقابلی دارد و تاکید بر مقاومت های خشونت آمیز دارد ، تلاش دارد شکافهای هویتی را تشدید کند و نوعی مقاومت در برابر هژمونی غرب را مورد توجه قرار داده است و مهمترین نکته درباره آن این است که دین را امنیتی کرده است، که دین را به عنوان یک پدیده جهانی که گفتمان مقاومت را ترویج میکند و نوعی پیوند بین جهانی شدن دین و جهانی شدن امنیت برقرار کرده، الیویه روا اسلام شناس فرانسوی از این نوع رادیکال گرایی به عنوان نوبنیادگرایی اسلامی یاد کرده است که در عین اینکه خشونت را ترویج میکند سعی میکند از ابزار و فضای مجازی برای مقاصد و اهداف خود استفاده میکند مانند ترویج اندیشه ها و جذب نیرو در فضای مجازی و ایجاد رعب و وحشت با استفاده از تولید فیلم و انتشار آن و این اسلام جهانی شده نو بنیاد گرا ، رویکرد رادیکال تقابلی با غرب دارد.

 

آمارتیا سن اندیشمند هندی تبار ( برنده جایزه نوبل 1998) بحثی دارد درباره اینکه این اسلام رادیکال ناشی از نادیده گرفتن تکثر در هویت است، چیزی ما اکنون شاهد آن هستیم تکوارگی هویت است، جوامع خاورمیانه دارای هویت های متکثر و متنوع هستند، جهانی شدن این امکان هم فراهم میاورد که هویتهای متکثر و چند لایه، امکان سازگاری هم با یکدیگر داشته باشند، ولی اگر یک تلقی جزم گرا از اسلام وجود داشته باشد و فقط یک جنبه از آن مورد توجه قرار بگیرد و تکثر نادیده گرفته میشود و به رغم هویتهای متکثر افراد فقط یک جنبه هویتی برجسته میشود، مانند کاری که داعش در حال حاضر انجام میدهد که در مورد تشیع بُعد صفوی گری آن را برجسته میکنند و در مورد خود، بُعد خشونت گرا اسلام سنی خود را که دشمن عقیدتی را باید از بین برد برجسته مینمایند و نقش خشونت را مهم تلقی مینمایند و تکواره نمودن هویت عامل اصلی ایجاد خشونت در خاورمیانه شده است. دکتر دهشیری در باب خشونت به این موضوع اشاره کردند که خشونت خود به سه نوع تقسیم میشود، اول خشونت واکنشی که گاه و بیگاه رخ میدهد، دوم که خشونت ایدئولوژیک است که سازماندهی شده میباشد و سوم خشونت فرقه ای است که اقدامات کورکورانه ناشی از تعصبات قبیله ای است.

 

عده ای استفاده داعش از ابزارهای خشونت آمیز برای ایجاد رعب و وحشت را تعیبر کرده اند به «راهبرد مادون متعارف» در مقابل اسلام بنیاد گرا، پسا اسلام گرایی یه رویکرد مسالمت آمیز از اسلام را ارایه دهد، این رویکرد معتقد است که اسلام گرایی با تفکر ایجاد خشونت شناخته شده است و پسااسلاگرایی در پی آن است نوعی تطبیق بین اسلام و مدرنیته، اصلاح طلبی، ترکیب مذهب و حقوق فردی، ترکیب ایمان و رهایی، بین اسلام و ازادی، تاکید حق به جای تکلیف، تکثر به جای تکوارگی ،نگاه متن محور به جای نگاه تاریخ محور، نگاه به آینده به جای نگاه به گذشته، نفی خشونت، ترکیب دین با مسولیت، تاکید بر سازگاری اسلام و دموکراسی در چارچوب مدرنیه بومی، ایجاد آشتی بین توسعه اجتماعی و دین مداری، که نوعی نوزایی اسلامی است که آقای آصف بیات در مقاله خود از آن تعبیر کرده است و معتقد است که پسااسلاگرایی به دنبال رویکرد قانونی و انتخاباتی است تا اسلام گرایان از صندوق های رای بیرون بیایند به تکثر هویت ها معتقد است و به نیازهای شهروندان توجه دارد در عصری که به شهروندی جهانی معروف است و برخی عصر جدید را به عصر بیداری شهروندی (Awakening Citizen) تعبیر کرده اند، پسا اسلام گرایی نوعی نگاه مدنی و مسالمت گرا به اسلام با تلاش با تلفیق مدرنیه و ویژگی های بومی جوامع اسلامی است.

 

دکتر دهشیری در ادامه بحث به این موضوع ورود کردند که دلایل این همه سو برداشتها در میان مذاهب و اقوام در خاورمیانه به چه دلیل میباشد، مثالی های در مورد ذهنیتهای منفی موجود میان اعراب و ایرانیان زدند که نوع نگاه بیشتر بر پایه احساس میباشد، تضادها نیز هم فقهی است هم کلامی است و هم فولکلوریک و امور را در مورد یکدیگر به صورت ایدئولوژیک می بینند و به نوعی جامعه شناسی شناخت در این میان احتیاج است ، دکتر دهشیری توضیح دادند که دو نوع هویت وجود دارد ، یکی هویت اجتماعی که از آن به جامعه شناسی هویت تعیبر میکند دیگری هویت فلسفی ، که نوع جهان بینی ما نسبت به یکدیگر است، که موجب شکل گیری ما در مقابل دیگران میشود، و اکنون در خاورمیانه به جای اینکه درک مشترک جمعی و معنای بین الاذهانی مشترک شکل بگیرد، ذهنیت های تقابلی و تنفر آمیز شکل گرفته است و همین باعث ایجاد یک روند ضد جهانی شدن در خاورمیانه شده است، جهانی شدنی که قرار بود که منجر نزدیک کردن برداشتها و ایجاد برداشت مشترک انسانی نسبت به تحولات باشد اکنون ضد خود را پرورش داده است که ما حصل آن تنفر و فرقه ای گرای و تعصبات قومی قبیله ای است و این یکی از معضلات اسلام و جهانی شدن در خاورمیانه میباشد، شاید بتوان دلیل آن را شکل گیری یک سلسله بحران در خاورمیانه دانست ، بحران هویت ، بحران مشروعیت حکومتها، ضعف نظامی برخی حکومتها که موجب تشکیل حکومتهای فرومانده (Failed state) گشته است، وجود تضادهای طبقاتی که منجر به بحران های اجتماعی شده، سو حکومت نخبگان سیاسی که با فشار و سرکوب به نوعی میلیتاریسم روی آورده اند و با حکومت های نئوپاترمونیال (پدرمیراثی) مواجه هستیم.

 

استیون دیوید (استاد روابط بین الملل دانشگاه جان هاپکیز آمریکا) بحثی دارد در مورد موازنه هم جانبه و یا فراگیر در خاورمیانه، که برخی دولتها موازنه را نه فقط بین قدرت خود و دیگر کشورها ایجاد میکند بلکه تلاش میکند که به قدرتهای خارجی توسل کنند تا قدرت خود را در مقابل جامعه خود افزایش دهند به عنوان مثال با تکیه به آمریکا مخالفان داخلی خود را سرکوب کنند و این موازنه، موازنه بین درون و برون است و در این میان برخی از کشورها مانند عربستان سعودی ترجیح میدهند که ایران را مقصر برخی مشکلات جلوه دهند تا بر مشکلات داخلی خود فائق آیند و آن را مدیریت نمایند.

 

اکنون خاورمیانه را به قول یکی از نویسندگان عربی، جهل و جنون و تکفیر احاطه کرده ، عقل عربی با سه ویژگی جهل دینی ، جنون و کج روی مذهبی و افراطی گری تکفیری و این در حالی است اسلام شیعی در تلاش است دینی را عرضه کند که اسلام معاصر را درک کرده است و به انسان معاصر نزدیک شود، تحول در زندگی و علم و پیشرفتهای زندگی مدرن را به نفع تعالی دینی به کار ببرد و دین را به صورت ناظر به زندگی چند ضلعی انسان معاصربا ادبیات اغنایی عرضه کند واین تقابل فکری بین اسلام شیعی واسلام سلفی تکفیری است.

 

در ادامه دکتر دهشیری به نکاتی درباره اسلام و جهانی شدن در خاورمیانه اشاره کردند از جمله اینکه جهانی شدن موجب بروز چهار چالش عمده در خاورمیانه شده است ؛ چالش اول، چالش بحران حکومت است یعنی مشکل مربوط به مدل حکمرانی که آیا مدل حکومت سکولار باشد، دموکراتیک باشد ، نظامی یا دینی باشد و یک نوع بی ثباتی سیاسی در جوامع خاورمیانه به وجود آمده است که این بی ثباتی پنج پیامد عمده به دنبال خود داشته است «بحرانهای انسانی»، «بحران تروریسم» به عنوان بحرانی مزمن که موجب بروز خلا قدرت شده است، «فرقه گرایی و تفرقه گرایی» که منجر به تلاش گروههای قومی برای باز ترسیم مرزهای جغرافیای شده است، «رادیکالیزه شدن جوامع خاورمیانه ای» به دلیل تقویت ایدئولوژی افراطی، «مداخله قدرتهای بین المللی برای اعمال نفوذ در تحولات منطقه».

 

این اولین بحران که بحران حکومت است که به خصوص منجر بی ثباتی داخلی در جوامع خاورمیانه شده است، دومین چالش، چالش در نظم امنیتی است؛ در این چالش بعضی از بازیگران قدرتشان کاسته شده و بعضی از بازیگران قدرتشان در حال برامدن هستند ، عراق که زمانی به عنوان محور موازنه در خاورمیانه بود کاملا فروپاشید، قبل از سال 2003 تمام محورهای موازنه حول عراق میچرخید ،موازنه بین عراق و سوریه، عراق و ایران، عراق و ترکیه، عراق و مصر، عراق و عربستان سعودی و با حمله جرج بوش به عراق و اشغال عراق ستون خیمه موازنه قوا در خاورمیانه فرو پاشید، در کنار عراق قدرت کشورهای نظیر سوریه و لیبی نیز به شدت کاسته شد و این کشورها تضعیف شدند و کشورهای نظیر ایران و عربستان تقویت شده و صاحب نقش و قدرت وتاثیر بیشتر در خاورمیانه شدند و یک نوع چالش نظم امنیتی در خاورمیانه پدید آمد که هم دارای ویژگیهای ایدئولوژیک است و هم ژئوپلتیک.

 

سومین چالش جهانی شدن در خاورمیانه، چالش در نظام حاکمیت منطقه ای است؛ یعنی نظم مبتنی بر سایکس_ پیکو که قبلا تحت تاثیر اراده قدرتهای بزرگ بود ، بهم ریخته است و خود منطقه به عنوان یک بازیگر جدید در روابط بین الملل مطرح شده واین خود بازیگران منطقه ای هستند که به نظم در خاورمیانه شکل و قوام میدهند که این بازیگران هم میتوانند دولتها باشد و هم بازیگران مسلح غیر دولتی نظیر حماس، حزب الله یا داعش (Non state armed actors ) و زمام امور از دست غرب خارج شده و همانگونه از جهان پسا غربی نام برده شده است ، شاهد خاورمیانه پسا غربی در روابط بین الملل هستیم.

 

چهارمین چالش، چالش حکومت بین الملی میباشد؛ که شاهد کاهش نفوذ آمریکا به عنوان یک قدرت فرا منطقه ی در منطقه خاورمیانه هستیم که دلیل آن تاثیر منفی دخالتهای امریکا در عراق و سوریه و لیبی بوده است و یک خلا قدرت در منطقه شکل گرفته است و عملا این خلا موجب گسترش تروریسم در منطقه شده است، سیاستهای آمریکا در مورد موازنه برون نگر (Offshore balancing) منجر به جنگ های نیابتی شده است و ماحصل آن به افراطی گری رادیکال در منطقه شده است.

 

به رغم همه این مسایل کتاب یک راه حل برای فائق آمدن بر این مشکلات ارایه کرده است و آن یک نوع فرایند شورای در جهانی شدن است که از طریق نهاد گرایی به کار گرفته شود و مشارکت فعال بین مسلمان و مسیحیان بر اساس گفتگوهای دینی ایجاد شود که به یک ذهنیت مشترک برسند و دیدگاههای مشترک درباره مسایل جهانی مانند فقرزدایی، محیط زیست، اخلاق محوری و ... ارایه نمایند بر اساس جهان بینی خدا محور و یکی از نویسندگان کتاب، پیشنهادی درباره یک شورای بین المللی اسلامی _مسیحی داده است که این شورا رویکردی واقع بینانه، تکثر پذیر، معتقد به موازنه بین امر جهانی و محلی داشته باشد و بتواند از فناوری نوین ارتباطات برای تقویت حس مسولیت پذیری و ایجاد دغدغه های مشترک انسانی بهره بگیرد و در پیشنهاد نوعی گفتگوی بینادینی را مورد تاکید قرار داده اند که البته این خود در ابتدا مستلزم گفتگوهای درون دینی است مانند گفتگو بین اسلام سنی و تشیع و تا این گفتگو در درون اسلام صورت نپذیرد ، اسلام به عنوان یک کل نمیتواند با مسیحت به گفتگو بنشیند، هم گفتگوهای دورن تمدنی و هم گفتگوهای میان تمدنی مورد تاکید و توجه قرار بگیرد.

 

سوال بعدی که مصطفوی در این جلسه مطرح کرد، نقش اقتصاد در جهانی شدن در خاورمیانه بود و همچنین به عنوان سوال دیگر با توجه به اینکه در کتاب از سه شکل اسلام ( انحصاری _شمول گرا _تکثر گرا ) صحبت شده است مصطفوی از دکتر دهشیری خواستند که اگر تفکر وهابیت و سلفی گری را مصداق اسلام انحصاری بدانیم ، مصداق های اسلام شمول گرا و تکثر گرا در خاورمیانه چه میتواند باشد؟

 

دکتر دهشیری در پاسخ به سوال نقش اقتصاد در خاورمیانه و جهانی شدن به این موضوع پرداختند که اقتصاد در منطقه خاورمیانه رانتیر است و شاهد دولت تحصیلدار هستیم بنابراین دولتها عملا به جای اینکه به آزادی سازی تجاری بپردازند، اقدام به انحصار اطلاعات مینمایند به دلیل اینکه انحصار اطلاعات منافع بیشتری برای طبقه حاکم به وجود میاورد ، بنابراین در جوامع خاورمیانه رانت اطلاعاتی بسیار داری ارزش است و در نتیجه اقتصاد در خاورمیانه اصولا اقتصادی بسته است و تعاملات اقتصادی با جهان به گونه ای است که طبقه حاکم بیشتر منتفع گردند تا تامین منافع مردم، و به دلیل همین اقتصاد رانتیر ، افراد از قدرت به ثروت میرسند برخلاف غرب که از ثروت به قدرت میرسند و ثروت در خاورمیانه در حاکمیت انباشته است و افراد سعی میکند با نزدیک شدن به طبقه حاکم، به سهم بیشتری برسند، در خاورمیانه جهانی شدن خیلی نتواسته است بروی اقتصاد تاثیر بگذارد و در ادبیات جهانی شدن اصطلاحی است به نام جهانی شدن نامتقارن (Asymmetric globalization)، به این معنا که جهانی شدن در جوامع مختلف داری تاثیرات متفاوتی است وممکن است که یک وجهه آن در یک جامعه بیشتر بروز و نمود پیدا کند و وجهه دیگر آن بدون کارکرد بماند، به عنوان مثال در خاورمیانه جهانی شدن به لحاظ فرهنگی دارای اثر و نفوذ بوده است ولی به لحاظ اقتصادی اثر چندانی نداشته است و یا در جوامع دیگر به لحاظ سیاسی داری اثر باشد از طریق فرایند دموکراتیزاسیون و یا در جوامع غربی به دلیل عبور این جوامع از آزاد سازی تجاری و دموکراتیزاسیون بیشتر جنبه ارتباطی و اطلاعاتی آن مورد توجه قرار میگرد و به کلی جوامع به طور یکسان از جهانی شدن متاثر نشده اند به همین دلیل جهانی شدن فرایندی است که بیشتر خلل و فرج های جوامع پر میکند، در برخی جوامع بیشتر خلل و فرج های فرهنگی و سیاسی را در برمیگیرد و در برخی جوامع اقتصادی و ارتباطی و از این لحاظ میباشد که ما شاهد جهانی شدن نامتقارن به ویژه در خاورمیانه هستیم.

 

دکتر دهشیری در مورد اسلام شمول گرا و تکثر گرا توضیح دادند که اسلام شمول گرا یا اسلام عام گرا و یونیور سال بیشتر به صورت تفکر میباشد به عنوان مثال تفکر مهدویت در جهان شیعه و یا تفکر آخر الزمانی داعش که حتی نام نشریه خود را دابق نهادند که محلی است که جنگهای آخرالزمانی بین مسلمین و صلیبیون اتفاق میافتد.

 

اسلام تکثرگرا بیشتر در جوامعی عرصه حضور میابد که تلاش مینمایندکه برای احزاب آزادی عمل بیشتری قائل شوند به عنوان مثال در ایران تا حدودی این رویکرد قابل مشاهده است با اینکه احزاب به معنای واقعی کلمه وجود ندارند، در ترکیه به صورت کامل تر و در کشورهای مانند تونس نیز تلاشهای در حال انجام است، با این حال در مجموع اسلام تکثرگرا و شمول گرا بیشتر در عرصه تفکر دیده میشوند تا عرصه عینی و عملی.

 

در ادامه جلسه تنی چند از حضار سوالات خود را درباره اسلام و جهانی شدن با دکتر دهشیری مطرح نمودند و دکتر دهشیری در پاسخ مطالبی را بیان کردند که اهم ان عبارت بود از :

 

نخست، جزم گرایی هم می تواند به صورت اعتقادی باشد و هم می تواند واکنشی باشد در برابر جهانی شدن، برخی جزم گرا هستند به دلیل نقد گرا بودن یعنی معتقد هستند که فهم از دین با بازگشت و خوانش متون تاریخی حاصل میشود و لزومی به تطبیق دین با شرایط و مقتضیات زمان و مکان نیست و بنابراین این جزم گرایی عقیدتی است و از نقد گرایی، تاریخی گرایی و گذشته گرایی حاصل میشود، برخی جزم گرایشان به خاطر حفظ خودشان است و یک رویکرد واکنشی جزم گرایی دارند به دلیل آنکه احساس میکند که مظاهر غرب میخواد کل جامعه را فرابگیرد و سبک زندگی آنان را تغییر دهد و به همین دلیل سعی بر آن دارند که با رویکردی بسته جامعه و حریم زندگی خود را مقابل این هجوم و رسوخ تفکرات غربی حفظ نمایند و جهاد نیز چه به صورت عقیدتی و چه به صورت مسلحانه از راهکارهای جزم گرایی واکنشی در مقابل با رسوخ و نفوذ فرهنگ غربی است.

 

دوم، ضعف روابط بین الملل در نظریه سازی درباره جهانی شدن و کم کاری در این زمینه نکته دیگری بود که دکتر دهشیری به آن اشاره کردند.

 

سوم، مقابله با داعش فقط محدود به راه کار نظامی و حتی اقتصادی نیست و تفکر سلفی تکفیری را که یک شکاف و دوگانگی هویت بین خودش و دیگران ایجاد کرده و ادعا دارد که هر کس غیر ماست کافر است چه شیعه باشد و چه غربی و تنها خوشون را بر حق میداند ، باید به صورت فکری ، فرهنگی ، رسانه ای و در فضای مجازی با آن مقابله شود و باید ذهنیت ها را تغییر داد و اکثر محققان بر این باور هستند که که اگر داعش به صورت هم فیزکی هم نابود شود به صورت تفکراتی باقی خواهد ماند و رو به حرکات زیر زمینی خواهد آورد.

 

چهارم، پروژه جدید در خاورمیانه تفرقه در جهان شیعه است که در عراق، اکنون جنبه های از آن قابل مشاهده است.

 

پنجم، دکتر دهشیری در جواب به سوال اینکه رویکرد اسلام در مقابل جهانی شدن تعاملی است یا تقابلی، اعتقاد داشتند که اسلام در تعامل با جهانی شدن است و هم اسلام دینی است که آموزه های جهانی دارد و جهانی شدن نیز فرایندی است که فناورهای نوین ارتباطات در اختیار اسلام قرار میدهد برای تببین دیدگاه های خودش، اسلام تعامل گرا نه تقابل گرا ،اسلام شمول گرا نه انحصار گرا و جهانی شدن به عنوان یک فرایند نه یک پروژه ( جهانی سازی ) توان رسیدن به یک درک مشترک با یکدیگر را دارند و هم اسلام بر روند جهانی شدن تاثیر گذاشته و هم جهانی شدن بر جهان اسلام ، جهانی شدن فضا را برای اندیشمندان اسلامی برای اینکه بتواند دیدگاههای خودشان در فضای ارتباطی قراردهند فراهم کرده و بستر مناسبی را برای ترویج دیدگاه های آنان ایجاد کرده است، تاثیر اسلام بر جهانی شدن را میتوان در آن دانست که جهانی شدنی که یک رویکرد تسلط گرایانه و غرب محور بوده و رویکردی از بالا به پایین بوده است، اسلام ولی با یک رویکرد از پایین به بالا بر جهانی شدن تاثیر گذاشته است و حتی نخبه گان جهان اسلام که به ترویج دیدگاههای اسلامی میپردازند را میتوان از آن به رویکرد جهانی شدن از میانه نام برد ، و این یکی از عواملی است که به ظهور بازیگر جدیدی در عرصه روابط بین الملل انجامیده است و آن بازیگر «منطقه» میباشد، قبلا در نظراتی مانند کانتوری و اشپیگل با سیستم جهانی (Global system) و سیستم های تعبی (Subordinate system ) روبرو بودیم ولی امروز کمتر از سیستم تبعی صحبتی به میان میاید و منطقه (Region) امروزه جایگزین آن شده است که میتواند بر نظم جهانی تاثیر گذار باشد و اگر منطقه با تفکر اسلامی هم همراه باشد میتواند تاثیرگذاری بیشتری داشته باشد.

 

 

تهیه و تنظیم گزارش: سید محسن مصطفوی، دبیر گروه کشمکش و همکاری در خاورمیانه