گروه مطالعاتی کشمکش و همکاری در خاورمیانه

فرصت‌ها و چالش‌های فراروی ایران در آسیای میانه، با تاکید بر روابط ایران و تاجیکستان

نشست چهارشنبه ۲۶ اردیبهشت ۹۷ گروه کشمکش و همکاری در خاورمیانه، پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه با موضوع «فرصتها و چالش های فراروی ایران در آسیای میانه، با تاکید بر روابط ایران و تاجیکستان» برگزار گردید.

 

مدیر نشست دکتر حمید احمدی، استاد علوم سیاسی در دانشگاه تهران و مدیر گروه کشمکش و همکاری در خاورمیانه و سخنرانان این نشست دکتر بهرام امیر احمدیان استاد دانشگاه مطالعات جهان و دکتر ابراهیم خدایار دانشیار و استاد دانشگاه تربیت مدرس و و رایزن فرهنگی سابق ایران در کشور تاجیکستان بودند، که به بیان نظرات خود پرداختند.

 

در ابتدای این نشست دکتر احمدی، ضمن خوش آمد گویی به حضار مقدمه ای کوتاه بیان کرد و گفت: این نشست با عنوان «فرصت و چالش ها فراروی ایران در آسیای میانه» قرار است به صورت ادامه دار تداوم داشته باشد و این اولین نشست به موضوع روابط ایران و تاجیکستان اختصاص یافته است ،ایشان با برشمردن این موضوع که نزدیک به دو سال از تحولات روابط ایران و تاجیکستان گذشته است و در جایی نشستی برای بررسی این تحولات برگزار نشده است اشاره کرد. وی گفت: کشور تاجیکستان برای ما کشور مهمی است و جمهوری اسلامی نیز سرمایه گذاری های خوبی در این کشور انجام داده بود و در جنگ های داخلی تاجیکستان توانست به عنوان میانجی بین گروههای اسلامی و دولت تاجیکستان عمل کند و بتواند در این کشور به عنوان تنها کشور فارسی زبان که جزء حوزه تمدنی ایرانی است باعث وحدت و صلح و امنیت گردد.

 

در سالهای دهه هفتاد بحثی انتقادی با عنوان «حوزه تمدنی ایرانی و ضرورت در پیش گرفتن سیاست خارجی مبتنی بر حوزه تمدن ایرانی» شروع شد که از پیشگامان آن می توان به آقای چنگیز پهلوان اشاره کرد که بیشتر در حوزه افغانستان درگیر بودند، بعدها در اواخر دهه هشتاد و نود، بحث ایران بزرگ فرهنگی مطرح و چند سمینار نیز در این باره برگزار شد. هدف از سمینار این بود که ما باید لزوما به کشورهای حوزه تمدنی خود توجه بیشتری نمایم و یکی از مهمترین کشورهای این حوزه تمدنی، کشور تاجیکستان می باشد ، کشوری که نزدیک به ۳۰ سال از استقلال آن می گذرد و بررسی روابط ایران و تاجیکستان در این سالها جای بحث فراوان دارد.

 

در ادامه نشست دکتر بهرام امیر احمدیان در ابتدا به تشریح موقعیت جغرافیای تاجیکستان پرداخت و گفت: تاجیکستان کشوری نسبتا فقیر است که درآمد سرانه آن سالانه تقریبا ۸۰۰ دلار می باشد، اگرجه این کشور دارای منابع طبیعی است، ولی این منابع قابلیت استخراج و استحصال را آنچنان که باید دارا نمی باشد. این کشور در تنگنای اقتصادی قرار دارد و به دلیل نا امنی و نبود راه مناسب و غیره ، سرمایه گذاری اقتصادی مناسبی در این کشور صورت نگرفته است و سرمایه گذاری خارجی نیز به دلیل عدم اطمینان از برگشت سرمایه رونق چندانی نداشته است.

 

دکتر امیراحمدیان با ذکر نکته ای از مشکلات باقی مانده از شوروی سابق برای تاجیکستان گفت: به دلیل یکپارچه بودن جهموری های شوروی ، سدهای ساخته شده در تاجیکستان فاقد نیروگاه های برقی می باشند و فقط به منظور تامین آب جمهوری های پایین دست ساخته شده اند و در زمان شوروی سابق به ازای آب، نفت و گاز و منابع سوختی در اختیار تاجیکستان قرار داشته که بعد از استقلال جمهوری های شوروی، این کشورها از تاجیکستان به ازای نفت و گاز ،تقاضای پول به قیمت جهانی سوخت دارند.

 

دکتر امیراحمدیان در زمینه کمک های ایران به این کشور گفت: کمک های ایران به تاجیکستان ، علاوه بر اینکه قدرشناسی تاجیکستان را به دنبال نداشته ، موجبات تیره شدن روابط ایران با ازبکستان به خصوص در مورد احداث سد توده ۲ شده است که این کشور معتقد است این سد اهرم فشاری در دست تاجیکستان بر علیه ازبکستان است و باید به این نکته نیز توجه داشت که ازبکستان قوی ترین دولت آسیای میانه و بسیار تاثیرگذار در آن منطقه می باشد. این روابط با ازبکستان به دلیل احساسی که ایران به تاجیکستان و هم زبانان خود داشته است به تدریج مورد خدشه وارد شده است.

 

دکتر امیر احمدیان در ادامه اشاره کرد: با مرگ اسلام کریموف در ازبکستان و به روی کار آمدن شوکت میرضیایف روابط تاجکستان و ازبکستان به گرمی گرایید و برای اولین بار بعد ار بیست و پنج سال پرواز مستقیم بین دو کشور برقرار شد. همچنین روابط ازبکستان با ایران نیز بهبود یافته و بهترین فرصت برای حضور ایران در منطقه را فراهم ساخته تا از طریق ازبکستان وارد منطقه شود و حتی برای بهبود روابط با تاجیکستان از طریق ازبکستان می توان وارد شد که دارای جمعیت ۳۰ میلیونی و کشوری قوی به لحاظ اقتصاد در منطقه، یکپارچگی ملی و نفود است و می تواند به روی تاجیکستان اثرگذار باشد.

 

بعد از فروپاشی شوروی شناخت درستی درباره منطقه آسیای میانه وجود نداشته زیرا سالها بود که ارتباط ایران با این منطقه قطع شده و به لحاظ زبانی نیز گرچه شعر وادب فارسی در این منطقه جاذبه داشت ، ولی زبان ترکی بعد از حمله مغول و تیموریان زبان غالب منطقه شده و از نظر مذهب نیز حتی اشتراک خاصی با ایران وجود نداشت.

 

دکتر امیراحمدیان در ادامه به تشریح سیستم حکومتی تاجیکستان پرداخت و گفت: حکومت این کشور ، حکومتی تمامیت خواه و بدون وجود تفکیک قوای واقعی است، همه زمام امور در دست رئیس جمهور این کشور قرار دارد. او دو سالی است خود را به عنوان پیشوای ملت معرفی کرده و پسر خود را هم به عنوان جانشین خود برگزیده است ، تنها جریانی که می توانست در این کشور اصلاحات ایجاد نماید و همچنین فیلتری باشد بین جریان های اسلامی افراطی و دولت ، حزب نهضت اسلامی بود که به مرور از میان برداشته شد و اکنون گروههای افراطی اسلامی نیز ممکن است اتحاد ملی این کشور را مورد تهدید قرار دهند ، حزب نهضت اسلامی از عوامل اختلاف بین ایران و تاجیکستان بوده است.

 

دکتر امیراحمدیان در پایان افزود: اکنون اولویت دولتها به سمت استراتژی و سرمایه گذاری اقتصادی تمایل پیدا کرده است و استراتژی نظامی در اولویت بعدی قرار گرفته و به عبارتی اقتصاد خود مولد امنیت تلقی می شود.

 

برای ایجاد روابط بهتر با تاجیکستان و حتی ترکمنستان ، روابط خوب و مناسب با ازبکستان به عنوان کشور اول منطقه آسیای میانه دارای اهمیت است زیرا که از طریق نفوذ این کشور ، می توان با بقیه کشورهای دیگر در این منطقه به روابط مناسب رسید.

 

در ادامه دکتر خدایار ضمن بیان آشنایی خود با منطقه آسیای میانه از سال ۷۶ و حضوری ۵ ساله و نیمه در منطقه به عنوان رایزن فرهنگی و ارایه رساله دکترای خود با عنوان (( شعر ماورا قرن بیست با تکیه بر محیط ادبی منطقه خاوند و خوارزم )) نقطه عزیمت سخن خود را با قرائت غزلی از نظام قاسم شاعر و نویسنده و رئیس اتفاق کنونی نویسندگان تاجیکستانی ( متولد ۱۹۵۸ ) آغاز کرد؛

 

جهانی نغمه و خنیا ،دل تاجیک و ایرانی

یکی دنیا و این دنیا ، دل تاجیک و ایرانی ....

 

دکتر خدایار در ابتدا گفت: آسیای میانه شامل ۵ کشور ازبکستان ، تاجیکستان ، قزاقستان ، قرقیزستان و ترکمنستان که شامل سرزمینی پهناور معادل ۴ میلیون کیلومتر متر مربع و در مجموع ۷۱ میلیون نفر جمعیت با وسعتی دو برابر ایران و جمعیتی ده میلیونی کمتر از ایران است. البته تنها مرز مشترک سرزمینی این کشورها با ایران از ترکمنستان است. قزاقستان بزرگترین کشور این منطقه با بیش دو میلیون هفتصد هزار کیلومترمربع وسعت بزرگترین و تاجیکستان با صدو چهل کلیومتر مربع کوچترین کشور این منطقه می باشد، از نظر جمعیت ازبکستان با حدود ۳۲ میلیون نفر جمعیت ،پرجمعیت ترین و ترکمنستان با حدود ۵ میلیون جمعیت ، کم جمعیت ترین کشور این منطقه می باشد ، تاجیکستان با هشت میلیون و پانصد هزار نفر جمعیت سومین کشور منطقه آسیای میانه به لحاظ جمعیتی بعد از ازبکستان و قزاقستان می باشد.

 

دکتر خدایار ضمن اشاره به این نکته که می توان از دریچه های مختلف به منطقه آسیای میانه نظر داشت و مورد مطالعه قرارداد ، علاقه خود را از دید اسطوره شناسی برشمرد.

 

او برای روشن شدن بحث خود به اسناد تاریخی اشاره کرد که دو نظریه در مورد ظهور آریایی ها و ظهور زرتشت پیامبر وجود دارد یکی شمال غربی ایران و منطقه آذربایجان ، و دیگری شمال شرقی و منطقه خوارزم که در منطقه ازبکستان کنونی قرار دارد. دیدگاهی که زادگاه زرتشت را آذربایجان می داند به دلایل مختلف ، از جمله زبان شناسی مردود شمرده شده است. گروه دوم خوارزم را منطقه زادگاه زرتشت دانسته است و یوزف مارکوارت خاورشناس آلمانی ( متولد ۱۸۶۴ ) ، نظریه خود را درباره آریایها و ظهور زرتشت پیامبر در سه کتاب خود آورده که بر اساس آن زرتشت در شمال شرقی ایران به دنیا امده و تعلمیات خود را گسترش داده است و بسیاری از محققان ایرانی نیز این نظر مارکوارت را پذیرفته و به آن استناد کرده اند.

 

دکتر خدایار با اشاره به جایگاه نخستین آریاها در مهاجرت بزرگ خود ، بر اساس نظرات مارکورات ، ایرانی های اولیه در جایی به نام ایرانویچ سکنی گزیده اند که زرتشت نیز در حدود هزار وصد تا هزار دویست سال قبل از میلاد مسیح در این منطقه ظهور کرده است ، استاد سعید نفیسی با استناد به اوستا این منطقه را در یک مقاله با نام (( سرزمین پاک نیاکانم )) را توصیف کرده است ، او ارض موعود ایرانیان را خطه دلکش سواحل سیحون و جیحون دانسته است و علمای تاریخ عقیده دارند که ما ایرانیان از آنجا آمده ایم و ایران امروز خانه دوم ماست.

 

اما دکتر خدایار در مورد چالش های روابط با تاجیکستان در ابتدا با اشاره به کتاب داستایوفسکی با نام «دفتر یادداشت روزانه یک نویسنده » که این کتاب در سه جلد در ایران ترجمه شده، به مقایسه تمثیلی روابط ایران و تاجیکستان بر اساس این کتاب پرداخت اما قبل از آن روابط ایران و تاجیکستان را به سه مرحله تقسیم کرد:

 

 الف) مرحله شکل گیری و اعتماد : بین سالهای ۱۹۹۱ تا ۲۰۰۱ و اینکه ایران اولین کشوری بود که تاجیکستان را به رسمیت شناخت و در خلال جنگ های داخلی این کشور به حفظ وحدت و تمامیت ارضی و بازگشت صلح به این کشور کمک نمود ، در آشنایی تاجیکان با خط نیکان خود تلاش کرد و کمک های مالی و اقتصادی و فنی را به این کشور آغاز کرد .

 

ب) مرحله دوم سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۱۴ مرحله پیشرفت و استحکام روابط که از مصداق های عینی آن را می توان برای آن به ساخت سنگ توده ۲ و همچنین تونل استقلال اشاره کرد که پروژهای عظیمی است که یادگار بزرگ ایران در تاجیکستان است .

 

ج) مرحله سوم : مرحله تردید و بی اعتمادی از سال ۲۰۱۵ تا کنون

 

دکتر خدایار در اینجا به کتاب داستایوفسکی بازگشت، در جلد دوم این کتاب به تحلیل روابط اسلاو ها در اروپای شرقی( مانند لهستان و صربستان و ...) و روسیه در قرن ۱۹ پرداخته شده است. با اینکه اسلاو ها هم نژاد و هم ریشه بوده اند ولی کشورهای اروپای غربی با تمام قوا مشغول اختلاف افکنی بین آنها بوده اند و تا این کشورها را در دامن خود بگیرند و آنها را به نحوی از روسها دور کنند.

 

در عین حال کشورهایی مثل عربستان ،روسیه و چین و دیگر رقبای ما نیز تلاش دارند که تاجیکستان را به سمت خود بکشانند و این همزبان ما را از ما دور کنند.

 

داستایوفسکی در کتابش اشاره می کند؛ «اروپاییان تلاش داشتند که برای همیشه اسلاو ها را بر علیه روسها برانگیزاند تا بی اعتمادی نخبگان و مسؤلان سیاسی این کشورها نسبت به نیات روسیه برانگیخته شود. که اگرچه روسها به می خواستند زعم خود اسلاوها را از یوغ مرد بیمار اروپا یعنی امپراطوری عثمانی آزاد کنند ولی در عین حال در پی جذب اسلاو ها به خود بودند تا مانع از بسط و تکامل ملی آنها شوند و این فکر ثابتی است که امید را مسموم کرده است». در این مورد نیز ترس از خدشه به استقلال تاجیکستان از سمت ایران نیز در وجود تاجیکان و فکر آنان وجود دارد.

 

ایجاد روسیه هراسی در میان صربها توسط اروپاییان علیه روسیه همانند ایران هراسی در منطقه است این که به دنبال صدور ناآرامی در منطقه بوده و می خواهند با راه اندازی اختلافات مذهبی منافع خود را تامین کنند و این تابلو از سوی دشمنان ما در آن منطقه است و تکرار می شود.

 

برای باطل کردن سِحر و دروغ این حرفهای بی اساس در کوتاه مدت باید گفتمان فرهنگی در منطقه آسیای میانه صورت بگیرد . جدایی ما از تاجیکستان بعد ار سال ۲۰۱۵ پایه ای جز سو تفاهم ندارد و مشکلی نیست که قابلیت رفع نداشته باشد و مشکلات ما با این منطقه ذهنی است و نه واقعی و اتخاذ یک گفتمان فرهنگی چاره راه در کوتاه مدت است.

 

ولی در بلند مدت مشکل اساسی در این است که ما کوتاهی بزرگی در این منطقه کردیم و آن هم در مورد شناخت علمی و آکادمیک منطقه آسیای میانه بوده است. در حالی است که کرسی ایرانشناسی دانشگاه تاشنکند صد سالگی خود را جشن گرفت (تاسیس ۱۹۱۸ ) و با توجه به اینکه، ما در ایران چند تاجیک شناس و ازبک شناس و غیره داریم و اصولا چند کرسی آسیای میانه در دانشگاههای خود داریم ؟ نمی توانیم به سرنوشت این منطقه که بخشی از حوزه تمدنی ماست بی تفاوت باشیم و وقتی بتوانیم به لحاظ فرهنگی شناخت پیدا کنیم، اقتصاد و تجارت و اعتماد نیز به موازت و ادامه آن پیش خواهد آمد.

 

گزارش: سید محسن مصطفوی، دبیر گروه کشمکش و همکاری در خاورمیانه