لزوم نگاه راهبردی به قطر

نوع مطلب: مقاله

بحران در روابط عربستان سعودی و قطر از اهمیت فراوانی در معادلات منطقه غرب آسیا برخوردار است. با وجود این که بحران در روابط دو کشور بی سابق نیست، اما به نظر می رسد با توجه به شرایط کنونی ژئوپلتیک منطقه و ماهیت متفاوت بحران، بتوان آن را علیرغم تبعات سلبی، به عنوان یک فرصت برای ایران در نظر گرفت. دستگاه دیپلماسی ایران می تواند با اتخاد یک سیاست فعالانه و راهبردی منافع ملی و امنیت کشور را در زیر سیستم غرب آسیا تامین نماید. 

 

قطر یک کشور کوچک است که نقش بزرگی را برای خود در منطقه و جهان ترسیم کرده است. ایفای چنین نقشی همزمان با پویش های سیاسی متفاوت منطقه ای باعث اصطحکاک شدید منافع بین دوحه و ریاض شده که برآیند آن قطع روابط دیپلماتیک دو کشور از اواسط 2017 بوده است. عدم حضور امیر قطر، تمیم بن حمد بن خلیفه آل ثانی، در سی و نهمین نشست شورای همکاری خلیج فارس در ریاض در آذرماه سال جاری و همچنین عدم دیدار ملک سلمان با  وزیر خارجه قطر طی این نشست، نشان از عمق اختلافات و تفاوت ادراکات دو طرف دارد. در این شرایط این امکان برای ایران وجود دارد، تا با بهبود مناسبات با قطر، در ابعاد مختلف به تامین منافع خود اهتمام ورزد.  

 

نخست، ایجاد شکاف در نظام امنیت دسته جمعی شورای همکاری خلیج فارس: در حال حاضر ایران از این موقعیت برخوردار است تا با توسعه مناسبات دیپلماتیک با قطر، شکاف داخلی شورای همکاری خلیج فارس را تعمیق بخشیده و نهایتا بسترهای ناکارآمدی و حتی اضمحلال آن را فراهم سازد. مکانیسم امنیتی شورای همکاری خلیج فارس، که ماهیتی کاملا ضد ایرانی دارد، زمانی از کارایی برخوردار خواهد بود که همه کشورهای عضو کنش های همسو و مشترکی را اتخاذ نمایند. جدا سازی قطر از این نهاد اهمیت فراوانی در تغییر نظم  امنیتی و توازان قوای منطقه ای دارد. گام های مشترک اخیر تهران و دوحه جهت ایجاد الگوی جدید امنیتی در منطقه با همکاری ترکیه، اقدامی مهم در این رابطه محسوب می گردد. باید این نکته را نیز مد نظر قرار داد که خروج احتمالی قطر از شورای همکاری خلیج فارس، شرایطی فراهم می کند تا دستورکارهای دیگر منطقه ای نظیر ایجاد ناتوی عربی، به رهبری عربستان، که با هدف مقابله با ایران پیگیری می شود پیش از تحقق ناکام بماند.

 

دوم، قدرت نرم رسانه ای قطر: دوحه با ایجاد شبکه قدرتمند تلویزیونی الجزیره نشان داده است که قادر است در حوزه نرم قدرت نیز بسیار تاثیرگذار باشد. شبکه الجزیره همزمان از ظرفیت قدرت تهاجمی و تدافعی بسیار قدرتمندی در منطقه و جهان برخوردار است. بطور مثال، این شبکه نقش موثری در تعدیل هجمه های تبلیغاتی کشورهای عربی علیه برنامه هسته ای ایران ایفاء نموده است. در مقابل نیز درچارچوب رویکرد تهاجمی، مشکلات عدیده ای را برای عربستان سعودی در رابطه با قتل روزنامه نگار سعودی، جمال قاشقچی، ایجاد کرده است. به نظر می رسد با توجه به جایگاه موثر شبکه الجزیره در میان مخاطبان کشورهای عربی، از طریق بهبود مناسبات با قطر  ایران قادر خواهد بود با تاثیرگذاری بر افکار عمومی جهان عرب حمایت های منطقه ای را برای سیاست های خود کسب نماید.

 

سوم، اهمیت اقتصادی و تجاری: در حال حاضر قطر درمحاصره اقتصادی کشورهای عربی به رهبری عربستان قرار دارد. لذا نیازمند است تا نیازهای خود را از ایران و ترکیه تامین نماید. با توجه به همکاری مشترک دو کشور در حوزه گازی، ایران می بایست با اتخاذ رویکرد عمگرایانه از ظرفیت های اقتصادی و تجاری دو کشور استفاده نماید. اگرچه براساس آمارسازمان توسعه تجارت، حجم مبادلات تجاری بین ایران و قطر از ۹۰ میلیون دلار در سال ۱۳۹۵ به بیش از 250 میلیون دلار در سال ۱۳۹۶ رسیده است، اما نیاز است تا ایران پیوندهای اقتصادی خود را بر اساس یک برنامه بلند مدت و هدفمند گسترش دهد. اتخاذ رهیافت کارکردگرایانه در عرصه دیپلماسی می تواند زمینه تسری همکاری های اقتصادی به همکاری های سیاسی و امنیتی را فراهم سازد.

 

چهارم، بهره برداری از ظرفیت های منطقه ای قطر: طی سال های اخیر دوحه نشان داده که قادر است نقش فعالی در راستای ایجاد صلح و ثبات منطقه ای ایفاء نماید. نقش میانجیگری این کشور در مسائل گوناگون منطقه ای در لبنان، افغانستان، سودان ... و همچنین مخالفت با سیاست های تقابل گرایانه کشورهای منطقه و آمریکا علیه ایران، ظرفیتی ایجاد کرده که ایران می تواند از آن جهت کاهش فشار و تهدیدات محیطی استفاده نماید. در همین رابطه، شیخ محمد بن عبدالرحمان آل ثانی وزیر امور خارجه قطر در تاریخ 16 دسامبر 2018 از سیاست‌های عربستان و امارات و تحریم‌های ضد ایرانی آمریکا، انتقاد کرد و اظهار داشت: تحریم‌ها علیه ایران و سیاست‌های امارات و عربستان، از دلایل اصلی بی‌ثباتی در منطقه هستند. ایران می تواند از ظرفیت های قطر در رابطه در سوریه، یمن، سرزمین های اشغالی و حتی عراق استفاده نماید. ایجاد صلح در این مناطق بطور قطع تامین کننده امنیت ایران خواهد بود.  

 

بطور کلی می توان بیان داشت با وجود این که در گذشته روابط تهران و دوحه هیچگاه رمانتیک نبوده و بیشتر صرفا جنبه مصلحت گرایانه داشته است، اما به نظر می رسد الزامات و ضرورت های ژئوپلتیکی کنونی بتواند ماهیت مناسبات دو طرف را تغییر دهد. در حال حاضر دو کشور با تهدیدات مشترکی در نظام آنارشیک منطقه مواجه هستند که مقابله با آنها نیازمند سازوکارهای مشترک است. دستگاه دیپلماسی ایران می بایست ابتکار عمل را بدست گرفته و با اتخاذ یک دیپلماسی پویای دوجانبه یا چند چندجانبه منطقه ای زمینه های توسعه همکاری های هدفمند را فراهم سازد. در واقع باید نوع نگاه به قطر به عنوان یک کنشگر مهم منطقه ای در دستگاه دیپلماسی ایران تغییر یابد و با بسترسازی مناسب، دو کشور بسوی ایجاد ترتیبات نهادی راهبردی حرکت نمایند.

 


نویسنده

رضا اختیاری امیری

 رضا اختیاری امیری پژوهشگر ارشد مهمان در پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه است. وی فارغ التحصیل دکتری رشته روابط بین الملل از دانشگاه پوترای مالزی می باشد. حوزه مطالعاتی دکتر اختیاری مطالعات سیاست خارجی ایران، مطالعات خلیج فارس و مسائل خاورمیانه است.