شایگان، هویت چهل تکه و مسئله ی تاریخ نگاری ناهمزمان ها

نوع مطلب: مقاله

نویسنده: عارف مسعودی مدیر گروه سیاست و تمدن ایرانی

(نوشتار حاضر به مناسبت سومین سالگرد درگذشت داریوش شایگان به تقریر درآمد، فیلسوفی آزاد اندیش که جایگاهی بی همتا درسپهر فلسفی ایران خواهد داشت.)

در میان روشنفکران هویت اندیش ایرانی داریوش شایگان از برجسته ترین نویسندگانی است که مسئله ی هویت ایرانی با تمام ظرایف و دقائق تاریخی آن، بخش قابل توجهی از آثار او را شامل می شود. دستگاه نظری شایگان آن چنان که گفته اند«منظومه ای هویتی است که ستاره های آن را در مقطعی هویت هندو، هویت ایرانی شرقی و در موقعیتی دیگر سیالیت هویتی یا بازی هویت ها آراسته، چنان که خطوط تمایز آن ها و اصل ریشه ی آن چندان وضوح ندارد و این خاصیت جهان های هویتی کنونی است که ایران را نیز از آن گریزی نیست». (1)

 

نویسندگانی که سیر تحول فکری شایگان را موضوع پژوهش خود قرار داده اند آثار و جریان فکری او را به دو دسته ی متقدم و متاخر تفکیک نموده اند. در آثار متقدم او و مشهورترین آن ها «آسیا دربرابرغرب»هویت ایرانی حول مفهوم غرب و رویارویی با آن معنا پیدا می کند، آن چه که شایگان از آن با عنوان «غربزدگی ناآگاهانه» یاد می کند. اما شایگان متاخر به ویژه در«افسون زدگی جدید» مدرنیته را بنابر ویژگی همه شمولی وانسجام بخشی آن پدیده ای می داند که نمی توان ازآن چشم پوشید و درتوضیح مفهوم مدرنیته ، در برابر ایده های هویت گرای پیشین خود، اذعان می دارد که«همه ی ما علیرغم خاستگاه و هویت فرهنگی مان غربی هستیم» چرا که تجسم حقوق بنیادین بشرهستیم که از دستاوردهای روشنگری است. (2) با وجود دفاع شایگان از مدرنیته و کثرت گرایی آن اما آن را«فاقد روح و بی جان» می داند و عرفان شرقی را به عنوان راه حلی برای آن در نظردارد.

 

با این همه شایگان حقایق عظیم متافیزیکی را بی معنا و هستی شناسی های پیشین را بی بنیاد شده می داند و بر آن است که ما با هستی و انسان های درهم شکسته مواجهیم. « آن چه در واقع در جمیع مراتب جهان و همه ی سطوح شناخت خودنمایی می کند، اصل همبستگی متقابل همه جانبه است» شایگان با این چارچوب فکری امکان در مقابل هم قرار دادن تفکرهای مطلق شرق غرب یا«هویت من» و«هویت دیگری» را نمی پذیرد و عصر چنین مطلق اندیشی ها را پایان یافته می داند. از سویی دیگر«جهانی شدن با درهم فشردن جهان ها و پیوستگی پی درپی در یکدست شدن شیوه های رفتاری متبلور می شود اما درضمن متضمن تکثر هویت نیز هست که درجلوه های گوناگون ظاهر می شود : هویت ملی ، هویت قومی، هویت دینی» که البته این جهانی شدن واکنش های هویت طلبانه را نیز تشدید کرده است. پس در این جهان آشفته ، مختلط و رنگارنگ شاهد تبلوری از انسان چهل تکه هستیم که محصول تمام جهان های فکری است. (3)

 

جعل مفهوم«هویت چهل تکه» به منظورتوضیح ماهیت «ترکیبی» و«چند کانونی»ی هویت ایرانی در دوران جدید تاریخ ایران توسط شایگان، ما را مجهز به بینشی جامع پیرامون سطوح مختلف آگاهی درجامعه ی ایرانی می کند که هریک در زمینه ی خاص خود درست و استوارند و معیارهای ارزش گذارانه بر روابط آن ها حاکم نیست، گرچه هم چنان میان آن ها جدایی تاریخی و گسست معرفت شناختی نیزوجود دارد.

 

اما از جانبی دیگر، این تلاش فکری شایگان می تواند تالی هایی را برای تاریخ نگاری انتقادی و کثرت گرا درپی داشته باشد.اگرچه درآثار شایگان بحث منسجم و روشنی پیرامون بازاندیشی انتقادی درباب روش های تاریخ نگاری ایران وجود ندارد اما تاملات نظری او درباره ی ماهیت چند لایه ی هویت ایرانی در دوران جدید امکانی را برای فرا رفتن از روش های تاریخ نگاری فراهم می کند که در میان دو نگرش چرخه ای (Cyclical) یا بالنده (Linear) به زمان و حرکت تاریخی در نوسان بوده اند. به واقع تاریخ نگاری جامعه ای با هویت های چندگانه ی دینی ، قومی، ملی وجهانی و برخوردار از سطوح مختلف آگاهی نیازمند نگرشی به زمان است که از دسته بندی های دوگانه ی پیشین فراتر رفته و «زمان های تاریخی» را در برگیرنده ی لایه های مختلفی تصور کند که گرچه درارتباطی متقابل قرار دارند اما همچنان استقلال خود را نیز حفظ کرده اند. آن چنان که راینهارد کوزلک به ما می گوید تاریخ برای یوناینان به معنای تجربه بود، تجربه ای به دست آمده ازیک سفر اکتشافی. همچنین تاریخ به مثابه یک علم نیز، نخستین بار ازمیان گزارشی درباره ی این سفراکتشافی و تاملات پیرامون آن برآمده است. پس تاریخ دانش شناخت چنین تجربه ای است. لایه های زمانی نیز چیزی جز نتایج حاصل از چنین تجربه ای نمی باشند. (4) تنها با این نگرش تجربی و چند لایه به تاریخ و زمان است که تاریخ نگاری و بازاندیشی تاریخی درباب جامعه ی ایرانی ممکن می شود که شایگان ویژه گی امروزین آن را انجمنی ازهویت های چندگانه، درهم تنیده، با ضرباهنگ های خاص خود که درعین حال مستقل از یکدیگراند، می داند. تاریخ نگاری که می توان از آن به عنوان تاریخ ناهمزمان ها یاد کرد.

 

  • گمان مهاجر سیار شایگان، به مثابه مسافری در حرکت میان دو قلمرو سنت ومدرنیسم که مقهور مرجعیت هیچ یک نخواهد شد، این بارمی تواند در نقش آن انسان تاریخ نگار ظاهر شود که به دور از تعصبات قوم گرایانه ونگاهی غایت اندیش به تاریخ درپی تبیین نظریه ای تاریخی برای شناخت کثرت ها و ضرباهنگ های چندگانه وگاها متضاد جامعه ی خویش است. با درنظرداشتن شرایط تاریخی، سیاسی و اجتماعی جامعه ایران این پرسش پیش روی ما خواهد بود که تا چه حد امکان ظهورچنین انسانی وجود خواهد داشت؟ پاسخ به این پرسش می تواند موضوع نوشتار دیگری باشد اما بی شک شرایط زیست، ویژگی های شخصیتی و منظومه ی فکری داریوش شایگان چنان بود که می توان او را نمونه ی بی بدیلی ازآن مهاجر سیار یا تاریخ نگار ناهمزمان ها دانست.

 

 

1. هاشمی، محمد منصور، منظومه ی فکری فیلسوف بازیگوش، بخارا، آذر-اسفند 1389 ، ص 594

2. شایگان، داریوش، افسون زدگی جدید، ترجمه فاطمه ولیانی، فرزان روز، تهران : 1386، ص 73

3. قزلسفلی، محمدتقی، معاش ثانی، سکینه، ایران فرهنگی دراندیشه های داریوش شایگان، پژوهشنامه علوم سیاسی، سال پنجم، شماره چهارم ،پاییز 1389 ، ص 154 - 156

 

 

4. Reinhart Koselleck , Sediments Of Times, Translated and Edited By Sean Franzel and Stefan-Ludwig Hoffmann, Stanford University Press, 2018, p. 4

 

جهت ارجاع علمی:

عارف مسعودی، «شایگان، هویت چهل تکه و مسئله ی تاریخ نگاری ناهمزمان ها»، تاریخ انتشار در سایتک 18/1/1400

 

1 . نوشتار حاضر به مناسبت سومین سالگرد درگذشت داریوش شایگان به تقریردرآمد، فیلسوفی آزاد اندیش که جایگاهی بی همتا درسپهرفلسفی ایران خواهد داشت.

1.دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد
2.پیام هایی که حاوی تهمت یا بی احترامی به اشخاص باشد منتشر نخواهد شد
3.پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد