سیاست خاورمیانه‌ای ترامپ: تأثیر بر روابط ایران و کشورهای عرب خلیج فارس

نوع مطلب: مقاله

پرفسور شیرین طهماسب هانتر؛ استاد دانشگاه جورج تاون در واشنگتن دی سی

در دهه گذشته، هر دو کشور چین و روسیه روابط خود را با کشورهای عرب خلیج فارس، هم در حوزه اقتصادی و هم سیاسی، گسترش داده‌اند و از این طریق نفوذ منطقه‌ای خود را افزایش داده‌اند. با این حال، شریک اصلی این کشورها، به‌ویژه در مسائل امنیتی، همچنان ایالات متحده آمریکا است.

روابط آمریکا و کشورهای عرب خلیج فارس ویژگی‌ها و پویایی‌های منحصربه‌فرد خود را دارد. اما این روابط نیز از تأثیر سیاست‌های کلی آمریکا در خاورمیانه، به‌ویژه مناقشه اعراب و اسرائیل، مصون نیستند. برای مثال، حمایت بی‌قیدوشرط واشنگتن از اسرائیل پس از حملات تروریستی ۷ اکتبر ۲۰۲۳ به اسرائیل و جنگ پس از آن در غزه، روابط این کشور را با متحدان عربش، از جمله کشورهای خلیج فارس، تحت فشار قرار داده است. با این حال، این کشورها تمایلی به انجام هرگونه اقدامی در حمایت از فلسطینیان غزه نداشته‌اند، حداقل بخشی از این مسئله به دلیل ترس از آسیب رساندن به روابطشان با آمریکا بوده است.

جنبه دیگر سیاست خاورمیانه‌ای آمریکا که برای کشورهای عرب خلیج فارس بسیار حائز اهمیت بوده، رویکرد واشنگتن نسبت به تهران است. به‌طور کلی، بیشتر کشورهای عرب، از جمله کشورهای خلیج فارس، نگران احتمال سازش، اگر نه آشتی، میان آمریکا و ایران بوده‌اند.

دلایل این نگرانی کاملاً واضح است. بازگشت ایران به عرصه سیاست خاورمیانه به‌عنوان بازیگری مشروع و پذیرفته‌شده، به جای یک عامل اخلالگر، از اهمیت متحدان عرب واشنگتن خواهد کاست. علاوه بر این، سازش میان آمریکا و تهران به‌صورت چشمگیری تحریم‌های اقتصادی را کاهش خواهد داد، اگر نه کاملاً حذف، و این مسئله به رشد اقتصادی ایران کمک کرده و قدرت و نفوذ نسبی آن را در سراسر منطقه افزایش خواهد داد.

بنابراین، از اوایل دهه ۱۹۹۰، هر زمان که امکان بهبود روابط آمریکا و ایران وجود داشته، کشورهای عرب خلیج فارس و مصر علیه آن لابی کرده‌اند. در طول مذاکرات برای دستیابی به یک توافق بر سر برنامه هسته‌ای ایران که به برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) منجر شد، کشورهای عرب خلیج فارس به‌صورت فعالانه علیه آن لابی کردند. وزیر امور خارجه وقت عربستان سعودی، شاهزاده سعود الفیصل، حتی به وین سفر کرد به امید جلوگیری از این توافق.[1]

با این حال، در حالی که کشورهای عرب خلیج فارس از ایده حمله آمریکا به ایران و تضعیف مطلق یا حذف آن به‌عنوان یک بازیگر مؤثر استقبال می‌کنند، اما نگران تأثیرات بالقوه یک درگیری نظامی میان آمریکا و ایران بر امنیت و رفاه اقتصادی خود نیز هستند.

به احتمال زیاد، در صورت حمله، ایران با حمله به متحدان منطقه‌ای آمریکا که برخی از آنها از نظر جغرافیایی بسیار به ایران نزدیک هستند، تلافی خواهد کرد. در واقع، ایران تمایلی ندارد که فقط حملات آمریکا را تحمل کند و در مقابل بازیگران محلی، به‌ویژه کشورهایی مانند بحرین و قطر که میزبان پایگاه‌های نظامی آمریکا هستند، پاسخگو نباشد. در واقع، منطقی است که اگر ایران مورد حمله قرار گیرد، تلاش کند تا کل منطقه را درگیر درگیری کند.

در نتیجه، علیرغم تمایل به تضعیف و منزوی‌کردن ایران، در چند سال گذشته کشورهای عرب خلیج فارس طرفدار یک جنگ تمام‌عیار با ایران نبوده‌اند. در عوض، آنها ترجیح می‌دهند که انزوای ایران و تحریم‌ها ادامه یابد. به‌ویژه اکنون که موقعیت ایران در شامات به‌طور چشمگیری تضعیف شده و اسرائیل سیاست‌های توسعه‌طلبانه‌ای را در قبال لبنان و سوریه دنبال می‌کند، آنها ایران را به‌عنوان یک تهدید امنیتی جدی نمی‌بینند.

بنابراین، آنها ترجیح می‌دهند ایران ضعیف باقی بماند و با واشنگتن درگیر باشد و در نتیجه تمایل داشته باشد با کشورهای عرب خلیج فارس به سازش برسد. در واقع، ایران به سازشی با ریاض، عمدتاً بر اساس شرایط عربستان سعودی، دست یافته است. برای اولین بار در تاریخ خلیج فارس، عربستان سعودی قدرت مسلط منطقه‌ای است.

سیاست ترامپ در قبال خاورمیانه

برخلاف دوره اول ریاست‌جمهوری‌اش (۲۰۲۱-۲۰۱۷)، که ترامپ برنامه‌های مشخصی برای عادی‌سازی روابط اسرائیل با کشورهای عرب داشت (معروف به توافق‌های ابراهیم)، تاکنون هیچ برنامه دقیقی برای منطقه اعلام نکرده است. اظهارات او درباره ایجاد یک منطقه توریستی مانند ریویه‌ای فرانسوی در غزه با اخراج اجباری ساکنان فلسطینی آن، با محکومیت جهانی مواجه شد. ترامپ همچنان می‌خواهد کشورهای عربی مانند مصر و اردن و احتمالاً دیگران، پذیرای فلسطینیانی باشند که به‌صورت داوطلبانه غزه را ترک می‌کنند. با این حال، بعید است که این کشورها با چنین طرحی موافقت کنند.

در واقع، به نظر می‌رسد ترامپ حل‌وفصل مسائل مربوط به غزه و مناطقی مانند لبنان و سوریه را به اسرائیل واگذار کرده است. در لبنان، ترامپ می‌خواهد کشورهای عرب خلیج فارس کمک‌های اقتصادی ارائه دهند در ازای آنکه دولت لبنان حزب‌الله را تضعیف کرده و نقش سیاسی آن را کاهش دهد، اگر نه حذف کامل. در سوریه، ترامپ به نظر می‌رسد امور را به ترکیه واگذار کرده است

دو جزء باقی‌مانده از استراتژی خاورمیانه‌ای ترامپ، تقویت روابط با عربستان سعودی به امید متقاعدکردن ریاض برای عادی‌سازی رسمی روابط با اسرائیل و جذب سرمایه‌گذاری سعودی در آمریکا است. در همین حال، عربستان سعودی خواهان یک تضمین امنیتی رسمی از سوی آمریکا، مشابه یک پیمان، است.

محور اصلی سیاست خاورمیانه‌ای ترامپ در دوره دوم، بستن پرونده ایران است، چه از طریق مذاکره و چه با استفاده از زور، اگرچه او گزینه اول را ترجیح می‌دهد. از میان این اهداف، رسیدگی به عربستان سعودی آسان‌تر است، اگرچه بحران ادامه‌دار غزه ممکن است مشکلاتی ایجاد کند.

همان‌طور که سکوت سنگین آنها در طول جنگ غزه نشان داد، هیچ کشور عربی به جز یمن، حاضر نیست بهایی بیش از حرف‌های توخالی برای دفاع از فلسطینیان بپردازد. با این حال، آنها همچنین نگران هستند که به‌صورت آشکار از فلسطین دست بکشند. بنابراین، این عامل ممکن است رسیدن به یک توافق با ریاض را دشوارتر کند.

ترامپ همچنین می‌خواهد روابط با قطر و امارات متحده عربی را تقویت کند، باز هم به امید جذب سرمایه‌گذاری بیشتر در آمریکا و سایر توافق‌های اقتصادی

پیامدها برای روابط ایران و کشورهای عرب خلیج فارس

تحولات در شامات، موقعیت ایران را در مقابل کشورهای عرب خلیج فارس تضعیف کرده است. اگرچه حتی پیش از این رویدادها نیز همکاران سنی ایران، مانند حماس، روابط خود را با این کشورها داشتند و هرگز مطیع دستورات ایران نبودند، اکنون ایران هیچ ابزاری برای فشار بر کشورهای عرب خلیج فارس ندارد. تنها متحد ایران، حوثی‌های زیدی هستند. اما آنها نمی‌خواهند درگیر مناقشات با کشورهای عرب خلیج فارس شوند. علاوه بر این، ایران مشتاق کاهش تنش‌ها با این کشورهای عرب است. بنابراین، نمی‌تواند از حوثی‌ها به‌عنوان ابزاری برای فشار علیه آنها استفاده کند.

حمله آمریکا به ایران ممکن است خطراتی برای این کشورها ایجاد کند. اما بعید است که آنها از راه خود خارج شوند تا از حمله آمریکا جلوگیری کنند یا به ایران کمک کنند. علاوه بر این، اگر ایران از حمله آمریکا جان سالم به‌در ببرد، بسیار ضعیف‌تر خواهد شد، نتیجه‌ای که کشورهای عرب خلیج فارس از آن استقبال خواهند کرد.

به طور خلاصه، مگر اینکه ایران به نوعی سازش با آمریکا دست یابد و اقتصاد و دفاع خود را احیا کند، از پیامدهای سیاست خاورمیانه‌ای ترامپ رنج خواهد برد و مجبور خواهد بود از موضع ضعف با جهان، از جمله همسایگانش در خلیج فارس، تعامل کند.

 

به عنوان مثال ، رابرت مگیلنیکی ، "روسیه و چین در خلیج فارس: یک ذخیره نفوذ و علاقه" ، موقوفات کارنگی برای صلح بین المللی ، 17 اکتبر 2024 در: https://carnegieendowment.org/research/2024/10/china-and-russia-in-the-gulf-a-cacophony-of-influence-and-interest?lang=en

اگر اعراب از فلسطینی ها حمایت می کردند و از نفوذ اقتصادی استفاده می کردند ، به ویژه انرژی ، تأثیر آنها در غزه متفاوت بود. ببینید: USMA MAKDISI ، "چرا استا های عرب مردم فلسطین را شکست می دهند؟" چشم خاورمیانه ، 1 مارس 2024 ، در: https://www.middleeasteye.net/opinion/war-gaza-arab-states-failing-palestinian-people-why

"ترامپ می خواهد غزه را از خاورمیانه به ریورا تبدیل کند" ، NPR ، 6 فوریه 6،2025 ، در: https://www.npr.org/2025/02/06/1229439867/gaza-riviera-trump-netanyahu
 

 

[1] "چرا عربستان سعودی و اسرائیل با توافق هسته ای مخالف هستند: ، الجزیره" ، 4 آوریل 2015 در: https://www.aljazeera.com/news/2015/4/14/why-saudi-arabia-and-israel-oppose-iran-nuclear-deal

1.دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد
2.پیام هایی که حاوی تهمت یا بی احترامی به اشخاص باشد منتشر نخواهد شد
3.پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد