بمباران نیروهای شورای اننتقالی جنوب توسط سعودی: آیا رقابت عربستان سعودی و امارات متحده عربی در حال خارج شدن از کنترل است؟

نوع مطلب: مقاله

دکتر امین پرتو، پژوهشگر ارشد پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه

ده سال پیش امارات متحده عربی و عربستان سعودی، دو کشوری بودند با نزدیک‏ترین سیاست ‏ها و در وضعیت اتحاد راهبردی با همدیگر. ارتش‏های دو کشور، دوشادوش یکدیگر در یمن در حال جنگ با انصارالله یمن بودند. سربازان اماراتی و سعودی هر دو در جنگ با انصارالله کشته می ‏شدند و ائتلاف نظامی دو کشور کوشش می‏ کرد تا جلوی این متحد جمهوری اسلامی ایران در یمن را بگیرد. اما این تنها بخشی از اتحاد دو کشور در موضوعات مختلف بود. ریاض و ابوظبی هر دو به شدت منتقد قطر و سیاست‏هایش بودند و در دوره‏ای، محاصره قطر و حتی تهدید به حمله نظامی به آن را مطرح کردند. در سوریه تا دوره‏ای امارات هم مانند عربستان از مخالفین اسد حمایت کرد. در مصر، هر دو کشور حامی کودتای نظامی علیه دولت محمد مرسی بودند و از حکومت جدید مصر به ریاست عبدالفتاح السیسی حمایت می‏ کردند. در لیبی، سیاست امارات در حمایت از خلیفه حفتر و نیروهای فجر لیبی علیه دولت وفاق ملی در طرابلس بود که مورد حمایت قطر و ترکیه هستند. این سیاست با همراهی و موافقت سعودی همراه بود. در سودان، دو طرف حامی دولت نظامی بودند که با کودتا احمد حسن عمر البشیر را سرنگون کرد.

اما حقیقت این بود که در پس پرده، اختلافاتی بزرگ میان عربستان و امارات وجود دارد. اختلافاتی که برآمده از نگاه متفاوت دو کشور و حاکمانشان در خصوص مسائل منطقه و کشورهای عربی و اسلامی بود. اولین مورد، حرکت امارات به سمت دوستی و حمایت از بشار اسد بود. بهانه امارات مخالفت و دشمنیش با اخوان المسلمین بود. در یمن، امارات به تدریج کوشید راه خود را از عربستان جدا کند. به این معنی که دست از حمایت از دولت قانونی یمن کشید و در مقابل به حمایت از شورای انتقالی جنوب که طرفدار تجزیه یمن و تشکیل یمن جنوبی است پرداخت. در سودان، امارات با حمایت از نیروهای واکنش سریع به رهبری ژنرال حمیدتی به جنگ داخلی سودان علیه دولت نظامی ژنرال برهان کمک کرد. عربستان خود را در وضعیتی عجیب و غریب مشاهده کرد: امارات خود از مسببین و مشوقین حمله نظامی 2015 به یمن بود اما از آن کنار کشیده بود و در حال تضعیف متحد سعودی یعنی دولت قانونی یمن بود. امارات همین طور متحد سعودی یعنی ژنرال برهان در سودان را تضعیف کرده بود. وقتی سعودی اختلافات خود با قطر و ترکیه را تا حد زیادی حل و فصل کرد و از تنش میان روابط خود با آنها کاست، اقدامات امارات ضد سعودی و منافعش تشدید شد. امارات بدون توجه به طرح صلح سعودی برای مساله فلسطین، تصمیم گرفت بدون توجه به حقوق مردم فلسطین به صورت یکجانبه اسرائیل را به رسمیت بشناسد و در عالیترین سطح ممکن با آن رابطه برقرار کند. امارات همین طور متحد دیگر عربستان یعنی مصر را هم بی نصیب نگذاشت. زیرا به اتیوپی که در حال ساخت سد روی نیل بود کمک می‏کرد و از طرف دیگر متحد مصر در سودان یعنی ژنرال برهان را وارد جنگ کرده بود.

همه این موارد همراه با شایعاتی بود که این سو و آن سو از حسادت و ناخرسندی امارات نسبت به عربستان حکایت می‏کرد: اینکه محمد بن سلمان قصد دارد رقیب امارات در زمینه جلب گرشگر و سرمایه‏گذار خارجی باشد؛ اینکه قصد دارد انحصار نسبی تجارت امارات در منطقه را در هم بشکند و شرکت‏های خارجی را وادار به انتقال دفاتر خود از دوبی به داخل سعودی کرده است و اینکه با تنوع دادن به اقتصاد سعودی، کاهش واردات مجدد از دوبی و طرح‏های بلندپروازانه اقتصادی رقیب امارات، از رونق اقتصاد امارات متحده عربی بکاهد. شایع بود که بن سلمان ماه ‏ها به تماس تلفنی بن زاید پاسخ نمی ‏دهد یا از حضور در اجلاسی که بن زاید در آن حضور دارد احتراز می ‏کند.

علت اختلافات میان عربستان سعودی و امارات متحده عربی چیست؟ بیشتر از هر چیز مساله مربوط به اصول متفاوت دوکشور در سیاست خارجی و نگاه دیگرگونه شان به کشورهای منطقه، جهان عرب و اسلام، قدرت‏های بزرگ و منافع ملی است. اولاً سعودی کماکان کشوری محافظه ‏کار است که مخالف تغییرات ژئوپلتیک در مرزهای کشورهای عربی و اسلامی است. امارات اما کشوری تجدیدنظرطلب است. امارات می‏ خواهد جزایر سه گانه را از ایران جدا کند؛ یمن را تجزیه کند و یمن جنوبی را تشکیل دهد؛ سومالی را تجزیه کند و یک کشور سومالی لند در آن ایجاد کند و حتی در مورد سودان و لیبی هم سیاست مشابهی دارد. عربستان اما در مقابل با تجزیه کشورهای عربی و اسلامی مخالف است و آن را نقطه شروع مشکلات جدید می ‏داند.

ثانیاً امارات شدیداً به این مساله باور دارد که جنگ راه حل مشکلات سیاسی است. امارات عامل برافروختن جنگ داخلی در لیبی با حمایت از حفتر بود. اکنون در سودان، نیروهای واکنش سریع با حمایت امارات قادر به مقاومت در برابر ارتش سودان هستند. در یمن نیروهای شورای انتقالی جنوب با حمایت امارات مواضع دولت قانونی یمن را تصرف می‏ کنند. امارات در مورد ایران هم اگر شرایط اقتضا کند دست روی ماشه دارد تا با زور جزایر سه گانه را تصرف کند. عربستان اما بر اساس تجربه جنگ طولانی یمن دیگر باوری به نتیجه دادن  جنگ ندارد و مصالحه و گفتگو را راهکار بهتری برای حل مشکلات خاورمیانه و جهان عرب می‏ داند.

ثالثاً عربستان با وجود آنکه کشوری پادشاهی است اما کوشش کرده به نوعی با رای و نظر مردم در کشورهای عربی و اسلامی همراه شود. در سوریه، عربستان اکنون در کنار قطر و ترکیه حامی حکومت جدید این کشور است. در عراق با آنکه کشوری شیعی است، عربستان کوشش کرده با دولت دموکراتیک و منتخب مردم عراق تعامل مثبتی شکل دهد. در لبنان و یمن هم به طرزی مشابه، سعودی سعی کرده هم راستا با نظر اکثریت مردم باشد. یک دلیل اینکه سعودی با اسرائیل روابط خود را عادی نکرده همین مساله اهمیت نگرش افکار عمومی به این مساله است. امارات اما چندان توجهی به این متغیر ندارد و معتقد است که منافعش را به هر شیوه می‏تواند دنبال کند. خواه مردم و جوامع محلی حامی آن باشند و خواه با آن مخالف باشند.

رابعاً نگاه عربستان به اسرائیل با نگاه امارات متفاوت است. سعودی به شدت منتقد اقدامات اسرائیل در غزه و کرانه غربی، شهرکسازی و از میان بردن شانس تشکیل کشور مستقل فلسطینی است. عربستان با هرگونه طرح جابه جایی جمعیت فلسطینی به خارج از فلسطین و پاکسازی قومی فلسطینیان مخالف است. عربستان حمایت خود را از مصر و اردن اعلام کرده که به هیچ وجه موافق انتقال جمعیت فلسطین به خاک خود نیستند. امارات اما در این زمینه توجهی به بعد عربی و اسلامی مساله ندارد و سیاستهایی همسوتر با اسرائیل دارد.

خامساً عربستان منتقد نگاه امارات به خود است. در نگاه بن سلمان، این امارات بود که عربستان را در باتلاق یمن تنها گذاشت و از طریق سواری مجانی، در حالی که عربستان زیر تحریم تسلیحاتی غرب قرار گرفته بود، از منافع درگیر بودن سعودی در یمن و مهار ایران به صورت مجانی توسط ریاض سود می ‏برد. در حالی که این موضع و سیاست از نگاه سعودی، برادرانه و صادقانه نبود.

در چند هفته گذشته، نیروهای شورای انتقالی جنوب با حمله به مواضع دولت قانونی یمن، بخش عمده مناطق تحت کنترل آن در استان های مهره و حضرموت را تصرف کردند و آن را به کنترل خود درآوردند. سعودی بعد از چند روز مذاکره از روز گذشته بمباران هوایی مواضع این نیروها را آغاز کرده وحمایت خود از دولت یمن را ابراز کرده است. بن سلمان در سفر به آمریکا هم از ترامپ خواسته بود تا جلوی اقدامات امارات در سودان را بگیرد. در قضیه فلسطین هم بن سلمان با وجود فشارهای آمریکا و تاکید ترامپ مبنی بر اینکه از امارات یاد بگیرد و با اسرائیل روابط سیاسی برقرار کند از شرط تشکیل کشور مستقل فلسطینی کوتاه نیامد.

همه اینها نشان می‏ دهد روابط امارات و عربستان نه فقط از سطح دوستی و اتحاد در یک دهه قبل کاملاً فاصله گرفته بلکه حتی در حال وارد شدن از رقابت به مرحله دشمنی و درگیری نیابتی است. صد البته هنوز دو کشور نقاط مشترک بسیاری دارند: هر دو به دنبال مهار ایران در منطقه هستند؛ هر دو با جریانات اخوانی و اسلام‏گرای سنی (از نوعی که زمانی در مصر و تونس حاکم بود) مشکل دارند؛ عربستان حامی موضع امارات در مساله جزایر سه گانه علیه ایران است و هر دو عضو شورای همکاری خلیج فارس هستند. اما اوضاع رابطه این دو هم مغشوش و بحرانی است. صد البته بن سلمان وارد یک بازی هیجانی علیه امارات نخواهد شد. کاری که بن سلمان در این مدت یاد گرفته آموختن تجربه از جنگ یمن است. اینکه نباید عجله کرد و به دام تشویق‏های آمریکا یا اسرائیل یا سایر بازیگران افتاد. همان طور که عربستان با آتش بس با یمن و امضای یادداشت عدم تخاصم با ایران، خود را از بحران یمن خلاص کرد و بعد با صبر شاهد به جان هم افتادن اسرائیل و ایران بود، اکنون هم به نظر می‏رسد بن سلمان قصد دارد با صبر و تحمل، شاهد رسیدن وضعیت به جایی باشد که خود جهان غرب به خدمت امارات برسند. گرچه امارات با اتکا به ثروت افسانه‏ایش بازیگری نیست که به راحتی زیر فشار غرب قرار بگیرد اما تردیدی هم نیست که دیر یا زود و در صورت وقوع تحولات سیاسی در آمریکا، بر سر مساله سودان، یمن و سومالی به سراغش خواهند آمد.


نویسنده

امین پرتو

دکتر امین پرتو پژوهشگر مهمان سابق پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه است. وی دکترای رشته علوم سیاسی از دانشگاه تهران می باشد. حوزه مطالعاتی آقای پرتو مسائل خاورمیانه و اندیشه های سیاسی می باشد.


1.دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد
2.پیام هایی که حاوی تهمت یا بی احترامی به اشخاص باشد منتشر نخواهد شد
3.پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد