در خاورمیانه اشیا از آنچه در آینه می‌بینید به شما نزدیکترند

نوع مطلب: مقاله

دکتر امین پرتو، پژوهشگر ارشد پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه

اگر تا پیش از این ناخرسندی‏ های عربستان سعودی از امارات در یمن، سودان، فلسطین، سوریه و سومالی اختلافاتی محدود یا ظاهری پنداشته می‏شد حالا بعد از بمباران هوایی گسترده مواضع نیروهای شورای انتقالی جنوب توسط نیروی هوایی سعودی چنین پنداشتی وجود ندارد. برخی کارشناسان ایرانی فکر می‏کردند میان ریاض و ابوظبی اختلافی وجود ندارد یا آنچه هست جنگی زرگری یا اختلافاتی محدود است. اما بمباران هوایی مواضع نیروهای شورای انتقالی جنوب و بیانیه شدیدالحن سعودی علیه امارات متحده عربی نشان داد که این اختلاف، واقعی، عمیق و بحرانی است. چند نکته مهم در این کش و واکنش میان عربستان سعودی و امارات متحده عربی وجود دارد:

اول؛ امارات متحده عربی در یمن بازی شکست خورده‏ای را آغاز کرد که به مجرد برخورد با قاطعیت سعودی متوقف شد. با بیانیه روز گذشته در خصوص ترک خاک یمن و تاکیدش بر اینکه «روابط برادرانه و تاریخی بین دو کشور سنگ بنای ثبات منطقه‌ای» است، امارات شکست خود در اجرای سیاست تجزیه یمن و نابودی دولت قانونی یمن را پذیرفته است. در حقیقت اقدام امارات در یمن در چند هفته اخیر در استان المهره و حضرت موت نوعی از سیاست «یک گام به جلو دو گام به عقب» بود.

دوم؛ درست همان طور که زمانی سعودی و امارات در مورد یمن متحد بودند و دوشادوش هم علیه انصارالله جنگیدند و درست همان طور که در برابر ائتلاف قطر و ترکیه موضع سخت و مستحکمی اتخاذ کردند، اتحادشان به بن بست خورد. این مساله نشان داد که چه طور در خاورمیانه همه چیز در لفافه دوستی و دشمنی و رقابت و خصومت پیچیده شده است. کشورها بسیار بیشتر از آنچه به نظر می‏آید ممکن است در تخاصمی نهفته باشند. از سوی دیگر حل مشکلات میان کشورها هم در صورتی که اراده‏ای برای حل و فصل آن وجود داشته باشد بر اساس همین منطق ممکن و مقدور است.

سوم؛ بازی کردن به سبک قطر اشتباهی بود که امارات هم آن را تکرار کرد و حالا باید از آن عقبنشینی کند. قطر در دوره حمد بن خلیفه آل ثانی وارد بازی‏های منطقه‏ای بسیار بلندپروازانه شد. قطر کوشش کرد در مصر، تونس، لیبی و سوریه و همین طور غزه و یمن (یعنی هر جا که اخوان المسلمین و شاخه‏های محلیش مانند النهضه تونس، حماس فلسطین و الاصلاح یمن و غیره) حضور دارند یارگیری کند؛ پول خرج کند و نوعی متحدان نیابتی ایجاد کند. اقدامات قطر که با پشتوانه ترکیه هم صورت گرفت با واکنش تند کشورهای دیگر همراه شد. امارات کوشش کرد همان سیاست را به نحوی دیگر اجرا کند. اگر سیاست قطر بیشتر جنبه سیاسی و اقتصادی داشت و پایه‏اش ترکیبی از ایدئولوژی اخوان المسلمین و اعطای کمک مالی بود، امارات بیشتر با جنبه نظامی وارد معرکه شد. امارات ارتش خود را روانه لیبی کرد تا در کنار حفتر بجنگند؛ در یمن نیروهایش از جنگ با انصارالله کنار کشیدند و به دولت یمن فشار آوردند؛ در سومالی پایگاه نظامی ایجاد کردند و در سودان هم به حامی اصلی و تامین کننده تجهیزات نظامی نیروهای واکنش سریع بدل شدند. اما همان طور که اقدامات قطر با واکنش تند منطقه‏ای و جهانی مواجه شد و حمد بن خلیفه و جانشینش مجبور به دیگرگونی اساسی در سیاست خارجی خود شدند امارات هم در ابتدای همین راه قرار دارد.

چهارم؛ اتفاقی که در یمن برای امارات رخ داده ممکن است تنها یک شروع باشد. این اتفاق به صورت مشابه ممکن است در سودان هم رخ دهد و فشارهای جهانی به امارات وارد شود تا دست از حمایت نیروهای واکنش سریع بکشد. واکنش مستحکم و یکپارچه کشورهای عربی و اسلامی در حمایت از تمامیت ارضی سومالی هم ممکن است به طرزی مشابه موجب شود امارات رفتارش را در این کشور هم تغییر دهد.

پنجم؛ اقدام دولت قانونی یمن در صدور بیانیه خطاب به امارات و در خواست اینکه خاک یمن را در 24 ساعت ترک کند وضعیت مشروعیت اقدامات امارات را به چالشی بیسابقه دچار کرد. قبلتر در مورد جزیره سوقطرا اختلاف مشابهی میان دولت عبدربه منصور هادی با امارات رخ داده بود که با وساطت سعودی به طور موقت خاتمه یافته بود. این بار اما وضعیت به کلی متفاوت بود: امارات هم باید قبول می‏کرد در برابر دولت قانونی یک کشور ایستاده است و هم باید در برابر واکنش سعودی ایستادگی می‏کرد. اگر اقدام نظامی سعودی علیه نیروهای واکنش سریع بال نظامی این فشار بود بیانیه دولت قانونی یمن بال سیاسی و تبلیغاتی و حقوقی این تحول مهم بود. در حقیقت این بیانیه نورافکن را بر روی اقدامات امارات در یمن افکند. امری که به صورتی همزمان با پرتو افکندن بر اقدامات امارات در سومالی و سودان هم هست.

ششم؛ همه چیز ممکن است در خاورمیانه بسیار سریع تغییر کند. شاید حالا در غرب توجه کمی به اقدامات امارات وجود دارد. فعلاً حواس‏ها به سمت روسیه در اوکراین، چین در تایوان، ایران و اسرائیل و همین طور مسائل غزه و لبنان یا آمریکا در ونزوئلا است. اما اوضاع که همیشه همین طور نمی‏ماند. همه چیز در خاورمیانه ممکن است با آمدن یا رفتن رئیس جمهور در کاخ سفید تغییر کند. ترامپ در دوره اول خود مجوز فروش اف-35 به امارات را صادر کرد اما بایدن این مجوز را لغو کرد. اوباما به نگرانی‏های امنیتی سعودی توجهی نداشت؛ ترامپ کوشید روابط با سعودی را گسترش دهد؛ بایدن روابط سردی با سعودی داشت و دوباره ترامپ روابط با سعودی را گرم و دوستانه کرد. باید این مساله بر امارات هم آشکار شده باشد که تصور اینکه همه چیز در دورنمای آتی به نفع خود و مطلوب تلقی شود نادرست است. همه چیز ممکن است در خاورمیانه بسیار سریع تغییر کند آن هم به نفع یکی یا به ضرر دیگری. امارات باید قبل از آنکه دیر شود تغییراتی در سیاستهایش بدهد.

همه این شش مورد یک جمله مشهور را به ذهن متبادر می‏کند: اشیا از آنچه در آینه می‌بینید به شما نزدیکترند (الاشياء أقرب مما تبدو في المرآة) در خاورمیانه هم همین طور است. همان طور که دوستی و دشمنی نزدیکتر از چیزی هستند که تصور می‏شود، موفقیت و شکست، سرعت تغییرات، منفعت و ضرر و تاثیرپذیرفتن از تغییرات سیاست جهانی می‏تواند از آنچه تصور می‏کنیم نزدیکتر باشد. بهترین سیاست در خاورمیانه، نه بلندپروازی، قلمرو طلبی یا بسط نفوذ  که میانه‏روی، محافظه‏کاری، خساست و تلاش برای دوستی و همکاری است.


نویسنده

امین پرتو

دکتر امین پرتو پژوهشگر مهمان سابق پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه است. وی دکترای رشته علوم سیاسی از دانشگاه تهران می باشد. حوزه مطالعاتی آقای پرتو مسائل خاورمیانه و اندیشه های سیاسی می باشد.


1.دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد
2.پیام هایی که حاوی تهمت یا بی احترامی به اشخاص باشد منتشر نخواهد شد
3.پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد