قره باغ؛ اقدامات صلح آمیز و مواضع ایران

نوع مطلب: مقاله

 

نویسنده: دکتر اسد الله اطهری پژوهشگر ارشد مطالعات استراتژیک خاورمیانه و استاد دانشگاه

 

دولت شوروی، در سال 1918 و در چارچوب مبانی نظری انترناسیونالیستی و خلق انسان جدید و تسهیل و تمشیت امور داخلی در این منطقه، حوزه قره باغ کوهستانی را به آذربایجان ملحق و تابع دولت شورایی کرده، هم زمان خودمختاری و وضعیت "دوفاکتو" آن را هم تضمین نمود. این روند در کریمه نیز طی شد و در زمان خروشچف این بخش از شوروی به جمهوری اوکراین ملحق شد. چه آذربایجان و چه اوکراین این الحاقات را در زمانی ثبت کردند که همگی بخشی از حاکمیت شوروی بودند. با فروپاشی امپراتوری شوروی، پانزده جمهوری بوجود آمد. بعضی مناطق چون قره باغ، کریمه، آبخازیا و اوستیای جنوبی، طبق همان دلیل مشروعیت استقلال خواهان استقلال از حوزه جغرافیای ایالتی شدند که تابع بی ثباتی و هرج و مرج ناشی از فروپاشی نادیده گرفته شد و موجب جنگ ها و منازعات قومی - مذهبی گردید که هنوز هم ادامه دارد.

 

این مناطق خودمختار معتقدند اگر جدایی و استقلال این جمهوری های پانزده گانه مشروعیت حقوقی دارد، آنان نیز بر اساس همین منطق و رویه حقوقی و از جمله حق تعیین سرنوشت محق به جدایی از قلمروهای تعیین شده در چارچوب شوروی واحد هستند. در چنین وضعیتی ما با دو موضوع قانونی در فردای فروپاشی شوروی مواجهه هستم که یکی "حق حاکمیت ملی" برای رسمیت یافتن استقلال این جمهوری ها و دیگری "حق تعیین سرنوشت" که مشروعیت حقوق بنیادین ملت ها را تضمین کرده است، می باشد. بلكه آن را تنها راه مصالحه و مفاهمه بين ملل و اقوام كشور هاى چند مليتى و چند قوميتى مي دانم، هر دو اصل در منشور سازمان ملل متحد و دیگر کنوانسیون های پذیرفته شده بین المللی مورد تاکید بوده است. با این حال اصل بر حاکمیت ملی است. همانگونه که در رفراندوم عراق و اسپانیا اتفاق افتاد و حق تعیین سرنوشت تابع حق حاکمیت ملی قرار گرفت.

 

دراین میان اختلافات بین آذربایجان و ارمنستان که از قبل از فروپاشی امپراتوری شوروی و از سال، 1988 حول قره باغ کوهستانی آغاز شد و سپس تا پس از فروپاشی به جنگ های خونین منجر شد. ارمنیان منطقه قره باغ کوهستانی نیز در سال ۱۹۹۲با نام جمهوری آرتساخ اعلام استقلال و جدایی از جمهوری آذربایجان کردند. به هر حال در جنگ بین جمهوری آذربایجان و ارمنستان ۲۰درصد از خاک جمهوری آذربایجان اشغال شد.

 

بیش از یک میلیون آواره و بیش از سی هزار نفر کشته شدند در واقع در سال‌های ۱۹۸۸ تا ۱۹۹۴ هنگام فروپاشی اتحاد جماهیر ‏شوروی، ارامنه ساکن در قره باغ اعلان استقلال کردند و ارتش ارمنستان به بهانه حفاظت از ارامنه قره باغ ،بیست درصد خاک آذربایجان در قره باغ کوهستانی و هفت شهر اطراف آن را اشغال کرد همچنین در طی این مدت جمهوری قره باغ مورد شناسایی قرار نگرفت. هیچ کشوری استقلال قره باغ را به رسمیت نشناخته است هر چند در سال ۱۹۹۳ شورای امنیت سازمان ملل در چهار قطعنامه ۸۲۲ ، ۸۵۳ ، ۸۷۴ و ۸۸۴ که پس از تصرف مناطقی از جمهوری آذربایجان توسط نیروهای ارمنی صادر شد خواستار پایان اشغال این مناطق از سوی ارمنستان و خروج بی قید و شرط نظامیان ارمنی از این مناطق شدند .این قطعنامه ها غیر از قره باغ را در بر می گیرد و امکان دارد جنگ فقط درمورد مناطق غیر از قره باغ را شامل شود. از طرفی دیگر پارلمان اروپا در سال ۱۹۸۸ در قطعنامه ۵۳۸ خود بر هویت ارمنی مناطق قره باغ کوهستانی که هشتاد درصد از اهالی آن از ارامنه می‌باشند تاکید و خواستار مماشات و تعامل آذریها با آنان گشته بود.

 

نباید فراموش کرد که فعالیت گروه مینسک مهم بود. همین گروه بودکه توانست سه دهه آتش بس را حفظ کند. چرا که با ابتکار گروه «مینسک» در سال 19۹۴بود که در «قرقیزستان» تواقفنامه‌ای برای آتش بس امضا شد که تا به امروز هم پا برجاست. هر چند درگیری های پراکنده در 2014 و 2016 نیز رخ داد. سازمان امنیت و همکاری اروپا با تشکیل گروه «منیسک» در ۲۹ نوامبر ۲۰۰۷ میلادی طرح صلح «مادرید» را ارائه کرد. در سال ۲۰۰۹ هم مجددا طرح صلح مادرید مطرح شد. این طرح که بین دو کشور جمهوری آذربایجان و ارمنستان به امضا رسیده بود، پنج اصل محوری داشت. اما باز هم این مسأله حل نشد. این پنج اصل به قرار ذیل هستند:

- قره باغ و مناطق دیگر تحت کنترل جمهوری آذربایجان در بیاید.

- حکومت محلی قره باغ امنیت خود را داشته و حق حاکمیت خودمختاری آن لغو شود.

- یک کریدور بین ارمنستان و قره باغ کوهستانی باز شود.

- آواره های جمهوری آذربایجان به مناطق خودشان باز گردند.

- یک نیروی پاسدار صلح در منطقه تحت ضمانت نظام بین‌الملل مستقر شود

 

30 سال حالت نه جنگ و نه صلح تداوم یافت لذا طبیعی است بعداز سه دهه، جمهوری آذربایجان دستاوردهای ارمنستان را خنثی ساخته و با توجه به قدرت اقتصادی و حمایت خارجی در پی تغییر اوضاع و مقابله با راهبرد تحمیل امر واقع ارمنستان برآید دور جدید جنگ بین ارمنستان و آذربایجان که از ۱۲ جولای سال جاری و با تبادل آتش توپخانه بین دو کشور آغاز شد شدید ترین در نوع خود پس از دهه ۱۹۹۰ بوده ا ست اوایل تابستان دوباره دو کشور در منطقه تووز درگیر شدند و این منطقه که کیلومترها از قره‌باغ فاصله دارد هدف حملات ارمنستان قرار گرفت. این منطقه برای جمهوری آذربایجان و ترکیه اهمیت استراتژیک دارد چرا که خط لوله باکو-تفلیس-جیحان، خط آهن باکو-تفلیس-کارس، خط لوله قفقاز جنوبی و خط لوله تاناپ از آن عبور می کند.جمهوری آذربایجان به همراه روسیه تامین کننده گاز اروپاست. همچنین گنجه که مهمترین گذرگاه لوله های نفت و گازاست تهدیدشده است. سپس جنگ به مناطق مسکونی کشیده شد و جنگ شهرها آغاز گردید. علیرغم تلاش مسکو برای آتش بس جنگ همچنان ادامه دارد و هم اینک آتش بس انسانی مطرح شده است.

 

آغاز مباحث حقوقی

در تداوم جنگ مباحث حقوقی نیز نیز در کنار ان جریان داشته است. حق حاکمیت ملی و حق تعیین سرنوشت ومفهوم دولت ملت و تمامیت ارضی در مقابل حق تعیین سرنوشت مفاهیم کلیدی حقوق بین الملل در این جنگ هستند:

1. قره باغ می تواند خودمختاربماند، ولی باقی سرزمینهای اشغالی را ارمنستان باید تخلیه کند خودمختاری قره باغ نباید مزاحم آذربایجان باشد و این که این منطقه نباید تحت فرمان یا سلطه ارمنستان قرار گیرد.

2- تا فروپاشى شوروى مرز شناخته شده آذربايجان مشخص بود وقطع نامه هاى شوراى امنيت هم دليل بر به رسمیت شناختن آن مرز ها و تاكيد بر اشغال گری است و اشغالگرى هم تعريف حقوقى وعرفى خاص خود را دارد. هیچ مفر حقوقى و عرفى و مشروع براى توجيه اراضى اشغالى آذربايجان به عنوان يك واحد مستقل و يكپارچه توسط ارمنستان و با مساعدت دولت روسيه و یا گروه مینسک وجود ندارد.

3. در نشستهای بین المللی که به تصویب میانجی های بین المللی هم رسیده است : آذربایجان خود مختاری قره باغ را به رسمیت شناخته و حاضر شده بود کریدوری هم بین ارمنستان و قره باغ در اختیار این خودمختاری بدهد . اما ارمنستان با وجود این که به توافق طرفین هم رسیده بود و میانجی های بین المللی امضا کرده بودند ، به اشغال سرزمینهای آذربایجان ادامه داد و متصرفات خود را چنان افزایش داد که از مساحت قره باغ نیز بیشتر بود. حالا آذربایجان به دنبال زمینهای قانونی خود است " که اتفاقا یکی از پیشنهادهای صلح ارایه شده به گروه مینسک بوده است که هیچکدام از طرفین منازعه تمایل عملی و اراده اقدام به آن نشان ندادند

4. باید موقعیت ویژه ناگورنو قره باغ را از دیگر مناطق هفتگانه اشغالی از آذربایجان جدا کرد.

5. برخی از مدل کریمه برای ارمنستان در مورد قره باغ صحبت کردند.

 

علیرغم آتش بس جنگ شهرها ادامه دارد. الهام علی اف رئیس جمهوری آذربایجان تنها راه اتمام جنگ را تسلیم ارمنستان و ترک سرزمین قره باغ اعلام کرده است. این در حالی است که ارمنستان یکی از بزرگترین پایگاه‌های روسیه در قفقاز است.

این جنگ ضمن یادآوری اهمیت منطقه ای ایران را در حوزهای امنیت ملی، وحدت ملی و انسجام حاکمیتی کشور را تحت تاثیر قرار داده است. ماکرون رئیس جمهوری فرانسه از انتقال جهادیست ها یا همان داعش معروف توسط ترکیه به جبهه جمهوری آذربایجان خبر می دهد. قطعا چنین حرکت تحریک آمیزی در مرحله اول روسیه و در مرحله دوم اروپا را تحریک می کند. ایران نیز نمی تواند به آنچه در کنار مرزهایش می گذرد بی تفاوت باشد. البته هر دو طرف از نیروهای نیابتی استفاده می کنند. دیاسپورای ارامنه کمک مالی و نیرو هم می کند. وجود هر نیرویی در هر دو جبهه و صف آرایی در مقابل هم امری غیر عادی و تعجب بر انگیز نیست .همچنین از قدرت نرم خود نزد همسایگان استفاده می کنند .این مساله نیز وحدت ملی را به چالش می کشد.

 

مواضع ایران

به نظر می رسد سیاست خارجی ایران در حوزه تمدنی به تعطیلات تاریخی رفته است. سیاست خاورمیانه ای اعراب و اسراییل و چالش سیاسی و فکری با غرب ، فرصتی برای دستگاه سیاست خارجی ایران باقی نگذاشته است. این در حالی است که از نظرتاریخی فرهنگی و تمدنی و قفقاز در حوزه تمدنی ایران قرار دارد. با این حال ایران در برخی اوقات نگاه مقطعی به قفقاز را فراموش نکرده است.

 

ایران با نگاه آرمانگرایانه توانست در دهه 1990 ابتکار عمل را به دست گیرد و سعی کرد اجازه ندهد سرزمین‌های هم جوارش قربانی معادلات نیابتی خارج از قفقاز گردد. با این حال قدرت های فرامنطقه ای مایل نبودند ایران در این زمینه مداخله کند. در جنگ جدید چنانچه به عکس گذشته محافل قدرتمندی در کشور مانند برخی محافل چپ مارکسیستی اصل بی طرفی را کنار گذاشته و تابع گرایشات مذهبی و ملی وارد صحنه شدند.(این «انسان» است که صاحب حق است و نه قوم و قبیله و ملّت. و این نوعی بازگشت به عقب در چپ مارکسیستی ایران است). این می تواند به تجزیه حاکمیت ملی کمک کند و سیاست خارجی را متوجه نیروهای محلی کند. نقش رسوبات قومیتی و مناسبات نژادی ـ زبانی را در موضع گیری سیاسی مدل یوگسلاوی را به ما یادآوری می کند. هر دو نیرو مانند زمان مشروطه می توانند به برقراری صلح کمک کنند.

 

ایران درجنگ اخیر موضوع جنگ قره باغ و تنش بین جمهوری آذربایجان و جمهوری ارمنستان، باید هم چنان به منافع ملی توجه کند نقش صلح خواهانه و دعوت از طرفین برای پایان جنگ و شروع مذاکرات سیاسی را دنبال کند و نسبت به دخالت های جنگ طلبانه بعضی از کشورهای خارجی از جمله ترکیه وکشورهای خارج از منطقه هشدار دهد. گفتگوی سیاسی واحترام یه تمامیت ارضی به صلح پایدار کمک می کند. ایران با توجه جایگاه تاریخی وتمدنی از ظرفیت بیشتری برای حل و فصل منازعه برخوردار است. برخی آرزو دارند راه ارتباطی ایران به ارمنستان قطع شود و از طرح تبادل ارضی حمایت می کنند که این محور را قطع کند. به نظر علاوه بر نگرش حقوقی، ایران خواستار فرمت مشابه آستانه و چند جانبه گرایی است.. سخن آخر این که عدم حل و فصل حقوقی این منطقه را به کشمیر و فلسطین دیگری تبدیل می کند.

 

 


نویسنده

سید اسداله اطهری

سید اسدلله اطهری پژوهشگر ارشد و مدير گروه تركيه شناسی در پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه است. وی عضو هیئت علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه آزاد تاکستان می باشد. حوزه مطالعاتی دکتر اطهری مطالعات منطقه‌اي خاورميانه، روابط ايران و تركيه و مباحث ديپلماسي دفاعي است.


1.دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد
2.پیام هایی که حاوی تهمت یا بی احترامی به اشخاص باشد منتشر نخواهد شد
3.پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد