اجلاس برزیل و ارزیابی حضور ایران در آینده سیاست اقلیمی جهانی
رضا فضلعلی دکتری علوم سیاسی (مسائل ایران)
تغییر اقلیم بزرگترین تهدید زیست محیطی و توسعههای قرن بیست و یکم است. سازمان ملل متحد از طریق کنوانسیون چارچوب تغییر اقلیم(UNFCCC) و کنفرانسهای سالانه(COP) نقش محوری در هدایت کشورها به سوی کاهش انتشار گازهای گلخانهای، سازگاری با اثرات اقلیم و تأمین عدالت اقلیمی ایفا میکند. کاپ یا نشست کشورها برای مقابله با تغییر اقلیم است که از ۱۹۹۵، پس از پیوستن کشورها به کنوانسیون تغییر اقلیم سازمان ملل (۱۹۹۲) آغاز شد و هدف آن کاهش انتشار گازهای گلخانهای و سازگاری با اثرات تغییر اقلیم است.
در نوامبر 2025 کنفرانس تغییر اقلیم سازمان ملل متحد در شهر بلم برزیل با امید به اینکه نقطه عطفی در مسیر اجرای توافق پاریس و بازبینی تعهدات ملی کشورها باشد، برگزار گردید. البته بنابر گزارشهای محلی، جهت برگزاری و میزبانی بیش از ۵۰ هزار نفر از جمله رهبران کشورهای جهان در این کنفرانس، دولت ایالتی با ادعای توسعه پایدار با ایجاد بزرگراهی در ظاهر منطبق بر توسعه پایدار به قطع درختان حدود 13 کیلومتر در وسط جنگل برای دسترسی به این شهر نیز همراه بوده است که آثار تخریب زیست محیطی این طرح حامیان محیط زیست را بشدت خشمگین کرد.
دبیرکل سازمان ملل متحد، آنتونیو گوترش، در نشست (COP29) در 2024 اعلام کرد: «جهان در مسیر گرمایش بیش از 5.2 درجه سانتیگراد حرکت میکند، و این یعنی آغاز فاجعههای انسانی، مگر اینکه فوراً اقدام کنیم». بدون تردید جغرافیای خاورمیانه با وجود ظرفیت بسیار بالا در انرژیهای تچدیدپذیر (خورشیدی، بادی و...) از مناطق آسیبپذیر نسبت به گرمایش جهانی، کمبود آب، افزایش گرد و غبار و فرسایش منابع طبیعی میباشد. از نگاه سازمان ملل کاهش بارشها، افزایش دما و بحران انرژی، سه مانع مشترک اهداف توسعه پایدار به حساب میآیند. در این رابطه سازمان ملل بستر همکاریهای جهانی برای مقابله با تغییر اقلیم را با روشهای مختلف فراهم کرده است. در توافق پاریس (2015) کشورها بایستی هر پنج سال برای سازگاری با محیط زیست تعهدات خود را بازبینی کنند. از مهمترین اهداف(COP30) افزایش بودجه جهانی و تبدیل سوختهای رایج در کمترین زمان به انرژیهای تجدیدپذیر با رعایت عدالت برای کشورهای کمتر برخوردار بوده و پیگیری در نشستهای بعدی بر ضرورت تشکیل صندوق جبران خسارات اقلیمی، همراه با کاهش سوختهای فسیلی که بتدریج در جهت الزامآور بودن، تصمیمگیریهای لازم انجام شود.
به همین بهانه برداشت و خلاصه کلی از نشست کاپ برای مقابله با تغییر اقلیم که چندی پیش در سایت تلگرامی (تغییر اقلیم و آلودگی هوا) محمد رضا مومنی منتشر شد را همراه با نقش ایران و محیط زیست تقدیم میگردد:
برخی از دستاوردها:
- کاپ۳ (کیوتو ۱۹۹۷): تصویب پروتکل کیوتو؛
- کاپ۱۱ (مونترال ۲۰۰۵): طرح اقدام مونترال؛
- کاپ۱۵ (کپنهاگ ۲۰۰۹): محدود کردن افزایش دمای جهانی؛
- کاپ۲۱ (پاریس ۲۰۱۵): توافق پاریس برای کمتر از ۲ درجه و تلاش برای ۱.۵ درجه؛
- کاپ۲۶ (گلاسکو ۲۰۲۱): قوانین اجرایی توافق پاریس؛
- کاپ۲۷ (مصر ۲۰۲۲): صندوق خسارت و زیان؛
- کاپ۲۸ (امارات ۲۰۲۳): نخستین ارزیابی جهانی پیشرفت اقلیمی؛
- کاپ۳۰ (برزیل ۲۰۲۵): تمرکز بر گزارش ارزیابی جهانی و حمایت مالی کشورهای ثروتمند.
با وجود اینکه نشستها بر پایه دستاوردهای قبلی پیش میرود، لیکن شوربختانه سرعت پیشرفت با فوریت بحران اقلیمی هماهنگ نیست.
اهمیت اجلاس کاپ۳۰ در مسیر مذاکرات اقلیمی را میتوان چنین خلاصه کرد:
- مکان و زمان نمادین: برگزاری در شهر بلم در آمازون (۱۰ تا ۲۱ نوامبر ۲۰۲۵) نشاندهنده پیوند مستقیم حفاظت جنگلهای گرمسیری با اهداف اقلیمی و نماد عدالت اقلیمی است.
- ایجاد رابطه میان توافقهای قبلی و آینده: ریاست برزیل باید مسیرعملی تقویت اهداف مشارکتهای ملی تعیین شده (NDC) و جانشینی انرژی پاک را روشن کند.
- باز طراحی مالی اقلیمی: از صندوق «خسارت و زیان» تا منابع نوآورانه مانند مالیاتهای کربنی، نقش بخش خصوصی و تأمین مالی پایدار برای کشورهای آسیبپذیر در مرکز توجه قرار دارد.
- ریسک شکاف سیاسی جهانی: تأکید بر همکاری و پرهیز از کشمکشها برای حفظ اجماع شکننده.
محورهای مذاکرات:
1. افزایش جاهطلبی برای هدف ۱.۵ درجه و بهروزرسانی اهداف ۲۰۳۰.
2. معماری جدید مالی اقلیمی و عملیاتیسازی منابع پایدار فراتر از صندوق خسارت و زیان.
3. پیشبرد ماده ۶ (بازار و غیربازار) همراه با ساز و کارهای شفافیت و گزارشدهی.
4. مقابله با جنگلزدایی و حفاظت از آمازون با همکاری کشورهای جنگلدار.
5. بررسی تدابیر تجاری و اقلیم.
6. گذار عادلانه و حقوق جوامع بومی.
7. تصویب دستورکار رسمی که چارچوب مذاکرات را مشخص میکند.
کاپ۳۰ فرصتی حیاتی با افزایش تعهدات کاهش انتشار، تأمین مالی قابل اتکا و حفاظت از آمازون برای تبدیل وعدهها به اقدام واقعی بود؛ در غیر این صورت، شکاف میان تعهدات و واقعیتهاا عمیقتر نیز خواهد شد.
روز اول اجلاس:
رویدادی تاریخی با پیامهای روشن درباره ضرورت تسریع اقدامات جهانی. در افتتاحیه، بر اهمیت جنگل آمازون به عنوان «ریه زمین» و هشدار برای این اکوسیستم که به واژگونی نزدیک است تأکید شد. در عین حال کشورهای جزیرهای و آسیبپذیر خواستار حمایت مالی فوری برای بحرانهای اقلیمی شدند.
محور اصلی مذاکرات در روز نخست مسائل مالی و گذار انرژی بود: اجرای تعهدات پیشین کشورهای توسعهیافته، طراحی ساز و کارهای جدید فراتر از صندوق خسارت و زیان، و لزوم گذار عادلانه از سوختهای فسیلی. همچنین چالشهای قیمتگذاری کربن، جذب سرمایهگذاریهای بخش خصوصی و حمایت از اقتصادهای وابسته به انرژی نیز مطرح شد. سخنرانان هشدار دادند که جهان با سرعت نگرانکنندهای در مسیر گرمایش قرار دارد و حفظ سقف ۱.۵ درجه سانتیگراد نیازمند افزایش فوری تعهدات و کاهش انتشار در دهه جاری است.
غیبت آمریکا در مراسم افتتاحیه نیز واکنشهایی برانگیخت و به عنوان نشانهای از نااطمینانی در سیاست اقلیمی این کشور دیده شد. در این رابطه ایالات متحده همواره خود را یکی از بازیگران کلیدی در حکمرانی اقلیم معرفی کرده است. عدم حضور او در افتتاحیه، آن هم در کنفرانسی که در قلب آمازون و در کشوری میزبان با حساسیتهای بالای زیست محیطی برگزار گردید، این ادعا را زیر سوال برد. در عین حال برای کشورهای جنوب جهانی به ویژه آمریکای لاتین، فرصتی حیاتی جهت طرح مطالبات مربوط به تامین مالی اقلیمی، انتقال فناوری و عدالت اقلیمی به حساب آمد. لذا غیبت آمریکا میتواند به عنوان بیاعتنایی به این مطالبات تعبیر شود، بطوریکه شکاف اعتماد را عمیقتر کند و فضا برای پررنگتر شدن حضور و روایتسازی سایر قدرتها افزایش یابد. از منظر بینالمللی نیز هماهنگی گفتار و رفتار آمریکا را تضعیف میکند به ویژه که پیشتر بر تعهدات بلندپروازانه خویش، تاکید کرده است.
روز دوم:
برنامه روز دوم، تمرکز بر سازگاری با تغییر اقلیم، در جهت برنامههایی برای هماهنگی میان دولتهای ملی و محلی و آموزش شهری آغاز گردید. ابتکارهایی در زمینه ساختمانهای کمکربن، مدیریت پسماند برای کاهش متان و مقابله با موجهای گرما معرفی شد؛ تفاهمنامههای تازهای در زمینه حمل و نقل پاک و مقابله با آتشسوزی، و اهمیت افزایش نقش دولتهای محلی نیز امضا شد. خوشبختانه گزارش جدید (UNFCCC) کاهش انتشارها را نشان داد اما نیاز به شتاب بیشتر را نیز یادآوری کرد.
در بخش مالی، هزینه سازگاری کشورهای در حال توسعه تا ۲۰۳۵ حدود ۳۱۰ میلیارد دلار در سال برآورد شد. با توجه ویژه به جنگلهای آمازون و زیست اقتصاد محلی، آمازون نماد پیوند محیط زیست، جوامع بومی و توسعه پایدار معرفی شد. در مجموع تمرکز مذاکرات در این روز به سمت اقدامهای محلی، سازگاری و تأمین مالی عادلانه برای کشورهای در حال توسعه بود.
اگرچه بدون اصلاح همزمان طراحی ساختمانها و مدیریت پسماندها، سیاستهای اقلیمی شهری بیشتر شبیه مُسکن هستند تا درمان. بدون تردید کاهش متان سریعترین اهرم مهار گرمایش کوتاه مدت است و ساختمانهای سازگار با گرما خط مقدم حفاظت از جان مردم روی زمین هستند. متاسفانه سیاستها عموماً ساختمان و پسماند را جدا میبینند در حالی که همافزایی میان این دو میتواند هم متان را کاهش دهد و هم موج گرما را تعدیل کند. نادیده گرفتن هر کدام از این دو به معنای پذیرش شهرهای داغتر، نابرابرتر و پرهزینهتر در آینده میباشد.
روز سوم:
با محوریت «گذار عادلانه و انسانمحور» برگزار شد؛ سیاست اقلیمی با موضوعات سلامت، شغل، آموزش و حقوق بشر پیوند خورد و ابتکار جهانی برای ایجاد شغلهای سبز و آموزش نیروی کار معرفی شد. همچنین بر نقش زنان، جوانان و جوامع بومی تأکید شد. اعلامیهای درباره «اطلاعات درست اقلیمی» امضا شد تا با اطلاعات گمراه کننده مقابله شود. در نشست غیررسمی، موضوعاتی چون اجرای تعهدات مالی، اقدامات تجاری یکجانبه، شکاف با مسیر ۱.۵ درجه و آینده گزارشدهی شفاف نیز بررسی شد. در حالی که همزمان، اعتراضات جوامع بومی و کنشگران برای حفظ آمازون و توقف سوختهای فسیلی ادامه داشت؛ بازار کربن و ماده ۶ توافق پاریس محور رایزنیها بود و پروتکلهای جدید اعتبار دهی معرفی شد.
البته شروع جلسه با تنشهای اعتراضی، غیبت آمریکا و نقشآفرینی چین و برزیل همراه بود. همانگونه که پیشتر نیز بیان شد، غیبت آمریکا پرسشهایی درباره رهبری جهانی ایجاد کرد و چین با تناقض میان ادعای رهبری اقلیمی و ادامه مسیر توسعه آلایندهها زیر ذرهبین قرار گرفت. کشورهای جنوب جهانی بر عدالت اقلیمی و تأمین مالی شفاف تأکید کردند و صندوق «خسارت و زیان» نخستین فراخوان خود را منتشر کرد. همزمان، پیچیدگیهای فنی ماده ۶ و مشکلات زیرساختی نشست مطرح شد. تحلیلها نشان از آن داشت که بحران اعتماد، جابهجایی قدرتها و نیاز به اصلاح ساختارهای مالی و تصمیمگیری در قلب مذاکرات قرار دارد. به باور من اعلامیه بدون تعریف شفاف و ساز و کار اجماعی، مفهوم «اطلاعات درست اقلیمی» را مطرح میکند. چالش اصلی عدم شفافیت مرز میان اطلاعات نادرست، تفسیر علمی متفاوت و نقد سیاستی است. خطر از آنجا شروع میشود که روایتهای مسلط علمی- سیاسی به ویژه روایت کشورهای ثروتمند به عنوان حقیقت تثبیت میشوند و دانش بومی، تجربههای محلی و روایتهای جنوب جهانی به حاشیه رانده میشوند و ناخواسته به ابزاری در جهت تک صدایی اقلیمی، نه تقویت گفتگوهای علمی تبدیل شوند.
روز چهارم:
تمرکز اصلی بر تدوین نقشه راه جهانی خروج از سوختهای فسیلی بود؛ برزیل و متحدان اروپایی و آمریکای لاتین از آن حمایت کردند اما تولیدکنندگان بزرگ انرژی (مثل عربستان و چین) مخالف بودند.
فعالان و جوامع بومی نیز کمپین معاهده منع گسترش سوختهای فسیلی را تقویت کردند. در بخش سازگاری، کشورهای آفریقایی و عربی خواستار تعویق تصویب شاخصهای جهانی شدند. برزیل برنامه «سلامت-اقلیم» را معرفی کرد و کمک ۳۰۰ میلیون دلاری بینالمللی اعلام شد. با این حال، دستور جلسه نهایی به دلیل اختلافات مالی، تجاری، هدف ۱.۵ درجه و شفافیت بسته نشد. گزارشهای علمی نشان دادند جهان همچنان در مسیر گرمایش ۲.۶ درجه قرار دارد. نتیجه نشست امروز، حذف سوختهای فسیلی، بدون عدالت سازگاری و شفافیت، پیشرفت واقعی ممکن نمیباشد.
روز پنجم:
بر انرژی، صنعت و مسائل مالی متمرکز بود و پیام اصلی آن گذار از اهداف روی کاغذ به اجرایی شدن مصوبهها بود. «برنامه اقدام سوختهای آینده» برای چهار برابر کردن سوختهای پایدار تا ۲۰۳۵ راهاندازی شد و بیانیه «صنعت سبز جهانی» پذیرفته شد، تا بخش بزرگی از تولید فولاد جهان زیر استانداردهای مشترک کربنی قرار گیرد. ائتلافهای بینالمللی برنامههایی برای توقف تدریجی زغالسنگ و کاهش عرضه نفت و گاز معرفی کردند. در بخش حملونقل، کشورها به کاهش مصرف انرژی و افزایش سهم سوختهای پاک متعهد شدند. در بیرون سالن، اعتراضات بومیان آمازون هنوز ادامه داشت و ریاست اجلاس با آنان دیدار کرد. بطور کلی تصویری از اقتصاد پسافسیلی با این کلید واژه که موفقیت وابسته به اعتماد، عدالت و اجرای واقعی است، ارائه شد.
روز ششم:
با تمرکز بر پیوند اقلیم و تجارت برگزار شد. برزیل «مجمع یکپارچه اقلیم و تجارت» را راهاندازی کرد تا قواعد تجاری با اهداف اقلیمی هماهنگ شوند. ابزارهای تازه برای استانداردسازی سرمایهگذاری سبز معرفی شد و نشست وزرا از مالیاتهای همبستگی همانند پروازهای لوکس حمایت کرد. همچنین ۱۴ زیرساخت ملی جدید برای تأمین مالی اقلیم نیز اعلام شد و نخستین اجلاس مالکان دارایی با سرمایه عظیم شکل گرفت. بازارهای کربن و کاهش آلایندههای کوتاه عمر مانند متان در اولویت قرار گرفتند. در این روز مذاکرات تا حدودی جهت سیاسی گرفت و چهار گره اصلی (مالیه، تجارت، هدف ۱.۵ درجه و شفافیت) همچنان باز ماند. بزرگترین راهپیمایی اقلیمی با حضور دهها هزار نفر در بیرون از سالن برگزار شد.
شاید در ابتدای امر موضوع «مجمع یکپارچه اقلیم و تجارت» تلاشی پر مناقشه و بلند پروازانه برای پیوند دادن بین دو منطق متفاوت "حفاظت اقلیمی" و "آزادسازی تجارت" باشد، زیرا اقلیم یک کالای عمومی جهانی نیست، در حالی که تجارت بر مزیتهای رقابتی، سود و رشد بنا شده است. لذا بایستی با سازگار کردن استانداردها، ناخودآگاه سیاست اقلیمی به زیر مجموعهای از قواعد تجاری تبدیل نشود.
روز هفتم:
روز هفتم نشان داد که اجلاس در نقطه تصمیم است، زیرا با انتشار متنهای رسمی مذاکرات وارد مرحله حساستری شد. کشورهای آسیبپذیر بر عدالت و شفافیت پافشاری بیشتری داشتند. متن پیشنهادی ماده ۶ توافق پاریس شامل گزینههایی همچون همکاریهای داوطلبانه و بازارهای کربن بود، اما اختلافات بر سر اعتبارسنجی و سهم صندوق سازگاری هنوز ادامه داشت. ائتلاف مالیات بر پروازهای لوکس گسترش یافت و کشورهای بیشتری به آن پیوستند. در بخش مالی، حجم تعهدات و دسترسی کشورهای در حال توسعه به منابع جدید همچنان حل نشده باقی ماند. فشار خیابان در بیرون سالن اجلاس، اعتراض هزاران نفر از جوامع بومی و فعالان محیط زیست با شعار «نجات آمازون = نجات اقلیم» باز هم ادامه داشت.
فراموش نکنیم کشورهایی که کمترین نقش را در بحران داشتهاند، بیشترین هزینهها را میپردازند. وقتی رهبران با جت خصوصی به کنفرانس اقلیمی میآیند، این پیام را میتوان درک کرد که کاهش انتشار برای عموم لازم است، نه برای تصمیمگیران! پروازهای لوکس در حقیقت بیانیهای ناگفته و نانوشته درباره قدرت نابرابری و صداقت در سیاست اقلیمی است، زیرا تغییر رفتار از بالا بایستی آغاز شود.
روز هشتم:
با محوریت جنگلها، اقیانوسها و جوامع بومی برگزار شد. برزیل تأکید کرد که بدون حفاظت از جنگلهای استوایی، هدف ۱.۵ درجه دستنیافتنی است. بزرگترین صندوق تاریخ برای حفاظت جنگلهای استوایی (TFFF) راهاندازی شد و تعهدات تازهای برای تثبیت حقوق زمین جوامع بومی اعلام گردید. ابتکارهای اقتصاد زیستی و کشاورزی باز تولیدی نیز معرفی شدند. همچنین مرکز جهانی مدیریت آتش زیر نظر (FAO) تأسیس شد و گزارش جهانی متان ۲۰۲۵ هشدار داد که فاصله زیادی با تعهد جهانی متان باقی مانده است.
روز هشتم نشان داد طبیعت و حقوق بومیان دیگر موضوع جانبی نیست، بلکه ستون اصلی سیاست اقلیمی بایستی به حساب بیاید. لیکن با وجود تمامی پیشرفتها، چهار مشکل اصلی مذاکرات (مالیه، تجارت، هدف ۱.۵ درجه و شفافیت) همچنان حل نشده باقی بود.
روز نهم:
پیام اصلی این روز به اکوسیستمها و اقیانوسها اختصاص داشت، با تاکید بر اینکه حفاظت از طبیعت و معیشت مردم جداییناپذیر است. هفده کشور به چالش Blue NDC پیوستند و شبکه جهانی One Ocean Partnership با هدف ۲۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری برای اقتصاد آبی شکل گرفت. ابتکارهای تازهای نیز برای حفاظت از مانگروها، تالابها و جنگلهای تولیدی معرفی شد و ائتلافی برای چوب پایدار در ساختمانسازی ایجاد گردید. نقش جوانان، شرکتهای کوچک و متوسطه و همکاری جنوب- جنوب در ارائه راهحلهای طبیعت محور برجستهتر شد. روز نهم نشان داد اجلاس از شعار به سمت اقدام ساختاری حرکت کرده است؛ اما موفقیت این ابتکارها وابسته به حل چالشهای سیاسی بزرگتر است.
روز دهم:
در این روز تمرکز بر کشاورزی، امنیت غذا و عدالت اجتماعی بود که نشان میداد این موضوع در قلب سیاست اقلیمی قرار دارد. ابتکار RAIZ (حفاظت از محیط زیست باید از ریشهها شروع شود)، همچنین احیای اراضی تخریب شده و کشاورزی مقاوم مورد بررسی قرار گرفت. برنامههای کاهش متان کشاورزی و حمایت مالی از کشاورزان کوچک مطرح شد. در سطح سیاسی، گوترش و لولا وارد مذاکرات شدند تا بنبستهای چهارگانه مطرح شده را بررسی کنند. لیکن هنوز سایه سنگین اختلافها بر سر نقشه راه خروج از سوختهای فسیلی و بحران بازار کربن وجود داشت. فراموش نشود نشستهای ویژه زنان بر نقش حیاتی آنان در تابآوری اقلیمی در روز دهم نیز تأکید شد و پروتکل جدیدی برای حمایت از زنان در شرایط اضطراری معرفی گردید.
معتقدم در این روز هر چند تمرکز بر کشاورزی، امنیت غذا و عدالت اجتماعی بسیار پررنگ بود، اما همچنان شکافهای مفهومی، ساختاری و عدالت محور آشکار بود، زیرا در موضوع کشاورزی تمرکز بر «بهرهوری و تابآوری» بود نه تخریب زمین و نابرابریها! امنیت غذا مترادف با افزایش تولید نیست، در حالی که ریشه گرسنگی در فقر، نابرابری و توزیع ناعادلانه، احتکار، سفتهبازی و اسراف است؛ به همین علت عدالت اجتماعی بدون اصلاح نظامهای ساختاری غیر ممکن است.
روز یازدهم:
حادثه غیرمنتظره آتشسوزی در بخش «زونای آبی» محل مذاکرات در روز یازدهم باعث تخلیه موقت سالن شد. در عین حال شکاف عمیق میان گفتار رسمی و واقعیت میدانی را نیز عریان کرد و نشان داد که امنیت و زیرساخت بخش مهمی از موفقیت اجلاس است. در مذاکرات، بنبست مذاکرات بر سر خروج از سوختهای فسیلی هنوز هم ادامه داشت و زبان «گذار از سوختهای فسیلی» از متن موقت نیز حذف شد. کشورهای در حال توسعه فشار بیشتری برای افزایش تأمین مالی وارد کردند و ابزارهایی همانند مالیات پروازهای لوکس دوباره مطرح شد. در ادامه روند مذاکرات وارد فاز تصمیمگیری شد، با وجود ادامه چهار چالش اصلی، نشان از آن بود که اغلب سیاستهای اقلیمی همچنان واکنشی هستند. روز یازدهم نقطهگذار، از شعار به سمت تصمیمگیری بود، اما شکاف میان تولیدکنندگان و کشورهای آسیبپذیر همچنان مانع توافق قوی کاملا آشکار بود.
روز دوازدهم:
آخرین روز اجلاس با هشدار جدی ریاست اجلاس همراه شد: «خطر شکست کامل وجود دارد». بیش از سی کشور اعلام کردند متن فعلی را امضا نمیکنند، زیرا هیچ اشارهای به خروج از سوختهای فسیلی ندارد. پیشنویس جدید فاقد نقشه راه انرژی و تعهد الزامآور است و تنها بر مکانیسمهای داوطلبانه تکیه دارد؛ همین موضوع موجی از انتقاد میان کشورها و دانشمندان ایجاد کرد. بحران تأمین مالی حل نشد، تا حدی که کشورهای در حال توسعه هشدار دادند بدون تضمین واقعی برای سازگاری، توافقی امضا نخواهند کرد. در متن «موتیرائو» برای نخستین بار به موضوع «اُورشوت» هدف ۱.۵ درجه اشاره شد، یعنی عبور موقت از این آستانه و تلاش بیشتر برای بازگشت! روز دوازدهم نشان داد که اجلاس در آستانه شکست است؛ زیرا بدون مصالحه بر سر سوختهای فسیلی و مسائل مالی، دستاوردها احتمالا تنها در حد اعلامیه باقی خواهد ماند.
زمانی که در آخرین روز رئیس اجلاس خطر نابودی زمین را به جهانیان یادآوری میکند، میتوان آنرا هم به عنوان هشدار صادقانه هم به مثابه اعترافی دیر هنگام به بحران ساختار دیپلماسی اقلیمی تحلیل کرد. وقتی از "خطر شکست کامل" سخن گفته میشود مسئله دیگر اختلاف بر سر چند بند یا عدد نیست، نشانهای از ناتوانی ساختاری کاپها در تولید تصمیمات الزامآور است. سیستمی که بقای سیاره را به اجماع سیاسی شکننده گره میزند و در لحظات بحرانی فلج میشود. شاید این هشدار باید در آغاز اجلاس یا حتی قبل از آن مطرح میشد، خطر شکست بدون نام بردن از عوامل اصلی نوعی بیطرفی ظاهری و البته ناعادلانه است!
ایران
در این اجلاس هیئت ایران چالشهایی در مورد کاهش سطح آب دریای خزر حوضههای آبریز و همکاری منطقهای برای حفاظت از منابع آب، احیای تالابها و حفظ تنوع زیستی، جلب حمایتهای فنی و مالی جهانی و تاثیرات تغییر اقلیم بر منابع آبی و همکاری منطقهای برای حفاظت از محیط زیست و مدیریت پایدار منابع طبیعی را مطرح کرد. متاسفانه با وجودی که ایران نیاز شدیدی به یاری علمی، اقتصادی جهانی دارد و در تنگناهای اقتصادی و موقعیت خاص جغرافیایی نیز قرار دارد، در این اجلاس در حد معاون رئیس جمهور (رئیس سازمان حفاظت محیط زیست) و تیم همراه شرکت داشت. در عین حال یادآوری این نکته ضروری بنظر میرسد که در سطح جهانی بیش از ۲۳۰۰ خبرنگار از طرف حدود ۱۰۰۰ رسانه این اجلاس را پوشش داده بودند، لیکن هیچ گزارش رسمی از حضور خبرنگاران مستقل ایرانی به عنوان نماینده رسانههای ایرانی در برزیل منتشر نشده است، و اخبار فقط از طریق هیئت رسمی یا گزارشهای بینالمللی دریافت و باز نشر شده است. اخبار اجلاس در رسانههای ایران نسبت به اهمیت آن به طور کلی از هیچ، کمی بیشتر بود و انعکاس زیادی نداشت. اغلب رسانههای دولتی در حد بسیار ضعیفی این اجلاس مهم را بدون پوششهای تحلیلی یا پیگیریهای عمیق موضوعات اصلی پوشش میدادند. بسیاری از رسانهها تنها اخبار مربوط به حضور هیئت ایرانی، مواضع رسمی، واکنشها و مخارج سفر را در رسانههای ایران برجسته کردند. در واقع اکثر پوششها در رسانههای تخصصی یا بخشهای محیطزیستی فقط به چشم میخورد.
با وجود تمام نقاط قوت و ضعف در این اجلاس و شکل اعزام هیئت ایرانی یادآوری چند نکته ضروری بنظر میرسد.
چالشهای فعلی ایران:
الف. وابستگی شدید اقتصاد به سوختهای فسیلی؛
ب. ضعف در نظام پایش و گزارشدهی اقلیمی؛
ج. کمبود منابع مالی برای پروژههای انرژی غیر فسیلی؛
د. عدم هماهنگی نهادی میان وزارتخانههای مربوطه؛
ه. عدم سواد محیط زیستی مسئولین و اکثریت مردم؛
و. عدم ارتباط مستمر با جهان به علت مسائل سیاسی و تحریمها؛
با وجود موقعیت ممتاز جغرافیایی برای استفاده مطلوب از ظرفیتهای انرژی پاک راهکارها و سناریوهای احتمالی عبارتند از:
الف. تدوین نقشه راه ملی با هدف افزایش سهم انرژیهای پاک؛
ب. برقراری دیپلماسی زیست محیطی قوی و عقلانی خارج از مسائل سیاسی؛
ج. حضور موثر و فعال همراه با تعاملی سازنده در نشستهای بینالمللی؛
د. جذب و دعوت از نیروهای علمی متخصص؛
ه. استفاده از ساز و کارهای مالی جهانی در جهت جذب سرمایه در پروژههای کنترل و بهینهسازی محیط زیست با کمک از انرژیهای پاک.
نتیجه:
تغییر اقلیم یکی از مهمترین چالشهای قرن حاضر است، لیکن با وجود هشدارهای سریع نهادهای علمی و سازمانهای بینالمللی درباره تشدید بحران اقلیمی، میزان توجه عملی دولتها نشان میدهد که محیط زیست هنوز به یک اولویت واقعی در تصمیمسازیهای سیاسی تبدیل نشده است شکافی که پیامدهای آن فراتر از مرزها خواهد بود. لذا انسان امروز با وجود تمام کاستیها برای ادامه حیاط چارهای جز مهربانی بیشتر با زمین ندارد. به همین علت با برقراری و شرکت فعال در چنین اجلاسهایی نقش بازیگران کشورها در سطوح و خرد و کلان در مسیر کاهش استفاده از انرژیهای قدیمی و حرکت در جهت استفاده از انرژیهای پاک و سازگار با محیط در جهت رسیدن به توسعه پایدار ندارد.
متاسفانه حضور هیئت ایرانی بیشتر حالت ثبت حضور فیزیکی داشت تا اثرگذاری فعال، برای نمونه موضعگیری پررنگ و ابتکاری درباره مسائل کلیدی مانند متان، سازگاری یا گذار عادلانه نداشت، با وجود اینکه ایران یکی از آسیبپذیرترین کشورهای جهان در برابر موج گرما خشکسالی فرونشست زمین و ناامنی آب و غذاست اما این واقعیت به طور منسجم در روایت هیئت ایرانی بازتاب کاملی نداشت. هیئت ایرانی کمتر نشان داد که اقلیم مسئلهای فراتر از محیط زیست و مستقیماً مرتبط با امنیت آب و غذا، سلامت عمومی، مهاجرتهای اجباری و ثبات اجتماعی است.
براین اساس ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی خشک و نیمه خشک خود بیش از بسیاری از کشورها خواه ناخواه در معرض پیامدهای آن قرار دارد، افزایش دما، کاهش و ناپایداری بارشها، تداوم خشکسالیها و افزایش رخدادهایی مانند سیل، گرد و غبار، امنیت زیستی، اقتصادی و اجتماعی کشور را تهدید میکند. لذا تغییر اقلیم به طور مستقیم باعث کاهش منابع آب تجدیدپذیر، افت تولید کشاورزی، فرونشستهای پی در پی زمین، خشک شدن تالابها و تشدید نابرابریهای منطقه شده است. بدون تردید ادامه این روند میتواند به بحرانهای جدی در امنیت غذایی، سلامت عمومی و پایداری شهرها منجر شود. اهمیت توجه بیشتر به تغییر اقلیم در ایران از آن جهت است که بسیاری از آسیبها هنوز قابل پیشگیری یا کاهش هستند. مدیریت پایدار منابع، اصلاح الگوی مصرف، سازگاری با اقلیم جدید، توسعه انرژیهای پاک، حفاظت از منابع طبیعی و افزایش آگاهی و سواد انرژی از مهمترین اقدامات میتواند بشمار آیند. آری، تغییر اقلیم در ایران در حال حاضر صرفاً یک مسئله زیست محیطی نیست بلکه یک چالش ملی و بین نسلی است که نیازمند سیاستگذاریهای علمی، مشارکت اجتماعی و اقدام فوری در سطح محلی و ملی است.
نویسنده
رضا فضلعلی
رضا فضلعلی، پژوهشگر مهمان مرکز پژوهش های علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه در گروه روندهای فکری در خاورمیانه است. نامبرده دانش آموخته دکتری علوم سیاسی گرایش مسایل ایران در دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج می باشد. حوزه مطالعاتی او مسائل خاورمیانه و تروریسم نوین است.