توافق نفتى دوحه و ثبات بازار انرژى

نوع مطلب: ترجمه

توافق روسیه، عربستان، ونزوئلا و قطر در 16 فوریه در دوحه در مورد عدم افزایش تولید نفت و حفظ سقف تولید ژانویه 2016 هرچند می تواند نقطه اغاز خوبی برای مدیریت بازار باشد اما در عمل نتوانست ثبات را به بازارهای نفت بازگرداند چرا که به باور بسیاری از کارشناسان حساسیت بازار به اقداماتی که با هدف مدیریت جو روانی حاکم بر بازار صورت می گیرد کم شده و عوامل بنیادین بازارهای فیزیکی نفت خام شامل عرضه و تقاضا و توازن بین این دو نقش مهمتری را ایفا می کنند. به نظر می رسد در صورتی که سقف تولید مورد نظر برای این مهم همان سقف تعیین شده در سال 2011 یعنی 30 میلیون بشکه در روز باشد و سیستم سهمیه بندی در اوپک مجددا احیا شود و تولید کنندگان غیر اوپک نیز نسبت به مدیریت بازار تعهد بیشتری داشته باشند واکنش بازار به سمت توازن بیشتر بین عرضه و تقاضا و ایجاد ثبات بیشتر در بازارها خواهد بود.

 

از اواسط سال 2014 روند نزولی قیمت های نفت اغاز شد و قیمت های نفت از 110 دلار در هر بشکه به کمتر از 30 دلار در هر بشکه در ژانویه 2016 کاهش یافته است.در اوپک برخلاف گذشته عربستان سعودی، امارات متحده عربی، قطر و کویت از سیاست حفظ سهم بازار برای از میدان به در کردن تولید نفت خام های گران قیمت و متعارف حمایت کردند که درست در نقطه عکس سیاست مورد نظر ایران برای ایجاد ثبات در بازارهای نفت قرار داشت. ایران همواره بر حفظ سقف تولید و سیستم سهمیه بندی به عنوان ابزاری برای مدیریت بازار تاکید داشته است. هرچند بسیاری از کارشناسان بر این باورند که در پشت پرده اصرار عربستان و هم پیمانانش برای پیگیری سیاست حفظ سهم بازار وزن اهداف سیاسی و ژئوپلیتیکی بیش از اهداف اقتصادی و ثبات در بازارهای نفت است.

 

عربستان سعودی میزان تولید نفت خود را از اواسط سال 2014 افزایش داده و در ماه ژانویه سال جاری 2/10 میلیون بشکه در روز نفت تولید کرده است. قبل از سال 2015، در طی سه دهه گذشته، عربستان هیچ گاه بیشتر از 10 میلیون بشکه در روز تولید نمی کرد. روسیه هم در ماه ژانویه 2/11 میلیون بشکه در روز تولید داشت. واقعیت امر اینست که هر دو کشور در حال حاضر حد نصاب تولید خود را دارند و ظرفیت تولید مداوم بیشتری ندارند. پس عدم افزایش تولید در این دو کشور بیشتر جنبه نمادین دارد و با هدف مدیریت جو روانی بازار است.

 

عراق نیز اعلام کرده که میزان تولیدش در ژانویه سال 2016 حدود 4/4 میلیون بشکه در روز بوده است. این در حالی است که بسیاری از کارشناسان این سقف تولید را غیر واقعی و متورم و صرفا برای حفظ حد نصاب سقف تولید در صورت پیوستن این کشور به توافق دوحه اعلام کرده اند. با توجه به کاهش شدید قیمت های نفت به نظر نمی رسد که حد اقل در کوتاه مدت اهداف برنامه های تولید این کشور محقق شود و افزایش تولید قابل توجهی صورت پذیرد.

 

ایران که با گروه 1+5 بر سر برنامه هسته ای اش به توافق رسیده و با اجرایی شدن برجام به تازگی تحریم های بین المللی بر علیه این کشور لغو شده در نظر دارد میزان تولید خود را افزایش داده و سهم بازار از دست رفته خود در دوران تحریم را مجددا به دست آورد از اینرو منطقی به نظر نمی رسد که به جمع تولید کنندگان متعهد به توافق دوحه بپیوندد هر چند از این اقدام به عنوان یک نقطه شروع مثبت حمایت کرده است.

 

دیگر تولید کنندگان عضو اوپک و غیر اوپک هم در حال حاضر با حداکثر توان خود تولید می کنند و بعضی مثل عمان اعلام کرده اند که در صورت توافق دیگر تولید کنندگان حاضر به کاهش تولید 10 درصدی هستند و بعضی مثل قزاقستان پیوستن به توافق دوحه را به نفع منافع ملی و اهداف توسعه خود ندانسته اند.

 

واقعیت امر اینست که بر اساس آخرین گزارش آژانس بین المللی انرژی، بازار های جهانی نفت با مازاد عرضه حدود 2 میلیون بشکه در روز مواجه است و میزان ذخیره سازی ها از متوسط پنج ساله بسیار بیشتر است. با توجه به رشد اقتصادی جهان به ویژه کشورهای در حال توسعه ای مثل چین، در صورتی که بازار مدیریت نشده و ثبات در بازار به عوامل بنیادین بازارهای نفت سپرده شود، ایجاد توازن در بازار به طور خوشبینانه بیش از دو سال زمان خواهد برد و این زمان نه تنها باعث آسیب جدی به اقتصاد کشورهای تولید کننده نفت که اغلب اقتصادی وابسته به درآمدهای نفتی دارند می شود بلکه کاهش شدید سرمایه گذاری در بخش های بالادستی و پایین دستی نفت را به دنبال خواهد داشت که در میان مدت به عدم توازن بین عرضه و تقاضا اما اینبار به نفع تقاضا منجر خواهد شده و در نتیجه قیمت های نفت مجددا با افزایش قابل توجهی مواجه خواهد شد.

 

هر چند بسیاری از کارشناسان شرایط بازار نفت را در چارچوب چرخه ای تحت عنون Pig Cycle تعریف می کنند که بر اساس آن قیمت های نفت در رابطه متقابل معادله عرضه، تقاضا، سرمایه گذاری و شرایط اقتصاد جهانی افزایش و کاهش می یابد اما به نظر می رسد بستر تاثیرگذاری متقابل این چهار عامل تغییر کرده است. تاثیر توسعه تکنولوژی در اقتصادهای دانش محور به ویژه در تولید منابع غیر متعارف نفتی بیش از گذشته شده و از سوی دیگر جو روانی بازار به راحتی تحت تاثیر اخبار ناشی از اختلال های نفتی و یا سیگنال های صادر شده از سوی بازیگران مهم بازار قرار نمی گیرد. 

 

هر چند توافق دوحه می تواند گام اول در بازگرداندن ثبات به بازار باشد اما با توجه به واقعیت بازارهای فیزیکی این اقدام بیشتر جنبه نمادین دارد و در بازارهایی که حساسیت خود را به سیگنال هایی از این دست از دست داده اند، تاثیر چندانی ندارد. در صورتی این سیگنالها می تواند تاثیر گذار باشد که اقدامات عملی در بازارهای فیزیکی نفت خام نیز اتفاق بیفتد. 

 

با توجه به اینکه سیاست حفظ سهم بازار مورد حمایت عربستان و هم پیمانانش در اوپک تا کنون تاثیر چندانی در ایجاد ثبات در بازار نداشته و تنها باعث کاهش روزانه 400 هزار بشکه در روز شده و تضمینی هم وجود ندارد که این سیاست در اینده پاسخ مقتصی را داشته باشد به نظر می رسد با کمی تغییر در توافق دوحه شامل تعیین سقف تولید اوپک 30 میلیون بشکه در روز اوپک که در سال 2011 بر روی آن توافق شد برای اعضای اوپک و سقف تولید قبل از آغاز روند نزولی قیمت های نفت برای تولید کنندگان غیر اوپک و همچنین ارائه راهکارهایی برای تعیین سقف تولید برای تولید کنندگان نفت خامهای غیر متعارف به ویژه در امریکا می توان به تدریج گامهای عملی برای مدیریت عوامل بنیادین بازار را برداشت و ثبات را به بازارهای نفت بازگرداند. 


نویسنده

مریم پاشنگ

 مریم پاشنگ پژوهشگر ارشد مهمان در پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه است، همچنین مدیر گروه امنیت انرژی در این دوره می باشد. وی فارغ التحصیل مقطع دکتری رشته روابط بین الملل در دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران می باشد. حوزه مطالعاتی خانم پاشنگ مطالعات امنیت انرژی و مسائل خاورمیانه است.