سیاست خارجی و تمدن ایرانی

تعداد 43

درس گفتارهاي استاد فرهنگ رجايي در انديشه شناسي مقايسه اي با محور؛ انديشه و انديشه ورزان ماندگار در امرسياسي

۸ آذر ۱۴۰۰

گروه مطالعات متن هاي اساسي به همراه گروه روندهاي فكري و گروه سياست و تمدن ايراني مركز مطالعات خاورميانه ، چهارمين جلسه از سلسله درس گفتارهاي متن ها انديشه و انديشه ورزان ماندگار در امر سياسي را برگزار مي نمايد؛

سلسله درس گفتارهای استاد فرهنگ رجایی

حاکم آرمانی در نظرگاه کنفوسیوس، اندیشه سیاسی در شرق؛ ناحیه چین

۲۳ آبان ۱۴۰۰

گروه مطالعات متن هاي اساسي به همراه گروه روندهاي فكري و گروه سياست و تمدن ايراني مركز مطالعات خاورميانه ، سومین جلسه از سلسله « درس گفتارهای متن ها و اندیشه ورزان ماندگار در امر سیاسی» را برگزار می نماید:

درس گفتارهاي دكتر فرهنگ رجايي

انديشه و انديشه ورزان ماندگار در امر سياسي

۸ آبان ۱۴۰۰

گروه مطالعات متن هاي اساسي به همراه گروه روندهاي فكري و گروه سياست و تمدن ايراني مركز مطالعات خاورميانه ، دومين جلسه از سلسله درس گفتارهاي متن ها انديشه و انديشه ورزان ماندگار در امر سياسي را برگزار مي نمايد؛

خوجه؛ اقلیت شیعه

نویسنده: مریم خالقی نژاد  |   ۱۰ مهر ۱۴۰۰

«خوجه» نام طایفه ای با جمعیت تقریبی 125 هزار نفری معتقد به دین اسلام و دارای مذهب اثنی عشری می­باشد. ریشه ی این نام از کلمه فارسی به نام ارباب گرفته شده که نصبِ آنها از منطقه کچ و ایالت گجرات هند سرچشمه می گیرد. در منابع تاریخی ثبت شده که شش قرن پیش مبلغان اسماعیلی ایرانی به هند اعزام شده و گروهی از هندی ها به دین اسلام و سپس تشیع روی آورده اند

بلوچ ­های ایرانی در آفریقا

نویسنده: مریم خالقی نژاد  |   ۱۲ مرداد ۱۴۰۰

از آغاز شکل­ گیری تمدن ایرانی تا کنون، یکی از مهمترین عواملی که موجب رشد و گسترش ارزش ­های فرهنگیِ این تمدن عظیم شده ، مهاجرت اقوام ایرانی به سرزمین­های مختلف بوده است که اقوام مهاجر توانسته­ اند همراه خود ارزش­ها و فرهنگ های تمدنی را در جامعه مقصد نشر و ترویج دهند. اگرچه در زمان ­های قدیم، این انتقال فرهنگ و تمدن در بیشتر موارد به صورت ناخوداگاه و بدون برنامه­ریزی حکمرانان، توسط اقوام صورت می­گرفته که یکی از این موارد قومیت بلوچ در افریقا می­  باشد.

همایش

گروه مطالعات سیاست و تمدن ایرانی با همکاری گروه روندهای فکری در خاورمیانه برگزار می کند؛

۱۹ تیر ۱۴۰۰

تاریخ نگاران در فاصله ی میان دوران قدیم و جدید تاریخ ایران، از دوره ای یاد کرده اند که آن را آستانه ی تجدد ایران نامیده اند. دوره ای از بحران و تغییرات پرشتاب که در طی آن زبان سیاسی و اجتماعی و به ویژه مفاهیم بنیادی ، دست خوش تحول و دگردیسی شده اند. دورانی که یکی از اساسی ترین جنبش های فرهنگی ، سیاسی و اجتماعی ایران را در خود جای داده که از آن با عنوان جنبش مشروطه خواهی ملت ایران یاد کرده اند. در این دوران با ورود مفاهیم نوآیین به قلمرو اندیشه ی سیاسی و اجتماعی و تحول در مضمون مفاهیم قدمایی و همزمانی آن با شتاب بی سابقه ی تحولات اجتماعی، تصور چرخنده از زمان تاریخی، جای خود را به دریافت بالنده از آن داد. اگر پیش از آن، انتظارات ایرانیان منطبق با تجربه ی حال و گذشته شان بود، در این دوران با شتاب بی سابقه ی تحولات سیاسی و اجتماعی، تخالفی میان قلمرو تجربه و افق انتظارات پدید آمد و انتظارات بیش از گذشته رو به سوی آینده ای نامعلوم نهاد. با در نظرداشتن چنین تحولی در دریافت از زمان ، مقارن با دوران آستانه ای، مفاهیم سیاسی واجتماعی بنیادی مانند وطن ، مقاومت، انقلاب، آزادی، حق، عدالت، مساوات، حکومت، دولت، قانون وغیره درجامعه ی ایرانی مضمون متفاوتی یافتندکه زمانمندی، ایدئولوژیک ، سیاسی و دموکرات شدن از ویژگی های اساسی آن ها بودند. این مفاهیم را از آن رو بنیادی دانسته اند که حرکت تاریخی جامعه را ثبت و به مثابه شاخص و عاملی برای آن عمل کرده اند. در ژرفای معنایی آن ها، ابهام ، چند لایه گی و انرژی برای تغییرنهفته است و اثرات بلند مدت و دائمی بر روند تحولات سیاسی واجتماعی داشته اند.